• 1404 دوشنبه 20 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6258 -
  • 1404 دوشنبه 20 بهمن

يادي از سوسن تسليمي در هفتادوششمين زادروزش با نگاهي به كتاب «گفت‌وگوي محمد عبدي با او»

بانوي هنرپيشه؛ چشم و چراغ تئاترهاي حرفه‌اي

همايون علي‌آبادي

سوسن تسليمي نيازي به معرفي ندارد. او با كارنامه‌اي درخشان، بحق به عنوان بهترين بازيگر تاريخ سينماي ايران شمرده مي‌شود. از آن دست بازيگراني كه به قول بهرام بيضايي هر صد سال يك بار ظهور مي‌كنند. تسليمي، در اين كتاب نشان داد كه تئوريسيني بزرگ در عرصه‌های بازيگري است و چندان درخشان، آگاهاننده و محيط بر درخت تناور بازيگري تئاتر است كه براي همه اصحاب تئاتر ايران، جاي شكوه و درخشش دارد. شايد تئوري‌هاي بازيگري را با درجاتي كه به استاد آن رشته محدود مي‌شود، كم و بيش و در داد و دهشي متقابل بدانند، اما مطالعه اين كتاب براي هر تئوريسين تئاتري از اوجب واجبات است. سوسن چنان با احاطه و تسلطي مثال‌زدني به همه گوشه و كنار بازيگري سرك مي‌كشد كه در برابر پرسش‌هاي محمد عبدي، هيچ كم نمي‌آورد؛ سهل است دفتري هماره گشوده از دانش و بينش تئاتري خود را به رخ مي‌كشد و نشان مي‌دهد كه اين بازيگر توانمند كه حاليا ديگر تئاتر ما بايد با خاطره‌هايش زندگي كند، جاي فخر و نازش دارد. كتاب را كه باز كردم و ديدم سوسن في‌الواقع در اين گفت‌وگوي سه ساعته كه در سوئد و لندن با محمد عبدي انجام داده، شاخ غول را شكسته و چندان هوشمندانه و موسع سخن مي‌گويد كه براي تمامت طول تاريخ بازيگري ايراني، مايه انتباه و تفاخر و تحول است. من به ياد دارم كه علي رفيعي، استاد رشته بازيگري دانشگاه تهران، درسي داشت به نام تحولات اجرا. الان بر خطه خطير ذهن من از اصطلاح تحول اجرا، كتاب چاپ چهارمي گفت‌وگوي بلند سوسن تسليمي با محمد عبدي است. نكته‌اي بگويم و بگذرم. دكتر محمدرضا شفيعي كدكني در سال 1359 رساله دكترای خود را با عنوان صور خيال در شعر فارسي منتشر كرد. كتاب را كه مي‌گشاييم، دو بيت از غزل معروف حافظ به چشم مي‌آيد: «از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود/ زنهار از اين بيابان، وين راه بي‌نهايت/ اين راه را نهايت، صورت كجا توان بست؟/ كش صد هزار منزل، بيش است در بدايت...» در سال 59 دكتر شفيعي كدكني در مقدمه خود نوشت كه با حضوري جدي در كتابخانه‌هاي معتبر دنيا، رساله دكتراي خود را دستخوش تحولاتي كرده و اينجاست كه پرده‌ها را كنار مي‌زنيم، حريرواره موج را از پس مه به سويي مي‌افكنيم و درمي‌يابيم كه بزرگمردي مانند شفيعي، رساله دكتراي خود را نيز با دانش موسع خود تغيير مي‌دهد. سوسن تسليمي هم از آن دست بزرگاني است كه مانند شفيعي كدكني، با حضور مستمر 30 ساله‌اش در سوئد نشان مي‌دهد فرهيخته‌اي بزرگ، استادي مسلم و دانشي زني آگاه در جوي جوي بازيگري است. چندان كه شفيعي نيز در لحظه‌لحظه آنات رساله دكترايش، بي‌آنكه ملال و ملولي از او بر جيفه دنيايي تفكر نشسته باشد، كتابش را تغيير مي‌دهد. سوسن در كتاب محمد عبدي، به تمامت پرسش‌هاي احتمالي دانشجويان تئاتر، پاسخي از باب توسع مي‌دهد: «چه خوب است كه اين را شما مي‌گوييد. قبلا صحبت كرديم درباره اينكه نقش در آدم حلول مي‌كند. هر آدم هم حركات خاص خودش را دارد. من خودم گاه آگاهانه سعي مي‌كنم ببينم اين حركتم ربطي به نقش‌هاي قبلي‌ام نداشته باشد و اگر احساس كنم كه ربطي دارد، خيلي زود تغييرشان مي‌دهم. مده‌آ دختر پادشاه بود و به نظر جيسون به پدرش خيانت مي‌كند و با او مي‌گريزد. جيسون پس از چندي، عاشق دختر پادشاه هلند مي‌شود و مده‌آ را ترك مي‌كند. مده‌آ در اوج رنج، اندوه، نااميدي و خشم، از جيسون انتقام گرفته و دو فرزند مشترك‌شان را به قتل مي‌رساند و با ارابه خورشيد به آسمان مي‌گريزد تا آنكه نمايش پيش مي‌رود و مده‌آ ديگر جايي در دنيا ندارد. نه مي‌تواند به وطن برگردد و نه به جاي ديگري برود، يعني بي‌پناهي كامل اين زن. تنهايي و غريبگي و  بي‌پناهي مده‌آ را حس مي‌كردم و خودم را به او نزديك مي‌ديدم. بي‌رحمي‌هايش را مي‌فهميدم، ولي نمي‌توانستم بپذیرم، ولي هر بازيگري در مقابل نقشش بايد طوري بازي كند كه به او حق بدهد. يعني وقتي مده‌آ هستي، بايد طوري بازي كني كه او حق دارد اين قساوت‌ها را انجام بدهد. بعضي بازيگران يك‌جوري با طعنه با نقش‌شان روبه‌رو مي‌شوند كه آن وقت مي‌شود تيپ.» اين برش را از آن رو آوردم كه بدانيد عبدي تا چه اندازه سوسن را بر توسن خيال نشانده و با او به سرزمين‌هاي بازيگري پرواز مي‌كند. از بزرگواري سوسن هرچه بگويم كم گفته‌ام، اما «كم گوي و گزيده گوي چون دور/ تا ز اندك تو جهان شود پر...» از همين برش‌ها در مي‌يابيم كه يك كتاب بازيگري مهم از بازيگري تراز اول در دست مطالعه گرفته‌ايم تا بر سيمرغ تفكر به همه اهالي تئاتر معرفي كنيم. اينجا است كه دو بيت شعري كه از حافظ آوردم و نام نجيب دكتر شفيعي كدكني در برابر نجيب‌زاده‌اي چون سوسن تسليمي، چه حرمت و احترامي دارد. من عادت ندارم در رسانه‌ها مسائل شخصي را كه در عرصه عمومي مطرح مي‌شود، يك بار ديگر رخت و ريختي تازه بپوشانم و از آن سرزمين‌ها، گو هر جا كه دلم بخواهد، چمدان سفر ببندم و بگذرم. سوسن در اين كتاب نكته‌اي گفته كه به من منتقد نيز مربوط مي‌شود. با توضيحي شتابزده، نكته‌اي مكتوم و متنكر را مي‌گويم و مي‌گذرم: «...حتي يك بار يادم هست منتقدي به نام همايون دولت‌آبادي درباره خلوت خفتگان چيزي نوشته بود كه براي ما حيرت‌انگيز بود. ايشان درباره اتفاقي نوشته بود كه هرگز روي صحنه رخ نداده بود. آربي آوانسيان براي جواب دادن به اين منتقد، از ما خواست كه اين نمايش را كه اجرايش تمام شده بود، يك بار ديگر اجرا كنيم. از منتقدان هم دعوت كرديم براي تماشاي نمايش، از‌جمله همان منتقد كه البته نيامد. به هر حال نقدها خيلي متفاوت بود.» خانم‌ها، آقايان! همايون دولت‌آبادي ديگري در كار نيست. منظور خانم تسليمي همايون علي‌آبادي است كه من بنده باشم و آن امضا به دليل يك اشتباه رسانه‌اي در سال 1354 به عنوان اولين نقدم در روزنامه اطلاعات ازسوي محمد ابراهيميان به اينجانب وصل شد. از آن زمان تا سال 57 كه اجراي نمايش خلوت خفتگان اثر پيتر گيل در تالار چهارسو اجرا شد، من ده‌ها نقد ديگر نوشتم، اما شگفتا كه خانم تسليمي متوجه اين نكته نشده و باز هم يك درد كهنه را دامن زده است. اما خطاب من به سوسن تسليمي اين است: «فحش از دهن تو طيبات است / قند از دهن تو نوشداروست...!» در هر حال بگذريم. براي آگاهي هرچه بيشتر مخاطبان عزيز، لازم بود اين توضيح را بدهم. كتاب سوسن را بخوانيد و از آكتور استوديو تا پيتر گيل را ببينيد و بخوانيد و دريابيد و لذت ببريد. سوسن نازنين ما، بازيگري است بزرگ و سرشناس كه حاليا در كشور سوئد، بار ديگر رحل اقامت افكنده و كتابي چاپ كرده كه في‌الواقع چراغ راه همه بازيگران تئاتر است؛ پس خطاب به او مي‌نويسم: سوسن بمان، بازي كن، تو يك بازيگر مسلمي و كتابي كه به همت محمد عبدي چاپ شده، در طول دوران تئوري‌هاي بازيگري مغتنم و بي‌نظير است.
به اعتقاد من، مطالعه اين كتاب براي هر بازيگر تئاتري الاهم في الاهم است. پس بخوانيد و به احترام سوسن برخيزيد و كتابش را رويداد ايراني تئاتر معاصر ما قلمداد كنيد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون