• 1404 دوشنبه 27 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6263 -
  • 1404 دوشنبه 27 بهمن

مدرسه، قلب فرهنگ آینده

بابك كاظمي

مدرسه فقط یک ساختمان آموزشی یا محل انتقال محفوظات درسی نیست؛ مدرسه نقطه‌ای است که در آن، آینده فرهنگی یک جامعه شکل می‌گیرد و ارزش‌ها، باورها و مهارت‌هایی که فردا قرار است سرنوشت جمعی ما را بسازند، به‌ تدریج نهادینه می‌شوند، به همین دلیل هرگونه نابرابری در نظام آموزشی، مستقیما به نابرابری فرهنگی و اجتماعی در آینده منجر خواهد شد. وقتی کیفیت آموزش، امکانات مدرسه، دسترسی به معلمان توانمند، فضای فرهنگی و حتی امید به پیشرفت، به محل تولد، طبقه اجتماعی یا توان اقتصادی خانواده‌ها گره می‌خورد، مدرسه به ‌جای آنکه موتور تحرک اجتماعی باشد، به بازتولیدکننده شکاف‌ها تبدیل می‌شود. عدالت آموزشی دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ جایی که همه کودکان، فارغ از جغرافیا و وضعیت اقتصادی، حق برخورداری از آموزش باکیفیت و محیطی امن و الهام‌بخش را داشته باشند. توسعه فرهنگی بدون تحقق این عدالت، بیشتر شبیه یک شعار زیباست تا یک برنامه عملی، زیرا فرهنگی که بر پایه آموزش نابرابر بنا شود، فرهنگی ناپایدار و چندپاره خواهد بود. در سال‌های اخیر بارها از سوی سیاستگذاران و صاحب‌نظران تاکید شده که آموزش، زیربنای توسعه همه‌جانبه است، اما واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که هنوز فاصله‌ای معنادار میان مدارس برخوردار و مدارس مناطق کم‌برخوردار وجود دارد؛ فاصله‌ای که نه‌تنها در امکانات فیزیکی، بلکه در کیفیت آموزش، دسترسی به فعالیت‌های فرهنگی، مهارت‌آموزی و حتی میزان اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان خود را نشان می‌دهد. این شکاف، در بلندمدت به تفاوت در سرمایه فرهنگی، مشارکت اجتماعی و احساس تعلق به جامعه منجر و دقیقا از همین‌ جا، توسعه فرهنگی با مانعی جدی روبه‌رو می‌شود. مدرسه‌ای که فقط بر عبور از امتحان تمرکز دارد و فرصت گفت‌وگو، تفکر انتقادی، خلاقیت و آموزش مهارت‌های اجتماعی را از دانش‌آموز می‌گیرد، نمی‌تواند شهروندی مسوول، آگاه و مشارکت‌جو تربیت کند. اگر قرار است جامعه‌ای فرهنگی‌تر، گفت‌وگومحورتر و کم‌تنش‌تر داشته باشیم، باید این مسیر از کلاس‌های درس آغاز شود؛ جایی که کودک یاد می‌گیرد تفاوت‌ها را بپذیرد، پرسشگری را تمرین کند و نسبت به جامعه خود احساس مسوولیت داشته باشد.
توسعه فرهنگی زمانی محقق می‌شود که مدرسه فقط محل آموزش علوم پایه نباشد، بلکه به فضایی برای تجربه فرهنگ، هنر، گفت‌وگو و همزیستی تبدیل شود. نادیده گرفتن عدالت آموزشی، هزینه‌ای پنهان اما سنگین برای جامعه دارد؛ هزینه‌ای که در قالب افزایش نابرابری، کاهش سرمایه اجتماعی و شکل‌گیری احساس بی‌عدالتی در نسل‌های آینده خود را نشان می‌دهد. کودکانی که از همان ابتدا احساس می‌کنند فرصت‌های برابر ندارند، کمتر به مشارکت اجتماعی امیدوار می‌شوند و این ناامیدی، به‌ تدریج به بی‌اعتمادی و انفعال فرهنگی منجر می‌شود. در مقابل، سرمایه‌گذاری هدفمند در آموزش عادلانه، یکی از کم‌هزینه‌ترین و پربازده‌ترین راه‌های توسعه فرهنگی است؛ زیرا هر ریالی که در مدرسه خرج می‌شود، در واقع برای آینده فرهنگ، اخلاق اجتماعی و همبستگی ملی سرمایه‌گذاری شده است. تجربه جوامع مختلف نشان می‌دهد که هیچ برنامه توسعه فرهنگی پایداری بدون اصلاح نظام آموزشی به نتیجه نرسیده و هر جا آموزش توانسته شکاف‌ها را کاهش دهد، فرهنگ نیز مسیر بالندگی را طی کرده است. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز است که مدرسه به‌ عنوان قلب فرهنگ آینده دیده شود؛ نه فقط در شعارها، بلکه در تخصیص منابع، سیاستگذاری‌ها و تصمیم‌های عملی. عدالت آموزشی به معنای یکسان‌سازی نیست، بلکه به معنای توجه ویژه به نقاطی است که بیشترین فاصله را با استانداردهای آموزشی دارند. اگر مدرسه بتواند این نقش حیاتی را ایفا کند، توسعه فرهنگی دیگر یک آرزوی دوردست نخواهد بود، بلکه فرآیندی تدریجی و ملموس می‌شود که از نیمکت‌های کلاس آغاز شده و به متن جامعه می‌رسد. آینده فرهنگی هر کشور، پیش از آنکه در برنامه‌های کلان نوشته شود، هر روز در مدرسه‌ها تمرین می‌شود و غفلت از این واقعیت، به معنای به تعویق انداختن توسعه‌ای است که بدون فرهنگ، هرگز پایدار نخواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون