نخستين رايزني غيرمستقيم ايران و امريكا
بعد از رويارويي دوازده روزه برگزار شد
شروع خوب
غلامرضا كريمي: هدف از رايزنيهاي نمايندگان ايران و امريكا در مسقط تلاش براي جلوگيري از تصاعد بحران در منطقه بود
محمدجواد حقشناس: اجماع داخلي، پيششرط موفقيت در هر مذاكره خارجي است
محمود صادقي: آغاز مذاكرات نشانهاي از تمايل طرفين به كنترل تنش است
مهدي بيك اوغلي
30: 13 دقيقه ظهر روز جمعه بود كه زنگ آغاز مذاكرات ايران و امريكا به صدا درآمد؛ مذاكراتي كه تا ساعت 16:50پس از 3 دور مذاكره به طول انجاميد. در اين فاصله زماني اما بسياري از ايرانيان با «التهاب» و «نگراني» و البته با چاشني «اميدواري»، پيگير اخبار گفتوگوها بودند. پرسشهايي از اين دست كه «مهمترين خروجي مذاكرات براي ايران و اقتصاد ايران چه خواهد بود؟ آيا دوطرف به يك توافق دست پيدا ميكنند؟ محتواي اين توافق احتمالي شامل چه مواردي است؟ جنگ محتمل است يا توافق؟» در اذهان عمومي ايرانيان جريان داشت. عباس عراقچي، وزير خارجه ايران پس از 3 ساعت و نيم مذاكره با طرف امريكايي براي پاسخ دادن به اين نوع ابهامات اعلام كرد: «اگر همين روند ادامه داشته باشد به نظرم به يك چارچوب خوب براي توافق خواهيم رسيد.» اما كامنتهاي خوشبينانه و بدبينانه در مورد دورنماي مذاكرات همچنان در فضاي مجازي و واقعي جريان دارد. گروهي هم تلاش ميكنند با عبور از رويكردهاي خوشبينانه يا بدبينانه، موضوع را واقعبينانه مورد ارزيابي قرار دهند. مذاكراتي كه ديروز 3 دور آن با حضور عباس عراقچي و تيم همراه از يك طرف و ويتكاف و جرد كوشنر داماد ترامپ همچنين فرمانده سنتكام در سوي ديگر جريان داشت. حضور معاون اقتصادي عراقچي در تيم ايران، اين معنا را به ذهن متبادر ميساخت كه مهمترين مطالبه ايران كاهش يا رفع تحريمهاست و حضور فرمانده سنتكام در نقطه مقابل نيز حاكي از اين بود كه مطالبات امريكا بيشتر در حوزه مسائل نظامي و امنيتي جريان دارد. با انتشار خبر پايان مذاكرات حول و حوش16:50 دقيقه تسنيم نوشت: «دو كشور تفاهم كردهاند كه اين گفتوگوها در موعد ديگري ادامه پيدا كند.» چراغ نخست اظهارنظرهاي تيمهاي مذاكراتي را اما عراقچي روشن كرد. وزير خارجه ايران در پاسخ به اين پرسش كه مذاكرات را چطور ديديد؟ اعلام كرد: «شروع خوبي بود، ميتواند ادامه خوبي هم داشته باشد.» او همچنين تاكيد كرد: «گفتوگوهاي طولاني و فشردهاي داشتيم، از ۱۰ صبح تا 6 بعدازظهر جلسات متعددي به صورت غيرمستقيم برگزار شد.» عراقچي در پاسخ به پرسش ديگري درخصوص راند بعدي گفتوگوها و اينكه تا چه اندازه ممكن است منجر به توافق شود؟ گفت: «ادامه گفتوگوها منوط به اين است كه در پايتختها مشورت كنيم كه چگونه ادامه دهيم.» مذاكرهكننده ارشد ايران يادآور شد: «اگر همين روند ادامه داشته باشد به نظرم به يك چارچوب خوب براي توافق خواهيم رسيد.» پس از عراقچي نوبت به بقايي، سخنگوي وزارت خارجه رسيد كه اعلام كند: «دوطرف تفاهم كردند كه در مشورت با پايتختها راجع به دور بعدي گفتوگوها تصميمگيري نمايند.» خبرنگار صدا و سيما هم تصوير چت خود با يكي از اعضاي تيم مذاكرهكننده ايراني را منتشر كرد كه تفسير خود از مذاكرات و دورنماي توافق احتمالي را با ابياتي از مثنوي معنوي تصويرسازي كرده بود. حميد قنبري نوشت: «مدتي اين مثنوي تاخير شد، مهلتي بايست تا خون شير شد/ تا نزايد، بخت تو فرزند نو، خون نگردد شير شيرين خوش شنو...» اين عبارات حميد قنبري، معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت خارجه اما بازخوردهاي قابلتوجهي در فضاي مجازي پيدا كرد و برخي تحليلگران استفاده از واژگاني چون «تبديل خون به شير»، «زادن فرزند نو» و... را به معناي چشمانداز روشن در مذاكرات تفسير و تحليل كردند. در اين ميان نحوه اطلاعرساني خبرنگار صدا و سيما هم بازخوردهاي بسياري در فضاي مجازي پيدا كرد. عليرغم اينكه برگزاري مذاكرات در مسقط عمان و حفاظت شديد از انتشار اخبار توسط رسانههاي غربي فضايي را براي صدا و سيما ايجاد كرده بود كه بتواند تصويري شفاف و لحظهاي از مذاكرات ارايه كند،
اما همچنان رويكرد غيرحرفهاي و غيرتخصصي خبرنگاران اين رسانه در بازتاب رخدادهاي مرتبط با مذاكرات مشهود بود. اوج اين بيخبري زماني احساس شد كه فرمانده سنتكام در محل مذاكرات حضور پيدا كرد. درحالي كه خبرنگار صدا و سيما در محل مذاكرات حضور داشت خبر حضور فرمانده سنتكام در مذاكرات را باتوجه به اعلام رسانههاي معتبر، موثق اعلام كرد! اعتماد اما براي آگاهي از ابعاد مختلف مذاكرات و چشماندازهاي احتمالي سراغ محمدجواد حقشناس و محمود صادقي، تحليلگران سياسي رفته تا ضمن تحليل اين دور از مذاكرات، تصويري از دورنماي آينده و مطالبات دوطرف به دست بياورد.
محمدجواد حقشناس: اجماع داخلي، پيششرط موفقيت در هر مذاكره خارجي است
محمدجواد حقشناس، فعال سياسي و فرهنگي اصلاحطلب با مقايسته تطبيقي همه تجربيات قبلي ايران از مذاكره با امريكا و تفاوت آن با تجربه فعلي ميگويد: «دور نخست مذاكرات ايران و امريكا برگزار شد و براساس اعلام عراقچي، در صورت تداوم اين روند ميتوان از آن براي تهيه چارچوبي براي توافق بهره برد. اما آغاز مذاكرات مسقط ميان ايران و ايالاتمتحده، فارغ از نتيجه نهايي آن، خود حامل پيامي معنادار در سپهر سياست خارجي منطقه است. انتخاب عمان به عنوان ميزبان، بار ديگر نقش سنتي اين كشور در ميانجيگريهاي حساس و كم سروصدا را برجسته ميكند. نقشي كه در سالهاي گذشته نيز در بزنگاههاي مهم ميان تهران و واشنگتن ايفا شده است. مذاكرات مسقط در شرايطي آغاز شد كه روابط ايران و امريكا در يكي از پيچيدهترين و پرتنشترين دورههاي خود قرار دارد. نه نشاني از اعتماد متقابل باقي مانده و نه چشمانداز روشني از توافقي جامع در كوتاهمدت ديده ميشود. با اين حال، نفس گفتوگو را بايد نشانهاي از غلبه عقلانيت حداقلي بر منطق تقابل حداكثري دانست؛ عقلانيتي كه بيش از آنكه محصول خوشبيني باشد، برآمده از ضرورت است.» حقشناس ادامه ميدهد: «براي ايران، استمرار فشارهاي اقتصادي، محدوديتهاي مالي و تحولات پرشتاب منطقهاي، نياز به مديريت تنش با امريكا را به يك واقعيت اجتنابناپذير تبديل كرده است. در سوي مقابل، واشنگتن نيز در آستانه تحولات سياسي داخلي و درگير با بحرانهاي متعدد جهاني، به خوبي ميداند كه باز نگه داشتن كانال ارتباطي با تهران، دستكم از منظر كنترل بحران، اهميتي راهبردي دارد. مسقط را نبايد محل «توافق بزرگ» دانست؛ بلكه بيشتر بايد آن را صحنهاي براي آزمون نيتها، سنجش خطوط قرمز و تعريف حداقلهاي قابل مذاكره تلقي كرد. تجربه مذاكرات پيشين نشان داده است كه گفتوگوهاي غيرمستقيم و محرمانه، اگرچه آهسته و فرسايشياند، اما ميتوانند از بروز سوءمحاسبه و تشديد تنش جلوگيري كنند. در عين حال، تداوم وضع موجود نه براي ايران كمهزينه است و نه براي منطقه. از همين رو، مذاكرات مسقط اگر قرار است فراتر از يك تلاش نمادين معنا پيدا كند، نيازمند همراهي مجموعهاي از تصميمات مكمل در داخل و خارج از كشور است.» او در تشريح اين گامهاي داخلي و منطقه ميگويد: «در حوزه داخلي، نخستين گام، بازسازي سرمايه اجتماعي از طريق شفافيت، گفتوگوي صادقانه با افكار عمومي و پرهيز از دوگانهسازيهاي فرساينده است. تجربه نشان داده است كه ديپلماسي بدون پشتوانه اجتماعي، شكننده و ناپايدار خواهد بود. همزمان، ايجاد ثبات در سياستهاي اقتصادي، كاهش ريسكهاي پيشبيني ناپذير براي فعالان اقتصادي و ارسال سيگنالهاي روشن به بازار، ميتواند اثر هرگونه گشايش ديپلماتيك احتمالي را ملموس و قابل لمس كند. اجماع حداقلي در داخل، نه يك امتياز سياسي، بلكه پيششرط موفقيت در هر مذاكره خارجي است. در عرصه سياست خارجي نيز، تمركز بر مديريت تنش به جاي حل و فصل يكباره همه اختلافات، واقعبينانهتر به نظر ميرسد. تعريف اهداف مرحلهاي، احياي كانالهاي ارتباطي پايدار و بهرهگيري فعال از ظرفيت ميانجيها ميتواند از تكرار چرخه بنبست جلوگيري كند. همچنين، همراستاسازي نسبي سياست منطقهاي با اولويتهاي اقتصادي كشور و پرهيز از پيامهاي متناقض در عرصه بينالمللي، به افزايش قابليت اعتمادپذيري ايران در مذاكرات كمك خواهد كرد. مسقط، بيش از آنكه نقطه آغاز يك فصل تازه باشد، ميتواند فرصتي محدود اما مهم براي بازانديشي در مسير طي شده تلقي شود؛ فرصتي كه اگر با اصلاحات تدريجي در داخل و واقعگرايي در سياست خارجي همراه نشود، به سرعت به يكي ديگر از ايستگاههاي تكراري ديپلماسي ناكام تبديل خواهد شد.» حقشناس در بخش پايان اظهاراتش يادآور ميشود: «تنها نكته باقي مانده مساله مذاكرات مستقيم يا غيرمستقيم است. به عنوان يك شهروند ايراني و فعال سياسي و فرهنگي معتقدم در فضاي گفتوگو، از طريق مذاكرات مستقيم بهتر ميتوان منافع ملي را محقق و دستاورد كسب كرد. حضور واسطهها در برخي موارد ممكن است منجر به اتلاف مصالح عمومي و منافع ملي شود.»
محمود صادقي: مذاكرات نشانهاي روشن از كاهش تنش است
محمود صادقي، فعال سياسي اصلاحطلب و دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها با اشاره به آغاز مذاكرات ميان ايران و امريكا گفت: صرف شروع گفتوگوها پس از دورهاي از التهاب و تنش، ميتواند نشانهاي از اميد به كاهش تنش تلقي شود، هر چند به دليل فضاي كاملا كنترل شده و نبود اطلاعات شفاف، نميتوان پيشبيني قطعي از آينده اين مذاكرات ارايه داد. صادقي در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به روند مذاكرات اخير ميگويد: «در شرايطي كه احتمال درگيري و تشديد بحران وجود داشت، شروع مذاكرات را ميتوان نشانهاي از تمايل طرفين به كنترل وضعيت دانست؛ هر چند فضاي مذاكرات به شدت از نظر خبري مديريت ميشود و تاكنون اطلاعات معنادار و دقيقي از جزييات گفتوگوها منتشر نشده است. البته ميتوان تسهيل آغاز مذاكرات را به فال نيك گرفت، اما نبايد انتظار داشت كه نتايج آن به سرعت روشن شود. از يكسو امريكا با تمام ظرفيتهاي سياسي و نظامي وارد منطقه شده و فشار قابلتوجهي بر جمهوري اسلامي وارد ميكند، بهويژه پس از وقايع تلخي كه در ماههاي اخير رخ داده و شكاف ميان جامعه و حاكميت را تشديد كرده است.» نماينده پيشين مجلس با اشاره به ساختار مذاكرات ميافزايد: «نكته قابل تأمل اين است كه چرا بار ديگر همان الگوي پيشين گفتوگوهاي غيرمستقيم تكرار شده است. شايد در دورههاي ابتدايي مذاكرات چنين مدلي قابل فهم بود، اما پس از اين حجم از تنش، بازگشت به همان قالب قديمي، چندان منطقي به نظر نميرسد. ممكن است يكي از دلايل اين رويكرد، عدم تمايل رسمي بهرسميت شناختن طرف مقابل يا نياز به واسطه باشد، اما اين روش ميتواند در انتقال پيامها اخلال ايجاد كند و روند مذاكرات را پيچيدهتر سازد. احتمال ديگر اين است كه تيم مذاكرهكننده، از نگاه طرف مقابل، به طور كامل مورد اعتماد نباشد و ناچار باشد هر بند و پاراگراف را با تهران چك كند. اين مساله به طور طبيعي سرعت و انعطاف مذاكرات را كاهش ميدهد. با درجهاي از احتياط ميتوان حدس زد كه نوعي توافق و بده بستان ميان طرفين در حال شكلگيري است. به نظر ميرسد پيشفرض ورود به مذاكرات، نوعي هماهنگي حداقلي بوده، چراكه بدون چنين پيشفرضي اساسا مذاكرات آغاز نميشد.» صادقي در پاسخ به اين پرسش كه محتواي مذاكرات و توافق احتمالي حول محور چه مسائلي خواهد بود؟ ميگويد: «احتمالا ايران در موضوع اورانيومهاي غنيشده حاضر به ارايه امتيازاتي خواهد بود و در مقابل، طرف امريكايي نيز امتياز محدودي ارايه ميدهد. اين امتياز ميتواند در گام نخست، كاهش تهديدهاي نظامي باشد و در مراحل بعد، بحث كاهش يا تعديل تحريمها. البته بعيد است امريكا به اين سطح از امتيازدهي بسنده كند و احتمالا در ادامه بحثهاي ديگري را نيز به صورت مرحلهاي وارد دستور كار خواهد كرد.» صادقي در ادامه با اشاره به طرح ايده «ترك تخاصم» يادآور ميشود: «اگرچه تخاصم اصلي در جريان جنگ اخير ميان ايران و اسراييل شكل گرفت و امريكا نيز در مراحل پاياني وارد درگيري شد، اما صرف ورود طرفين به گفتوگو را ميتوان نشانهاي از كاهش تنش دانست، حتي اگر از آن به عنوان ترك تخاصم رسمي ياد نشود. اما ميتواند يكي از خروجيهاي احتمالي اين مذاكرات باشد. از سوي ديگر حضور چهرههاي اقتصادي در كنار وزير امور خارجه از طرف ايران، ميتواند حامل پيام تمايل تهران به گفتوگوهاي اقتصادي باشد. در مقابل، حضور چهرهاي نظامي در تيم امريكايي نيز ميتواند بهمنزله اعمال فشار يا ارايه تضمينهاي امنيتي براي اعتماد بيشتر ايران تعبير شود.» او در پايان تاكيد ميكند: «در مجموع، فضاي مذاكرات همچنان مبهم است و اخبار به شدت كنترل شده منتشر ميشود. با اين حال، اگر اين روند به صدور بيانيهاي ولو محدود و كاهش سطح تنشها منجر شود، ميتوان آن را گامي رو به جلو ارزيابي كرد.»