نگاهي به فيلم «كوچ» ساخته محمد اسفندياري
ساده زيستي
شهريار بابايي
فيلم سينمايي «كوچ» ساخته محمد اسفندياري، نخستين اثر بلند اين كارگردان جوان، يكي از آثار پيچيده و قابل بحث چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر است. اين فيلم با تمركز بر روايت انساني و رشد يك شخصيت در مسير زندگي، برخلاف بسياري آثار بيوگرافيمحور، تلاش كرده به اصل «ريشههاي قهرماني» بپردازد و نه صرفا به لحظههاي قهرمان شدن.
۱- روايت انساني و متفاوت از قهرماني
يكي از برجستهترين ويژگيهاي فيلم سينمايي «كوچ»، تاكيد بر روايت انساني و سادهزيستي داستان است. برخلاف آثار معمول كه قهرمان را غالبا در مقاطع اوج زندگي نشان ميدهند، اسفندياري تصميم گرفت سير تحولي و رشد شخصيتي قهرمان داستان را تا پيش از مرحله قهرمان شدن به تصوير بكشد؛ فرآيندي كه از كودكي تا نوجواني شخصيت اصلي را دنبال ميكند و نشان ميدهد چگونه شخصيت در مواجهه با مسووليتها و انتخابهاي زندگي رشد ميكند.
۲- فاصلهگيري از كليشههاي ژانر بيوگرافي
هدف كارگردان اين اثر ساختارشكني در ژانر بيوگرافي بوده است، اينكه به جاي تمركز بر لحظههاي درخشان و قهرماني، چگونگي رسيدن به آن را نشان دهد. اين نگاه رويكردي جديد و ارزشمند است كه ميتواند سينماي بيوگرافي ايران را از الگوهاي تكراري دور كند، اما در مقابل اين تصميم ممكن است ساختار دراماتيك اثر را تحليل ببرد و فيلم را از نقطه اوج مناسب بيبهره كند. در اين ميان زاويه نگاه كارگردان قابل احترام است و نيازمند تجربه بيشتر در ساحت سينماي بلند، مسالهاي كه در آثار كارگردانهاي كار اولي گاه طبيعي است.
۳- استفاده از بازيگران بومي و انتخاب نابازيگران
انتخاب اكثريت بازيگران كودك و بومي بود كه گويي به منظور ايجاد نزديكي بيشتر مخاطب با فضاي واقعي داستان بوده و كمك ميكند جهان فيلم باورپذيرتر به نظر برسد، نبود بازيگران حرفهاي گاهي باعث شده برخي سكانسها از نظر اجرا از ريتم مطلوب فاصله بگيرند، مسالهاي كه ميتواند در تجربههاي آتي كارگردان بهبود يابد.
۴- تجربه فيلم اولي و نگاه مستندسازانه
جايگاه اسفندياري به عنوان فيلمساز فيلم اولي در كنار تهيهكنندهاي با سابقه در مستند و آثار اجتماعي نكته قابلتوجهي است. «كوچ» تركيبي از نگاه مستند و داستاني است، در جايي كه تلاش ميكند واقعيت را دراماتيزه كند اما گهگاه همان ديد مستندسازانه به روايت، آن را از شكل دراماتيك محض دور ميكند.
اين نگاه دوگانه، براي بعضي مخاطبان جذاب خواهد بود، زيرا به روايت سينمايي پيچيدهتر و واقعگرايانهتر ميانجامد و براي برخي ديگر نقدي است بر نياز فيلم به تمركز دراماتيك شديدتر در ساختار روايت.
«كوچ» بر روايت انساني ساده و فاصلهگيري از كليشههاي ژانر تاكيد دارد و ميتوان گفت به عنوان نمونهاي از شروع اميدواركننده، انساني و جسورانه در روايت شناخته ميشود.