يك گفتوگوي نو در وزارت خارجه
كيان نوروزي
در جهاني كه مرزهاي جغرافيايي هر روز بيش از گذشته در برابر مرزهاي ديجيتال كمرنگ ميشوند، روابط منطقهاي ديگر صرفا در اتاقهاي مذاكره و نشستهاي رسمي تعريف نميشود. امروز، دانشگاهها، استارتاپها، شبكههاي اجتماعي، رويدادهاي فناورانه و حتي تعاملات فرهنگي جوانان، بخشي از معادله سياست خارجي را شكل ميدهند. اگر بپذيريم كه ديپلماسي در قرن بيست و يكم چهرهاي چندلايه و شبكهاي يافته است، بايد بپذيريم كه نسل زد نه تماشاگر اين تحولات، بلكه يكي از بازيگران اصلي آن است.
منطقه غرب آسيا (كه در اصطلاح اروپايي، خاورميانه نيز ناميده ميشود) در سالهاي اخير همزمان شاهد تنشها، رقابتها و نيز تلاشهايي براي بازتعريف همكاريهاي منطقهاي بوده است. در چنين فضايي، آينده روابط ميان كشورها بيش از هر زمان ديگر به ظرفيتهاي اجتماعي و انساني وابسته است.
نسل جوان منطقه، كه تجربه مشتركي از جهان ديجيتال، دغدغههاي محيطزيستي، چالشهاي اشتغال و آرزوي پيشرفت دارد، ميتواند نقطه اتصال ملتها باشد؛ به شرط آنكه اين ظرفيت ديده و سازماندهي شود.
نسل زد ايران، برخلاف كليشههاي رايج، نسلي منزوي يا بيتفاوت نسبت به تحولات پيراموني نيست. اين نسل در بطن شبكههاي جهاني رشد كرده، زبان ارتباطات مجازي را ميشناسد و قدرت روايتسازي دارد. بسياري از جوانان ايراني در حوزههاي فناوري، علوم پايه، هنرهاي خلاق، رسانههاي نوين و كارآفريني فعالاند و با همتايان خود در منطقه و جهان در ارتباط هستند.
اين شبكههاي غيررسمي، اگر به رسميت شناخته شوند، ميتوانند به مكملي موثر براي دستگاه ديپلماسي رسمي كشور تبديل شوند.
روابط منطقهاي ايران در دهههاي گذشته عمدتا بر محور امنيت، سياست و اقتصاد كلان تعريف شده است. بيترديد اين ابعاد همچنان اهميت دارند، اما كافي نيستند. امروز نيازمند رفتار لايهاي نو در ديپلماسي منطقهاي هستيم؛ لايهاي كه بر گفتوگوي تمدني نسل جديد، همكاريهاي علمي و فناورانه و تعاملات فرهنگي پايدار استوار باشد. جوانان منطقه، بيش از هر نسل ديگري، آمادگي دارند از مرزهاي ذهني عبور كرده و بر اشتراكات تمركز كنند.
يكي از عرصههاي مهم اين تحول، همكاريهاي دانشگاهي و پژوهشي است. ايجاد شبكههاي مشترك ميان دانشگاههاي ايران و كشورهاي همسايه، حمايت از پروژههاي تحقيقاتي منطقهاي و تسهيل تبادل دانشجو ميتواند بنياني بلندمدت براي اعتمادسازي ايجاد كند. وقتي يك دانشجوي ايراني و يك دانشجوي عراقي، ترك، عرب يا آسياي مركزي در قالب يك پروژه علمي مشترك همكاري ميكنند، پلي انساني ساخته ميشود كه بسيار پايدارتر از توافقهاي كوتاهمدت سياسي است.
حوزه فناوري و اقتصاد ديجيتال هم فرصت كمنظيري پيش روي ما قرار داده است. استارتاپهاي جوان در ايران و كشورهاي منطقه با چالشهاي مشابهي روبهرو هستند: دسترسي به سرمايه، توسعه بازار و رقابت جهاني. شكلگيري زيستبومهاي منطقهاي نوآوري، برگزاري رويدادهاي مشترك كارآفريني و ايجاد صندوقهاي سرمايهگذاري منطقهاي ميتواند نسل جديدي از همكاريهاي اقتصادي را رقم بزند؛ همكاريهايي كه نه از بالا، بلكه از دل جامعه جوان شكل ميگيرد.
ديپلماسي فرهنگي نيز نيازمند بازتعريف است. فرهنگ منطقه ما ريشههاي مشترك عميقي دارد؛ از ادبيات و موسيقي تا آيينها و ميراث تاريخي، اما زبان انتقال اين فرهنگ به نسل جديد بايد متناسب با زيستجهان آنان باشد. توليد محتواي مشترك، پروژههاي هنري منطقهاي، جشنوارههاي جوانان و همكاريهاي رسانهاي ميتواند تصوير تازهاي از منطقه ارايه دهد؛ تصويري مبتني بر همافزايي، نه صرفا رقابت.
در اين ميان، نقش نهادهاي رسمي حائز اهميت است. سياستگذاري هوشمندانه ميتواند زمينه را براي مشاركت سازمانيافته نسل زد در عرصه روابط منطقهاي فراهم كند. ايجاد بسترهاي مشورتي براي جوانان در حوزه سياست خارجي، حمايت از ابتكارات منطقهاي جوانمحور و بهكارگيري ظرفيت نخبگان جوان در طراحي پروژههاي همكاري، گامهايي است كه ميتواند اين ظرفيت پراكنده را به نيرويي منسجم تبديل كند.
بايد تاكيد كرد كه مشاركت نسل زد در ديپلماسي منطقهاي به معناي جايگزيني ديپلماسي رسمي نيست، بلكه تكميل و تقويت آن از طريق پرورش مديران و ديپلماتهاي نسل جوان و تقويت شبكه موثره اجتماعي در منطقه است.
در جهان امروز، قدرت نرم و رسانهاي كشورها بيش از گذشته به تصوير آنان در ذهن ملتها وابسته است. اين تصوير نه تنها از طريق بيانيههاي رسمي، بلكه از خلال تعاملات روزمره مردم شكل ميگيرد. هر جوان ايراني كه در يك پروژه منطقهاي مشاركت ميكند، هر كارآفريني كه همكاري فرامرزي شكل ميدهد و هر هنرمندي كه مخاطبي فراتر از مرزها مييابد، در عمل سفيري غيررسمي براي كشور خود است. آينده روابط منطقهاي ايران را نميتوان صرفا در چارچوب معادلات سخت قدرت تحليل كرد. منطقه ما جوان است و اين جواني ميتواند به سرمايهاي براي صلح، پيشرفت و همگرايي تبديل شود. اگر امروز نسل زد را به عنوان شريك گفتوگو بپذيريم و براي نقشآفريني او برنامهريزي كنيم، ميتوانيم از دل چالشهاي امروز، افقي تازه براي همكاريهاي منطقهاي ترسيم كنيم.
نسل ما خواهان انزوا نيست؛ خواهان تعامل عزتمندانه، سودمندانه، يادگيري متقابل و ساختن آيندهاي مشترك در منطقهاي باثبات و پيشرو است. اكنون زمان آن رسيده است كه اين صدا شنيده شود و در معادلات رسمي روابط منطقهاي جايگاهي درخور بيابد.
رييس كميته ديپلماسي و بينالملل