نفت ونزوئلا رقيب خاورميانه نيست
انحصار و تمركز، يكي از ويژگيهاي صنعت نفت ونزوئلا است. دولت كنترل كامل بر اكتشاف، توليد، پالايش و صادرات دارد. اين امر به دولت امكان ميدهد تا از صنعت نفت به عنوان ابزاري قدرتمند براي اهداف سياسي و اجتماعي استفاده كند. دولتي شدن، به سياسي شدن صنعت نفت در اين كشور منجر شده است. در طول دو دهه گذشته، PDVSA از يك شركت نفتي صرف، به بازوي اقتصادي و اجتماعي دولت تبديل شد. اين امر منجر به انتصابات سياسي به جاي تخصصي در سطوح مديريتي، از بين رفتن استقلال عملياتي و تخصيص منابع مالي به پروژههاي غيرنفتي شد كه بهرهوري را بهشدت كاهش داد.
بحران عملياتي و كاهش توليد
صنعت نفت ونزوئلا در وضعيت فروپاشي عملياتي قرار دارد كه ناشي از تركيبي از عوامل ساختاري و خارجي است. فرسودگي زيرساختها، فرار سرمايه و نيروي انساني و تحريمهاي بينالمللي، صنعت نفت ونزوئلا را بهشدت ضعيف كرده است. عدم سرمايهگذاري كافي و نگهداري ضعيف در طول سالها، منجر به فرسودگي پالايشگاهها، خطوط لوله و تأسيسات توليد شده است. نرخ شكست تجهيزات بالا رفته و ظرفيت توليد بهطور چشمگيري كاهش يافته است. بحران اقتصادي و سياسي موجب مهاجرت گسترده مهندسان، تكنيسينها و مديران نفتي مجرب شده است، كه اين امر خلأ تخصصي جدي ايجاد كرده است. تحريمهاي اقتصادي ايالات متحده، به ويژه پس از سال ۲۰۱۹، دسترسي ونزوئلا به بازارهاي جهاني، تجهيزات حياتي و فناوريهاي پالايش و ارتقاي نفت سنگين را بهشدت محدود كرد. اين تحريمها بهطور مستقيم بر توانايي كشور براي صادرات نفت خام و واردات محصولات تصفيه شده تأثير گذاشته است. در نتيجه، توليد كه در سال ۱۹۹۸ به بيش از ۳.۵ ميليون بشكه در روز ميرسيد، در پي بحران به سطوح بسيار پايينتر (گاهي زير ۵۰۰ هزار بشكه در روز) سقوط كرد. اگرچه تلاشهايي براي بازيابي جزئي در سالهاي اخير صورت گرفته است.
عدم قطعيت سياسي
چشمانداز صنعت نفت ونزوئلا بهطور جداييناپذيري با وضعيت سياسي كشور گره خورده است. هرگونه بازيابي پايدار مستلزم دو عامل اساسي تغييرات ساختاري در مديريت و تخفيف يا لغو تحريمها است. براي احياي توليد نفت ونزوئلا به بازسازي حاكميت در PDVSA، بازگرداندن شايستهسالاري و جذب سرمايهگذاري خارجي تخصصي (به ويژه براي توسعه ذخاير سنگين و نوسازي پالايشگاهها نياز مبرم وجود دارد. همچنين دسترسي مجدد به بازارهاي اصلي (مانند امريكا) و سيستم مالي بينالمللي براي تأمين مالي پروژههاي چند ميليارد دلاري ضروري است. در سناريوي تثبيت سياسي، پتانسيل بازگشت به توليد ۲ تا ۳ ميليون بشكه در روز در ميانمدت وجود دارد، اما اين امر نيازمند يك برنامه سرمايهگذاري كلان و اصلاحات ساختاري عميق است. در سناريوي ادامه بيثباتي، صنعت نفت به دليل فرسودگي مستمر، صرفا به عنوان منبعي براي تامين مالي نيازهاي روزمره كشور عمل خواهد كرد، نه محركي براي توسعه ملي. ذخاير عظيم، اگرچه يك دارايي بالقوه هستند، اما بدون ثبات سياسي و حكمراني شفاف، به يك «نفرين منابع» تبديل ميشوند كه توسعه كشور را متوقف كرده است.
سناريوي جهش امريكايي
يكي از سناريوهاي مطرح شده توسط تحليلگران سياسي، اشتياق امريكا به سرمايهگذاري فوري و جدي در صنعت نفت ونزوئلا است. با اين حال بايد در نظر داشت كه بازگشت ونزوئلا به جايگاه شايسته خود در باشگاه صادركنندگان نفت (به معناي توليد پايدار و قابل اتكا در سطوح بالا) پس از تزريق فوري سرمايه و سرمايهگذاري گسترده شركتهاي امريكايي، يك فرآيند چند مرحلهاي و زمانبر خواهد بود. برآوردها بسيار متغير است و بستگي به عمق بحران، ماهيت سرمايهگذاري و مهمتر از همه، شرايط ژئوپليتيكي (به ويژه رفع تحريمها) دارد. اين تغييرات، در 3 فاز كلي ارزيابي و تحليل ميشود.
فاز ۱- تثبيت و بازيابي اوليه (۱ تا ۳ سال)
اين فاز بر توقف خونريزي عملياتي و بازگرداندن حداقل ظرفيت توليد متمركز است. گام اول شامل رفع تحريمها و ورود سرمايه حدود 6 ماه زمان لازم دارد. فرض ميكنيم كه يك توافق سياسي، به لغو كامل تحريمها و ورود سريع تيمهاي مديريتي و مهندسي شركتهاي امريكايي (مانند شورون يا شركتهاي بزرگ خدماتي) منجر شود. اقداماتي مانند انتقال سريع قطعات يدكي حياتي، مواد شيميايي حفاري و شروع تعميرات اضطراري در تاسيسات كليدي (مانند پالايشگاههاي Amuay و Cardón و چاههاي ميدانهاي سبكتر)، احياي اوليه را به همراه خواهد داشت. نتيجه مورد انتظار، توقف روند نزولي توليد و تثبيت آن در سطوح پايينتر (شايد 800 هزار تا 1 ميليون بشكه در روز) است. پس از اين مرحله، نوبت به بهينهسازي ميادين سبك و مياني ميرسد كه حدود 1 تا 3 سال زمان ميبرد. شركتهاي خارجي معمولاً تمايل دارند ابتدا روي ميادين نفتي سبك و مياني كه بازده سريعتري دارند، تمركز كنند. سرمايهگذاري در اين بخشها سريعتر به افزايش توليد منجر ميشود، زيرا نياز كمتري به فناوريهاي پيچيده ارتقاء نفت سنگين دارند. نتيجه مورد انتظار، رسيدن به توليد حدود ۱.۵ تا ۱.۸ ميليون بشكه در روز است.
فاز ۲- توسعه استراتژيك و نوسازي زيرساخت (۴ تا ۷ سال)
اين فاز شامل سرمايهگذاريهاي بزرگ براي بازسازي زيرساختهاي فرسوده و شروع توسعه منابع اصلي كشور است. گام نخست نوسازي PDVSA و پالايشگاهها است كه حدود 2 سال زمان ميخواهد. بازسازي و ارتقاي پالايشگاهها براي كاهش وابستگي ونزوئلا به واردات بنزين و گازوييل است كه اكنون به يك ضرورت تبديل شده است. اين فرآيند بسيار زمانبر است و نياز به مهندسي عظيم دارد. همچنين تمركز بر خطوط لوله و مراكز تقويت فشار ضروري است. زيرا بدون تعمير شبكههاي انتقال داخلي نميتوان شبكه پالايشگاهي را پشتيباني كرد. فرسودگي خطوط انتقال، يكي از موانع اصلي در توسعه ظرفيت پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي در ونزوئلا است. پس از اين گامها ميتوان توسعه ميدان نفتي اورينوكو را آغاز كرد. توسعه كمربند سنگين نفتي نيازمند سرمايهگذاريهاي چند ميليارد دلاري و ساخت كارخانههاي جديد Upgrading (ارتقاءدهنده نفت سنگين به نفت قابل حملتر) است. ساخت هر كارخانه ارتقاي جديد، ۵ تا ۷ سال طول ميكشد. با چنين اقدامي توليد به تدريج از ۲ ميليون بشكه در روز عبور كرده و به سمت ۲.۵ ميليون بشكه در روز حركت ميكند.
فاز ۳- بازگشت به جايگاه پيشين (۸ تا ۱۰ سال و بيشتر)
براي بازگشت به توليد در سطح اوج تاريخي (بيش از ۳ ميليون بشكه در روز) و اثبات پايداري در بازار جهاني، ونزوئلا به زمان بيشتري نياز دارد. گام نخست در اين فاز، بهرهبرداري كامل از پروژههاي سنگين است. زماني كه پروژههاي بزرگ ارتقاي نفت سنگين به بهرهبرداري كامل ميرسند، ونزوئلا ميتواند سهم بيشتري از بازار را با نفت سنگين خود به دست آورد. از سوي ديگر، بايد براي اعتمادسازي مجدد برنامهريزي كرد. بازارهاي جهاني و بيمهگران به زمان نياز دارند تا اعتماد كنند كه توليد ونزوئلا ديگر دچار فروپاشيهاي ناگهاني سياسي يا عملياتي نخواهد شد. نتيجه مورد انتظار در اين فاز، رسيدن توليد پايدار به سطوح ۳ تا ۴ ميليون بشكه در روز و تثبيت مجدد جايگاه ونزوئلا به عنوان يك صادركننده مهم و قابل اتكا است كه احتمالاً ۸ تا ۱۰ سال پس از شروع سرمايهگذاري فوري و رفع تحريمها به طول خواهد انجاميد. با توجه به مجموع نكات ياد شده، در بهترين حالت ممكن (سرمايهگذاري فوري، ثبات سياسي و دسترسي كامل به بازارها)، ونزوئلا به سطح صادرات قابل توجه در بازه ۴ تا ۷ ساله باز خواهد گشت، اما براي رسيدن به جايگاه تاريخي خود به عنوان يك صادركننده بزرگ و پايدار، به يك دهه زمان و سرمايهگذاري مداوم نياز دارد. نتيجهگيري سياسي اين تحليل آن است كه سناريوي دسترسي امريكا به نفت ونزوئلا براي انجام تحركات جديد در خاورميانه، در آزمون فني صنعت نفت رد ميشود.