جاسوس بازي
حسن لطفي
اگر بگويم از شادي سالهاي قبل فيلم ميبينيم شما مثل خيلي از حرفهاي ديگري كه ميگويند و ميشنويم باور نكنيد. اما نتوانستم مثل خيلي از دوستان منتقد نيايم و فيلم نبينم. جاي آنها خالي است و دركشان ميكنم، اميدوارم آنها هم من و عدهاي كه آمدهايم و فيلم ميبينيم را درك كنند. همانطور كه آنها براي نيامدن دليل دارند ما هم بيدليل نيستيم. شك ندارم همه ما پي روزهاي خوب براي ايران و ايراني هستيم و دلمان با قدم زدن با چهره شاد در راهروهاي پرديسهاي سينمايي، خيابانهاو... ميگرديم.جشنواره برايم از روز دوم نمايش فيلم در پرديس ملت شروع ميشود. آن هم با فيلم تقاطع نهايي كه انگار فيلمساز جوانش (سعيد جليلي) خواسته فيلمي بسازد كه تعليق و درگيري و هيجان سينماي هيچكاك و كلوز را چاشني دغدغههاي اجتماعياش كند. ظاهرا قتلي اتفاق ميافتد و زناني ميخواهند جنازه روي دستشان را سر به نيست كنند و... اگر بگويم فيلم، فيلم بدي است در حق سازنده جوانش و رويايي كه براي آينده سينمايش در سر دارد جفا كردهام. معلوم است درسهايي كه از اساتيد گرفته را نسبتا خوب به كار بسته. اما به نظر ميرسد اگر به حرف استاد بزرگ سينما (هيچكاك) گوش ميشد داد و به جاي غافلگيري به دلهره تن ميداد كشمكش و جذابيت فيلم بيشتر ميشد و با پايان غافلگيركننده فعلي فقط يك ضربه نصيب بيننده نميشد و بيننده گمان نميکرد كل فيلم از فيلمنامهنويس رو دست خورده است. البته اينطور كه معلوم است تمايل به غافلگيري در دو فيلم بعدي (قمارباز و خيابان جمهوري) هم حرف آخر را ميزند. البته اين دو فيلم ويژگيهاي ديگري هم دارند. بعد از تماشاي فيلم قمارباز با خودم فكر ميكنم اگر سعيد امامي مامور امنيتي معروف سالها پيش توانسته بود فيلمسازاني را راضي به ساخت فيلمي با قهرماني شبيه فيلم قمارباز كند، حتما نتيجه بهتري ميگرفت. قهرماني كه جذابيتهاي فيزيكياش همراه با خوشزباني و وطندوستي و البته مهرباني شده و نه تنها جاسوسي را وادار به اعتراف ميكند بلكه او را تبديل به جاسوسي براي دستگاه متبوع خود ميسازد. فيلم كه مكانهاي معدودي دارد و اكثر زمانش در فضاي بسته آپارتماني ميگذرد بيشتر با تكيه بر ديالوگ پيش رفته است. البته به نظر ميرسد فيلمنامهنويس فيلم (بهجت شريف) موقعيت دراماتيك، ديالوگنويسي را بلد است و همين هم از نقاط قوت فيلم شده. فيلمي كه همچون اثري از آرش معيريان (غبار ميمون) شائبه سفارشي گرفتن از نيروهاي امنيتي را در ذهن ميآورد و قرار است نسخههاي وطني فيلمهايي باشد كه در دنيا ساخته ميشود و از قهرمانان گمنامي ميگويد كه پي شناسايي جاسوسان هستند و... بايد ديد برخورد بيننده امروز ايران با چنين فيلمهايي چگونه است. فيلم خيابان جمهوري ساخته منوچهر هادي فيلم اجتماعي با فضاسازي و بازيهاي نسبتا خوب است كه تاكيد زياد كارگردانش بر تصوير واقعيت جاري باعث تكرار زياد و گاهي اوقات كسالت بيننده ميشود.