• 1404 چهارشنبه 15 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6240 -
  • 1404 پنج‌شنبه 25 دي

نانوشته را بخوانيد

کامبیز نوروزی

 «لازم است كه اعلام كنم اين آخرين نوشته مطبوعاتي من خواهد بود.» اين جمله را عباس عبدي در مقدمه يادداشت خود در اعتماد با عنوان  «يتيم بودن آموزش» روز يكشنبه 22 دي ماه آورده است. از آن روز به عمد گفت‌وگويي با او نكردم. با دوستان مشترك نيز چيز چنداني در مورد اين تصميم عبدي نداشته‌ام. قصدم آن بود كه نه به عنوان يك دوست كه مي‌تواند از مكنونات دروني او بپرسد و با آنها موافق يا مخالف باشد، بلكه فقط به عنوان يك مخاطب تا حد امكان اين تصميم ايشان را فهم و ارزيابي كنم.  عبدي يك روزنامه‌نگار كاملا مستقل و بسيار پركار و از بهترين يادداشت‌نويس‌هاي روزنامه‌نگاري معاصر ايران است. او حرفش را در يادداشت‌ها با رعايت اخلاق و قانون به صراحت مي‌نويسد.  يادداشت‌هايش معمولا دقيق، مستند و خوش‌ خوانند. او اين مهارت را دارد كه مفاهيم علمي و كارشناسي را بدون آنكه مفاخره‌اي در كار بياورد، به زبان ساده در يادداشت‌هايش بنويسد. اغلب نوشته‌هاي عبدي بازتاب‌هاي زيادي داشته‌اند. از مقامات رسمي تا نهادهاي مدني، مخالفان نظام، تا طرفداران پر و پاقرص و دائمي نظام، از طرفداران اصلاح تا براندازان، معمولا يادداشت‌هاي او را دنبال مي‌كنند. به اصلاح‌طلبان انتقادهاي زياد داشته است اما هميشه با رويكردي اصلاحي مي‌كوشيده با انتقاد و ايده‌افكني نظام حكومتي را از خطاها و كژي‌ها و فسادها پرهيز بدهد و راه خروج از آوار انواع بحران‌ها را نشان بدهد. عبدي با استفاده از يك تجربه غني سياسي و اعتبار اخلاقي در يادداشت‌هايش به شكلي منسجم، مبتني بر چارچوب‌هاي اصولي و با تمركز بر ديدگاه‌هاي جامعه‌شناختي در هر دوره روال مشخصي را طي مي‌كند.  ممكن است برخي تحليل‌ها و ديدگاه‌هايش درست نباشند اما همان‌ها هم آنقدر اهميت دارند كه سوژه بحث‌هاي مختلف مي‌شوند. مي‌توان با تمام يا بخشي از ديدگاه‌هاي عبدي مخالف بود و آنها را مورد نقد قرار داد. گاهي نيز آنچه در عرصه سياست مي‌بيند شايد غلط از آب درآيد. اما اينها از قدرت يادداشت‌هاي او براي توليد بحث و ايده و اثر نمي‌كاهند.  حالا بايد چه شده باشد كه كسي مانند عباس عبدي با بيش از 35 سال سابقه روزنامه‌نگاري فعال و مستمر و موثر و بالغ بر 12 - 10 هزار يادداشت، شايد بيشتر به اين تصميم دشوار و سنگين مي‌رسد كه بگويد ديگر نوشته مطبوعاتي نخواهد داشت. گذشته از سياست، كسي كه فقط چند سالي روزنامه‌نويسي كرده باشد مي‌داند ترك اين كار تا چه اندازه سخت و طاقت‌فرسا است.  نمي‌دانم! شايد جامعه غيرقابل پيش‌بيني ايران نظرش را تغيير بدهد و باز هم بنويسد اما تا همين جا اين پرسش بزرگ پيش رو است كه چرا فردي با پشتكار، باانگيزه، علاقه‌مند، مسلط بر يادداشت‌نويسي مطبوعاتي، پرسابقه و خوش‌سابقه از نوشتن در مطبوعات كناره مي‌گيرد.  اين سوال را پيش از خود عباس عبدي، نظام سياسي و صاحب‌منصبان حكومتي بايد پاسخ بدهند.  عبدي در همه ادوار سياسي پس از انقلاب دست از نوشتن برنداشت. پيش از دولت اصلاحات، در دوره‌هاي بسيار متفاوت دولت اصلاحات، احمدي‌نژاد، حسن روحاني، رييسي و نهايتا در همين مدت اندك كه پزشكيان بر سر كار است، هميشه نوشته است. 
همه مي‌دانند كه همه اين ادوار چقدر با هم متفاوتند و شرايط كشور در هر يك از اين دوره‌ها با هم فرق‌هاي جدي و اساسي داشته‌اند. اما او به عنوان يك نويسنده اجتماعي و سياسي مستقل همواره نوشته است. اينك چه رخ داده و شرايط دچار كدام دگرگوني‌ها شده است كه او مي‌گويد ديگر نوشته مطبوعاتي نخواهد داشت؟ كساني كه يادداشت‌هاي عبدي را دنبال كرده باشند اين ويژگي را در آنها ديده‌اند كه مخاطبان او تركيبي از نهادهاي حكومتي و مردمند. شايد آنچه عبدي و احتمالا كساني غير از او را در روزنامه‌نگاري و سياست به سكوت فرامي‌خواند اين پرسش است كه ديگر چه بايد گفت و نوشت؟  وقتي نه دولت، نه مجلس و نه نهادهاي ديگر قدرت، شنونده و خواننده سخن‌هاي متفاوت نيستند و براي آنها هميشه در به روي يك پاشنه مي‌چرخد و وقتي صداي مردم فاصله‌اي زياد با صداي صاحبان قدرت مي‌يابد و خيلي از مردم نيز به دنبال سخنان تازه‌اي هستند كه در رسانه‌هاي امروز قابل نوشتن نيستند، چه بايد كرد؟ شايد ننوشتن و نگفتن خودش نوعي گفتن و نوشتن باشد.  اين نه به معناي نااميدي است. عبدي را هيچگاه نااميد نيافته‌ام. اغلب ما با نااميدي ميانه‌اي نداريم. مشكل عبدي سانسور هم نيست. او مي‌داند كه حرفش را چنان بگويد كه گرفتار تيغ سانسور نشود.   

آنچه به عنوان يك مخاطب از تصميم عبدي مي‌توانم فهم كرد بيش از آنكه به علایق يا تفكرات او مربوط باشد، مربوط به اين است كه نظام سياسي ايران شيوه‌اي از حكمراني را برگزيده كه در آن، جا براي محتواهاي ارزشمند روز به روز كمتر و تنگ‌تر مي‌شود كه روزنامه‌نگاري و فضاي رسانه‌اي و سياسي ايران را روز به روز فقيرتر و كم‌رمق‌تر مي‌كند. تحميل «بي‌معنايي» به رفتار رسانه‌اي بيشترين آسيب را نه فقط به روزنامه‌نگاري وارد مي‌كند، بلكه در جهان رسانه‌اي شده امروز، قدرت رقابت با رسانه‌هاي بيرون از ايران را از بين مي‌برد و در شرايطي كه جريان‌هاي برانداز با اتكا به دولت‌هاي خارجي در پي برانداختنند، افكار عمومي ايرانيان را دربست به بيگانه و بيگانه‌دوستان تقديم مي‌كند. 
سواران دشت قدرت، نوشته‌ها را نمي‌خوانند، آيا مي‌توانند نانوشته‌ها را بخوانند؟

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها