وقتي فدراسيون و باشگاه نظارهگر تخريب بزرگان فوتبال هستند
سناريوي دروغين عليه افشين پيرواني
اواخر هفته گذشته خبرگزاري فارس نوشت: سرپرست تيم پرهوادار ليگ برتري با محروميت 6 ماهه مواجه شده و از آنجايي كه او رابطه خوبي با مديران باشگاه نداشته، الان فرصت خوبي است براي كنار گذاشتن او. بعد از اين خبر چند وبسايت ورزشي با گمانهزني در مورد اينكه فرد مورد نظر چه كسي ميتواند باشد خيلي سريع ماجرا را به «جادوگري» و «پرونده فساد در فوتبال» مرتبط كردند آن هم بدون اينكه ذرهاي از ماجرا خبر داشته باشند. در نهايت و در حالي كه در فضاي مجازي نام افشين پيرواني به عنوان فرد محروم به صورت غيررسمي دست به دست ميشد، روزنامه 7 صبح در خبري به صورت رسمي مدعي شد سرپرست مذكور، سرپرست پرسپوليس است.
اين باعث شد در روزهايي كه فوتبال ايران بيش از هر زمان ديگري نيازمند آرامش و مبارزه واقعي با فسادهاي ريشهدار است موجي از اخبار كذب و مغرضانه، فضاي رسانهاي و مجازي را مسموم كند. اينبار، افشين پيرواني، كاپيتان اسبق تيم ملي و باشگاه پرسپوليس و سرپرست فعلي اين تيم، قرباني يك سناريوي دروغين و هدفمند شده است؛ سناريويي كه احضار او به كميته اخلاق را به مباحثي چون جادوگري و فساد داوري ربط ميدهد در حالي كه حقيقت ماجرا، فاصلهاي نجومي با اين اتهامات واهي دارد!
متاسفانه برخي رسانهها با انگيزههاي نامشخص، اما قطعا غيرحرفهاي، از هر فرصتي براي ايجاد جنجال و تخريب چهرههاي شناخته شده فوتبال استفاده ميكنند. اين دست رسانهها كه خيلي به كليدواژه «جادوگري» علاقه دارند اينبار هم بدون هيچگونه تحقيق و راستيآزمايي، ماجراي احضار پيرواني را دستمايه شيطنتهاي رسانهاي خود قرار دادهاند.
اما طبق اطلاعات رسيده به خبرنگار روزنامه اعتماد، واقعيت ماجرا در مورد خبر محروميت سرپرست پرسپوليس اين است كه افشين پيرواني به دليل مصاحبههاي اخير خود به كميته اخلاق احضار شده بود، اما به دليل تداخل زمان جلسه با شرايط حساس تيم و نياز مبرم به حضور او در كنار بازيكنان، در اين نشست شركت نكرده است. نكته حايز اهميت اين است كه هنوز هيچ حكم قطعي در اين زمينه صادر نشده و حتي ابلاغيه رسمي مربوطه هم به باشگاه پرسپوليس نرسيده است. اين اطلاعات، از سوي يك مقام آگاه تاييد شده و جاي هيچگونه شك و شبههاي را باقي نميگذارد.
با اين وجود، شاهد آن هستيم كه فضاسازيهاي مسموم نه تنها اين احضار عادي را به يك -محروميت و بركناري قطعي- تبديل كردهاند، بلكه پا را فراتر گذاشته و آن را به بحثهاي سخيف و بياساسي چون جادوگري و فساد داوري گره زدهاند. اين مانور كاملا بيمورد و هدفمند روي چنين مباحثي، نه تنها به اعتبار افراد خدشه وارد ميكند، بلكه سلامت و پاكي فوتبال را نيز زير سوال ميبرد و اعتماد عمومي را بيش از پيش نسبت به اين ورزش پرطرفدار كاهش ميدهد.
بايد با قاطعيت و اطمينان خاطر كامل به هواداران و افكار عمومي اعلام كرد كه حتي يك درصد هم بحث احضار و حكم احتمالي (و هنوز صادر نشده) پيرواني، هيچ ربطي به مباحث جادوگري و داوري ندارد. اينها صرفا اتهاماتي بياساس و كاملا مغرضانه هستند كه با اهداف خاصي منتشر ميشوند.
در اين ميان، سكوت برخي نهادها و باشگاه پرسپوليس هم جاي تامل دارد. باشگاه پرسپوليس، به عنوان يكي از پرافتخارترين و ريشهدارترين باشگاههاي ايران، نبايد نظارهگر تخريب چهره يكي از بزرگان، كاپيتانهاي سابق و مديران فعلي خود باشد. سكوت در برابر چنين اتهاماتي، به منزله تاييد آنها تلقي شده و بستر را براي گسترش شايعات فراهم ميكند. از وظايف يك باشگاه حرفهاي، دفاع قاطعانه از اركان و اسطورههاي خود است؛ دفاعي كه بايد با شفافسازي و اطلاعرساني صحيح همراه باشد نه اينكه اجازه دهد حواشي عجيب و غريب شاخ و برگ پيدا كرده و به واسطه عدم تكذيب خبرهاي اينچنيني، شاهد انعكاس آنها در فضاي مجازي و ديگر رسانهها باشيم. اين بيتفاوتي، به وجهه باشگاه هم آسيب ميزند و نشان از ضعف در مديريت بحران دارد.
از سوي ديگر، فدراسيون فوتبال نيز نميتواند در قبال اين هجمه بيسابقه و دروغپراكنيها بيتفاوت باشد. فدراسيوني كه در موارد مشابه با برخي مربيان خارجي (مانند ساپينتو) با تساهل و بخشش محروميتها برخورد ميكند، نبايد در قبال تخريب وجهه كاپيتان اسبق تيم ملي و يكي از مديران باتجربه فوتبال ايران سكوت اختيار كند. بيتفاوتي فدراسيون نسبت به اينگونه اتهامات بياساس، به بياعتمادي عمومي دامن ميزند و اين شائبه را ايجاد ميكند كه براي برخي افراد و شخصيتها، استانداردهاي دوگانهاي در نظر گرفته ميشود.
وظيفه فدراسيون فوتبال، صيانت از كليت فوتبال و اركان آن است؛ وظيفهاي كه با مقابله قاطعانه با دروغپراكني و حمايت از افراد بيگناه محقق ميشود. مانور بيمورد و مداوم برخي رسانهها روي مباحثي چون جادوگري و فساد در داوري، به مثابه سم مهلكي است كه به ريشههاي فوتبال ايران آسيب ميزند. اين رويكرد، نه تنها واقعيتهاي موجود در فوتبال را تحريف ميكند، بلكه با ايجاد فضايي مسموم، مانع از پيشرفت و توسعه اين ورزش ميشود. فوتبال ايران بيش از هر زمان ديگري نيازمند شفافيت و مبارزه با هرگونه تخلف است، نه اينكه هر موضوعي را به جادوگري و فسادهاي اثبات نشده ربط داد تا مقصرين واقعي در خفا به كار خود مشغول بمانند. در پايان، لازم است تاكيد شود كه اين سناريوي دروغين عليه افشين پيرواني نمونهاي بارز از بياخلاقي رسانهاي و بيمسووليتي برخي نهادهاست.