• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6232 -
  • 1404 سه‌شنبه 16 دي

مرز باريك ميان دستيار دانايي و جانشين انديشه

اميرعباس ميرزاخاني

ورود تلفن همراه هوشمند به ايران، تقريبا همزمان با تولد و بالندگي نسلي رقم خورد كه امروز از آن با عنوان «نسل Z» ياد مي‌شود؛ نسلي كه نه ‌تنها با فناوري آشنا شد، بلكه در بطن آن زيست، با شبكه‌هاي اجتماعي، اجتماعي شد و اكنون در آستانه زيست دانشگاهي و حرفه‌اي، هوش مصنوعي را به‌مثابه ابزاري همواره در دسترس خود يافته است. براي اين نسل، فناوري نه يك امكان جانبي، بلكه بخشي از سبك زندگي، شيوه يادگيري و حتي نظام تصميم‌گيري است. اما همين «همزادپنداري فناورانه» اگر فاقد چارچوب، سواد استنادي و مرزهاي اخلاق علمي باشد، مي‌تواند به‌تدريج مرجعيت انديشه را از دانشجو سلب و او را از فاعلِ دانايي به مصرف‌كننده نتايج آماده تبديل كند. مساله امروز، مخالفت با هوش مصنوعي يا ناديده‌ گرفتن ظرفيت‌هاي آن نيست؛ مساله، فهم حدود و ثغور استفاده، ميزان وابستگي و جايگاه اين فناوري نوين در زيست شخصي و دانشگاهي نسل جديد است.
اين يادداشت، با اتكا به تجربه مواجهه حرفه‌اي با دانشجويان در دانشگاه، مي‌كوشد چارچوب‌هاي ضروري استفاده از هوش مصنوعي را تبيين كند؛ چارچوب‌هايي كه بتواند هم بهره‌گيري هوشمندانه از فناوري را ممكن سازد و هم اصالت علمي، مسووليت فردي و اخلاق پژوهش را حفظ كند.
۱- اصالت علمي مطلب؛  نخستين و بنيادي‌ترين اصل در استفاده از هوش مصنوعي در محيط دانشگاهي، حفظ اصالت علمي است. پژوهش، پيش از آنكه محصولي مكتوب باشد، فرآيندي ذهني و تحليلي است؛ فرآيندي كه از طرح مساله آغاز مي‌شود، با مواجهه انتقادي با داده‌ها ادامه مي‌يابد و به نتيجه‌گيري مبتني بر فهم واقعيت‌ها ختم مي‌شود.
هوش مصنوعي، هر چند توانمند در توليد متن، خلاصه‌سازي يا نظم‌بخشي است، اما فاقد تجربه زيسته، داوري ارزشي و قدرت تفسير زمينه‌مند است. از اين ‌رو، اگر نقش آن از «دستيار» به «نويسنده» تغيير يابد، پژوهش عملا از معنا تهي مي‌شود. مقاله يا پايان‌نامه‌اي كه به‌ جاي انديشه دانشجو، خروجي الگوريتم را بازنمايي كند.

 هر چند ظاهري منسجم داشته باشد، اما از درون فاقد روح علمي است. استفاده مجاز و معنادار از هوش مصنوعي، محدود به كمك در سامان‌دهي ذهني، بهبود ساختار نوشتار، يا پيشنهاد چارچوب‌هاي اوليه است؛ نه توليد استدلال، نه نتيجه‌گيري و نه تحليل نهايي.
۲- ضرورت شفافيت؛  دومين اصل، شفافيت در استفاده از هوش مصنوعي است. همان‌گونه كه منابع مكتوب، داده‌هاي ميداني و ابزارهاي آماري بايد به‌صراحت ذكر شوند، بهره‌گيري از ابزارهاي هوش مصنوعي نيز بايد به‌صورت شفاف اعلام شود. بيان اين موضوع در بخش تقدير، پيوست روش‌شناسي يا توضيحات پاياني، نه‌تنها نشانه ضعف علمي نيست، بلكه نشان‌دهنده بلوغ پژوهشي و پايبندي به اخلاق دانشگاهي است. پنهان‌ كردن نقش فناوري، مرزهاي اعتماد استاد-دانشجو را مخدوش مي‌كند و در بلندمدت به تزلزل اعتبار علمي منجر مي‌شود.
دانشگاه، پيش و بيش از هر چيز، نهاد توليد اعتماد علمي است و شفافيت، زبان مشترك اين اعتماد است.
۳- مسووليت دانشجو؛  هوش مصنوعي، مسووليت‌پذير نيست؛ خطا مي‌كند، اطلاعات نادقيق توليد مي‌كند و گاه با قطعيت، داده‌هاي نادرست ارايه مي‌دهد. از اين ‌رو، مسووليت محتواي نهايي همواره و بدون استثنا برعهده دانشجوست. هيچ ابزار فناورانه‌اي نمي‌تواند جايگزين پاسخگويي فردي شود. دانشجويي كه متني را ارايه مي‌دهد، بايد قادر باشد از تمام اجزاي آن دفاع كند: از منطق استدلال تا صحت منابع و انسجام نتيجه‌گيري. اتكاي بي‌واسطه به هوش مصنوعي، عملا اين توان دفاع علمي را تضعيف مي‌كند و فرد را در موقعيت شكننده‌اي قرار مي‌دهد.
۴- قوانين بين‌المللي استفاده از هوش مصنوعي در پايان‌نامه‌ها؛  در سال‌هاي اخير، بسياري از دانشگاه‌ها و نهادهاي علمي معتبر جهان، دستورالعمل‌هاي روشني درباره استفاده از هوش مصنوعي تدوين كرده‌اند. وجه مشترك اين مقررات، پذيرش مشروط استفاده از اين فناوري است؛ مشروط به شفافيت، محدود بودن نقش ابزار و حفظ مالكيت فكري پژوهش توسط دانشجو. براساس اين رويه‌ها، استفاده از هوش مصنوعي براي توليد متن اصلي، تحليل داده يا نتيجه‌گيري علمي مردود است، اما بهره‌گيري از آن براي ويرايش زباني، ساختاربندي اوليه يا كمك به فهم كلي موضوع، در صورت اعلام صريح، قابل قبول تلقي مي‌شود. همسويي با اين استانداردهاي بين‌المللي، ضامن اعتبار دانشگاهي آثار علمي در سطح ملي و جهاني است.
باتوجه به مطالب گفته در بالا، براي آنكه دانشجويان بتوانند هم از مزاياي گسترده هوش مصنوعي بهره‌مند شوند و هم در چارچوب قوانين و اخلاق علمي حركت كنند، رعايت چند راهبرد اساسي ضروري است: 
نخست، شفافيت در اعلام نقش هوش مصنوعي؛  هرگونه استفاده بايد به ‌روشني ذكر شود، حتي اگر اين نقش محدود به ويرايش يا نظم‌بخشي بوده باشد.
دوم، بازبيني كامل و دقيق متن توليد شده؛ هيچ متني نبايد بدون داوري انساني و بررسي انتقادي پذيرفته شود. هوش مصنوعي نقطه آغاز است، نه خط پايان.
سوم، استفاده از منابع معتبر و قابل استناد؛
ابزارهاي هوش مصنوعي جايگزين جست‌وجوي آكادميك در پايگاه‌هاي علمي نيستند و نبايد منبع نهايي تلقي شوند.
چهارم، پرهيز از اتكا به ابزارهاي پارافريز در بخش‌هاي حساس پژوهش؛ به‌ ويژه در بيان مساله، چارچوب نظري و نتيجه‌گيري كه هويت علمي پژوهش در آنها شكل مي‌گيرد. و اينكه بهره‌گيري از هوش مصنوعي صرفا براي بهبود كيفيت نگارشي، نه جايگزيني فرآيند انديشيدن، تحليل و استدلال.
در پايان، هوش مصنوعي اگر درست فهم و به‌درستي استفاده شود، مي‌تواند فرصتي براي تعميق يادگيري و ارتقاي كيفيت پژوهش باشد؛ اما اگر بي‌حد و مرز و بدون مسووليت‌پذيري به كار گرفته شود، به تدريج انديشه مستقل را به حاشيه خواهد برد. نسل Z، بيش از هر نسل ديگري، نيازمند سواد «حدگذاري فناورانه»  است؛ سوادي كه به او بياموزد چگونه از قدرت ابزار بهره ببرد، بي‌آنكه قدرت انديشيدن را واگذار كند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون