• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6232 -
  • 1404 سه‌شنبه 16 دي

قمار ترامپ دركاراييب

«اعتماد» در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي می‌کند

حديث روشني

 ايالات‌متحده پس از بركناري شوكه‌كننده نيكلاس مادورو، رييس‌جمهور قانوني ونزوئلا از قدرت، عملا كنترل اين كشور ۳۰ ميليون نفري امريكاي جنوبي را در دست گرفته، اما هشدارهاي مكرر مقام‌هاي واشنگتن نشان مي‌دهد كه بحران ونزوئلا هنوز به پايان نرسيده است. دونالد ترامپ اعلام كرده است كه در صورت عدم همراهي دلسي رودريگز، رييس‌جمهور موقت ونزوئلا، با خواسته‌هاي امريكا، احتمال مداخله نظامي جديد همچنان روي ميز است و حتي كلمبيا و مكزيك نيز مي‌توانند هدف اقدامات بعدي قرار گيرند. دلسي رودريگز، كه پيش از بركناري مادورو معاون رييس‌جمهور و وزير نفت بود، اكنون بايد بين خواسته‌هاي واشنگتن براي دسترسي به نفت و تضمين‌هاي امنيتي و نظامي و ميراث سوسياليستي و ضد امپرياليستي هوگو چاوز، تعادل برقرار كند.  او پس از برگزاري اولين جلسه كابينه گفت: «ما از دولت امريكا دعوت مي‌كنيم تا با همكاري يكديگر، برنامه‌اي مشترك براي توسعه و پيشرفت متقابل طراحي كنيم.» با اين حال، ترامپ رفتار رودريگز را «نسبتا محترمانه اما فاقد انتخاب واقعي» توصيف كرده و روزنامه نيويورك تايمز گزارش داده كه او از قبل به عنوان جانشين بالقوه مادورو و شريك تجاري امريكا درنظر گرفته شده بود. اين درحالي است كه در كاراكاس، پايتخت ونزوئلا، صف‌هاي طولاني مقابل فروشگاه‌ها و سوپرماركت‌ها، نگراني مردم از موج احتمالي دوم حملات و بي‌ثباتي آينده را نشان مي‌دهد. همزمان، دولت‌هاي اروپايي و امريكاي لاتين نسبت به خطرات مداخله امريكا هشدار داده‌اند و كوبا، متحد نزديك ونزوئلا، نيز به عنوان «مشكل بزرگ» مورد اشاره ماركو روبيو، وزير خارجه امريكا قرار گرفته است. فردي كه به باور تحليلگران مساله كوبا براي او تبديل به معضلي شخصي شده است. ازسوي ديگر، روند قضايي عليه مادورو و نزديكانش، ازجمله انتشار اتهامات ادعايي ناركو-تروريسم و تباني براي واردات كوكايين، نه تنها حاميان مادورو را تحقير مي‌كند، بلكه مديريت تعادل سياسي توسط رودريگز را پيچيده‌تر ساخته است. تا به اينجاي كار دونالد ترامپ و دولتش به ‌جاي تغيير كامل نظام سياسي ونزوئلا، به اصلاحات جزيي و كنترل تكنوكراتيك روي منابع نفتي ونزوئلا تمايل نشان داده‌اند، موضوعي كه بسياري از ونزوئلايي‌ها را كه به دنبال دموكراسي واقعي بودند، نااميد كرده است. اما ناظران مدعي‌اند پيامد اين تحولات براي امريكاي لاتين گسترده است؛ چراكه ونزوئلا به محور تنش‌هاي منطقه‌اي بدل شده، اما روابط با كلمبيا و مكزيك زير ذره‌بين واشنگتن قرار گرفته و آينده اپوزيسيون و نيروهاي نظامي ونزوئلا در معرض آزموني بي‌سابقه است. در چنين فضايي، رهبر موقت ونزوئلا بايد همزمان خواسته‌هاي امريكا را مديريت كند و از بروز بي‌ثباتي داخلي جلوگيري نمايد، درحالي كه ميليون‌ها شهروند نگران و بي‌اعتماد، آينده‌اي نامعلوم را پيش رو دارند.  در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي آينده ونزوئلا بعد از اقدام نظامي امريكا عليه اين كشور با رحمن قهرمانپور، تحليلگر ارشد روابط بين‌الملل گفت‌وگو كرده است. ‌قهرمانپور در گفت‌وگويش با «اعتماد» ضمن اشاره به اينكه امريكا پس از بركناري مادورو، مديريت دوران گذار در ونزوئلا را هدف اصلي خود قرار داده، بر اين باور است كه ترامپ به دنبال برقراري دموكراسي در اين كشور نيست لذا تمركز خود را بر منافع تجاري و منابع نفتي قرار داده است. مشروح اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد: 

رحمن قهرمانپور، كارشناس مسائل بين‌الملل در پاسخ به سوال ابتدايي «اعتماد» در باب پيش‌بيني گام‌هاي بعدي دونالد ترامپ در ونزوئلا تشريح كرد: گام بعدي‌اي كه امريكا در قبال ونزوئلا دنبال خواهد كرد، به ‌طور طبيعي مديريت دوران گذار است؛ بدان معنا كه اين كشور تلاش مي‌كند فرآيند گذار را با كمترين ميزان تنش و بدون ايجاد بي‌ثباتي گسترده پيش ببرد. با اين حال، بايد توجه داشت كه اين مرحله، سخت‌ترين بخش هر فرآيند تغيير رژيم به شمار مي‌آيد. حذف رهبران سياسي، اگرچه ممكن است در ظاهر جزو مراحل ساده‌تر تلقي شود، اما مديريت دوران گذار و تبديل آن به روندي دموكراتيك و باثبات، مساله‌اي بسيار پيچيده است. به باور قهرمانپور، در بسياري از موارد، شكست‌هاي امريكا در پروژه‌هاي پيشين مداخله خارجي دقيقا به همين مقطع حساس بازمي‌گردد. به عنوان نمونه، در عراق، حذف صدام در مدت زماني حدود دو هفته انجام شد، اما فرآيند گذار به‌ مراتب طولاني‌تر شد و درنهايت حتي به جنگ داخلي انجاميد. اشتباهاتي كه امريكايي‌ها، به ‌ويژه در انحلال ارتش صدام، مرتكب شدند، به تشديد بي‌ثباتي دامن زد. از همين رو، پرسش اصلي در شرايط كنوني اين است كه امريكا چگونه مي‌خواهد روند گذار در ونزوئلا را مديريت كند. در حال حاضر، دونالد ترامپ اعلام كرده است كه ايالات‌متحده در راس اين فرآيند قرار خواهد داشت و به احتمال زياد شورايي متشكل از افراد بي‌طرف يا تكنوكرات، نمايندگاني از دولت مادورو، اپوزيسيون و برخي مقامات امريكايي تشكيل خواهد شد؛ شورايي كه ماموريتش، پيشبرد و مديريت روند گذار به شكلي باثبات و كنترل‌شده خواهد بود.
قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره سرنوشت اپوزيسيون بعد از حذف رهبر شان در مديريت دولت گفت: درخصوص اپوزيسيون، يك نكته مهم وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد. 
دونالد ترامپ، همان‌گونه كه در سند استراتژي امنيت ملي امريكا نيز تصريح كرده، الزاما به دنبال اجراي پروژه گذار به دموكراسي نيست. در واقع، مداخله امريكا در ونزوئلا را بيش از آنكه بتوان در چارچوب ترويج دموكراسي تحليل كرد، بايد ذيل منافع تجاري اين كشور ديد؛ مراد گزاره‌اي است كه در ادبيات سياسي از آن با عنوان مداخله مركانتيليستي يا مداخله مبتني بر تامين منافع تجاري امريكا ياد مي‌شود.
 به گفته قهرمانپور بر اين اساس، از آنجا كه گذار دموكراتيك اولويت اصلي واشنگتن نيست، اپوزيسيون نيز نمي‌تواند نقش و جايگاهي محوري در اين فرآيند داشته باشد، چراكه مطالبات اپوزيسيون ممكن است به انتخاب يا تقويت بازيگري منجر شود كه الزاما در راستاي تامين منافع امريكا حركت نكند و حتي به اين منافع آسيب بزند.  اين تحليلگر روابط بين‌الملل در ادامه به «اعتماد» گفت: ازسوي ديگر، در شرايط فعلي و با توجه به اينكه طي حدود سه دهه گذشته، هوگو چاوز و نيكلاس مادورو در راس قدرت قرار داشته‌اند، قدرت‌گيري اپوزيسيون و روي كار آمدن خانم ماچادو به عنوان رهبر ونزوئلا مي‌تواند به تشديد قطبي‌شدن سياسي، افزايش منازعات داخلي و بي‌ثباتي در اين كشور بينجامد؛ وضعيتي كه هزينه‌هاي قابل‌توجهي را به امريكا تحميل خواهد كرد. از اين منظر، كنار گذاشتن يا به حاشيه راندن خانم ماچادو در مرحله كنوني را مي‌توان بيش از آنكه يك تصميم راهبردي بلندمدت دانست، يك تاكتيك مقطعي ارزيابي كرد؛ تاكتيكي كه هدف آن، فراهم كردن امكان مديريت كنترل‌شده‌تر فرآيند گذار ازسوي امريكا و جلوگيري از تشديد بي‌ثباتي در ونزوئلاست.
اين كارشناس مسائل بين‌الملل در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» درباره آينده ارتش ونزوئلا به عنوان يكي از اركان مهم اداره ونزوئلا خاطرنشان كرد: درخصوص سرنوشت ارتش ونزوئلا نيز به نظر مي‌رسد باتوجه به نقش تعيين‌كننده ارتش به عنوان بازيگر اصلي در حفظ ثبات، ايالات‌متحده تلاش خواهد كرد افراد كليدي و محوري بسيار نزديك به نيكلاس مادورو را به‌تدريج كنار بزند، اما در عين حال همكاري با بدنه ارتش ونزوئلا را حفظ كند. تا اين مقطع، مي‌توان گفت كه ارتش ونزوئلا نيز موضعي روشن و صريح در مخالفت با امريكا اتخاذ نكرده است. قهرمانپور در ادامه تاكيد كرد: ازسوي ديگر، تجربه شكست امريكا در عراق به‌روشني به واشنگتن نشان داده است كه انحلال كامل ارتش مي‌تواند پيامدهاي پرهزينه‌اي داشته باشد. به همين دليل، حفظ ساختار ارتش و استفاده از ظرفيت آن براي برقراري نظم و جلوگيري از بي‌ثباتي، به ‌ويژه در دوران گذار، براي امريكا اهميت ويژه‌اي دارد. ارتش ونزوئلا نيز باتوجه به شرايط جديد و تحولات پس از مادورو، به ‌طور طبيعي ممكن است تمايل بيشتري به همكاري با امريكا از خود نشان دهد. با اين حال، ميزان و دامنه اين همكاري، موضوعي نيست كه در مقطع كنوني بتوان درباره آن قضاوت قطعي داشت و روند تحولات آتي و نحوه مديريت دوران گذار، مشخص خواهد كرد كه اين همكاري تا چه سطحي گسترش خواهد يافت.
قهرمانپور در ادامه گفت‌وگويش با «اعتماد» درباره راهبرد ديگر كشورهاي حوزه كاراييب نسبت به تحولات اخير ونزوئلا تشريح كرد: يكي از اشتباهات راهبردي نيكلاس مادورو اين بود كه توافقي را كه پيش از انتخابات سال ۲۰۲۴، با ميانجيگري برزيل، كلمبيا و نروژ با اپوزيسيون امضا كرده بود، نقض كرد و به سمت برگزاري انتخاباتي آزاد و منصفانه نرفت. درنتيجه اين اقدام، چهره‌هايي مانند لولا داسيلوا، رييس‌جمهور برزيل و گوستاوو پترو، رييس‌جمهور كلمبيا ديگر نتوانستند از مواضع مادورو حمايت كنند. حتي پس از برگزاري انتخابات ۲۰۲۴ نيز خود مادورو عملا به خاطر نحوه برگزاري انتخابات مورد انتقاد قرار گرفت و همين مساله موجب شد جريان حامي او در امريكاي جنوبي و حوزه كاراييب تضعيف شود. 
به باور اين تحليلگر روابط بين‌الملل با اين حال، وضعيت كوبا به‌دليل پيشينه تاريخي روابط دو كشور، متفاوت است. كوبا همچنان يك نظام چپ‌گرا باقي مانده و از مدافعان سرسخت ونزوئلا به شمار مي‌آيد. نگراني اصلي هاوانا اين است كه در صورت موفقيت امريكا در ونزوئلا و مديريت فرآيند گذار، هدف بعدي واشنگتن، كوبا و تلاش براي تغيير رژيم در اين كشور باشد. در اين چارچوب، گفته مي‌شود ماركو روبيو نقش پررنگي دارد و به دليل نگاه بسيار منفي و حتي نوعي خصومت شخصي نسبت به نظام حاكم بر كوبا، علاقه‌مند است كه سناريوي تغيير رژيم در اين كشور نيز دنبال شود. قهرمانپور در ادامه و درباره نوع واكنش احتمالي چين و روسيه نسبت به تحولات ونزوئلا خاطرنشان كرد: آنچه در ونزوئلا رخ داد نشان مي‌دهد نوع رفتار چين و روسيه در اين پرونده، تا حد زيادي شبيه به رويكرد آنها در موضوع سقوط بشار اسد بوده است؛ رويكردي كه به‌طور طبيعي پيامدهايي جدي براي پكن و مسكو به همراه خواهد داشت. كشورهايي كه تصور مي‌كردند در شرايط كنوني و در چارچوب نظم سياسي جديد جهاني مي‌توانند به چين و روسيه اتكا كنند، اكنون ممكن است با ترديدهاي اساسي روبه‌رو شوند و طبيعتا ايران نيز يكي از اين كشورها به شمار مي‌آيد. به باور اين كارشناس مسائل بين‌الملل ازسوي ديگر، كاهش نفوذ روسيه در امريكاي لاتين مي‌تواند آسيب قابل‌توجهي به جايگاه اين كشور در سياست بين‌الملل وارد كند.  كرملين و شخص ولاديمير پوتين همواره بر اين نكته تاكيد داشته‌اند كه هدف مسكو، ارتقاي جايگاه روسيه در نظام بين‌الملل و تبديل آن به يك بازيگر سوم در عرصه سياست جهاني است. با اين حال، تحولات اخير در ونزوئلا نشان مي‌دهد كه اين سياست و رويكرد روسيه، دست‌كم در اين مقطع، به‌شدت تضعيف شده و با چالش‌هاي جدي مواجه است. 
قهرمانپور در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» مبني بر اهميت حياتي منابع نفتي ونزوئلا براي امريكا گفت: بي‌ترديد يكي از اهداف اصلي دونالد ترامپ در ونزوئلا، سرمايه‌گذاري و تسلط بر منابع عظيم نفتي اين كشور است؛ منابعي كه بنا بر ارزيابي‌هاي معتبر، حجم آنها حدود ۳۰۰ ميليارد بشكه برآورد مي‌شود. همان‌گونه كه پيش‌تر اشاره شد، باتوجه به اينكه ماهيت اين مداخله را مي‌توان نوعي مداخله مركانتيليستي و تجارت‌محور دانست، سلطه بر منابع نفتي ونزوئلا براي ترامپ از اهميت بالايي برخوردار است. از منظر كاخ سفيد، كنترل يا دست‌كم نفوذ موثر بر اين منابع، مي‌تواند قدرت مانور امريكا در بازار جهاني نفت را به شكل قابل‌توجهي افزايش دهد. اين موضوع به‌ ويژه در شرايطي اهميت پيدا مي‌كند كه ترامپ به‌دنبال پيشي گرفتن از چين در عرصه تجارت جهاني و تقويت موقعيت اقتصادي ايالات‌متحده است. 
به باور اين تحليلگر ارشد روابط بين‌الملل در چنين چارچوبي، دسترسي گسترده‌تر به منابع نفتي ونزوئلا نه‌تنها يك مزيت اقتصادي، بلكه ابزاري راهبردي براي افزايش نفوذ امريكا در معادلات انرژي جهان تلقي مي‌شود. در عين حال، بايد به اين نكته توجه داشت كه پيش از اعمال تحريم‌ها، بخش عمده نفت ونزوئلا در امريكا و امريكاي شمالي مصرف مي‌شد و اصلي‌ترين بازار اين كشور در واقع در قاره امريكا قرار داشت. اين موضوع از آن جهت اهميت دارد كه بخش قابل‌توجهي از پالايشگاه‌هاي مستقر در خليج مكزيك امريكا اساسا براي پالايش نفت ترش و سنگين ونزوئلا طراحي شده‌اند. به همين دليل، با تشديد تحريم‌ها، برخي شركت‌هاي امريكايي متحمل ضرر شده و ناچار به خروج از اين بازار شدند. در عين حال، خود ونزوئلا نيز در امريكا مالك يك شركت نفتي و پالايشي است. در شرايط كنوني، شركت امريكايي «شورون» روزانه حدود ۱۰۰ هزار بشكه نفت از ونزوئلا وارد مي‌كند و افزون بر آن، دو يا سه شركت ديگر نيز آمادگي خود را براي سرمايه‌گذاري اعلام كرده‌اند. به گفته قهرمانپور با اين حال، اين شركت‌ها با مطالبات مالي معوق و موانع حقوقي مواجهند كه همچنان به عنوان چالش‌هاي جدي مطرح است. ازسوي ديگر، ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه اگر قرار باشد توليد نفت ونزوئلا حدود ۵۰۰ هزار بشكه در روز افزايش يابد، به سرمايه‌گذاري‌اي در حدود ۱۵ تا ۲۰ ميليارد دلار نياز خواهد بود. در اين چارچوب، پرسش اصلي اين است كه آيا شركت‌هاي امريكايي حاضر خواهند بود در شرايط فعلي و با وجود ريسك‌هاي سياسي و حقوقي موجود، چنين سطحي از سرمايه‌گذاري را بپذيرند يا خير؟

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون