• 1404 جمعه 3 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6245 -
  • 1404 پنج‌شنبه 2 بهمن

عارف قزوینی زبان مشترک آزادیخواهان

محمود فاضلي

ابوالقاسم عارف قزويني مشهور به «عارف قزويني» در سال ۱۲۵۹ش در قزوين به دنيا آمد. او در جواني صرف و نحو زبان‌هاي فارسي و عربي را به ‌طور كامل ياد گرفت و به ادبيات و شعر علاقه زيادي نشان ‌داد. او در زمينه موسيقي شاگرد ميرزا صادق خرازي بود. مدتي نيز به ‌دليل اصرار‌هاي پدرش، ملا هادي وكيل، پيش يكي از واعظان قزوين نوحه‌خواني مي‌كرد و عمامه به سر مي‌گذاشت. او سپس به تهران مهاجرت كرد و به‌ دليل نبوغ فوق‌العاده‌اي كه در زمينه شعر و موسيقي داشت، به سرعت وارد دربار قاجار شد و با شاهزادگان قاجار آشنايي پيدا كرد. او در ابتدا مورد توجه شاهزاده وثوق‌الدوله قرار گرفت و مدتي در دربار او خدمت مي‌كرد. سپس مظفرالدين شاه از صداي عارف خوشش مي‌آيد و او را به دربارش مي‌آورد؛ او را به عنوان فراش خلوت خود استخدام مي‌كند؛ اما عارف كه از انجام اين كار بيزار بود، باوجود اينكه نياز مالي داشت و مي‌توانست با اين كار از لحاظ مادي تامين شود، اين پيشنهاد را رد كرد و به قزوين بازگشت. كليات ديوان عارف قزويني شامل ۹۷ غزل، ۸۹ تصنيف و ۱۲ شعر هجويه است كه انتشارات مختلفي آن را به چاپ رسانده‌اند. زماني كه زمزمه‌هاي اوليه مشروطه در ايران شروع شد، عارف قزويني تنها ۲۳ سال داشت. او با غزل‌هايي كه سروده بود، به موفقيت انقلاب مشروطه كمك زيادي كرد. عارف در آن زمان، زبان مشترك فرياد‌هاي آزادي خواهي مردم ايران و روشنفكران ترقي‌خواه بود. درخشان‌ترين آثار عارف قزويني مربوط به دوران مشروطه است. در اوايل شروع جنبش آزادي، عارف در صف مشروطه‌‌خواهان قرار گرفت و نبوغ و استعدادش را در مسير آزادي صرف كرد. غزل «پيام آزادي» از مشهورترين آثار او در اين زمان است. اين نام و آوازه را عارف وامدار حضورش در عرصه جامعه و حساسيتش نسبت به وقايع و حوادث است كه از كنار آنها بي‎اعتنا نگذشته است. انقلاب مشروطه زمينه‎ساز شكل‌گيري شخصيت آزادي‌خواه عارف بود. او با قلم خود به مبارزه با سلطنت‌طلبي پرداخت و سعي در خشكاندن ريشه استبداد داشت. او شعر، موسيقي و صداي خود را در مسير انقلاب مشروطه گذاشت. درون‌مايه اشعار و تصنيف‌هاي عارف قزويني اغلب مفاهيمي مثل وطن‌پرستي و آزادي هستند. در عصر مشروطه، بخشي از مبارزه عليه دولت‌هاي بيگانه، در قالب ادبيات انجام مي‌شد. در اين زمان تغييرات اساسي در ساختار ادبيات به وجود آمد و اشعار حال و هوايي سياسي به خود گرفتند، به‌ گونه‌اي كه شاعران از موضوعاتي مانند «آزادي» صحبت مي‌كردند.  شاعراني مثل عارف قزويني، سياست را وارد شعر خود كردند و مردم را براي به دست آوردن آزادي تشويق كردند. به عارف قزويني لقب «شاعر ملي» داده‌اند؛ چراكه در اشعارش مفاهيم وطن‌پرستي بسيار ديده مي‌شود و آزادي‌خواهي در سروده‌ها و تصنيف‌هايش آشكار است. او يكي از اولين افرادي است كه دو عنصر شعر و موسيقي را با مضمون‌هاي اجتماعي و تصنيف خواهي تركيب مي‌كند. او با اين كار سعي در ارايه افكار و نگرش خود در مسائل سياسي در قالب‌هاي مختلف هنري دارد. مزيت اصلي كه تصنيف‌هاي عارف قزويني را متمايز مي‌كند آن است كه شاعر، خواننده و آهنگساز تصنيف‌ها خودش بوده و عناصر ميهن‌دوستي در آن به‌وضوح ديده مي‌شود. برخي از سروده‎هاي عارف قزويني نشانگر التهاب‎ها، وقايع زندگي شخصي و احساسات فردي اوست. زندگي پرفراز و نشيب سياسي عارف، يك سال پيش از مشروطيت آغاز مي‎شود. او با روشنفكران عصر و مشروطه‌خواهان آشنا مي‎شود و هنر شعر و تصنيف‌سرايي و خوانندگي او طرفداران بسياري پيدا كرد. با روي كار آمدن سلسله پهلوي، عارف كه از ناراضيان استبداد تازه بر سر كار بود آمده بود، زندگي‎اش همه در رنجي افزون‎تر و يأس و نااميدي بيشتر گذشت. عارف حاضر نبود در مدح شاه تازه بر تخت نشسته، شعر و تصنيفي بسرايد و برخلاف آن، اشعاري در مذمت شاه جديد و حكومت تازه سرود.  نقل است روزي رضاشاه براي سركشي به همدان رفته بود، سوار بر اتومبيل با عارف روبه‎رو شد. عارف به جاي ايستادن و احترام كردن، بي‌اعتنا به راه خود ادامه داد و همين عمل موجب خشم شاه نسبت به او شد. حكومت جديد كه فرخي يزدي را از كشور فراري داده بود، ملك‌الشعراي بهار را به حبس و تبعيد فرستاده و نسيم شمال را سر به نيست كرده بود، عارف قزويني را هم به تبعيد و انزوايي خودخواسته واداشت. عارف سال‎هاي آخر عمر خود را تنها و غمگين، در تنگدستي گذراند و برخي دوستانش در همدان براي گذراندن زندگي به او كمك مي‎كردند. كسي كه از ابتداي مشروطه هنر و كلام و صداي خود را ساده و صادقانه، بي‌چشمداشتي به مال و جاه و مقام، در خدمت عظمت ايران گذاشته بود، در كنج عزلت با بيماري و رنج، قطره قطره آب مي‎شد و ذره ذره وجودش فرو مي‎ريخت. در آخرين لحظاتي كه اجل به او نزديك شده بود اين شعر را سروده بود كه «پاك آمدم پاك رفتم ز خاك.» ابوالقاسم عارف قزويني در دوم بهمن ۱۳۱۲ و پس از پنجاه و چهار سال زندگي پرفراز و نشيب از دنيا رخت بربست و در جوار آرامگاه ابوعلي سينا در همدان به خاك سپرده شد. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها