ادامه از صفحه اول
راهكارهايي براي تحقق دعوت رييسجمهور
ايجاد پنجره واحد اداري براي جلوگيري از سرگرداني مجريان در بروكراسي.
۳. تشكيل قرارگاههاي عملياتي مسالهمحور با فرماندهي نخبگان بيروني: به دليل كندي، ريسكگريزي و ناكارآمدي بخشهايي از بدنه اجرايي، پيشنهاد ميشود براي مسائل راهبردي و زمينمانده (نظير انرژي، آب، حملونقل، اشتغال و مهارتآموزي)، قرارگاههايي با فرماندهي مديران غيردولتي تاسيس شود. اين قرارگاهها به صورت چابك و با تركيب نخبگان بيروني و مديران مياني دولتي فعاليت كرده و موظف به ارايه گزارش ماهانه پيشرفت به رياستجمهوري باشند.
۴. الزام دستگاهها به پاسخگويي عمومي در قبال ايدههاي مردمي: ايجاد بانك ايدههاي اجرايي و الزام معاونان و مديران كل دستگاهها به پاسخگويي مستدل در خصوص دلايل پذيرش يا رد ايدهها. انتشار عمومي اين پاسخها در سامانه مذكور، ضمن ايجاد شفافيت، زمينه را براي دفاع از طرحهاي برتر در افكار عمومي فراهم كرده و مانع از حذف خاموش ايدهها توسط مديران ناكارآمد يا حسود خواهد شد.
۵. تفويض اختيار به استانداران براي بهكارگيري نخبگان بومي: تمركزگرايي اداري يكي از موانع اصلي ورود نخبگان استاني به ميدان اصلاح امور است. پيشنهاد ميشود استانداران موظف شوند «هيات مشورتي نخبگان بومي» را تشكيل داده و اختيار تخصيص بخشي از بودجه استاني به طرحهاي پيشنهادي اين هيات را داشته باشند. اين اقدام ضمن توزيع عادلانه فرصتها، حس تعلق و مسووليت را در ميان نخبگان سراسر كشور تقويت خواهد كرد.
۶. طراحي نظام تقدير ملي از مشاركتكنندگان در اصلاح امور: براي نهادينهسازي فرهنگ مشاركت و خنثيسازي فضاي حسادت و انكار، «نشان خدمت داوطلبانه ملي» به مجريان موفق طرحهاي مردمي اعطا شود. اين افراد به عنوان الگوي كارآمدي در رسانه ملي معرفي شده و از ظرفيت ايشان در ساختارهاي مشورتي استفاده شود.
در نهايت اينكه دعوت رييسجمهور اگر با ايجاد «ساختار موازي توانمندساز، شفاف و پاسخگو» همراه نشود، در بروكراسي فرسوده موجود و مقاومتهاي دروني مستهلك خواهد شد. پيشنهادهاي فوق در حقيقت حلقه واسطي است بين اراده رييسجمهور محترم براي اصلاح و توان سرمايههاي انساني اين مرز و بوم.اميد است با تدبير و قاطعيت دولت چهاردهم و شخص رييسجمهور، شعار «اين گوي و اين ميدان» از يك عبارت انگيزشي به يك رويه عملياتي در نظام اجرايي كشور تبديل شود.