گروه اجتماعي
13 روز حادثه، مجروح و كشته، هم از مردم عادي و هم از نيروهاي انتظامي و امنيتي و هنوز هم تعداد دقيق مجروحان و كشته شدهها معلوم نيست، تعدادي از مجروحان به دليل جراحات خفيف به مطبها رفتهاند، تعدادي از مجروحان به بيمارستانهاي تامين اجتماعي و تعدادي هم به بيمارستانهاي خصوصي منتقل شدهاند، هنوز تعدادي از مجروحان در بخش مراقبتهاي ويژه بسترياند و هنوز تعداد زيادي از اجساد كشته شدهها شناسايي نشده است. قطعي اينترنت سراسري از شامگاه 18 دي هم، ثبت مراجعات مجروحان و پذيرش و بستريها در مراكز درماني را با مشكل مواجه كرد و با اينكه شامگاه 18 و 19 و 20 دي اوج حوادث بود و بيشترين تعداد مجروحان و كشته شدهها هم مربوط به همين سه شب است اما حسين كرمانپور كه رياست مركز اطلاعرساني وزارت بهداشت را برعهده دارد، در گفتوگو با «اعتماد» ميگويد بايد آمار پذيرش كشوري تجميع شده و بررسي شود تا يك گزارش دقيق از مراجعات، پذيرش و بستريها قابل ارائه باشد. آنچه در اين 13 روز اتفاق افتاد براي نظام سلامت كشور يك آزمون تلخ بود. اينطور كه كرمانپور طي روزهاي اخير در گفتوگو با خبرگزاريها اعلام كرد، طبق دستور اكيد وزير بهداشت مقرر شده بود تمام مجروحان؛ چه معترضاني كه در خيابان بودند و چه عوامل انتظامي و امنيتي كه در درگيريها زخمي شدند، بدون هيچ تبعيضي و بدون دخالت دادن هرگونه عقيده سياسي، مورد درمان قرار بگيرند و بهترين خدمات به ايشان ارائه شود. البته اگر تاكيد وزير بهداشت نبود هم، جامعه پزشكي و پرستاري كشور همين رفتار را داشت ولي تاكيد وزير و سخنگوي وزارت بهداشت بر رعايت اين الزام، هم مهم بود، هم در طول 16 سال اخير، براي اولين بار بود.
كرمانپور به «اعتماد» ميگويد كه اين تاكيد، برگرفته از يك اصل حرفهاي است؛ اصل حرفهاي خدمترساني به بيمار فارغ از اينكه اين بيمار در كدام جبهه سياسي و نژادي و قومي ايستاده است.
وزير بهداشت البته در روزهاي اعتراضات يك تاكيد ديگر هم داشت و اينكه علاوه بر ضرورت ارايه خدمت جامع به مجروحان اعتراضات، كادر درمان هم بايد از هر گونه آسيب و خطر و حادثه در امان باشند؛ اصلي كه البته در اين 13 روز در مواردي نقض شد كه رخدادهاي تلخ بيمارستان ايلام بعد از انتقال مجروحان اعتراضات «ملكشاهي» و مصدوميت و هتك حرمت تعدادي از كادر درمان اين بيمارستان مصداق روشن نقض حرمت مراكز درماني است و البته تلخترين مصداق از نقض اين الزام هم، جان باختن آن خانم پرستار جواني است كه چند روز قبل، در درمانگاه امام سجاد شهر رشت، قرباني آتش حوادث شد.
كرمانپور در گفتوگو با «اعتماد» نگاهي بر وضعيت خدمترساني در اعتراضات اخير دارد؛ نحوه تامين ذخاير خون و تجهيزات و دارو، تجهيز و آمادهباش مراكز درماني، چگونگي پرداخت هزينه درمان مجروحان و باز هم تاكيد بر اينكه «تمام مجروحان از هر سو كه باشند، كادر درمان بيمارستانهاي وزارت بهداشت، تمام و كمال در خدمتشان هستند تا با تمام قوا، درمانشان كنند تا يك مرگ كمتر شود.»
در فاصله خرداد 1388 تا دي 1404 شاهد 6 نوبت اعتراض معيشتي، سياسي و مدني بوديم؛ اعتراضات معيشتي دي 1396، آبان 1398 و دي 1404، اعتراضات مدني پاييز 1401 و اعتراضات سياسي خرداد 1388 و دي 1398 . تمام اعتراضات هم در صحنه خيابان گستردگي قابل توجهي داشت و تعداد زيادي در اين اعتراضات مجروح شدند اما چه در دولتهاي اصلاحطلب و چه دولتهاي اصولگرا، وزرا و سخنگوي وزارت بهداشت هيچ صراحتي درباره ضرورت ارائه خدمت درماني به مجروحان بدون در نظر گرفتن ملاحظات سياسي و عقيدتي نداشتند چنانكه وزراي بهداشت در دولتهاي نهم و يازدهم و دوازدهم، در اين زمينه سكوت كردند و وزير بهداشت دولت سيزدهم، در جبهه مخالف مجروحان قرار گرفت . وزير و سخنگوي وزارت بهداشت، در اين 16سالي كه گذشت، اولين نفراتي از بدنه دولت هستند كه با اطلاعيه و صحبتهاي رسمي، مردم، نهادهاي امنيتي و قواي سهگانه را خطاب قرار داده و گفتند كه مجروح حوادث، فارغ از اينكه چه عقيده و مرامي داشته باشد، مجروح است و كادر درمان، موظف به درمان اين مجروح است و مركز درماني، بايد براي مجروح و كادر درمان، يك مكان امن و مصون از هر آسيب باشد . به نظر ميرسد اين تاكيد و صراحت وزير بهداشت و سخنگوي وزارت بهداشت، برگرفته از نگاه شخصي شما و دكتر ظفرقندي است . تحليل خودتان چيست؟
به نظرم يك نگاه حرفهاي است . ما در مورد غزه هم همين موضع را داشتيم با اينكه بعضي دوستان نسبت به اين موضعگيري ما حساس شدند . از سالها قبل، تمدن بشري اين اصل حرفهاي را پذيرفته كه در هر نقطهاي كه به دليل اغتشاش بيروني يا داخلي، مورد تعدي يا فشار جنگي يا تعرض قرار ميگيرد محيط امداد و درمان و افرادي مثل كادر درمان يا امدادگر هلال احمر يا حتي آتشنشان كه در چنين مكاني خدمت ميكنند، بايد هم از طرف معترضان و هم از طرف نيروهاي انتظامي و امنيتي و نظامي، در امان باشند و اين مكان هم بايد ايمن باشد و امنيت اين مكان و اين افراد هم بايد هم از سوي معترضان و هم از سوي عوامل امنيتي و انتظامي مورد احترام باشد . پزشكي كه در زندان خدمت ميكند، بايد به زنداني بيمار، حتي همان زنداني كه خون يك نفر را ريخته، خدمت درماني بدهد و او را درمان كند و اين درمان، برگرفته از يك اصل انساني و حرفهاي است . اگر اين اصل مخدوش شود و پزشك و پرستار و درمانگر، نگاه ايدئولوژيك و سياسي و حزبي خودش را در خدمت درماني دخالت بدهد، ضربهاي به سلامت بشر و افكار بشردوستانه وارد خواهد شد كه زخم اين ضربه، تا مدتها باقي خواهد ماند. اين اصل حرفهاي، حتي در اعتراضات خياباني هم بايد حاكم باشد و به همين دليل، ميگوييم كه با توجه به اين اصل حرفهاي و فارغ از هر نگرش سياسي، ارائه خدمت درماني و رعايت امنيت مجروح و تيم درمان و محكوم كردن بمباران بيمارستان در غزه هم مورد توجه قرار ميگيرد در حالي كه ضرورت ارائه خدمت درماني در غزه، از محق دانستن مردم غزه يا مقصر دانستن اسراييل كاملا جداست . با همين اصل حرفهاي، همانطور كه اصابت موشكهاي اسراييل در حوالي بيمارستانهاي ايران را محكوم ميكنيم، از حمله به بيمارستاني در اوكراين يا روسيه هم انتقاد ميكنيم چون طبق همين اصل حرفهاي، در تعرضات داخلي و جهاني، تمام مراكز درماني و امدادي بايد در امان باشند. حوادث اخير كشور، اين فرصت را ايجاد كرد كه به تمام طرفين اعتراضات و حوادث اخير آموزش بدهيم كه در اوج درگيريها، محيط امداد و نجات و درمان بايد يك محيط امن بماند و همچنين، اين فرهنگ را توسعه بدهيم كه بنا به يك اصل انساني، فردي كه در جريان اعتراضات و درگيريها، مجروح ميشود، نيازمند كمك است و فارغ از اينكه در كدام جبهه درگيري بوده، بايد از صحنه دور شده و مورد درمان قرار بگيرد اما چه كسي بايد اين مجروح را از صحنه درگيري دور كند ؟ فردي كه مورد قبول طرفين درگيري است و در سراسر دنيا، تنها فرد مورد قبول طرفين درگيري، نيروهاي امداد و نجات و تيم درمان هستند. در سراسر دنيا، رنگ آمبولانس سفيد است و در سراسر دنيا، اين اصل پذيرفته شده كه وقتي آمبولانس براي ورود به صحنه درگيري و جنگ آژير ميكشد، طرفين درگيري بايد امكان ورود آمبولانس را مهيا كنند تا نيروي امدادي، مجروحان را از صحنه دور كرده و به مركز درماني برساند كه متاسفانه در حوادث اخير كشور، اين اصل توسط تعداد زيادي از طرفين حوادث مورد توجه نبود چنانكه هم آمبولانس و هم تكنيسينهاي اورژانس، توسط طرفين درگيريها آسيب ديدند و دليل اين وضع، همچون دفعات و حوادث پيشين هم اين بود كه سطح فرهنگ طرفين متخاصم و متعارض در اين حد افزايش پيدا نكرده كه بدانند فرد امدادگر و درمانگر و آتشنشان، از هيچ سمت جبهه درگيري دفاع نميكند بلكه مشغول انجام وظيفه حرفهاي است و نقشي مشابه يك داور فوتبال دارد و به محض حضورش، طرفين درگيري بايد كنار بايستند تا مجروحان و آسيب ديدگان را از صحنه درگيري دور كند . چنين رفتاري در هر كشور جهان، نشان فرهيختگي و فرهنگ پيشرفته آن كشور است . در هر صحنه درگيري هم كه طرفين متخاصم، راه را براي ورود امبولانس باز كردهاند، اعتراضات رنگ انسانيتري پيدا كرده است .
وزير بهداشت در دوره دانشجويي در بيمارستانهاي صحرايي جبهه جنگ ايران و عراق حضور داشت و در مصاحبهاي براي من تعريف كرد كه در اتاق عمل بيمارستانهاي صحرايي پشت خط مقدم جبهه، شهادت هر رزمنده مجروح را با صلوات اعلام ميكردند . شما هم سابقه حضور در جبهه در جنگ 8 ساله ايران و عراق داريد . آيا تاكيد وزير و سخنگوي وزارت بهداشت بر رعايت اصل حرفهاي ضرورت درمان براي تمام مجروحان درگيريها، ربطي به سابقه حضور شما در جبهه جنگ 8 ساله ندارد ؟
تا به حال به چنين تاثيري فكر نكردم ولي شايد هم همين حضور زيربناي چنين انديشهاي باشد . به ياد دارم كه تا پايان هر عملياتي كه داشتيم، دو طرف متخاصم موشك و خمپاره و گلوله به سمت يكديگر ميفرستادند ولي با پايان عمليات و اعلام صلح، زماني كه نيروهاي عراقي دستشان را به نشانه تسليم بالا ميگرفتند، حق هيچ آسيبي به هيچ اسيري نداشتيم و اين رفتار، برگرفته از فرهنگ اسارت بود و در اين بين، حتي جوانمردي دينيمان هم به ميان ميآمد و نان و آب و جيره خودمان را به اسرا ميداديم با اينكه طرف مقابلمان به هيچوجه جوانمرد نبود و بارها گفتم كه ارتش بعث، بسيار بيرحم و بسيار بيفرهنگ بود و فقط به دنبال خون ريختن بود در حالي كه ما فقط به دنبال آزادي خاك وطن بوديم ولي به محض پايان عمليات، اسير كه تا چند دقيقه قبل به ما تيراندازي ميكرد، به برادر ما تبديل ميشد . بارها ديدم كه رزمندهها، غذاي خودشان را به اسير ميدادند تا او گرسنه نماند ولي خودشان گرسنه ميماندند . فكر ميكنم هر فردي كه در اين فرهنگ قرار گرفت، اين انديشه در او ايجاد شد و با او ماند . اسير عراقي، دشمن صددرصد غدار بود و با او چنين رفتار كرديم. اين معترض، هموطن ماست كه يا تحت تاثير جو اعتراض قرار گرفته يا معترض دلسوختهاي است كه براي اعتراض به ميدان آمده . در اين ميان، عده كمي هم از اين فضا سوءاستفاده ميكنند كه هم به خود و هم به ديگري و هم به اماكن و اموال عمومي آسيب ميزنند و به اين توجه ندارند كه در اوج مشكلات اقتصادي، سوزاندن و نابودي ميلياردها تومان حق مردم كف خيابان چه آسيب هنگفتي است. در سوي مقابل، دوستان ما در بخش نظمدهي هم نميدانند كه رفتار مقابل اين افراد چگونه بايد باشد و چطور با اين تعارض برخورد كنند. دليل چنين وضعي اين است كه هيچ كدام از طرفين به رشد لازم نرسيدهاند كه بدانند چطور رفتار كنند كه خشونت، افزايش پيدا نكند.
در اعتراضات سال 1401 مراجعات مجروحان به مراكز درماني كاهش يافت و درمان بعضي مجروحان، در خانهها انجام شد. طي چند روز اخير، در صحبتهاي وزير بهداشت، سخنگوي وزارت بهداشت و يكي از اعضاي كميسيون بهداشت مجلس، تاكيد شد كه مسائل سياسي و قضايي از مسائل درماني جداست و كادر درمان، فقط به مداواي مجروح فكر ميكند . البته بازگرداندن اعتماد عمومي به بخش درمان، به خصوص بعد از اعتراضات 1401 و رخدادهاي تلخي كه دو هفته قبل در بيمارستان ايلام اتفاق افتاد و همچنين اخبار اخير درباره برخورد با چند پزشكي كه مشغول مداواي مجروحان اعتراضات بودند، سخت است . تحليل شما درباره اين وضع و اخبار چيست ؟
من درباره برخورد با پزشكان درمانگر مجروحان چيزي نشنيدم و اگر اتفاق افتاده، برخوردهاي فردي و شخصي بوده و البته به ما هم اعلام نشده ولي هر موردي كه به ما اعلام شود، علاوه بر اينكه دليل اين تعرض را از بخش حقوقي وزارت بهداشت پيگيري ميكنيم، از نظر قانوني هم تحت پيگرد قرار خواهد گرفت . معمولا وقتي اعتراضات به وضع موجود، به گونهاي است كه با حجم زيادي از معترضان جدي مواجهيم، گاهي رفتارهاي شخصي، چه در معترضان و چه در نيروي انتظامي، نسبت به رفتارهاي گروهي و از پيش تعيين شده، رنگ و بوي بيشتري پيدا ميكند و البته، اين رفتار شخصي بر رفتار گروهي ارجحيت پيدا ميكند و با وجود آنكه تعداد اين رفتارها هم زياد نيست ولي متاسفانه گاهي همان اغتشاش وحشتناك را رقم ميزند . برخورد با پزشك و درمانگري كه مشغول مداواي مجروح اعتراضات بوده، بياخلاقترين كاري است كه ميتوان انجام داد. چطور ممكن است با پزشكي كه براي كمك و درمان مجروح اعتراضات، خود را به خطر مياندازد برخورد كنيم و بگوييم تو چرا به وظيفهات عمل كردي و چرا اين مجروح را درمان كردي؟ در چنين لحظاتي، پزشكان عقايد و مرام سياسيشان را كنار ميگذارند و اصول حرفهايشان غالب ميشود. وزير بهداشت هم بر اين مساله تاكيد داشته كه مركز درماني، هم بايد براي بيمار و هم براي كادر درمان امن باشد و بهخصوص، مهم است كه كادر درمان، اين امنيت را احساس كند چون در غير اينصورت، درمان را با ترس و واهمه انجام خواهد داد و بايد بپذيريم كه سطح شجاعت در تمام افراد يكسان نيست و ترس ميتواند بر كيفيت درمان تاثير منفي بگذارد. وزير بهداشت به ما هم تاكيدكرد كه امنيت كامل كادر درمان حفظ شود تا بتوانند بهترين خدمات را به مجروحان اعتراضات بدهند و يك مرگ، كمتر شود و جان، بيشتر زنده بماند كه در اينصورت، امنيت و دلدادگي ملت به يكديگر هم بيشتر خواهد شد. كادر سلامت و امدادگراني همچون نيروهاي هلالاحمر و آتشنشاني، پيونددهنده آلام ملتها به همديگر در همين تعارضاتند. در ميداني كه هر دو طرف خشمگينند و يك طرف، معترض است و يك طرف ميخواهد نظم را برگرداند، يك امدادگر بين اين دو قرار ميگيرد و ميتواند به گونهاي آشتي و آرامش ايجاد كند كه هم صداي اعتراض بهتر شنيده شود و هم به نيروي امنيتي آسيبي وارد نشود چون همه اين افراد، با هم ملت ايران را ميسازند.
در چنين اعتراضاتي، جراحات و آسيب جسمي كه به مردم وارد ميشود از چه نوعي است و در اين سه هفته چه مجروحاني به بيمارستانها مراجعه كردند؟ شما به عنوان يك پزشك در اورژانس بيمارستان محل خدمتتان با چه جراحاتي مواجه بوديد ؟
مراجعات بيمارستانها بايد تجميع شود ولي آنچه من در اورژانس شاهد بودم، اغلب مراجعات معترضان يا نيروهاي انتظامي، به دليل آسيب ناشي از ضرب و شتم، شكستگيهاي ناشي از زمين خوردگي، تيرخوردگي، آسيب ديدگي هر دو طرف به دليل ضرب و جرح، اصابت جسم سخت بود . درمواردي از تيرخوردگيها، متوجه شديم كه اسلحه، دست ديگراني غير از نيروي انتظامي هم هست به خصوص در مواردي كه با تيرخوردگيهاي به پا، ران، شكم يا حتي قسمتهاي بالاتر بدن مواجه شديم كه البته اين موارد، منجر به فوت شده بود . من اين موارد را مشاهده كردم ولي براي گزارش كشوري بايد تا زمان تجميع گزارشها صبر كنيم .
در اعتراضات 1388 و 1401، تعدادي از مجروحان اعتراضات به دليل ترس از بازداشت، به مركز درماني مراجعه نكردند ولي تاكيد شما و عضو كميسيون بهداشت مجلس در روزهاي اخير اين بود كه مجروحان اعتراضات به جاي درمان خانگي حتما به مركز درماني مراجعه كنند . خطر درمان خانگي، به خصوص در مورد جراحات خونريزيدهنده چيست ؟
درمان خانگي اين جراحات صددرصد خطرناك است و جراحات خونريزيدهنده، خطر عفونت دارد و مصدوميت بر اثر ضربه به نقاط حساس و به خصوص نقاطي همچون سر، گردن، ستون فقرات، قفسه سينه، شكم و ران، ميتواند به صدمات ناگوارتري منجر شود. مجروحي كه از ترس بازداشت و مشكلات امنيتي به مركز درماني مراجعه نميكند، در واقع براي جانش نگران است ولي درمان خانگي، بيشتر از بازداشت، جانش را به خطر مياندازد . اصل بر حفظ جان فرد است. بنابراين ما همچنان توصيه ميكنيم كه مجروحان، مراكز درماني را به درمان خانگي ترجيح بدهند و مادامي كه در بيمارستان هستند، با تمام قوا و با دل و جان در خدمت مجروحان هستيم . تمام امكانات براي درمان مجروحان آماده است و پزشكان ما هيچ فرقي بين مجروحان اعتراضات قائل نميشوند.
در اين ايام، چند بيمارستان پذيراي مجروحان اعتراضات بودند ؟
تمام بيمارستانهاي دولتي آمادگي لازم را داشتند و چون معلوم نبود كه اعتراضات در كدام نقطه شكل ميگيرد، تمام بيمارستانهاي ما آمادگي لازم را داشتند و حتي بسياري از بيمارستانهاي تامين اجتماعي هم با اينكه زيرنظر وزارت بهداشت نيستند ولي خدمترساني كامل براي مجروحان داشتند و حتي شنيدم كه تعدادي از بيمارستانهاي خصوصي هم، تيماردار مردم بودند و بدون آنكه تفاوتي در نوع مراجعات قائل شوند، هم مجروحان اعتراضات و هم عوامل انتظامي را پذيرش و درمان كردند تا يك مرگ كمتر شود .
من هم شنيدم در يك بيمارستان خصوصي، هيچ هزينهاي از مجروحان اعتراضات دريافت نشده و پزشكان بيمارستان از جيب خودشان هزينه درمان مجروحان را پرداخت كردند ولي روزهاي اول اين مساله مطرح بود كه بيمه سلامت هزينه درمان مجروحان اعتراضات را تقبل نكرده است. علت اين اتفاق چه بود ؟
وزارت بهداشت هيچ ابلاغي در اين زمينه نداشت . از آنجا كه تعداد مجروحان در چنين حوادثي قابل پيشبيني نيست، تصميمگيري سيستم بيمهاي ممكن است تا يك روز طول بكشد ولي به محض اينكه مشخص شد كه تعداد مجروحان از هر دو طرف، قابل توجه است، شوراي عالي بيمه سلامت جلسهاي برگزار كرد و به تمام دانشگاههاي علوم پزشكي ابلاغ كرديم كه در تمام مراكز تحت پوشش وزارت بهداشت، هزينه درمان تمام مجروحان اعتراضات و بخصوص، مجروحان روزهاي پنجشنبه، جمعه و شنبه كه اعتراضات به وضع بحرانيتري رسيد، رايگان باشد . اگر در بيمارستاني، هزينهاي از مجروحان دريافت شده، حتما بعد از مساعد شدن شرايط قابل پيگيري است. حتي با وجود قطع و وصل شبكه، ابلاغ شد كه در صورت اختلال اينترنت، تمام نسخهها و دستورها براي داروخانه و مراكز پاراكلينيكي و تشخيصي، به صورت دستي نوشته شود تا در شرايط مساعد اين مستندات را بررسي كنيم .
تعداد مراجعات نسبت به ايام عادي چند درصد افزايش داشته ؟
صددرصد افزايش داشته ولي به دليل قطع اينترنت و شبكه كشوري، با يك مشكل جدي مواجه شديم و اغلب اطلاعات را به صورت تلفني ثبت كرديم كه البته چنين شيوهاي هم قابل اعتماد نيست و بايد بازبيني شود تا بتوانيم آمار درستي از مراجعات و درمان ارائه بدهيم و بايد بر اساس قانون چون كشور در شرايط بحران است هر آمار را بايد با هماهنگي لازم منتشر كنيم و چون در تخاصم با دشمن خارجي هستيم و هنوز هم در حالت بين جنگ و صلح هستيم بايد در ارائه آمار و اطلاعات دقت لازم را داشته باشيم كه مورد سوءاستفاده قرار نگيرد.
در چنين شرايطي ذخاير خوني در مراكز درماني خيلي مورد نياز است. در روزهاي اول اعتراضات هم خبري شنيديم مبني بر اينكه برخي مراكز درماني از سازمان انتقال خون درخواست ذخاير خوني داشتند و سازمان اعلام كرده كه من چنين پيشبيني نداشتم و با كمبود خون مواجه ميشوم و مراكز گفته بودند كه شما تجهيزات اهداي خون بفرستيد و كادر درمان بيمارستان، خون اهدا خواهد كرد. وضع ذخاير خون و تجهيزات در روزهاي اعتراضات چگونه بود و آيا دچار كمبود شد ؟
ميزان ذخاير استراتژيك خون، طبق استاندارد جهاني بايد به مدت 8 الي 9 روز پاسخگوي نياز مراكز درماني باشد و عدد كمتر از اين ميزان، بحران ايجاد ميكند. در ايام اعتراضات، ذخاير استراتژيك مشكلي پيدا نكرد ولي پراكندگي مراجعات مجروحان به گونهاي بود كه مثلا بعضي بيمارستانها، مركز تروما نبودند و تك تخصصي بودند كه نياز به ميزان خون متعادلي داشتند ولي يكباره، 10 مجروح با خونريزي فعال به اين مراكز منتقل شد در حالي كه نياز معمول اين مراكز، مثلا 4 پاكت خون بود و حالا بايد 50 الي 100 پاكت خون براي اين مراكز ارسال ميشد كه اين درخواستها، در روزهاي اول سازمان انتقال خون را با مشكل مواجه كرد ولي پاسخ به اين وضع هم، تابع استاندارد است و بانك ميتواند اين وضع را با ارسال استان به استان يا بيمارستان به بيمارستان مديريت كند . غير از دو مورد بسيار كوچك كه با مداخله خودمان حل كرديم، تا اين لحظه با وجود آنكه حجم زيادي از ذخاير خون براي مجروحان مصرف شد، كمبود ذخاير خون به معناي بروز عارضه به دليل كمبود خون نداشتيم ولي توصيه ميكنيم كه مردم براي اهداي خون مراجعه كنند. تامين دارو و تجهيزات هم با مشكلي مواجه نبود چون براي بحران اين موارد را پيشبيني كردهايم و در اين اتفاق تلخ اخير هم با همين پيشبينيها، حتي بابت سرم تزريقي و سرم شست و شو كه براي موارد شوك و شست و شوي زخم بسيار مورد نياز بود هم با كمبود مواجه نشديم .