• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6233 -
  • 1404 چهارشنبه 17 دي

عباس عبدي رخدادهاي اعتراضي را واكاوي مي‌كند

تفاوت اعتراض‌های 1404 و 1401

مهدي بيك اوغلي|  هر روز كه مي‌گذرد پرسش‌هاي بيشتري درباره منشا اعتراضات اخير و تفاوت‌ها و شباهت‌هاي آن به جنبش زن، زندگي و آزادي در افكار عمومي مطرح مي‌شود. پرسش‌هايي از اين دست كه« چه شد كه فضاي انسجام و اتحاد ايجاد شده پس از جنگ 12‌روزه، جاي خود را به اعتراضات 1404 داد؟ كنشگران اصلي اعتراضات اخير كدام طيف و قشر و طبقه هستند؟ و سرانجام اين اعتراضات به كجا ختم مي‌شود؟...» اين روزها به تناوب دست به دست مي‌شود. به اعتقاد عباس عبدي، تحليلگر مسائل سياسي به دليل ممانعت از انجام اعتراضات قانوني در ايران همه اعتراضات از اين ظرفيت برخوردار مي‌شوند كه به اعتراضات سياسي با شعارهاي كلان و براندازانه بدل شوند. او همچنين به كم كاري سيستم سياسي در استفاده از اتحاد پس از جنگ 12 روزه اشاره كرده و مي‌گويد: «حكومت به جاي آنكه اتحاد ايجاد شده پس از جنگ 12 روزه را فرصت تلقي كند و با تثبيت آنها روند جامعه را تغيير دهد، آن را به حساب خود گذاشت و به جاي انجام اصلاحات همسو با مطالبات مردم، بر سياست‌هاي نادرست گذشته تاكيد كرد، لذا خيلي سريع‌تر از آنچه تصور مي‌شد، نظرات مردم به دوران پيش از جنگ باز گشت...» عبدي در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه نظام سياسي چگونه مي‌تواند خود را از اين مشكلات برهاند؟ مي‌گويد: « حكومت بايد تصميم بگيرد كه آيا مي‌خواهد ديگران را به رسميت بشناسد يا خير؟» عبدي معتقد است:«اگر ديگران را به رسميت نشناسد، مجوز به رسميت نشناختن خود را هم صادر كرده‌ است».

   رخدادهاي اعتراضي دي‌ماه1404 به نسبت ساير رخدادهاي اعتراضي سال‌هاي اخير در ايران چه معنا و مفهومي دارد؟ تفاوت اين اعتراضات با نمونه‌هاي قبلي در چيست؟در واقع اين اعتراضات در بستر كدامين مطالبات و كدامين بغض‌هاي فروخورده شكل گرفته است؟ آيا تنها بحث اقتصاد و معيشت دهك‌هاي محروم مطرح است يا اقتصاد بهانه‌اي است براي طرح دوباره اعتراضات ؟

مهم‌ترين تفاوت اين اعتراضات با موارد قبلي، پيش‌بيني‌پذيري آن است. حداقل نسبت به خودم اين را مي‌دانم كه يكي از گزينه‌هاي جدي كه مي‌توانست رخ دهد، اعتراض بود، ولي طبيعي است، كيفيت و چگونگي آن به اين شكل قابل پيش‌بيني نبود. به ويژه اينكه اين‌بار حضور اسراييل هم مي‌توانست جدي باشد و پيش‌‌بيني اقدامات آن قابل تصور نبود. معنا و مفهوم آن گر‌چه با مطالبات اقتصادي آغاز شد ولي در مجموع از خلال شعارها و نحوه اعتراضات نشان داده شد كه رويكرد غالب در اعتراضات، سياسي است. در ايران به دليل ممانعت از انجام اعتراضات قانوني و با هدف مشخص، همه اعتراضات ظرفيت آن را دارند كه سياسي شوند و شعارهاي كلان سياسي و براندازي سر دهند. اين پديده در اعتراضات اخير بسيار صريح‌تر و روشن‌تر از موارد قبلي بود و به سرعت به اين مرحله رسيد.

  در شرايطي جامعه با اين اعتراضات مواجه شده كه پس از جنگ 12‌روزه فضايي مثبت در جامعه شكل گرفته بود و ايرانيان حول محور تماميت ارضي كشور نوع خاصي از اتحاد و انسجام را شكل داده بودند. چه شد كه جامعه ايراني از فضاي مثبت پس از جنگ 12روزه به اعتراضات دي ماه 1404 رسيد؟

حقيقتا بسيار تاسف‌‌بار است. بسياري از نخبگان و مردم چنين برداشتي را داشتند كه ظرفيت جنگ مي‌تواند نوعي اتحاد و همبستگي ايجاد كند و حكومت و جامعه بايد اين اتحاد را حفظ و تثبيت كنند. تمامي نظرسنجي‌ها اين واقعيت را نشان مي‌دادند. نظرات مردم پس از جنگ به نحو بسيار ملموسي نسبت به پيش از آن مثبت و در حوزه‌هاي گوناگون بهبود يافته بود. حكومت به جاي آنكه اين را فرصت تلقي كند و با تثبيت آنها روند جامعه را تغيير دهد، آن را به حساب خود گذاشت و به جاي انجام اصلاحات همسو با مطالبات مردم، بر سياست‌هاي نادرست گذشته تاكيد كرد، لذا خيلي سريع‌تر از آنچه تصور مي‌شد، نظرات مردم به دوران پيش از جنگ باز گشت و در مواردي حتي بدتر از گذشته شد. به نظر مي‌رسد هنوز هم درس نگرفته‌اند، چرا كه از فرصت پيش آمده استفاده نكردند.

  يكي ديگر از تفاوت‌هاي جنبش 1401 با اعتراضات 1404 كنشگران اصلي آن است. در اعتراضات 1401 زنان و جوانان نقش اصلي را ايفا كردند و توانستند شكل روشني از مطالبات را مطرح كنند. اين شفافيت در خصوص رخدادهاي اعتراضي دي‌ماه 1404 هم وجود دارد؟يعني مشخص است اعتراضات اخير توسط كدام قشر و طيف و گروه راهبري مي‌شود؟ بازاريان؟ دهك‌هاي محروم يا جواناني كه تصوير روشني از آينده ندارند؟

براي دادن پاسخ دقيق به اين پرسش، نيازمند اطلاعات و شواهد بيشتر و دقيق‌تري هستيم. اجمالا مي‌توان گفت، داده‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه زنان خيلي كمتر از گذشته در اعتراضات حضور دارند، اين ويژگي در كنار همه تفاوت‌ها شايد به تشديد وجه خشن اعتراضات هم انجاميده است. البته مواردي بوده كه زنان و‌ دختران در نقش فعالان و جلودارهاي اعتراضات در ايران حضور داشته‌اند. اما كماكان پسران جوان فعال‌تر هستند. يك علت مهم كه در كنار ساير علت‌ها بايد در نظر گرفته شود، مرتبط با وضع فكري و رفتاري اين جوانان است كه اغلب خارج از هنجارهاي رسمي، اجتماعي شده‌اند و بيگانه و حتي دشمن با نهادها و هنجاري رسمي بار آمده‌اند. البته مسووليت روشن اين وضع مستقيما به عهده ساختار سياسي است.

  يكي ديگر از تفاوت‌هاي اين اعتراضات با نمونه قبلي در سال 1401 نحوه كنشگري دولت و رييس‌جمهور در مواجهه با اعتراضات است. به عنوان نمونه دولت كميته‌هاي ويژه براي ارتباط با معترضان ايجاد كرد. حراست برخي دانشگاه‌ها را به دليل سوءرفتار با دانشجويان اخراج كرد و نهايتا با اعطاي يارانه يك ميليوني تلاش كرد تا به بخشي از مطالبات مردم پاسخ دهد. همين امروز (سه‌شنبه) هم خبر رسيد كه وزير كشور براي شنيدن مطالبات مردم ايلام راهي اين استان شده است. نظر شما درباره اين كنشگري دولت و شخص رييس‌جمهور چيست؟

اين تفاوت برخورد كاملاحس مي‌شود، به احتمال فراوان برخورد دولت و شخص پزشكيان مانع از تشديد بحران شده است. رفتاري كه در گذشته معكوس آن اتفاق مي‌افتاد. به نظر من سكوت نسبي‌‌تر شهرهاي بزرگ تا حدي محصول اين رفتار دولت است. البته نبايد روي اين مساله خيلي حساب باز كرد، زيرا با شديد شدن احتمالي اعتراضات، ممكن است شكل ماجرا عوض شود. اگر خشونت‌ها و برخورد‌ها زياد شود، اثر اين موضع‌گيري دولت زايل خواهد شد. نكته ديگر اينكه اگر اعتراضات تشديد نشود، به احتمال فراوان فرسايشي مي‌شود و در اين مسير قدرت مهار و‌ مقابله، دچار خستگي خواهد شد. بايد اقدامي براي حل مساله كلي كشور كرد. ضمن اينكه نزولي شدن اعتراضات مي‌تواند با يك درگيري نظامي، دو باره بحران را تشديد كند.

درباره يارانه‌ها گمان نمي‌كنم كه ربط مستقيمي به اين اتفاقات داشته باشد. پرداخت آن يارانه‌ها را از مدتي پيش براي حذف ارز ترجيحي پيگيري كرده بودند و با اين اعتراضات تقارن يافت، لذا تصور عمومي اين شد كه اين پرداخت‌ها براي آرام كردن اعتراضات است. البته اين برداشت طبيعي بود ولي واقعيت اين نبود. در مجموع رفتار دولت و شخص آقاي پزشكيان در اين ماجرا و اعتراضات احتمالي ديگر به گونه‌اي است كه حداقلي از آرامش خاطر را به مردم مي‌دهد و اين خيلي مهم است. ادبيات دولت در برخورد با اعتراضات نقطه قوت آن است.

  ابهام مهم بعدي كه همچنان محل ايراد است، فقدان امكان براي بيان اعتراضات مسالمت‌آميز در ايران است. وقتي مردم امكاني براي اعتراضات قانوني و مسالمت‌آميز ندارند، رسانه‌ها تحت فشار شديد و سانسور هستند و جامعه مدني هم با فشار زايدالوصفي از سوي طيف‌هاي راديكال مواجه است، مردم چطور مي‌توانند مطالبات خود را به گوش حاكميت برسانند؟

واقعيت اين است كه حكومت بايد تصميم سرنوشت‌سازي بگيرد. اينكه آيا مي‌خواهد ديگران را به رسميت بشناسد يا خير؟ اگر ديگران را به رسميت نشناسد، مجوز به رسميت نشناختن خود را هم صادر كرده‌ است. در گذشته «ديگران» اقليت بودند، ولي اكنون« ديگران »اكثريت هستند. موازنه واقعي قوا به سود ديگران است. اين ديگران بايد در سه عرصه حضور داشته باشند: 

الف‌-  در خيابان؛ از طريق تظاهرات رسمي و قانوني. 

ب‌- در ساختار قدرت و مديريت كشور؛ از طريق انتخابات و حضور در پست‌هاي مديريتي.

 ج‌-  در رسانه رسمي؛ از طريق طرح مطالبات و نظرات و انعكاس اخبار و گزارش‌ها. 

به ميزاني كه ديگري از اين عرصه‌ها حذف شود و به رسميت شناخته نشود، او نيز اقدام به حذف و به رسميت نشناختن حكومت مي‌كند و اين يعني تقابل و در اين تقابل برنده از پيش معلوم است، جناحي كه تعدادشان رو به رشد است. بايد رساندن مطالبات به گوش حاكميت را  از ذهن خود پاك كنيم. بايد حاكميت همان مردم باشند و نه دو‌چيز متفاوت كه صداي يكي به ديگري برسد. مطالبات مردم بايد اهداف و برنامه‌هاي حاكميت باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون