ثبت جهاني درههاي خرمآباد
محمدجواد حقشناس
گامي بزرگ در مسير انسجام ملي و توسعه پايدار
جشن ثبت جهاني درههاي خرمآباد، تنها يك آيين فرهنگي يا رويداد گردشگري نيست؛ بلكه نمادي از بازشناسي هويت تاريخي ايران و فرصتي براي بازتعريف انسجام ملي در شرايط امروز جامعه ماست. آنچه در باغ گلستان قلعه فلكالافلاك رقم خورد، پيوندي ميان ميراث كهن و آيندهاي بود كه بايد با وفاق، همدلي و همبستگي ملي ساخته شود. سخنان صالحياميري، وزير ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي در اين آيين، فراتر از بيان ارزشهاي تاريخي لرستان، حامل پيامي بنيادين بود: ميراث فرهنگي صرفا يادگار گذشته نيست، بلكه سرمايهاي براي ساخت امروز و فرداي ايران است. هنگامي كه قدمت درههاي خرمآباد به 63 هزار سال بازميگردد، ما با بخشي از تاريخ زيست بشر مواجهيم؛ حقيقتي كه غرور ملي را برميانگيزد و بنياني تازه براي انسجام اجتماعي فراهم ميكند. ثبت جهاني يك اثر، در ذات خود اقدامي فرهنگي است، اما پيامدهاي اجتماعي و سياسي گستردهاي دارد. اين رويداد، مردم لرستان را به عنوان پاسداران يكي از كهنترين ميراثهاي انساني، در متن هويت ملي ايران قرار داد و يادآور شد كه هر گوشه از اين سرزمين، بخشي از پيكره ايران است. همانگونه كه وزير ميراثفرهنگي تأكيد كرد، از خرمآباد و فلكالافلاك تا پل كشكان، مسجد جامع بروجرد و درياچه گهر، همه و همه شناسنامه ايران فرهنگياند. چنين اقداماتي ميتوانند نقش كليدي در تقويت همبستگي ايفا كنند. در روزگاري كه جامعه بيش از هر زمان نيازمند اعتماد و انسجام است، جشنهاي مردمي از اين دست، اميد اجتماعي را تقويت ميكنند و بستر گفتوگوي مشترك ملت و دولت را فراهم ميسازند. هنگامي كه دولت با صراحت از كمبودها و مشكلات سخن ميگويد و همزمان از مردم عذرخواهي ميكند و در سوي ديگر، ميراث فرهنگي به عنوان پشتوانه هويتي ملت معرفي ميشود، زمينهاي واقعي براي شكلگيري وفاق و پايداري اجتماعي به وجود ميآيد.
آيا اين وضع براي ساير محكومان قضايي هم وجود دارد؟ چرا روزنامهها از درج خبر قيمت ارز در بازار منع ميشوند، ولي يك نفر با چنين سوابقي ميآيد و پيشبيني قيمت ارز در ۱۵۰ هزار تومان ميكند؟ ظاهرا پيمودن مرز ميان اعدام تا مصونيت حقوقي و كيفري در ايران چندان دشوار نيست. آيا دادستاني محترم تهران با همه اينگونه برخورد ميكند؟ تندروهاي موجود كه پروندههاي ۵۰ سال پيش افراد را با اضافات رو ميكنند، آيا از ديدن پرونده وي عاجز هستند؟
اكنون اينها را هم درنظر نميگيرم و به يك پرسش مهم ديگر ميپردازم. اگر قرار باشد تا اين حد و براي مبلغي پول كه نميدانيم چقدر است، كوتاه آمد، پس چرا اين كوتاه آمدن را در جاهاي ديگر انجام نبايد داد؟ چرا بايد دربست به حمايت از او پرداخت و حتي نويسندگان را توجيه كرد كه چقدر او ميتواند خدمت كند، درحالي كه دهها برابر اين ارقام را ميتوان از طريق احترام به سرمايهداران داخلي و بهبود روابط خارجي به دست آورد بدون اينكه با چنين تبعات بد سياسي مواجه شويد. اينكه يك نفر حكم اعدام داشته است، حتما جرم او خيلي سنگين بوده، مگر اينكه حكومت و دستگاه قضايي آن حكم را نادرست بدانند، ولي اگر همچنان بر اعتبار آن حكم اصرار دارند و اينكه بيش از ۱۰ سال هم زير حكم اعدام بوده و همچنان مقاومت ميكرده است، نشان ميدهد كه اين اندازه هزينه سياسي براي او از جيب حكومت چندان عاقلانه و درست نيست. اگر اندكي از جايگاهي را كه براي امثال او قايل شدهاند، براي سرمايهداران و كارآفرينان درستكار قايل شويم، بدون اين عوارض، ايران را به بهترين جايگاهي كه شايسته آن است، ميرسانند. اگر فقط اندكي از اين تساهل با مردم شود؛ در حجاب، در فيلترينگ، در تورم، در حقوق ملت برايتان از جان مايه خواهند گذاشت و نه تنها طلبكار نميشوند و شاخ و شانه نميكشند بلكه طرفدار دو آتشه شما خواهند شد. حيف كه اغلب سياستهاي جاري با يكديگر شبيه است و استثنا ندارد.
ثبت جهاني درههاي خرمآباد يادآور اين حقيقت است كه انسجام ملي تنها با سياست و اقتصاد ساخته نميشود؛ بلكه نيازمند بازآفريني هويت فرهنگي و تقويت پيوندهاي تاريخي ملت با سرزمين است. اين ميراث كهن، سرمايهاي است براي توسعه پايدار، چرا كه ميتواند با جذب گردشگر، تقويت اقتصاد محلي و ايجاد اشتغال، به زندگي امروز مردم رونق ببخشد. امروز لرستان نه فقط بخشي از ايران، بلكه به تاييد و گواهي يونسكو نقطه كانوني ايران فرهنگي با سابقه زيست مستمر و پايدار انسان هوشمند از ۶۰ هزار سال پيش تا به امروز است. آيينهاي كه اگر درست صيقل يابد، بازتاب آن وحدت، همدلي، همبستگي و پايداري جمعي ايرانيان خواهد بود؛ همان سرمايهاي كه ايران براي عبور از چالشهاي پيشرو بيش از هر زمان بدان نياز دارد.