• 1404 شنبه 8 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6127 -
  • 1404 شنبه 8 شهريور

زيبايي‌شناسي تروما

صالح زماني

بنيادي‌ترين پرسش درخصوص مفهوم زيبايي‌شناسي
(Aesthetics) اين است كه زيبايي چيست؟ آيا زيبايي امري عيني است يا ذهني؟ و آيا تروما به معناي امري رعب‌آور و بحراني مي‌تواند رخدادي زيبايي‌شناختي تلقي شود؟ به تعبيري آيا تروما امكان انعكاس «زيبايي» براي ما دارد يا اينكه سراسر رنج و عصيان و فروپاشي است؟ طرح چنين مساله‌اي از قدمت طولاني در حوزه انديشه برخوردار نيست اما پرسشي است كه مي‌بايست در جهان جديد به آن پاسخ داد چراكه زيست مدرن، زيست تروماتايز شده است به اين معني كه جهان معاصر ما سرشار از وقفه‌هاي تروماتيك نظير جنگ، نسل‌كشي، بي‌سرزمين‌سازي، استرس و اضطراب، بيماري و بحران‌هاي فردي و حرفه‌اي است و حافظه جمعي ما چه بخواهد و چه نخواهد درگير بحران‌هاي متعددي است كه ممكن است توان زيست اجتماعي يا حتي بيولوژيك را هم از ما سلب كند.

در پاسخ به پرسش ابتدايي متن بايد درنظر داشت كه تروما مي‌تواند وجهي زيبايي‌شناسانه در بعد اجتماعي و هنري داشته باشد. از اين نكته مهم نبايد غافل شد كه تروما «موقعيتي بي‌زبان» است و به عبارتي خود به خود به سخن روي نمي‌آورد و اين هنر، جامعه و فلسفه (خانواده، مدرسه، رسانه و خصوصا شبكه‌هاي اجتماعي) است كه مي‌توانند بازنمايي و زبان بحران‌هاي تروماتيك باشند. در اين ميان زبان هنر در كنار جامعه تلاش مي‌كند تا تروما را به درمان و التيام متصل نمايد. شعر، موسيقي، رقص‌هاي آييني و رهايي بخش و حتي سنت‌هاي هنري در جوامع پيشامدرن نظير نقالي و قصه‌خواني تماما تلاش‌هايي است براي التيام بخشي به عصيان، سقوط، ناكامي و فروپاشي‌هايي كه از پس تروما حاصل شده است. براي مثال تصوير آشناي مسجد جامع خرمشهر و نگاره‌هاي ناصر پلنگي بر ديوارهاي مسجد شهر يا قطعه معروف جواد عزيزي با آغاز «ممد نبودي» يادآور نقاشي معروف ژاك لويي داويد با عنوان سوگند در تالار توپ (Le serment du jeu de paume) در بحبوحه انقلاب فرانسه است كه انعكاس طلوع آزادي و صحنه‌هاي دراماتيزه شده است، بنابراين ما براي غلبه بر تروما راهي جز رهايي در آغوش هنر، نماد‌پردازي و درك تجربه والا (Sublime) يا همان هراس خوشايند را نداريم. بر اين اساس بحران مي‌تواند از طريق نمادها و آيين‌ها در خاطره جمعي به ارزش‌هاي انسان‌ساز مبدل گردد.

فارغ از ابعاد هنري، در بعد اجتماعي نيز تروما ابعاد متعدد زيبايي‌شناسانه دارد. خاطره جمعي در پسابحران نياز به ترميم دارد و روايت درماني و بازخواني احساس رنج حين تروما مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در مهار رخدادهايي مانند جنگ، سركوب، مهاجرت وحتي فجايع طبيعي داشته باشد. توسعه روايت‌هاي جمعي از انتشار و اشتراك ترس، عشق، مقاومت، استرس و اضطراب، دوستي، تداوم روزمرّگي و همين‌طور آينده نامعلوم و ساير احساسات گنگ و خفته در روح و روان آدمي، گام ديگري براي زدودن تلخي‌هاي تروماست. ما در تجربه‌هاي مشتركي از بحران زندگي مي‌كنيم و جهان پيرامون، ما را به ناچار در معرض تروما قرار داده است با اين حال گفت‌وگو و تكرار روايت‌هاي شخصي ما را در كنار هم قرار مي‌دهد و وجهي انساني و زيبايي‌شناسانه از بحران ارايه مي‌دهد. در واقع ما در كنار يكديگر زيباتر و آرام‌تر زندگي مي‌كنيم و اشتراك رنج و بحران‌هاي بزرگ نه تنها ما را از يكديگر دور نمي‌سازد بلكه ما را براي آينده توانمندتر مي‌سازد.

يكي از پاسخ‌هاي اخير نسبت به امكان زيباشناسانه تروما مربوط به رويكردي در روانشناسي مثبت‌گراست كه در نظريه معروف لارنس كالهون و ريچارد تدسچي منعكس شده است كه در دهه ۹۰ سبب ايجاد نگرشي نو به مفهوم تروما شد. اين نظريه
كه با عنوان «رشد در پسا تروما»
(PTG: Post Trauma Growth) شناخته مي‌شود اساسا تروما را مفهومي به غايت زيباشناسانه تصور مي‌كند به اين صورت كه انسان پس از رخدادي رنج‌آور و پراسترس صرفا تجربه‌كننده شكست نيست بلكه مي‌تواند با بستر‌سازي صحيح يك گام جدي به سمت توسعه فردي بردارد. در اين فرآيند فرد نه تنها به حالت عادي باز مي‌گردد بلكه متحول مي‌شود. اين نظريه در پنج جنبه نشان مي‌دهد كه تروما به فرديت و روان ما فرم زيبايي‌شناسانه مي‌دهد: در بعد اول سبب مي‌شود تا ما به روابط انساني عميق بيش از گذشته توجه كنيم و همدلانه‌تر از گذشته به فهم تجربه‌هاي رنج بپردازيم. بعد دوم نظريه به زندگي و زيستني ارزشمند‌تر از قبل مي‌پردازد به گونه‌اي كه لحظه‌هاي ساده برايمان لذت‌بخش‌تر از قبل خواهد بود و ما به معناي عميق‌تري از روزمرّگي خواهيم رسيد. بعد سوم نيز به در هم شكستن باورهاي سابق اشاره دارد كه سبب ايجاد نگاه منحصر به فرد و تازه‌اي به جهان هستي مي‌شود. در بعد چهارم، تروما سبب مي‌شود تا توانمندي‌هاي شخصي ما ملموس شود و بتوانيم مواجهه‌مان را با بحران‌هاي آتي تسهيل كنيم و خودمان را بهتر بشناسيم، گويي فردي شده‌ايم كه كمتر با آن آشنايي داريم. درنهايت در بعد پنجم تروما ما به سمت تأمل پيرامون پرسش‌هاي اساسي در باب مرگ و زندگي سوق داده مي‌شويم كه در برخي موارد به تحولات معنوي و فلسفي منجر خواهد شد.

اين نظريه در كنار ابعاد هنري و زيبايي‌شناسانه تروما زمينه‌اي را فراهم مي‌آورد كه ما بيش از گذشته به ظرفيت‌هاي دروني و بيروني‌مان مسلط شويم. بتوانيم دردهاي روحي‌مان را به زبان گفت‌وگو و ديالوگ، هنر و روايت ترجمه كنيم و از بطن آن راهي به خلق فرصت‌هاي جديد پيدا كنيم. ما هيچ‌گاه در جهان جديد در موقعيت ثبات قرار نمي‌گيريم، بنابراين درمان تروما و التيام‌بخشي بايد به تمرين روزمره تبديل شود تا از تلخي و رنج مستمر در جهان بكاهيم و گامي براي زيستي آرام‌تر بنا نهيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها