• 1404 دوشنبه 27 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6263 -
  • 1404 دوشنبه 27 بهمن

«اعتماد» در گفت‌وگو با كارشناسان بررسي كرد

آزمون ژنو

حديث روشني

 درحالي كه جهان چشم به دور دوم مذاكرات هسته‌اي ايران و امريكا در ژنو دوخته، تهران و واشنگتن هر دو در مسير ديپلماسي، اما در زير سايه تهديد ادعايي نظامي، گام برمي‌دارند. مجيد تخت‌روانچي، معاون وزير خارجه كشورمان طي گفت‌وگويي با تاكيد بر آمادگي تهران براي مصالحه در برنامه هسته‌اي خود، اعلام كرد كه ايران حاضر است درباره رقيق‌سازي اورانيوم با غناي بالا و ساير مسائل هسته‌اي گفت‌وگو كند، به شرطي كه امريكايي‌ها درباره رفع تحريم‌ها صادقانه مذاكره كنند. او در ادامه يادآور شد كه توپ در زمين امريكايي‌ها است و خاطرنشان كرد: «اگر صادق باشند، مطمئنم در مسير دستيابي به توافق قرار خواهيم گرفت.» با اين حال، ايران همچنان بر حفظ توان دفاعي خود و عدم مذاكره درباره برنامه موشكي‌اش تاكيد دارد. در اين زمان امريكا نيز ديپلماسي و فشار اقتصادي را همزمان پيش مي‌برد. دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا در حالي كه تمايل خود به دستيابي به توافق را اعلام كرده، دستور اعزام ناو هواپيمابر يو.اس.اس جرالد فورد به خليج‌فارس را صادر كرده تا به ادعاي خود حضور نظامي‌اش در منطقه را تقويت كند. افزون بر اين، واشنگتن در حال افزايش فشار اقتصادي بر ايران ازجمله محدود كردن فروش نفت به چين است، اقدامي كه به ادعاي برخي مقامات غربي مي‌تواند محاسبات تهران را تغيير دهد و مقام‌هاي كشورمان را به انعطاف بيشتر در مذاكرات هسته‌اي ترغيب كند. با اين همه منابع ديپلماتيك ادعا مي‌كنند ترامپ و مشاورانش همچنان درباره احتمال موفقيت مذاكرات ترديد دارند، اما گزينه توافق را تا حد امكان پيگيري مي‌كنند. ازسوي ديگر بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير اسراييل كه در ديدار اخيرش با ترامپ بر ادامه فشار بر ايران تاكيد داشته، مدعي شده كه هرگونه توافقي بدون محدوديت برنامه موشكي ايران براي اسراييل غيرقابل قبول خواهد بود. به گواه برخي تحليلگران، اين رويكرد، تعادل پيچيده‌اي بين ديپلماسي، فشار اقتصادي و تهديد نظامي ايجاد كرده؛ تعادلي كه همزمان كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس را نيز به هراس و تكاپو انداخته است. باتوجه به مجموعه عوامل، به نظر مي‌رسد دور دوم مذاكرات ژنو تنها به توافق هسته‌اي محدود خواهد بود و محور آن حفظ توان غني‌سازي ايران در مقابل كاهش تحريم‌ها است، در حالي كه تنش‌ها در خليج‌فارس و فشارهاي اقتصادي همچنان تهديدي جدي براي ثبات منطقه به شمار مي‌روند. اين شرايط نشان مي‌دهد كه دستيابي به توافق هسته‌اي، حتي با وجود اراده سياسي، نيازمند مديريت همزمان فشارهاي نظامي، اقتصادي و منطقه‌اي است و هر تصميم نهايي مي‌تواند نقشي تعيين‌كننده در امنيت خاورميانه ايفا كند. در همين راستا روزنامه اعتماد در آستانه برگزاري دور دوم مذاكرات ايران و ايالات‌متحده با كارشناسان درخصوص چينش معادلات طي روزهاي آينده و سناريوهاي احتمالي گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد: 

علي بيگدلي: آرايش نظامي امريكا در منطقه  بخشي از فشار حداكثري است و هدف واشنگتن خريد زمان نيست 
علي بيگدلي، كارشناس مسائل بين‌الملل، در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرايي همزماني اعزام دومين ناو هواپيمابر امريكايي به منطقه توسط دونالد ترامپ و برقراري دور دوم مذاكرات ايران و ايالات‌متحده در ژنو تشريح كرد: به نظر مي‌رسد اين اقدام بر‌خلاف ديدگاه برخي تحليلگران صرفا براي خريد زمان يا وقت‌كشي نيست. به عبارتي ديگر ترامپ با اين آرايش نظامي به دنبال نمايش قدرت و پياده‌سازي استراتژي جديدي است؛ استراتژي‌اي كه او، آن را پيگيري صلح از طريق قدرت مي‌نامد. لذا اين ناو هواپيمابر صرفا با هدف خريد زمان اعزام نشده، بلكه بخشي از يك استراتژي مبتني بر فشار حداكثري است. ترامپ با اين رويكرد، هم از تهديد نظامي براي واداشتن ايران به بازنگري در مواضع گذشته‌اش استفاده مي‌كند و هم تلاش دارد حداكثر امتيازات را از ايران دريافت كند. هدف او دستيابي به پاسخ مثبت ايران در بازه‌اي كوتاه، حدود يك ماه، است و در صورت پاسخ منفي، اين آرايش نظامي وارد مرحله جديدي خواهد شد. به باور بيگدلي رويكرد ترامپ در واقع تلفيقي از فشار و تهديد نظامي است كه تنها راه پيش روي ايران را محدود خواهد كرد. در اين ميان ايران بايد توجه داشته باشد كه نظام بين‌الملل و شرايط داخلي نيز درگير تغييرات اساسي شده و دستگاه ديپلماسي و نهادهاي تصميم‌گير در حوزه سياست خارجي بايد با اين تغييرات هماهنگ عمل كنند. پافشاري صرف بر مواضع پيشين، بدون تحرك و سازگاري با شرايط جديد، امكان‌پذير نيست. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در ادامه خاطرنشان كرد كه غرب و امريكا در حال شكل‌دهي به يك اجماع بين‌المللي براي افزايش فشار بر ايران هستند و عدم حضور ايران در كنفرانس امنيتي مونيخ، هرچند اهميت عملي زيادي نداشت، بار سياسي و نمادين داشت. لذا ممكن است ايران به دنبال خريد زمان باشد اما به نظر نمي‌رسد امريكا چنين هدفي را داشته باشد چراكه ترامپ به دنبال كاهش تنش‌ها در منطقه است و منطقه خليج‌فارس نيز با توجه به ظرفيت جذب سرمايه‌اي كه دارد، تحمل اين سطح از تنش را ندارد و تاخير در حل و فصل مسائل اقتصادي و سياسي، قابليت‌هاي منطقه را براي واشنگتن محدود مي‌كند. بيگدلي در ادامه تصريح كرد: با اين همه ايران هنوز تكليف سياسي خود را مشخص نكرده و مجموعه‌اي از نگرش‌ها و تضمين‌هاي مشخص در سياست خارجي ندارد. لذا مذاكرات پيش رو در ژنو بايد به نحوي مديريت و بحران‌هاي احتمالي حل و فصل شوند تا شرايط براي هر دو طرف روشن گردد. بيگدلي در ادامه و در ارزيابي اهميت مذاكرات روز سه‌شنبه ميان ايران و امريكا گفت كه هيچ‌يك از طرفين علاقه‌اي به وقوع جنگ ندارند. با توجه به شرايط اجتماعي، اقتصادي و سياسي درون دو كشور و نارضايتي‌هاي موجود، ايران به دنبال جنگ نيست. ازسوي ديگر، امريكا نيز در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره، با ميزان محبوبيت نه‌چندان بالاي رييس‌جمهور، تمايلي به آغاز جنگ ندارد. نظرخواهي‌ها نشان مي‌دهد محبوبيت ترامپ حدود ۳۸درصد است و حتي در ميان جمهوري‌خواهان كه معمولا به مسائل بين‌المللي تمايل كمتري دارند، ميلي به جنگ ديده نمي‌شود. از طرفي ترامپ فردي استثنايي است و از ابتداي روي كار آمدنش در حدود يك سال گذشته، به دنبال قهرمان‌سازي بوده، اما مجموعا هيچ‌كدام از طرفين ميلي به جنگ ندارند و جامعه و منطقه نيز آمادگي مواجهه با جنگ تحميلي در شرايط فعلي را ندارند. به گفته اين تحليلگر روابط بين‌الملل بنابراين، هر دوطرف بايد به سمت صلح قدم بردارند، به ويژه ايران كه هم در عرصه سياسي و هم اجتماعي و اقتصادي درگير چالش‌هايي است. ايران ناچار است با مديريت شرايط جديد از بحران عبور كند. از اين منظر، مذاكرات روز سه‌شنبه مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي داشته باشد و مسير آتي روابط ميان تهران و واشنگتن را مشخص كند. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در ادامه گفت‌وگويش با «اعتماد» درباره تحليل تغيير مواضع اخير دونالد ترامپ در قبال ايران گفت كه درست است كه او از رويكرد سخت‌گيرانه‌تري پيروي مي‌كند، اما هدف ترامپ تغيير نظام سياسي ايران نيست. در كنفرانس امنيتي مونيخ ظاهرا موجي از فشارها و انتقادات ادعايي عليه ايران ايجاد شد. اين در حالي است كه ايران بايد تحركات خود را تشديد و روش‌هاي پيشين را كه ناكام بوده‌اند، تغيير دهد. به باور بيگدلي لازم است در آرايش نظام سياسي و سياست خارجي تغييراتي ايجاد شود تا كشور بتواند با شرايط فعلي هماهنگ عمل كند. هرچند برخي سناتورهاي جمهوري‌خواه تندرو از جمله ليندسي گراهام از تغيير نظام سياسي ايران سخن گفته‌اند، اما واقعيت اين است كه ترامپ دنبال اين هدف نيست. با اين حال، شرايط داخلي ايران ناهموار و دشوار است و ممكن است در مواجهه با لج‌بازي‌ها و فشارهاي ترامپ، سياست‌گذاران ايراني با چالش‌هاي جدي روبه‌رو شوند. اين كارشناس مسائل امريكا در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درخصوص محدوديت دامنه مذاكرات به مساله هسته‌اي با لحاظ كردن اظهارات اخير مجيد تخت‌روانچي درباره اورانيوم شصت‌درصدي تشريح كرد: در موضوع برنامه هسته‌اي پيشنهاد من اين است كه ايران براساس توافق سال ۲۰۱۵ ميلادي، همان برجام و مفاد قطعنامه 2231 شوراي امنيت، پيشنهادهايي به امريكايي‌ها ارايه دهد. اين پيشنهادها شامل حفظ غني‌سازي ۳.۶۷درصد و كاهش برد موشك‌ها است. در اين زمينه، اسراييل مدعي است كه برد موشكي ايران بايد محدود به چند كيلومتر شود كه اين ميزان بسيار كم است، اما از منظر مذاكره، مساله موشكي مي‌تواند نقطه شروعي براي چانه‌زني و بهبود توافق باشد. به باور بيگدلي باتوجه به سطح انتظارات امريكا درباره تاسيسات هسته‌اي، مسائل موشكي و گروه‌هاي نيابتي، شرايط براي ايران دشوار است. بنابراين، پيشنهاد شده كه غني‌سازي در سطح ۳.۶۷درصد حفظ شود و درخصوص موشك‌ها انعطاف بيشتري به خرج داده شود. سياست بازي با مهره‌هاست و صرفا واكنش به فشارها نيست؛ ايران بايد كنش‌هاي خود را فعال‌تر كند. اين تحليلگر مسائل امريكا تاكيد كرد: ذيل اين سه محور يعني تاسيسات هسته‌اي، موشك‌ها و گروه‌هاي نيابتي بايد به‌صورت هوشمندانه بازي كرد و دستگاه ديپلماسي بايد قوي‌تر عمل كند. هرچند سفر علي لاريجاني به قطر و عمان ممكن است گشايشي ايجاد كند، اما لازم است درباره همه مسائل بررسي شود كه چه اقداماتي مي‌توان انجام داد و اجراي چه اقداماتي امكان‌پذير نيست. لذا پيشنهاد بازگشت به ميزان غني‌سازي پيش‌بيني‌شده در برجام مي‌تواند راهكار مناسبي باشد، چرا كه طبق منشور آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، همه كشورها حق دارند غني‌سازي را تا سطح چهار درصد انجام دهند. اين حق طبيعي ايران است، به شرط آنكه وارد مذاكره شود؛ چرا كه هيچ راه نجاتي براي خروج از بحران جز همكاري با آژانس و اجازه ورود بازرسان، و همچنين مذاكره مستقيم وجود ندارد.

اميرعلي ابوالفتح: تصميم احتمالي ترامپ براي آغاز رويارويي با ايران به توان كنترل آن  و واكنش واقعي تهران منوط است 
اميرعلي ابوالفتح ،كارشناس مسائل امريكا در پاسخ به «اعتماد» درخصوص سخت‌تر شدن مواضع اخير دونالد ترامپ و تاثير اين كنش بر رويكرد تهران گفت: راهبرد رييس‌جمهور فعلي امريكا بر «صلح از طريق قدرت» مبتني است. او معتقد است اگر مي‌خواهيم صلح داشته باشيم، بايد قدرتمند ظاهر شويم، طرف مقابل را مرعوب كنيم و او را تحت فشار بگذاريم تا به خواسته‌هاي ما تن دهد. در اين استراتژي، نمايش قدرت حتي از اعمال واقعي آن اهميت بيشتري دارد. ترامپ بارها تاكيد كرده است كه مذاكره همزمان با نمايش ابزارهاي نظامي، به‌منظور ايجاد ترس و فشار براي توافق است، اما اگر توافق حاصل نشود، استفاده از زور گزينه‌اي دور از ذهن نيست. به‌طور خلاصه، اين راهبرد دو مرحله‌اي است: مرحله اول اعمال فشار براي رسيدن به توافق و مرحله دوم، در صورت شكست مذاكرات، استفاده از ابزارهاي قدرت. به گفته ابوالفتح البته ايران نيز در حال حاضر همان مسير را دنبال مي‌كند، هرچند با ادبياتي متفاوت و ابزارهاي مختص به خود. ايران آماده مذاكره است، همزمان پيام‌ها رد و بدل مي‌شوند، گفت‌وگوها در مسقط انجام شده و قرار است روز سه‌شنبه ادامه مذاكرات در ژنو برگزار شود. در عين حال، آمادگي نظامي حفظ شده و رهبري كشور نيز هشدار داده‌اند كه در صورت لزوم، جنگ منطقه‌اي محتمل است. موشك‌ها، فعاليت‌هاي دفاعي و پدافندي ايران در كنار هم به عنوان بخشي از نمايش قدرت و فشار براي جلوگيري از وقوع جنگ به كار گرفته مي‌شوند. با اين حال، فاصله ميان شروط ايران و امريكا بسيار زياد است و دستيابي به توافق بسيار دشوار به نظر مي‌رسد، بنابراين احتمال وقوع جنگ را نيز نبايد از نظر دور نگاه داشت. اين كارشناس مسائل امريكا در ادامه گفت‌وگويش با «اعتماد» تاكيد كرد: اما در ميان رايزني‌ها زمان اهميت ويژه‌اي دارد و جنگ نيز از اين قاعده مستثني نيست. هر كنشي، ازجمله جنگ، نياز به مقدمات دارد و نمي‌توان يك‌شبه آن را آغاز كرد. براي شروع يك عمليات نظامي، لازم است مهمات و تجهيزات تامين، لجستيك آماده، رايزني‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي انجام شود و افكار عمومي داخلي و مسائل فني و تكنولوژيك آماده باشند. نيروها بايد مستقر شوند، آموزش ببينند و آماده عمل شوند. لذا اين فرآيند نه تنها براي ايران، بلكه براي امريكا نيز صادق است. بنابراين وقتي از جنگ صحبت مي‌كنيم، هر دو طرف از مدت‌ها قبل آماده‌سازي‌هاي لازم را انجام مي‌دهند، مگر اينكه حمله‌اي ناگهاني و غافلگيرانه رخ دهد كه در اين صورت فرصت آماده‌سازي وجود ندارد. بنابراين اهميت زمان و خريد فرصت در حوزه نظامي، كاملا طبيعي است و جاي تعجب ندارد كه طرفين براي كسب زمان اقداماتي را در دستور كار قرار دهند. ابوالفتح در ادامه گفت‌وگويش با «اعتماد» خاطرنشان كرد: متاسفانه در مقابل كشوري قرار داريم كه رهبر آن و به عبارتي نفر اول دولت، اغلب سخنان متناقض، مبهم و چندپهلو بيان مي‌كند. بنابراين نمي‌توان صرفا به گفته‌هاي ترامپ اعتماد كرد يا روي حرف‌هاي او درباره صلح يا تغيير رويكرد حساب باز كرد. گاهي صبح صحبت از تغيير نظام در ايران مي‌زند و نيم ساعت بعد وزير خارجه‌اش اعلام مي‌كند كه ترامپ آماده گفت‌وگو با رهبري ايران است. اين وضعيت نشان مي‌دهد كه سخنان متناقض زيادي ازسوي دولت ايالات‌متحده مطرح شده و در واقع، رويكرد عملي امريكا و اقداماتش هستند كه مي‌توانند نشان دهند چه اتفاقاتي ممكن است رخ دهد. از اين منظر، كشور بايد آمادگي كامل داشته باشد و سناريوهاي مختلف را درنظر بگيرد؛ از بدترين حالت از‌جمله حمله‌اي ناگهاني در وسط مذاكرات، مشابه اتفاقي كه پيش‌تر رخ داد تا بهترين حالت كه به يك معجزه و توافق منجر شود. لذا در چنين شرايطي، نمي‌توان صرفا به واكنش‌هاي لحظه‌اي دل خوش كرد يا مدعي شد كه غافلگير شديم و مسووليت را ناديده گرفت. كشور بايد از قبل براي هر سناريويي برنامه داشته باشد و آمادگي لازم براي مقابله و مديريت بحران را فراهم كند. ابوالفتح در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» مبني بر عوامل تاثيرگذار بر تصميم نهايي ترامپ در قبال ايران گفت: رييس‌جمهوري كه بخواهد پروژه‌اي به اين بزرگي يعني شروع جنگ با كشوري مثل ايران را عملي كند، تحت‌تاثير عوامل متعددي قرار دارد، بنابراين صرفا سفر يك وزير يا نخست‌وزير از‌جمله شخص نتانياهو به واشنگتن تعيين‌كننده نيست. ترامپ بايد مجموعه‌اي از ملاحظات داخلي و منطقه‌اي را بررسي كند؛ از مسائل داخلي و انتخابات گرفته تا واكنش طرفداران جنبش «ماگا» و افكار عمومي. به گفته اين كارشناس مسائل امريكا او بايد بسنجد كه حتي اگر تصميم به حمله بگيرد، جمهوري اسلامي چه واكنشي نشان خواهد داد، آيا تاسيسات ايران از بين مي‌رود يا نه، آيا اين كار باعث آشوب يا جنگ داخلي مي‌شود و پيامدهاي منطقه‌اي و بين‌المللي آن چيست. در اين ميان، موضع اسراييل و نخست‌وزير آن كاملا مشخص و واضح است و اهداف خود را دنبال مي‌كند، اما در عمل، حتي ميان متحدان هم اختلاف‌نظرهايي وجود دارد. ابوالفتح در ادامه تاكيد كرد: اين اختلافات تاكتيكي ممكن است بعدها به اشتراك نظر تبديل شود يا نشود و تنها زماني مي‌توان درباره واقعيت آن قضاوت كرد كه اقدام عملي صورت گرفته باشد. نمونه تاريخي مشابه، پيش از جنگ ۱۲‌روزه است كه شواهد نشان مي‌داد اختلافاتي وجود داشته، اما بعدا واشنگتن پست با انتشار گزارشي مدعي شد كه در پشت صحنه، تصميم‌گيران در حال برنامه‌ريزي براي حمله و ايجاد سردرگمي در ايران بوده‌اند تا وضعيت واقعي را مخفي نگه دارند. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل در ادامه گفت‌وگوي خود با «اعتماد» تاكيد كرد: لذا براي پيروزي در انتخابات، ترامپ نياز دارد تا تخاصم با ايران را به صورتي مطلوب مديريت كند، همان‌طور كه به گفته خودش در مورد ونزوئلا عمل كرد؛ وارد كشور شد، بدون آنكه خون يك امريكايي ريخته شود، رييس‌جمهور قانوني كشور را به ايالات‌متحده منتقل كرد. هدف او اين است كه عملياتش بدون خسارت انساني مستقيم براي امريكايي‌ها پيش رود. اما اگر احساس كند كه جنگ به خون‌ريزي گسترده منجر مي‌شود، نيروهاي امريكايي كشته مي‌شوند و امريكا مجبور است هزينه‌هاي هنگفتي پرداخت كند همان‌طور كه در جنگ اوكراين رخ داد، اين موضوع براي ترامپ در آستانه انتخابات بسيار نامطلوب است. او بايد ارزيابي كند كه آيا امريكايي‌ها واقعا مي‌توانند جنگ را به شيوه‌اي كنترل شده پيش ببرند يا خير. ابوالفتح در ادامه تصريح كرد: نگاهي به جنگ ۱۲روزه ميان ايران و اسراييل نشان مي‌دهد كه ادعاي امريكا مبني بر جنگ ۲۵ دقيقه‌اي ايران و امريكا، كاملا محدود و كنترل‌شده بود. در واقع، تقابل گسترده‌اي رخ نداد و ايران تنها پايگاه امريكايي‌ها در قطر را هدف قرار داد، بدون آنكه خسارت انساني قابل توجهي به نيروهاي امريكايي وارد شود. اما اگر اين سناريو تغيير كند و مثلا ۵۰ سرباز امريكايي كشته شوند، ترامپ به ‌شدت تحت فشار داخلي قرار خواهد گرفت، بنابراين تصميم‌گيري او به دو عامل بستگي دارد: توانايي امريكا براي پيشبرد جنگ به شيوه كنترل شده و دوم واكنش واقعي ايران. ايران مي‌تواند تهديدهايي كه امريكا مطرح كرده مانند هدف گرفتن همه پايگاه‌ها در منطقه را عملي كند يا نكند. واكنش ايران بخش مهمي از محاسبات امريكايي‌هاست و مي‌تواند ملاحظات ترامپ را در تصميم نهايي شكل دهد. اين كارشناس مسائل امريكا درخصوص نقاط اختلافي ميان تهران و واشنگتن و بروز انعطاف‌هايي ازسوي ايران درخصوص مساله هسته‌اي به «اعتماد» گفت: در حال حاضر سه فاز اصلي در روابط ايران و امريكا وجود دارد: فاز هسته‌اي، موشكي و مسائل منطقه‌اي. در بخش هسته‌اي، ايران آماده است كه در چارچوب مذاكرات، جزييات فني و سياسي مرتبط با غني‌سازي، ذخاير اورانيوم، رقيق‌سازي و حتي موضوع كنسرسيوم‌هاي هسته‌اي را بررسي كند. به عبارت ديگر، ايران طرح‌به‌طرح آماده بحث و تبادل نظر است. با اين همه براساس اطلاعات منتشر شده توسط منابع آگاه، همچنان مشخص نيست كه چه بخشي از اظهارات رسمي واشنگتن واقعيت دارد يا صرفا جنگ رواني است. اما آنچه روشن است اين است كه همه موضوعات مرتبط با صنعت هسته‌اي و غني‌سازي ايران در چارچوب مذاكرات قابل بحث است. در عين حال، تفاوت‌هايي ميان سياست اعلامي و سياست واقعي هر دو طرف وجود دارد. رسانه‌هاي امريكايي معمولا مواضع اعلامي واشنگتن را بازتاب مي‌دهند، اما در مذاكرات واقعي ممكن است بحث‌ها متفاوت باشد. به همين ترتيب، در مورد ايران نيز ممكن است برداشت رسانه‌اي با واقعيت مذاكرات تفاوت داشته باشد. بنابراين، مي‌توان فرض كرد كه امريكايي‌ها سياست اعلامي خود را با سياست عملي در مذاكرات متفاوت جلو مي‌برند و ايران نيز ممكن است چنين رفتاري داشته باشد. جزييات دقيق مذاكرات، كم و كيف آن و هرگونه توافق احتمالي، تنها توسط مذاكره‌كنندگان و مسوولان ذي‌ربط دو كشور قابل پيگيري است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون