• 1404 چهارشنبه 8 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6250 -
  • 1404 چهارشنبه 8 بهمن

معتادان محلي شبكه جهان‌گستر

مهدي دهقان منشادي

طب سنتي بومي شده يزدي‌ها اعتقاد راسخي دارد بر اينكه چاي و نبات، درمان بي‌چون و چراي هر درد و مرض بي‌درماني است و متعصبان اين طب سنتي شايد حتي نسخه درماني خود را براي مبتلايان به مرض قند (ديابت) هم لازم بدانند و ‌اي‌كاش اين تجويز سنتي براي محتاجان و معتادان اينترنت هم موثر واقع مي‌شد تا آنها را كمي ساكت و آرام گرداند؛ محتاجاني كه در نبود اين افيون نو‌پديد، همچون عادت‌كنندگان به مواد مخدر به خماري و بلاتكليفي دچار مي‌شوند.
جامعه‌اي سنتي‌‌پايه كه طي يك دهه همه‌چيزش وابسته به فناوري نوين شبكه جهان‌گستر- اينترنت شده است چگونه مي‌تواند در زمان اختلال يا قطع شدنش، همچون افراد معتاد به سراسيمگي و سردرگمي دچار نشود. چند سالي است كه اينترنت، جامعه را بر امواج خود سوار كرده و مركب خود را به هر سو و جانبي حركت داده و جامعه را بر هر سمت و سويي كه خواسته، كشانده است. مردم امور زندگي خود را به جريانات اينترنت وابسته ساخته‌اند و مفهوم ارتباطات راه دور بر حوزه كار و آموزش و خريد و طيف وسيعي از نيازهاي زندگي استيلا يافته و تامين مايحتاج زندگي، خورد و خوراك و حتي رفت و آمد آنها نيز به استفاده از بايت‌هاي اينترنت و تسهيل‌گري آن گره خورده است. بسياري از مشاغل و كسب و كارها بر اساس تارهاي در هم تنيده اين شبكه شكل گرفته‌اند و اختلال در تار و پود آن يعني تخته شدن كاسبي مردم و اختلال در امور زندگي نان‌آوران. مردمي كه اخبار روزانه خود را از رسانه‌هاي سنتي راديو و تلويزيون و روزنامه دريافت مي‌كردند در روندي تدريجي تحت تاثير حاكميت گسترده شبكه‌هاي مجازي قرار گرفتند و منبع اصلي اطلاعات و حتي گذران اوقات آنان توسط اين شبكه‌هاي مجازي تامين مي‌شود. عده زيادي از مردان و زنان پا به سن گذاشته و بازنشسته عادت كرده‌اند خود را در گروه‌هاي اجتماعي مجازي متعدد سرگرم كنند و از چند و چون رويدادهاي خانواده، طايفه و جامعه باخبر شوند. جامعه وابسته به اينترنت اگر هم معتاد اينترنت نباشد- كه اكثريت اعضايش هستند- حيات روزانه‌اش با استفاده از بايت‌هاي جهان‌گستر رونق مي‌گيرد و كشيدن يك‌باره سيم آن از منبع باعث ايجاد شوكي درد‌آور و فلج‌كننده شده كه بيشتر امور زندگي را با اختلال مواجه مي‌سازد.
استفاده همه‌‌گستر از اين شبكه جهان‌گستر همچون سوء مصرف مواد، جامعه را به معتادان بايت‌هاي نامرئي تبديل كرده به‌طوري كه براي رفتن در يك مسير و رسيدن به يك هدف هم اقتدا به فناوري‌هاي اينترنتي كار‌ساز و مشكل‌گشاست. در قطعي و اختلال اينترنت، مبادله اطلاعات و زنجيره عرضه و تقاضاي وب‌پايه پاره مي‌شود و در اين گسيختگي و انفصال، ضربان زندگي اجتماعي به بي‌نظمي دچار شده و جامعه سرگردان و بلاتكليف آرزو مي‌كند كه ‌اي‌كاش به عادت كردن‌ها، عادت نكرده بود. با وجود بستري ناپايدار با پهناي باند و سرعتي خارج از استانداردهاي جهاني ما عادت كرده‌ايم كنجكاوي خود را با استفاده از اينترنت پاسخ دهيم. اگر شعري را فراموش كرده‌ايم يا معني واژه‌اي را نمي‌دانيم يا دنبال اطلاعاتي مي‌گرديم به جاي رجوع سنتي به دايره‌المعارف‌ها و فرهنگ واژگان كتابخانه‌ها، عادت كرده‌ايم قلاب جست‌وجو به دست‌گيريم و چون ماهيگيري ماهي اطلاعات خود را از درياي جهان‌گستر صيد كنيم. در مسافرت يا شهر خودمان اگر دنبال آدرسي مي‌گرديم، عادت كرده‌ايم نقطه مقصد را به برنامه مسيرياب گوشي تلفن همراه بدهيم و با راهنمايي او به مقصد برسيم. ما عادت كرده‌ايم پژوهش‌ها، جست‌وجوها، مقايسه قيمت‌ها، پيدا كردن كالاها و خدمات مورد نياز، احوالپرسي از دوستان و آشنايان و ... را با توسل به اينترنت انجام دهيم. حتي عادت كرده‌ايم در دلزدگي از برنامه‌هاي نمايشي مجاني (كه البته هر ثانيه از آن هزاران تومان براي ما هزينه داشته است) عطاي رسانه ملي را به لقايش ببخشيم و با خريدن اشتراك، فيلم‌هاي مورد نظرمان را در بستر شبكه‌هاي خانگي اينترنتي تماشا كنيم. ما عادت كرده‌ايم موقع سفر وضعيت هواي مقصد در روزهاي آينده را بسنجيم و بعد اقدام كنيم.
جامعه كنوني، جامعه اهلي شده بايت‌هاي اينترنتي هست كه اكثر اموراتش به وجود آن وابسته شده است و در زمان اختلال و قطعي آن، عادت‌هايش مختل شده و با آشفتگي و بلاتكليفي مواجه مي‌شود و در چنين شرايط بي‌قراري افراد مانند محتاجان بسته‌هاي معيشتي يا بسته‌هاي مواد مخدر، به بسته‌هاي اينترنتي و حجمي از داده نيازمند مي‌شوند. در چنين اوضاعي ما محتاجان و معتادان بايت‌هاي نامرئي در زمان اختلال آن به خفگي دچار مي‌شويم و در زمان بي‌چارگي براي پاسخ به عادت‌ها به ياد شعر فريدون مشيري مي‌افتيم: «مشت مي‌كوبم بر در، پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها، من دچار خفقانم خفقان، من به تنگ آمده‌ام از همه‌چيز ، بگذاريد هواري بزنم...».
و وقتي نمي‌توانيم هوار بزنيم و اگر هم بزنيم اين هوار زدن فايده‌اي نخواهد داشت، مجبوريم در گوشه‌اي كز كنيم و بنيانگذاران امريكايي اين شبكه اعتياد‌آور در سال 1969 را محكوم كنيم كه باعث شدند عادت زشت استفاده از اين فناوري در ما نهادينه شود. بعد از يك محكوميت دلچسب، شايد نوشيدن يك ليوان چاي و نبات پر مزه بتواند ما را به عنوان يك نفر در كمپ هشتاد ميليوني ترك اعتياد اينترنت آرام كند. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون