آرمانطلبي در توسعه
بهروز مرباغي
موضوع احياي بافتهاي تاريخي، سالهاستكه نقل محافل و مجامع حرفهاي است. متاسفانه موارد و نتايج شكستخورده هم بيش از موفقيتها بوده است. اصليترين دليل اين ناكامي در احياي شهر و بافت تاريخي، پيچيدگي موضوع و غيركمّي بودن مساله است. در عرف شهرسازي، متاسفانه مسائل و راهحلها به صورت كمي شده و به اصطلاح علمي مطرح ميشوند. اين روشها چاره كار نيست. براي احياي اين بافتها بايد عاشق بود نه عالم. بايد آرمانطلب بود تا حسابگر و برنامهريز. بايد به آينده بافت اعتقاد داشت. بايد پذيرفت و ايمان آورد كه بافت ميتواند و بايد تبديل به پهنه درجه يك شهري شود. وقتي به اين باور برسيم، گام اول برداشته شده است. با اين باور بايد به جنگ «نميشود»ها رفت. متاسفانه تفكر حاكم در ميان مردم و مديران اين است كه «كاري نميشود كرد». اين بدترين برداشت در مورد بافت تاريخي است. اما وقتي به اين باور برسيم كه تفاخر و ارزشهاي بافت تاريخي چنان بالاست كه ارزش جنگيدن دارد، راهحلها پيدا ميشوند. اين روند در چند شهر مهم كشور تجربه شده است. نمونه احياي بازار بزرگ تبريز از آن دسته مصاديق مهم و الگوساز است. پهنه به اين بزرگي توسط خود مالكان و بهرهبرداران با نظارت سازمان ميراث فرهنگي، به اين زيبايي، مرمت و احيا شد. در اين تجربه، بخش بسيار كوچكي از بازار در ابتدا، راسا توسط ميراث فرهنگي، به عنوان الگو مرمت شد و كاسبكارها وقتي نتيجه آن را در كسبوكار خود ديدند، پا به ميدان گذاشتند و سراسر بازار تبريز احيا شد. در يزد، در سالهاي شصت، يك اراده ملي و سراسري سبب شد بافت تاريخي يزد احيا شود، بهگونهاي كه پس از دو، سه دهه كل شهر تاريخي يزد افتخار «جهاني شدن» پيدا كرد. در كاشان، پس از چند مرمت و احياي موفق، تمناي بازگشت به ارزشهاي تاريخي موجي از مرمت و احيا را به وجود آورد. گفته ميشود در ده سال گذشته بيش از 370 خانه تاريخي مرمت و احيا شده و به چرخه زندگي و فعاليت بازگشتهاند. در بوشهر در همين مدت چندين خانه مرمت و تبديل به واحدهاي خدماتي گردشگري شده است و در ديگر شهرها هم همينطور. مثلا در شهر كوچك بافق، تعدادي از دوستان آرمانخواه انجمن بافقشناسي راه انداختهاند و در حال برنامهريزي و اجراي نهضت مرمت و احيا هستند. خلاصه اينكه امروز خوشبختانه تفكر و تمناي مرمت و احياي ميراث تاريخي كشور اوج گرفته و در اين چارچوب ميتوان به آينده اين مواريث اميدوار بود. نكته عجيب و تاسفبار آن است كه شتاب و روند اين جنبش در تهران ضعيفتر و كندتر از شهرهاي ديگر است. اين در حالي است كه در تهران به عنوان پايتخت كشور قاعدتا امكان بازگشت سرمايه در اين فعاليت بيشتر از شهرهاي ديگر است. نسبت مساحت پهنه تاريخي به كل شهر در تهران نسبت به شهرهاي ديگر خيلي كم است و اين امر جذابيت ورود به سرمايهگذاري را بيشتر ميكند، با اين حال تهران عقبتر از بسياري از شهرهاست.
معمار و مدرس دانشگاه