• 1404 دوشنبه 13 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6254 -
  • 1404 دوشنبه 13 بهمن

كارورزي و كارآموزي؛ حلقه ناديده آموزش

ماني جهانپور

جايگاه كارآموزي و كارورزي در نظام آموزش ‌عالي، همواره بازتابي از نحوه فهم اين نظام از نسبت ميان دانشگاه و جامعه خصوصا بازار كار بوده است. در بسياري از دوره‌ها، اين نسبت نه بر اساس يك فرآيند تدريجي ورود به جهان كار، بلكه بر پايه تفكيكي صلب ميان آموزش نظري و مهارت و عمل حرفه‌اي تعريف شده است؛ گويي دانشگاه فضايي مستقل از واقعيت‌هاي اقتصادي و اجتماعي است و مواجهه با كار، رخدادي است كه بايد پس از پايان تحصيل و به عنوان يك دوره جديد و كاملا متفاوت آغاز شود. 
در چنين چارچوبي، كارآموزي يا كارورزي اغلب به واحدي حاشيه‌اي و كم‌اثر كه با صدور گواهي‌هاي غيرقابل استناد و عموما جعلي گذرانده مي‌شود، فروكاسته شده، حال آنكه در منطق آموزش مهارت‌محور، اين مرحله مي‌تواند به يكي از كليدي‌ترين نقاط اتصال آموزش دانشگاهي با اشتغال و زيست واقعي جامعه بدل شود. يكي از مسائل ساختاري آموزش ‌عالي، همين گسست ميان زمان يادگيري و زمان به‌كارگيري است. دانشجو سال‌ها در فضايي آموزش مي‌بيند كه در آن، خطا هزينه‌اي محدود دارد، تصميم‌ها عمدتا روي كاغذ و نظري‌اند و پيامد عمل، اغلب به نمره يا ارزيابي شخص‌محورانه استادان در پايان ‌ترم ختم مي‌شود. 
اين شرايط، هر چند براي شكل‌گيري بنيان‌هاي فكري و آموزش روش‌ها و دانش‌ها ضروري است، اما وقتي به كل دوره و تجربه دانشگاهي تعميم مي‌يابد، دانشجو بدون هيچ آمادگي، مواجهه ناگهاني با جهاني پيدا مي‌كند كه در آن، كارآمدي، سرعت تصميم‌گيري و مهارت‌هاي قابل سنجش و مشاهده معيارهاي اصلي‌اند. اينجاست كه كارآموزي، اگر در متن آموزش قرار گيرد، مي‌تواند اين گذار را از يك شكاف ناگهاني، به فرآيندي تدريجي و قابل فهم تبديل كند.
 در يك نگاه اجرايي، كارورزي را بايد مرحله‌اي مياني در فرآيند اجتماعي ‌شدن نيروي متخصص دانست. دانشجو در اين موقعيت، نه صرفا مشاهده‌گر است و نه متحمل بار كامل مسووليت، بلكه در جايگاهي قرار مي‌گيرد كه مي‌تواند آموخته‌هاي خود را در مقياسي محدود، اما اجرايي و عملي بيازمايد و از خطا كردن هم نترسد و آن را به اندوخته تجربي تبديل كند. 
همين موقعيت مياني است كه نسبت فرد با مساله را تغيير مي‌دهد. مساله‌ها ديگر شفاف، تميز و داراي پاسخ‌هايي از پيش تعيين‌ شده نيستند، بلكه چندلايه و وابسته به تصميم‌ها و شرايطند. اين مواجهه، ذهن دانشجو را از جست‌وجوي پاسخ درست، به سمت يافتن راه‌حل‌هاي ممكن و تصميم‌گيري بهتر سوق مي‌دهد.
همزمان، كارآموزي فرد را وارد منطق دروني محيط‌هاي كاري مي‌كند؛ منطقي كه اغلب در آموزش رسمي غايب است. زمانبندي، اولويت‌بندي، تعامل منحصر به شخص با ديگران، محدوديت منابع و كنار آمدن با عدم قطعيت، همگي در دل تجربه زيسته شكل مي‌گيرند. بسياري از فاصله‌هاي موجود ميان دانشگاه و بازار كار، نه از كمبود دانش تخصصي، بلكه از ناآشنايي با همين قواعد نانوشته ناشي مي‌شود. كارورزي، پيش از آنكه مهارت فني و تخصصي را منتقل كند، فرد را با شيوه حضور در يك فرآيند تصميم‌گيري و اجرايي جمعي آشنا مي‌سازد. 
از منظر فني و تخصصي نيز كارآموزي نقشي به‌روزكننده ايفا مي‌كند. سرعت تحولات فناورانه به‌گونه‌اي است كه محتواي آموزشي دانشگاه‌ها ناگزير با فاصله‌اي زماني از واقعيت عمل مي‌كند. حضور در محيط كار، اين فاصله را كاهش مي‌دهد و به دانشجو مي‌آموزد چگونه دانش آكادميك خود را با ابزارها و شرايط متغير تطبيق دهد. در اين فرآيند، دانش از مجموعه‌اي ايستا از اطلاعات، به ابزاري پويا براي تحليل و تصميم‌گيري تبديل مي‌شود. كارورزي همچنين در شكل‌گيري هويت حرفه‌اي نقش آرام، اما تعيين‌كننده‌اي دارد. بسياري از انتخاب‌هاي تحصيلي، پيش از آنكه بر تجربه استوار باشند، بر تصور و انتظار شكل مي‌گيرند. 
مواجهه بهنگام دانشجو با واقعيت كار، اين تصورات را تعديل مي‌كند و امكان بازانديشي و تغيير بهينه مسير را فراهم مي‌آورد؛ گاه با تقويت انتخاب اوليه و گاه با تغيير جهت، پيش از آنكه هزينه‌هاي فردي و اجتماعي انباشته شوند. اين خودآگاهي حرفه‌اي، از دستاوردهايي است كه در هيچ سرفصل رسمي ثبت يا تجربه نمي‌شود. با اين حال، تمام اين ظرفيت‌ها زماني فعال مي‌شود كه كارآموزي به تجربه‌اي واقعي تقليل‌ناپذير باشد. كارورزي صوري كه در آن نقش دانشجو مبهم و مسير يادگيري نامشخص است، نه‌تنها بي‌اثر، بلكه گاه مخرب است و مي‌تواند به بي‌اعتمادي نسبت به مفهوم كار دامن بزند. 
آنچه اهميت دارد، تعريف موقعيت‌هاي معنادار، ارتباط زنده با محيط‌هاي واقعي و پذيرش اين واقعيت است كه آموزش بدون تجربه، ناتمام مي‌ماند. در چنين بستري، كارآموزي نه وعده‌اي براي اشتغال قطعي است و نه راه‌حلي فوري براي حل موقتي بحران بازار كار با نيروي ارزان‌قيمت دانشجو. بيشتر امكاني است براي نزديك‌تر شدن آموزش به واقعيت‌هاي زيست اقتصادي و اجتماعي؛ جايي كه دانشگاه، بدون ادعاي آمادگي كامل، اجازه مي‌دهد دانشجو بخشي از اين واقعيت را لمس كند، با آن درگير شود و نسبت خود را با آن بسازد. تجربه‌اي كه نه با قطعيت آغاز مي‌شود و نه لزوما به نقطه‌اي مشخص ختم، اما آرام‌آرام در متن آموزش جريان پيدا مي‌كند.

دانشجوي رشته حقوق
دبير شوراي مشاوران نسل زد

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون