شرافت و اخلاق ساعي را به منابع طبيعي بازگردانيد
علي بناگر
اگر بخواهيم ميراث كريم ساعي را در يك جمله خلاصه كنيم، شايد دقيقترين بيان اين باشد كه «منابع طبيعي براي او نه يك شغل بود، نه يك رشته دانشگاهي، بلكه يك تعهد اخلاقي و ملی بود.»
از همين نقطه بايد سخن را آغاز كرد؛ از همانجايي كه امروز بيشترين فاصله با آن داريم. آينده را نمايندگي كنيد. شما وكيل نسلهايي هستيد كه هنوز به دنيا نيامدهاند و حق نداريد منابع آنها را معامله كنيد و اگر روزي ديديد ماندن به قيمت خيانت به طبيعت است، بدانيد كه رفتن شرافتمندانهتر است؛ اصلي كه كريم ساعي آن را نه در شعار، بلكه در زيست حرفهاي و انتخابهاي شخصي خود معنا كرد.
اما اين منش اخلاقي و نگاه بلند ساعي در خلأ شكل نگرفت. مسير او هرگز هموار، كمهزينه يا مورد اجماع نبود. در دورهاي فعاليت ميكرد كه فهم علمي منابع طبيعي هنوز جايگاه روشني در نظام اداري و تصميمگيري كشور نداشت و جنگل و مرتع، بيش از آنكه سرمايهاي ملي تلقي شوند، منبعي براي بهرهبرداري كوتاهمدت بودند. ايستادن در برابر چنين نگاههايي، به معناي ايستادن در برابر منافع تثبيت شده، فشارهاي اداري، مقاومت ساختارهاي سنتي و گاه تمسخر بود. ساعي بارها با كمبود امكانات، نبود نيروي متخصص و بياعتمادي مديران روبهرو شد؛ اما هرگز از اصول خود عقب ننشست.
سختيها محدود به عرصه حرفهاي نبود؛ زندگي شخصي او نيز زير سايه همين انتخابها فرسوده شد. سفرهاي مداوم، كار طاقتفرسا در مناطق صعبالعبور، فشارهاي رواني ناشي از مقابله با تخريب و بيمسووليتي و بيتوجهي به سلامت فردي، بهايي بود كه آگاهانه پرداخت. او ميتوانست مسير آسانتري را انتخاب كند؛ اما راهي را رفت كه به فرسودگي جسم و كوتاه شدن عمرش انجاميد؛ زيرا باور داشت حفاظت از منابع طبيعي شوخيبردار نيست.
دانشگاه و سازمان منابع طبيعي امروز
اگرچه دانشگاهها و سازمان منابع طبيعي كشور از نظر تاريخي و فكري بر شالوده انديشههاي ساعي شكل گرفتهاند، اما در عمل فاصلهاي معنادار ميان آن بنيان فكري و واقعيت امروز وجود دارد؛ فاصلهاي كه بيش از كمبود دانش، ناشي از كمرنگ شدن اخلاق حرفهاي است. در دانشگاههاي منابع طبيعي، هرچند سرفصلها و چارچوبهاي علمي هنوز متاثر از مكتب ساعي است، اما بخشي از بدنه دانشگاهي گرفتار نگاه امتيازمحور، اداري و درآمدي شده است. منصبگرايي، پروژهمحوري و مسابقه توليد مقاله، گاه جاي تعهد ميداني و مسووليت اجتماعي را گرفتهاند. با اين حال، استادان شريف، مستقل و دغدغهمند هنوز راه ساعي را زنده نگه داشتهاند.
در سطح اجرا، سازمان منابع طبيعي اگرچه وارث ساختاري است كه بر پايه انديشه و تلاش ساعي شكل گرفته، اما اغلب زير فشار ملاحظات سياسي، اقتصادي و مديريتي از مسير حفاظت پايدار فاصله گرفته است. تصميمهاي مقطعي و نگاه كوتاهمدت، جاي نگاه اكولوژيك و بيننسلي را گرفتهاند. گاه مديراني بر راس كار آمدهاند كه نه ساعي را ميشناسند و نه دغدغهاي از جنس او دارند. ساعي هرگز سازمان منابع طبيعي را ابزاري براي بدهبستان يا قدرتگيري سياسي نميخواست؛ او آن را نهادي براي صيانت حرفهاي، پايدار و اخلاقمحور ميدانست.
توصيههاي ساعي به دانشجويان
ساعي اگر امروز در ميان ما بود، پيش از هر سخن از ساختارها، قوانين يا مديريت، رو به دانشجويان منابع طبيعي ميكرد و نگاه را به ريشهها بازميگرداند:
٭ منابع طبيعي را شغل نبينيد؛ رسالت بدانيد.
جنگل و مرتع محل ارتزاق اخلاقي شماست، نه نردبان ارتقاي شغلي.
٭ پيش از مقاله، كاربردش را بشناسيد.
دانشي كه از حضور در عرصه، لمس جنگل و مرتع و فهم واقعيتهاي ميداني نيايد، ناقص است.
٭ در برابر تخريب، بيطرف نباشيد.
بيطرفي در برابر نابودي طبيعت، شكل آرام و پذيرفتهشدهاي از همدستي است.
٭ مدرك را هدف نكنيد؛ انسان موثر شدن را هدف بگيريد.
اين سرزمين بيش از مدرك، به انسانهاي مسوول، شجاع و مستقل نياز دارد.
٭ از قدرت نترسيد، اما به آن وابسته هم نشويد.
كارشناس منابع طبيعي اگر استقلال اخلاقي نداشته باشد، دير يا زود در خدمت تخريب قرار ميگيرد.
و اما بعد...
نقد همزمان دانشگاهها و سازمان منابع طبيعي از يك ريشه مشترك برميخيزد؛ فراموشي رسالت تاريخي حفاظت. با اين حال، همانگونه كه استادان پايبند به راه ساعي هنوز در دانشگاه حضور دارند، در بدنه سازمان نيز كارشناسان و نيروهاي ميداني شريفي هستند كه ايستادهاند و از جنگل و مرتع دفاع ميكنند. آينده تفكر ساعي نه در آييننامهها و ساختارها، بلكه در زنده ماندن همين وجدان حرفهاي و تعهد انساني رقم خواهد خورد. شايد تلخترين حقيقت اين باشد كه حتي مراسم يادبود اين استاد بزرگ گاه از مسير انديشهاش فاصله ميگيرد؛ بايد صادقانه بپذيريم كه كريم ساعي از ما راضي نيست؛ مگر آنكه دوباره اخلاق، شرافت و مسووليت را به قلب منابع طبيعي بازگردانيم.»
رييس اتحاديه انجمنهاي علمي منابع طبيعي و محيطزيست كشور