تغييرات شايد وقت ديگر
جعفر گلابي
با اينكه هر تحليلگري حق دارد به عنوان يك شهروند نظر ارزشي خود را داشته باشد و راي به خوبي و بدي وقايع و حادثهها بدهد ولي هنگام تحليل بايد بتواند بيطرفانه واقعيتها را كنار هم بگذارد و به شرح اوضاع بپردازد.البته اغلب اين امر بديهي رعايت نميشود و تحليلگران بر اساس تمايلات خود اوضاع را رصد ميكنند و به استنتاج ميپردازند. مهمتر اينكه اساسا مجال تحليلهاي بيطرفانه تنگ است و برداشت از تحليلها بر اساس تمايلات برداشتكننده صورت ميگيرد.اگر بگويي «الف» هست و داراي اين خصوصيات خوب است انگ طرفداري از «الف» ميخوري و اگر بنويسي «ب» داراي صفات منفي است، مخالف «ب» تلقي ميشوي در حالي كه يك تحليلكننده با همه سختيهايش بايد بتواند واقعيت يك موضوع را بيان كند و مجبور به اعلام موضع شخصي نباشد. بدون ارزشگذاري پيرامون انواع حوادث و تحولات از ابتداي سال ۱۴۰۴ تاكنون بايد عنوان كنيم كه در اين سال تا همين حالا شاهد وقايع بزرگ و تعيينكننده بودهايم و برخي از آنها بيسابقه بودهاند. شرح و تحليل هر يك از آنها مثنوي صد من كاغذ است و احتمالا تا سالها هم اثراتشان باقي ميماند و هم روي آنها بحث خواهد شد.مثلا جنگ ۱۲ روزه اسراييل و امريكا عليه ايران پس از انقلاب با همه خصوصياتش بيسابقه بود و از عجايب تاريخ به شمار خواهد رفت.حوادث دي ماه هم بزرگ و توفاني بودند و هنوز ابعاد آنها كاملا مشخص نشده و زمينهها و عوامل و اسبابشان بعضا در ابهامند.با اين همه جمهوري اسلامي ثابت كرده است كه از پس كنترل بحرانها هرچند بزرگ باشند، برميآيد و تحمل پرداخت هزينه آنها را دارد.در كلمه كلمه اين گزارهها ميتوان بحث و مناقشه كرد، ولي بعيد است كه يك ناظر بيطرف آنها را به كلي رد كند و منكر عبور با خسارت يا كم خسارت حاكميت ايران از اين همه تنگناها و گردنههاي نفسگير بشود. معالوصف واقعيت ديگري در حال خودنمايي است كه مسوولان و تصميمگيران نشانهاي از تغيير عمده و معنادار در روشها و روندهاي گذشته از خود بروز نميدهند و فعلا چنين انتظاري را برآورده نميكنند.شايد در شرايط عادي نظام به صورت داوطلبانه به برخي تغييرها رضايت دهد ولي اين معنا بيش از هر زمان ديگري بروز و ظهور دارد كه جمهوري اسلامي به هيچوجه مايل نيست كه تحت فشار از كنشهاي معمول خود عدول كند.اگر اين مقدمات درست باشند خسارتبارترين واكنشها اين است كه كسي نيت خير داشته باشد و مردم را دعوت به خيابان كند. به نظر ميرسد اگر وقايع دي ماه دوباره تكرار شود هزينههاي بسيار سنگينتري متوجه ملك و ملت خواهد شد.فعلا بزرگترين عامل كه مانع تعاملات مثبت داخلي است و شايد عمدا و به همين منظور صورت ميگيرند، مداخلات خارجي است.دخالت بيگانگان نه در شرايط كنوني، بلكه هيچگاه اثر مثبت نداشتهاند و معادلات را پيچيده و بعضا لاينحل كرده است. اگر به هر طريق بيگانگان از تلاش براي اثرگذاريهاي منفعتجويانه در امور داخلي ايران برحذر شوند قطعا روند تحولات در ايران جوانب پيشرونده پيدا خواهند كرد و جامعه ايراني در سايه ثبات و تعادل امكان حل مشكلات خود را داراست . اعتراضات دي ماه اگر بدون دخالتهاي آشكار خارجي انجام ميشد با حداقل خسارتها امكان حداقل نتايج را داشت.تغييرهاي مثبت در امور داخلي امكانپذير و شدني هستند ولي فعلا، خصوصا زير سايه فشارهاي خارجي بعيد است كه انجام شوند. شايد در سايه آرامش و عنايت و آگاهي مردم در وقت ديگري تغيير روندها آغاز شوند.