درباره مراسم باشكوه «سده» در تمامي نقاط ايران
ضياء مصباح
تاريخ پرفراز و نشيب كشور ما پيوسته شاهد مبارزاتي پيگير براي دفاع سرسختانه از اصالت ملي در همه زمينههاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، مذهبي و... بوده و موجوديت خود را كه با هويت، آيين، زبان، سنتها و فرهنگ خاص آنان درآميخته بود به شدت پاس ميداشتند. به روال آيين باستان در پسين روز دهم بهمن هر ساله در نقاطي از ايران مانند كرمان، اصفهان، يزد، تهران و... جشن سده باشكوه تمام برگزار ميشود و زرتشتيان و ايرانياني كه تابع سنن و آداب خود ماندهاند در اين شادي حضور فعال دارند به عنوان نمونه در كرمان از چند روز قبل، مردم در باغي به نام بداغآباد كه در نزديكي شهر قرار دارد، جمع شده و در اتاقهاي آن سكني ميگزينند تا براي چند روزي زندگي مشاركتي را به رسم اجداد خود تجربه كنند. در روز دهم بهمن همزمان با غروب خورشيد موبدان در لباس مخصوص سر تا پا سفيد و مشعل به دست، در حالي كه نواي دف و دايره كه به وسيله دختران نواخته ميشود آنان را همراهي ميكند، براي روشن كردن آتش حركت ميكنند. پس از برافروختن كوهي از خارها، دور اين آتش انبوه جمع و خداوند صاحب آتش را نيايش كرده و هر كس در دل خود آرزويي براي بهزيستي مردم و جامعه و رفع شر و دروغ و بدي ميكند و آتش با اسپند و كندري كه به آرزو رسيدهها در آن ميريزند همه جا را خوشبو ميكند و از فرداي آن روز مردم اين ديار براي استقبال از نوروز آماده ميشوند. در يزد اين جشن در يك محوطه بدون درخت برگزار ميشود و با توجه به اينكه در گذشته وسايل ارتباط جمعي نبود، مردم به روال قديم فرصت ديدار يكديگر را در اين روز همراه با سنت آتشافروزي و دعا و نيايش غنيمت ميشمرند كه از لحاظ اجتماعي بسيار حايز اهميت و اين مراسم مشابه كرمان است، زيرا در اين دو شهر زرتشتيان بسياري ميزيند. در اصفهان در دو جانب زايندهرود كه از پشتههاي هيزم و خار پر شده، نوازندگان گرد آمده و همه شهر و گنبدها و منارهها با شمع و مشعل آراسته ميشود. به پاي پرندگان گردوهاي تو خالي پر شده به نفت و قير كه مشتعل شده بسته و آنان را رها ميكنند. ميگويند كه سلاطين وقت اينگونه مراسمي را كافي ندانسته و باشكوهتر از آنچه به خلاصه گفتيم انتظار داشتند بهطوري كه در كتاب تاريخ بيهقي شرح جشني رفته است كه در آن آتش چندان بزرگ بود كه فروغ آن از ده فرسنگي از هر سو ديده ميشد.
فردوسي در اين باره ميگويد: «بهشتم ببايد ز آتشكده چو نزديك شد روزگار سده».
بيروني در كتاب التفهيم سبب نام سده را به عدد صد ارتباط داده و ميگويد: از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب و در آثار الباقيه آورده است كه اين جشن درست صد روز پس از آغاز زمستان كه پنج ماه بود و از اولين روز آبان آغاز ميشد، گرفته ميشود، زيرا كه ايرانيان باستان سال را به دو بخش ميكردند: تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه.
اين وجه تسميه و هنگام اصلي جشن به عهد ساسانيان ميرسد.
وجه ديگر سده آن است كه ميگويند چون اولاد آدم به صد رسيد و مصادف با دهم بهمن بود آن را سده نام نهادند و در آن شب آتشبازي كردند و كوههاي آتش از هيمه و چوب برافروختند.
«ز هوشنگ ماند اين سده يادگار بسي باد چون او دگر شهريار» (فردوسي) بعضي جشن سده را به فريدون نسبت دادهاند: «سده جشن ملوك نامدار است ز افريدون و از جم يادگار است» (عنصري)
منوچهري ميگويد: «آمد اي سيد احرار شب جشن سده شب جشن سده را حرمت بسيار بود».
در اين روز پارسيان جشن مفصلي برپا ميكردند و آتش بسيار برميافروختند و ملوك و سلاطين وقت مرغان و جانوران صحرايي را گرفته، دستههاي گياه خشك بر پاي آنان بسته و شعلهور ميساختند و رهايشان ميكردند تا آتش در همه كوه و صحرا افتد و سده هر چه باشكوهتر و سيعتر برگزار شود.
«وينك بيامده ست به پنجاه روز پيش جشن سده طلايهدار نوروز و نوبهار» (منوچهري)
صد به صاد معرف سد به سين است، چون در كلام فرس قديم صاد نيامده و آن زمان صد را به سين مينوشتند:
«شب سده است يكي آتش بلند افروز حق است مر سده را بر تو، حق آن بگذار» (فرخي)
گويند واضع اين جشن كيومرث كه صد فرزند داشت، بود، چون به سن رشد و تمييز رسيدند در شب اين روز جشني ساخت و همه را كدخدا كرد و آتش بسيار افروختند و به اين سبب آن را سده ميگويند.
نظامي ميگويد: «به نوروز جمشيد و جشن سده كه نو گشتي آيين آتشكده».
اين سنت فرخنده و شاديافزا را پاس ميداريم و به ياد اجدادمان، برگزاري باشكوه آن را در رسالت خويش ميبينيم و نسل جوان برومندمان را مسوول حفظ و گراميداشت اينگونه سنتها... كه چنين باد.