پنالتي دياز نشان داد ريسك پاننكا وحشتناك است
روح درد گرفته و شكوه سقوط
كابوس از دست دادن ضربه پنالتي توسط براهيم دياز، خطرات تلاش براي تقليد از پاننكا را به خوبي ثابت كرد.
به گزارش روزنامه اعتماد، در حالي كه تكنيك معروف پنالتي، نهايت هنرنمايي است، هزينه شكست آن بسيار بالاست و توجيهپذير نيست.
معمولا قبل از ترك مدرسه، به بچهها گفته ميشود باهوش بودن چيز بسيار خوبي است و تلاش كنيد هوشمندانه رفتار كنيد، اما گاهي اوقات مردم نميتوانند جلوي خودشان را بگيرند. پنالتي پاننكا، كه با موفقيت اجرا شد، مزيت محدودي دارد و آن، اين است كه دروازهبان را احمق و زننده را نابغه جلوه ميدهد، اما براهيم دياز آخرين كسي است كه هزينه آنچه هنگام اشتباه پيش رفتن استفاده از چنين تكنيكي در پنالتي اتفاق ميافتد را فهميده است.
به دياز 15 دقيقه فرصت داده شد تا پس از سطوح مضحك درام در فينال جام ملتهاي آفريقا، در مورد اينكه با ضربه پنالتي خود چه كند، فكر كند. شايد اين نقطه ضعف او بود: توانايي در نظر گرفتن هر گزينه، از ابتدايي و سادهترين ضربه تا هنري. اين روند ادامه پيدا كرد تا زماني كه وينگر رئال مادريد تصميم گرفت خلاقيت آنتونين پاننكا را با آنچه ميتوانست و بايد آخرين ضربه مسابقات ميبود، تكرار كند.
براي مهاجم رئال مادريد كه با فروتني چيپ را به دستان بيحركت ادوارد مندي كوبيد، اوضاع به طرز وحشتناكي بد پيش رفت. سنگال در وقت اضافه پيروز شد و دياز مجبور شد با خجالت جايزه كفش طلاي خود را از جياني اينفانتينو با ظاهري شبيه به كودكي كه براي شام پيتزا ميخواهد، اما خورشت كرفس ميگيرد، دريافت كند.
اعتماد به نفس بيش از حد يك مشكل است؛ وقتي پنالتي پاننكايي خراب ميشود هيچ كس فكر نميكند كه ارزشش را داشته باشد. اما گل شدن آن با توجه به روحيهاي كه از حريف ميگيرد قابل توجه است. با پنج گل در شش بازي قبل از فينال، دياز مسلما مرد كليدي مراكش بود و آنها را در يك تورنمنت خانگي به آستانه افتخار رساند. در مقابل مالي، او با آرامش جلو آمد و ضربه پنالتي را زد. او دروازهبان را به سمت ديگري فرستاد، اما مقابل سنگال به اين نتيجه رسيد كه تلاش براي تكرار آن پنالتي، عاقلانه نيست، شايد به اين دليل كه دروازهبان انتظار چيزي مشابه را داشت.
خطرات براي دياز به همان اندازه پاننكا زياد بود. هافبك چكسلواكي نيز به يك عنوان قهرماني قارهاي و فرصتي براي تاريخسازي براي كشورش دست يافته بود، اما برخلاف بازيكن مراكشي، او عنصر كامل شگفتي را در اختيار داشت. هيچ كس قبل از سال ۱۹۷۶ اين كار را امتحان نكرده بود و سپ ماير، بازيكن آلمان غربي، در دام آن افتاد. دياز احتمالا با خودش فكر كرد چرا او اين كار را نكند؟ با جانشيني پاننكا، نام خود را در فرهنگ عامه ثبت ميكرد، شاهكاري كه دياز به دلايل اشتباه ميخواست با آن برابري كند.
مندي كاملا از ويژگيهاي خاص يك ضربه پاننكا آگاه بود، زيرا در ماه مه ۲۰۲۱ هنگام بازي براي چلسي، يكي از ضربات سرخيو آگوئرو، بازيكن منچستر سيتي را مهار كرده بود. آن اتفاق در يك ورزشگاه خالي از تماشاچي در دوران كوويد رخ داد؛ اين اما در گرماي سوزان رباط و زير باران موسمي شديد بود، با بيش از ۶۰۰۰۰ تماشاگر كه انتظار افتخار داشتند. با اين حال، نتيجه يكسان بود.
زدن ضربه پاننكا هنگام رسيدن به توپ نياز به يك توقف لحظهاي دارد و اگر دروازهبان خونسردي خود را حفظ كند، با سادهترين سيوها پاداش ميگيرد. دياز گفته است كه جبران اين ضربه از دست رفته برايش دشوار خواهد بود.
او گفت: «روحم درد ميكند.» اين با واكنشهاي رسانهها و مردم نسبت به پاننكا در مورد ضربه پنالتي پيشگامانهاش، بسيار متفاوت است. او گفت: «ميخواستم به هواداران چيز جديدي براي ديدن بدهم، چيزي خلق كنم كه آنها را به صحبت وادارد.» دياز تضمين كرد كه اين گفتوگو ادامه خواهد يافت.
دياز فعلا در جمع خوبي است.بيش از او بازيكنان بزرگي در زدن ضربه پاننكا شكست خوردهاند. دني ولبك و انزو لو في اخيرا در ليگ برتر با پاننكا شكست خوردهاند. حتي كريستيانو رونالدو هم در مقابل اتلتيك بيلبائو يك ضربه پنالتي از دست داد. ولبك كه قبلا از روي نقطه پنالتي براي برايتون گل زده بود، با ضربه ناشيانهاش تقريبا باعث شورش در وستهام شد. هواداران ميزبان بايد تلاش براي حمله و برخورد توپ به تير دروازه را توهينآميز تلقي ميكردند. شانس برايتون براي پيش افتادن ۲-۱ از بين رفت و آنها در نهايت با نتيجه ۲-۱ عقب افتادند و ۲-۲ مساوي كردند.
در برنتفورد، لو في به دروازهبان جمهوري ايرلند، كائومين كلهر، يك ضربه پاننكا زد كه گلر توپ را به راحتي گرفت و فرصت تساوي بازياي را كه ساندرلند در ادامه باخت، از دست داد. لو في پيش از اين در طول فصل مقابل كلهر با قدرت و دقت از گوشه دروازه گل زده بود، اما مانند ولبك، قبل از زدن پنالتي آشكارا اصطلاحا دچار اورثينك شده بود.
در اين فصل ليگ برتر، ۹۰ درصد پنالتيهايي كه به وسط دروازه فرستاده شدهاند، موفقيتآميز بودهاند. اين ميزان از پنالتيهاي زده شده به چپ يا راست بيشتر است. اين نرخ خوبي است، زيرا دروازهبانان معمولا پيشبيني ميكنند كه نياز به شيرجه زدن به طرفين داشته باشند و ميترسند كه اگر اين كار را نكنند، احمق به نظر برسند. اما با اين حال منطقيتر اين است كه تا حد امكان محكم به توپ ضربه بزنند، زيرا اگر دروازهبان ثابت بماند، اين احتمال وجود دارد كه يك ضربه قدرتمند همچنان او را شكست دهد.
پاننكا گفت: «من خودم را يك هنرمند ميديدم و اين پنالتي را بازتابي از شخصيت خودم ميدانستم.» درام، تراژدي و كمدي، چه بينقص و چه شكستخورده، نتايج بالقوه يك ضربه به سبك پاننكا هستند، اما اين نمايش فقط يك پايان باشكوه ميخواهد وگرنه يك تراژدي محض است. اين يك عمل خودخواهانه در يك بازي تيمي است كه در آن ريسك از پاداش بيشتر است.