ديپلماسي امام خميني(ره) (7)
احمد مازني
پاسخ گورباچف به نامه امام خميني(ره) و واكنش امام
در يادداشت قبلي نامه امام خميني(ره) به گورباچف ارايه شد. اكنون پاسخ گورباچف به نامه امام را ملاحظه كنيد. اين پاسخ در هفتم اسفند ۱۳۶۷ در جلسهاي توسط ادوارد شوارد نادزه، وزير امور خارجه شوروي و با حضور علياكبر ولايتي وزير امور خارجه ايران، محمدجواد لاريجاني و سفير جمهوري اسلامي ايران در شوروي، در جماران تسليم و مفاد آن به اطلاع امام خميني(ره) رسانده شد. شوارد نادزه با تشكر از اين فرصت، پديده تبادل پيام ميان رهبران دو كشور را حادثهاي منحصربهفرد در روابط طرفين خواند و يادآور شد، گورباچف نامه امام خميني را آكنده از مفاهيم فراوان و حامل نكتههايي عميق درباره سرنوشت بشريت يافته است و در پاسخ تاكيد كرده انسانها بايد به همديگر كمك كنند و براي رسيدن به دنياي عاري از سلاح هستهاي و به دور از ستم تلاش كنند. هدف سياست خارجي شوروي گسترش ارزشهاي مشترك جهاني است و پيام ايشان درباره حُسن همجواري با واكنش مثبت رهبران شوروي مواجه شده است. آنان نيز به اصل آزادي انتخاب براي انسانها و ملتها احترام ميگذارند و چنانكه از ملت ايران براي سرنگوني محمدرضا پهلوي حمايت كردند، ملت آنان نيز در سال ۱۹۱۷.م راه خود را انتخاب كرد. وي افزود كه آنان در آستانه يك نظام جديد قرار دارند و دورنماي خوبي درباره نابودي سلاحهاي هستهاي و شيميايي فراروي آنان قرار دارد و از به پايان رسيدن جنگ ميان ايران و عراق نيز استقبال كرده و براي همكاري با ايران در جهت صلح پايدار در خاورميانه و تمامي جهان آمادگي دارند و ميخواهند در امر عادلانه مناقشه افغانستان نيز با ايران همكاري كنند و براي برقراري و ادامه تماس ميان نمايندگان محافل اجتماعي و روحانيان نيز آمادهاند و دعوت ايران از آنان براي سفر به قم نيز به آگاهي علماي اسلام كشورشان رسيد.
امام خميني(ره) در پاسخ به نامه گورباچف، با آرزوي سلامتي براي وي، از شوارد نادزه خواست به وي بگويد خواسته ايشان، گشودن افق جديد و فضاي بزرگتر از اين جهان يعني دنياي پس از مرگ فراروي او بوده و اميدوار است بار ديگر ايشان در اين زمينه تلاش كند. امام خميني(ره) از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان استقبال كرد و با تاكيد بر حُسن همجواري و توسعه مناسبات بهتر با شوروي در مقابله با شيطنتهاي غرب و خروج نيروهاي بيگانه از خليجفارس، آرزو كرد مردم شوروي و ايران در صلح و آرامش زندگي كنند.
چنانكه در يادداشتهاي قبلي اشاره شد، نامه امام خميني(ره) به گورباچف در شرايطي ارسال شد كه ايران قطعنامه ۵۹۸ شوراي امنيت سازمان ملل را پذيرفت و جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ايران خاتمه يافته بود و در كنار آرامش جامعه از خاتمه جنگ، بسياري از نيروهاي رزمنده و حاميان انقلاب اسلامي در دنيا در مورد چشمانداز انقلاب اسلامي دچار سردرگمي بودند و دشمنان انقلاب اسلامي پايان جنگ را، پايان انقلاب اسلامي تلقي ميكردند. امام با دعوت رهبر شوروي به توحيد، يكبار ديگر بذر اميد را در دلهاي مدافعان حقيقت پاشيد و نشان داد كه نبايد مرعوب فضاسازيهاي بدخواهان شد. از سوي ديگر پايان كمونيسم را پيشبيني كرد و اين پيشبيني در اندك زماني محقق شد، امام از موضع قدرت، رهبري شوروي را از افتادن در دام بلوك غرب برحذر داشت، دامي كه با ظاهري زيبا و همچون ماري خوش خط و خال در برابر ملتها ظاهر ميشود و به آنها وعده آزادي، دموكراسي و رفاه ميدهد! چنانكه اين روزها بيش از هميشه همچون سرابي در مقابل چشم مردم ايران خودنمايي ميكند و از آنجا كه خداوند دشمنان ما را از احمقها قرار داد، چهره واقعي اين مدعيان دروغين را در سر بريدن، كودككشي، تخريب خانه خدا و سوزاندن كتاب خدا و ايجاد ناامني و از سوي ديگر موجسواري ارتجاعيترين عناصر براي سوار شدن بر گرده مردم مظلوم ايران ظاهر شد و آخرين نكته اينكه برخي سادهلوحان، رفتار امام با شوارد نادزه، وزير امور خارجه شوروي را نشانه كبر دانستهاند، در حالي كه امام خميني(ره) با رعايت احترام متقابل در مقابل نماينده حكومتي قرار داشت كه در كنار بلوك غرب، نقش يك لبه ديگر قيچي براي بريدن رگهاي حياتي ملتهاي تحت ستم عمل ميكرد و در همان روزها كشور افغانستان را اشغال و مردم مظلوم اين كشور را قتلعام كرده بود؛ امام از موضع رهبر معنوي جهان اسلام و منادي اسلام ناب محمدي (ص) در برابر هر دو ابرقدرت شرق و غرب از موضع عزت ايستاده و از حقوق مسلمانان و مظلومان عالم دفاع ميكرد و به آنان آموخت كه مرعوب قدرت پوشالي و شيطاني سلطهجويان نشوند.