• 1404 شنبه 18 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6256 -
  • 1404 شنبه 18 بهمن

مسقط ۱۴۰۴: رقص سايه‌ها بر ميز مذاكره

بهمن اکبری

در سكوت نفس‌گير هشت ماهه‌اي كه بر روابط تهران و واشنگتن حاكم بود، ناگهان نجوايي از مسقط به گوش رسيد؛ نه صداي بلند ديپلماسي رسانه‌اي، بلكه زمزمه‌هاي حساب ‌شده «ديپلماسي پنهان». دور تازه گفت‌وگوهاي هسته‌اي ايران و امريكا در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، در پايتخت عمان و تحت سايه ميزباني هوشمندانه «بدر البوسعيدي»، وزير امور خارجه اين كشور برگزار شد. در پي اين ديدار، «شروع خوب»، «انتقال ديدگاه‌ها» و «توافق بر ادامه روند» كليدواژه‌هايي بود كه از زبان سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران شنيده شد. اما پشت اين الفاظ ديپلماتيك، چه واقعيت‌هاي استراتژيكي نهفته است؟ اين رخداد، تكرار يك تجربه تاريخي يا نقشه‌اي است نو براي گشايشي تازه؟

۱. نظريه در عمل: وقتي «بازي با حاصل جمع صفر» به «ميدان واسطه‌گري» تبديل مي‌شود

اين مذاكرات را بايد از سه منظر نظري تحليل كرد: 

ديپلماسي پنهان: عراقچي بر «غيرمستقيم» بودن گفت‌وگوها تاكيد كرد. اين، جوهره ديپلماسي پنهان است: كاهش حساسيت‌ها، دوري از چشم‌ رسانه‌ها و ايجاد فضايي امن براي تبادل واقعي پيام‌ها (گرچه درشت و ناگوار).

واسطه‌گري به مثابه هنر: عمان، نه يك ناظر منفعل، بلكه به عنوان «طرف سوم مورد اعتماد» كنشگري امين بود. سابقه اين كشور در ايفاي چنين نقشي - از توافق ۲۰۱۳ تا ميانجيگري‌هاي محرمانه - به آن كشور «اعتبار عمل» بخشيده است. نقش عمان فراتر از ميزباني بود؛ او « تسهيلگر، ناقل و مترجم پيام‌ها» بود.

نظريه بازي‌ها: دو بازيگر اصلي در دام يك «معماي پيچيده» گرفتار آمده‌ بودند: بي‌اعتمادي عميق، همكاري را ناممكن ساخته بود، در حالي كه عدم همكاري به زيان هر دو طرف بود. حضور عمان به عنوان يك «هماهنگ‌كننده بيروني»، هزينه‌هاي همكاري (از جمله هزينه‌هاي سياسي داخلي) را براي طرفين كاهش داد و مسير را براي گام‌هاي بعدي هموارتر ساخت.

۲. موشكافي بيانيه: ميان سطور «شروع خوب»

شروع خوب يا بازگشت به نقطه صفر؟  در ادبيات ديپلماسي، «شروع خوب» اغلب به معناي بازگشت به ميز مذاكره است پس از يك بن‌بست طولاني و نه دستيابي به پيشرفتي ملموس. البته اين عبارت، همزمان خوشبينانه و احتياط‌آميز است.

بي‌اعتمادي؛ غولي كه بايد نخست شكستش داد: اشاره صريح عراقچي به «بي‌اعتمادي بسيار بزرگ»، كليد فهم كل ماجراست. اين بي‌اعتمادي ريشه در وقفه مذاكرات، تحريم‌ها، پيشرفت‌هاي هسته‌اي و آتش بحران‌هاي منطقه‌اي (مانند جنگ غزه) دارد. بنابراين هدف اين دور از مذاكرات نه حل مساله كه «تشخيص بيماري» و «تجويز آغاز درمان» بود.

 انتقال ديدگاه به جاي چانه‌زني: تاكيد بر انتقال نگراني‌ها و منافع نشان مي‌دهد دو طرف هنوز در مرحله «شناسايي مواضع» و «تنظيم انتظارات» هستند. فاصله، عميق است و ساخت پل نياز به زمان دارد.

۳. عمان؛ معمار خاموش اعتماد

موفقيت اوليه اين دور را بايد مرهون نقش مهم عمان دانست. اين كشور با بهره‌گيري از: 

٭  سياست خارجي غيرمتعهد و دوري از اتحادهاي خصمانه،

٭   روابط تاريخي و كم‌تنش با هر دو طرف،

٭   سابقه درخشان در ميزباني مذاكرات حساس

 به عاملي تبديل شد كه هم كاركرد عملياتي (انتقال پيام) و هم كاركرد نمادين (ايجاد فضاي امن براي گفت‌وگو) داشت. مسقط بار ديگر ثابت كرد كه «ديپلماسي مدارا» مي‌تواند در ميانه ميدان جنگ قدرت‌ها، «جزيره امن» بيافريند.

۴. پيامدها و چالش‌ها: راه دراز پيش رو

الف) پيامدهاي منطقه‌اي: تداوم اين روند مي‌تواند اثراتي بس مهم بر ثبات منطقه خليج‌فارس داشته باشد، فضاي همكاري ايران و ديگر همسايگانش را - به ويژه عربستان - بهبود بخشد و تنش هسته‌اي را از كانون بحران‌زايي دور كند.

ب) واكنش بازيگران: محتمل است كه اسراييل با هر گونه توافقي مخالفت كند، در حالي كه قدرت‌هاي اروپايي - خسته از بن‌بست و نگران از تشديد بحران - از احياي گفت‌وگو استقبال خواهند كرد.

ج) چالش‌هاي پيشِ رو: 

 شكاف مواضع: امريكا بر محدوديت‌هاي هسته‌اي و مسائل منطقه‌اي پافشاري دارد و ايران بر لغو تحريم‌ها و تضمين‌هاي اقتصادي.

 فشارهاي داخلي: در دو سوي ماجرا، جناح‌هاي تندرو وجود دارند كه مصالحه را خيانت مي‌خوانند.

 رقابت با زمان: با نزديك شدن به انتخابات رياست‌جمهوري امريكا، «پنجره فرصت» به سرعت در حال بسته شدن است.

در جمع‌بندي و سناريوهاي محتمل مي‌توان گفت كه مذاكرات مسقط، گامي ضروري ولي ناكافي بود. موفقيت نهايي منوط به سه شرط است: تبديل گفت‌وگوهاي غيرمستقيم به مستقيم، ارايه طرح‌هاي عملياتي از سوي دو طرف و مديريت انتظارات.

سه سناريوي محتمل روبه‌روي اين روند است: 

۱. خوشبينانه: تداوم گفت‌وگو و دستيابي به يك «چارچوب مشترك عملياتي» در ماه‌هاي آينده.

۲. محتمل: ادامه مذاكرات در سطوح فني بدون توافق نهايي، به دليل اختلافات ساختاري و فشارهاي زماني.

۳. بدبينانه: وقفه‌اي ديگر در روند، به بهانه يك بحران منطقه‌اي يا تغيير جهت سياسي در يكي از پايتخت‌ها.

در نهايت مسقط ۱۴۰۴، روايتي ديگر از حكمت كهن ديپلماسي را به ياد مي‌آورد: حتي در تاريك‌ترين فصل بي‌اعتمادي، يك كانال گفت‌وگوي محرمانه و يك ميانجي معتمد مي‌توانند همچون شمعي كوچك، راه را براي عبور از بن‌بست نشان دهند، عمان اين نقش را ايفا كرد. اما روشن كردن مسير، با پيمودن آن متفاوت است. «شروع خوب» مسقط بايد با «اراده سياسي» در واشنگتن و تهران، «انعطاف استراتژيك» و «مديريت هوشمندانه بحران‌هاي منطقه‌اي» همراه شود تا اين ‌بار، داستان به سرانجامي متفاوت بينجامد.كارشناس مسائل منطقه‌اي 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون