«اعتماد» در گفتوگو با رحمن قهرمانپور بررسي ميكند
ديپلماسي در سايه بياعتمادي
عليرغم بازگشت ايران و امريكا به ميز مذاكره شاهد هيچگونه تغييري در مواضع دو بازيگر نيستيم و اين وضعيت ماحصل بياعتمادي حاكم است كه موجب شده تا تهران و واشنگتن از رويكردي محتاطانهتر پيروي كنند. در صورت تداوم اين شرايط و عدم انعطاف در مسير رايزنيها احتمال رويارويي نظامي وجود دارد هرچند در اين باره ترديدهايي نيز مطرح است
حديث روشني
عباس عراقچي وزير امور خارجه كشورمان در تازهترين گفتوگوي خود با الجزيره تأكيد كرد كه برنامه موشكي ايران «هرگز قابل مذاكره نيست» و همچنين هشدار داد كه هرگونه حمله به خاك كشور با واكنش جدي تهران مواجه خواهد شد. او همچنين با اشاره به مذاكرات روز جمعه در مسقط افزود كه عليرغم غيرمستقيم بودن گفتوگوها، فرصتي براي دست دادن با هيات امريكايي فراهم شده و اين دور از مذاكرات را «آغاز خوبي» توصيف كرد، اما تأكيد كرد راه طولاني براي اعتمادسازي ميان دوطرف باقي است. اين اظهارات در حالي مطرح شده كه نخستين گفتوگوها ميان ايران و امريكا پس از شكست مذاكرات بهار 1404 و در شرايطي مجددا در مسقط برگزار شد كه به ادعاي ناظران ايالات متحده مواضع بسيار سختگيرانه تعريف كرده است. در همين راستا واشنگتن تلاش دارد علاوه بر پرونده هستهاي، موضوع برنامه موشكي ايران و حمايت تهران از گروههاي منطقهاي را نيز در دستور كار قرار دهد؛ خواستههايي كه ايران بارها اعلام كرده خارج از چارچوب مذاكره است. در اين ميان عراقچي با تأكيد بر حق غنيسازي اورانيوم ايران اعلام كرد تهران آماده است براي دستيابي به توافقي اطمينانبخش در زمينه غنيسازي، انعطافپذيري داشته باشد، اما برنامه موشكي همچنان خط قرمز است. از سوي ديگر، ايالات متحده نيز با استقرار نيروهاي نظامي در منطقه، از جمله ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن»، تلاش كرده فشارهاي ادعايي خود را بر ايران افزايش دهد. اقدامي كه به ادعاي برخي تحليلگران در كنار فرمان اجرايي براي اعمال تعرفهها عليه كشورهايي كه با ايران روابط تجاري دارند و تحريمهاي جديد عليه شركتها و شناورهاي فعال در حوزه كشتيراني، نشاندهنده ادامه سياست فشار حداكثري واشنگتن است. همزمان با تشديد بازدارندگي از سوي دوطرف، سرلشكر عبدالرحيم موسوي رييس ستاد كل نيروهاي مسلح در تازهترين اظهارات خود ضمن بازديد از يكي از تأسيسات موشكي سپاه، اعلام كرد كه پس از جنگ ۱۲ روزه، راهبرد نظامي ايران از رويكرد دفاعي به تهاجمي تغيير يافته و سياست جنگ نامتقارن در دستور كار قرار گرفته است. او همچنين تأكيد كرد: «ما تنها به پيروزي ميانديشيم و از قدرت ظاهري دشمن هراسي نداريم.» راهبردي كه بنا به ادعاي گروهي از ناظران نشان از تغيير استراتژي نظامي است و همچنين پاسخي به حملات مخرب گذشته و نشاندهنده آمادگي ايران براي اقدام سريع و قاطع در دفاع از خطوط قرمز خود است. با اين حال برخي تحليلگران معتقدند شرايط فعلي، معادلهاي پيچيده ميان ديپلماسي و قدرت نظامي ايجاد كرده است. چرا كه ايران با تجربه سالها تحريم، فشار و تهديد، استراتژيهاي خود را بازنگري كرده و توان دفاعي خود را تقويت كرده است، در حالي كه امريكا خواستههاي حداكثري خود را مطرح كرده است. اين خواستهها شامل محدوديتهاي شديد در پرونده هستهاي و اعمال محدوديتهايي بر برنامه موشكي است. به ادعاي اين گروه در چنين شرايطي، حتي اگر مذاكرات ادامه يابد، مسير پيشرو همچنان پيچيده و نامعلوم است؛ جايي كه هر اقدام شتابزده ممكن است به بحرانهاي جديد منجر شود. از اين رو روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي سناريوهاي پيش روي تهران و واشنگتن در شرايط پيچيده كنوني با رحمن قهرمانپور كارشناس ارشد مسائل بينالملل گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد:
رحمن قهرمانپور كارشناس ارشد مسائل سياست خارجي در پاسخ به سوال «اعتماد» در خصوص نتايج حاصل از راند اول مذاكرات ايران و ايالات متحده با لحاظ كردن مواضع طرفين گفت: همچنان نشانهاي از تغيير واقعي در رويكرد تهران و واشنگتن ديده نميشود و شايد به همين دليل، فضاي كلي حاكم بر اين دور از مذاكرات، فضاي محتاطانهاي است. همزمان بازارها، كارشناسان و نيز سياستمداران نيز تاكنون در اين زمينه بسيار محتاط عمل كردهاند. از طرفي شكاف عميق ميان خواستهها و مطالبات دوطرف يكي از مهمترين دلايلي است كه موجب شده تا تهران و واشنگتن رويكردي محتاطانه را در پيش بگيرند. از سوي ديگر، هم ايران و هم مقامات امريكايي اعلام كردهاند كه از مواضع گذشته خود كوتاه نيامدهاند. اين موضعگيريها نشان ميدهد كه دستكم از نظر تاكتيكي، هنوز تغييري در مواضع ايران و امريكا ايجاد نشده است. بنابراين بايد منتظر ماند و ديد آيا در دور بعدي مذاكرات، دو طرف حاضر خواهند شد از مواضع قبلي خود عقبنشيني كنند يا خير.
قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تفاوت اين دور از رايزني با پنج دور مذاكرات پيش از حمله اسراييل به ايران تشريح كرد: بايد گفت كه امريكا همچنان با تكيه بر ديپلماسي زور يا اجبار وارد اين مذاكرات شده؛ بدين معنا كه اگر مذاكرات موفق شود و به توافق حداكثري مورد نظر امريكا منجر شود، واشنگتن به آن پايبند خواهد بود، اما اگر مذاكرات نتيجه ندهد، همانند دور قبلي رايزنيها در بهار ۱۴۰۴، به احتمال زياد امريكا مسير رويارويي نظامي را انتخاب خواهد كرد. اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: در مورد اينكه چرا ايران گزينه مذاكرات را انتخاب كرده، چند دليل قابل ذكر است؛ اول اينكه تهران احتمالا به اين گزاره فكر ميكند كه با توسل به ديپلماسي، مشروعيت داخلي مذاكرات بيشتر ميشود و در صورتي كه اقدامي نظامي از سوي امريكا انجام شود، افكار عمومي ايران، تهران را مقصر نخواهند دانست و مدعي نميشوند كه ايران از ميز مذاكرات كناره گرفت. قهرمانپور در ادامه تصريح كرد: ايران، مانند امريكا، طبيعتا همزمان و به موازات مذاكرات ديپلماتيك، به دنبال تقويت توان دفاعي خود است. همانطور كه پيشتر آقاي خطيبزاده، معاون وزير خارجه مطرح كرد، سياست ايران بعد از جنگ دوازدهروزه اين است كه همزمان با تكيه بر مسير ديپلماسي، خط تقويت توان دفاعي خود را هم پيش ببرد. از اين رو، دليل دوم حضور ايران در مذاكرات، تقويت توان دفاعي و ارسال پيامي به امريكا است: بياييد پاي ميز مذاكره و از اين طريق مشكلات خود را با ايران حل كنيد.
قهرمانپور در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» درباره شروط ادعايي واشنگتن از جمله مساله برد موشكها تشريح كرد: اهميت مساله موشكي در حال حاضر حتي بسيار فراتر از دور قبلي مذاكرات در بهار ۱۴۰۴ است. شايد دليل آن نيز اين باشد كه ترامپ ادعا كرده توان هستهاي ايران را با بمباران تأسيسات فوردو، نطنز و ساير مراكز هستهاي از بين برده است. بنابراين اگر بخواهد دوباره به بهانه هستهاي به ايران حمله كند، اين كنش از نظر افكار عمومي قابل پذيرش نخواهد بود. به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي از سوي ديگر، بعيد است امريكا بخواهد از موضوع موشكي صرفنظر كند. زيرا از ديدگاه واشنگتن، و پس از حمله به تأسيسات هستهاي ايران، توان موشكي ايران مهمترين تهديدي است كه متوجه امريكا و متحدان منطقهاياش است. به همين دليل، بدون حل اين مساله، امريكا نميتواند ادعا كند كه تهديد ايران را به صورت بلندمدت و معتبر دفع كرده و متحدان منطقهاي نيز اين ادعا را نميپذيرند. بنابراين به نظر ميرسد گره اصلي مذاكرات حاكم، مساله موشكي باشد؛ هرچند ايران اعلام كرده كه درباره برنامه موشكي رايزني نخواهد كرد، اما مقامات امريكايي بارها تأكيد كردهاند كه مذاكرات پيش رو درباره مسائل هستهاي، موشكي و حمايت ايران از گروههاي منطقهاي خواهد بود.
اين تحليلگر مسائل بينالملل در ادامه و درباره چرايي انتقال مذاكرات از تركيه به عمان به «اعتماد» گفت: در اين زمينه ميتوان به چند دليل اشاره كرد؛ اول حضور گسترده رسانهها در تركيه است. طبيعتا در اين شرايط، مذاكرات ميتوانست با فشار رسانهاي امريكا همراه شود و طبيعتا محتواي گفتوگوها خيلي سريع به رسانهها درز كند و مديريت فضاي رواني را دشوار سازد. از همين رو ايران بر اساس تجربه مذاكرات اوايل سال در عمان، ترجيح داد كنترل فضاي رسانهاي و رواني را خود در اختيار داشته باشد و آن را مديريت كند. اين مساله نشان ميدهد كه فضاي رواني و رسانهاي براي ايران بسيار مهم بوده و يكي از دلايلي است كه مذاكرات از استانبول به مسقط منتقل شد. به باور قهرمانپور مساله دوم به ميزان اعتماد ميان ايران و عمان بازميگردد. طبيعتا چنين سطحي از اعتماد در روابط ايران با تركيه يا ساير كشورها وجود ندارد. در مذاكراتي با اين درجه از حساسيت، ايران ترجيح ميدهد در مكاني مذاكره انجام شود كه به ميزبان اعتماد بيشتري دارد و مطمئن باشد اسرار مذاكرات حفظ خواهد شد. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: مساله سوم اما به نظر ميرسد تغيير ماهيت مذاكرات از حالت چندجانبه به دوجانبه و غيرمستقيم و كاهش نقش ميانجيگري منطقهاي مربوط باشد. اين درحالي است كه انتظار ميرفت ميانجيگران منطقهاي بتوانند چارچوب جديدي تعريف كرده و بخشي از مشكلات موجود در مذاكرات را كاهش دهند. اما با توجه به اينكه عمان در مذاكرات قبلي نتوانست نقش موثري ايفا كند و مانع از تشديد تنشها شود، انتقال مذاكرات از استانبول به مسقط اميدواري نسبت به موفقيت آنها را كاهش داد. طبيعتا اگر ميانجيگران منطقهاي مانند قطر، مصر، تركيه يا پاكستان در مذاكرات ايران و امريكا حضور داشتند، اعتبار اين مذاكرات بيشتر بود و افكار عمومي، بازار و مخاطبان ميتوانستند نتيجهگيري كنند كه مذاكرات جدي و احتمال موفقيت آنها بالاتر است. اما يكي از دلايلي كه باعث شد نگاه محتاطانهاي به اين مذاكرات وجود داشته باشد، همين تغيير مكان از تركيه به عمان بود.
قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره چرايي عدم پذيرش حضور سران ديگر كشورها در اين دور از رايزنيها تشريح كرد: به باور من، حضور كشورهاي عربي همراه با تركيه و پاكستان در مذاكرات، هم ميتوانست تهديدي براي ايران باشد و هم فرصت. جنبه تهديدآميز آن اين بود كه اين كشورها ميتوانستند بر ايران فشار بياورند تا امتيازات بيشتري به طرف مقابل بدهد. كما اينكه پيشنويس اوليهاي كه الجزيره منتشر كرد، نشان داد ميانجيگران منطقهاي حتي به موضوع موشكي و حمايت ايران از گروههاي منطقهاي ورود كردند. طبيعتا اين موضوع ميتوانست فشار كشورها بر ايران در مذاكرات را افزايش دهد و آنها همراه با امريكا، خواهان پذيرش محدوديتهاي بيشتر از سوي ايران باشند. به باور اين كارشناس مسائل سياست خارجي با اين حال حضور اين چهرهها ميتوانست فرصتساز نيز باشد و مذاكرات را جديتر پيش برده و تغيير اساسي و جدي در رويكرد ايران را نشان دهد. با اين حال، اگر از منظر ذهني و رسانهاي نگاه كنيم، مذاكرات روز جمعه در عمان به همان شكل و شمايلي برگزار شد كه مذاكرات شكستخورده بهار ۱۴۰۴ برگزار شد و ناخودآگاه اين فرض در ذهن مخاطب ايجاد ميشود كه احتمالا اين دور از مذاكرات هم مانند دور قبل به نتيجه نخواهد رسيد. بنابراين، تغيير مكان مذاكرات، ورود ميانجيگران جديد و اضافه شدن اعضاي جديد به هيات مذاكرهكننده ايراني ميتوانست در اين مقطع حساس اميدواري نسبت به موفقيت مذاكرات را افزايش دهد و اين اميدواري محدود به پيامكها يا برخي فضاسازيهاي رسانهاي نباشد. به نظر ميرسد ايران بيشتر جنبه تهديدآميز اين حضور را مدنظر داشته و تلاش كرده با انتقال مذاكرات از تركيه به عمان، اين تهديد را به نوعي دفع كند.
اين تحليلگر ارشد روابط بينالملل درباره تشديد بياعتمادي ميان تهران و واشنگتن به عنوان مهمترين مولفه عدم موفقيت مذاكرات از نگاه مقامات ايراني تشريح كرد: طبيعي است كه فاصله فعلي ميان ايران و امريكا بهمراتب بيشتر از فاصلهاي است كه قبل از جنگ دوازدهروزه وجود داشت. دليل ساده و واضح آن است كه امريكا به تأسيسات هستهاي ايران حمله كرد؛ تأسيساتي كه در واقع انحراف فعاليتشان توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي تأييد نشده بود و نوعي تأسيسات صلحآميز محسوب ميشد كه تحت نظارت پادمان و بازرسيهاي آژانس قرار داشت. اين اقدام خلاف چارچوب پيمان انپيتي و تعهداتي بود كه كشورهاي هستهاي در چارچوب اين پيمان ارايه داده بودند. بنابراين طبيعي است كه چنين اقدامي موجب افزايش بياعتمادي ميان ايران و امريكا شود. همانطور كه آقاي عراقچي نيز در جريان مذاكرات اخير اعلام كرد، مساله و مانع اصلي، فقدان اعتماد ميان دو طرف است. حال آنكه اين حجم از بياعتمادي بعد از جنگ دوازدهروزه بهمراتب افزايش يافته و يافتن راهحلي براي عبور از اين مانع نيز سختتر شده است. به همين دليل است كه نگاه به مذاكرات عمان، تا حد زيادي محتاطانه باقي مانده است.
قهرمانپور در ادامه اين گفتوگو و در خصوص سناريوهاي احتمالي نتايج اين دور از مذاكرات توضيح داد: بايد اشاره كنم متأسفانه به نظر ميرسد كه هنوز محتملترين سناريو در صورت ناكامي مذاكرات عمان، تقابل نظامي و اقدام امريكا عليه ايران باشد. اين موضوع باعث نگراني كشورهاي منطقه شده، زيرا درباره تبعات و آثار چنين اقدام نظامي احتمالي، عدم قطعيتها و نااطمينانيهاي زيادي وجود دارد و همين مساله كشورهاي منطقه را وادار كرده كه توان ديپلماتيك خود را براي جلوگيري از اين تقابل نظامي به كار گيرند. به گفته اين كارشناس مسائل بينالملل با توجه به اينكه چارچوب عملكرد ترامپ همچنان ديپلماسي مبتني بر اجبار است، در صورت نرسيدن به توافق در مذاكرات، احتمال توسل ايالات متحده به اقدام نظامي وجود دارد. چرا كه دو اقدام گذشته يعني حمله به تأسيسات هستهاي ايران و اقدام نظامي در ونزوئلا عليه مادورو از نظر ترامپ موفقيتآميز بودهاند؛ يعني بدون آنكه ارتش امريكا وارد درگيري شود، او به اهدافش دست يافته است. از منظر روانشناسي فردي نيز ظاهرا ترامپ اينبار انگيزه زيادي براي تكرار تجربههاي گذشته دارد.
قهرمانپور در پاسخ به سوال پاياني «اعتماد» درباره رويكرد و تحركات اخير تلآويو در قبال مذاكرات تهران و واشنگتن تشريح كرد: واقعيت اين است كه سياست اسراييل در قبال برنامه هستهاي ايران تغيير خاصي نكرده و تلآويو همچنان اصرار دارد كه هم برنامه موشكي و هم برنامه هستهاي ايران برچيده شود. با اين حال، برخي از مقامات اسراييلي در ماههاي اخير ادعا كردهاند كه اگر ايران و امريكا به يك توافق جامع برسند كه نگرانيهاي اسراييل را برطرف كند، ممكن است اسراييل از آن توافق استقبال كند. به باور اين تحليلگر روابط بينالملل در هر حال متأسفانه، نتانياهو و جريان راست افراطي كه در اسراييل قدرت را در اختيار دارند، همچنان اقدام نظامي را مهمترين راهكار براي مقابله با برنامه هستهاي ايران ميدانند. حتي برخي از اعضاي كابينه نتانياهو از تغيير رژيم (نظام) در ايران سخن گفتهاند، موضوعي كه حتي از سوي امريكا نيز پذيرفته نشده است. در مجموع، اسراييل همچنان سياست قبلي خود را دنبال ميكند و انتشار اخبار اخير، به همراه نشست ترامپ و نتانياهو در روز چهارشنبه، نشان ميدهد كه دو طرف، علاوه بر مذاكرات ايران و امريكا در عمان، در حال هماهنگي براي اقدام نظامي احتمالي هستند.