با همان طرز تفكري كه خود موجب بروز مشكلي شده است نميتوانيم آن مشكل را حل كنيم. (آلبرت انيشتين) .
وقتي اخيرا خبر راهكارهاي رفع بحران آب شهر تهران را خواندم با خود گفتم ظاهرا هنوز در به روي همان پاشنه ميچرخد. باز براي حل مشكل آب، به دنبال عرضه آب از مناطق مجاور هستيم. البته كه بايد براي حل معضل آب مردم، راهحلهاي اضطراري را در كنار راهحلهاي ميان مدت و بلندمدت در دستور كار داشت. اما متأسفانه تجربه نشان ميدهد كه به همين راهحلهاي اضطراري بسنده ميشود و راهحلهاي راهبردي و اصلي در عمل، گاهي حتي عامدانه، به فراموشي سپرده خواهند شد. جاي پرسش جدي باقي است! مگر نه اين است كه براي استانها سند سازگاري با كم آبي تدوين شده است كه شايسته تقدير است اما از اجرا و پايش اثرات آنها چه ميدانيم؟ آيا اساسا اعتقادي به اجراي سندهاي راهبردي داريم؟ آيا اين شائبه درست است كه منافع دستگاه متولي آب كشور با مصلحت و منافع جامعه لزوما هم راستا نيست؟
اساسا چرا به جاي اينكه پاسخگو باشيم و بگوييم در اجراي سند سازگاري با كم آبي در چه مواردي موفق بودهايم و در چه مواردي ناموفق، به مردم توصيه ميكنيم در سكونتگاههاي خود پمپ و مخزن نصب كنند؟ اساسا براي مديريت تقاضا چه برنامهاي داريم؟ شهر تهران در يك نگاه سيستمي يك آبخيز شهري است آيا طراحي شهري ما آبمحور است؟ اصلا براي رسيدن به آن تلاش ميكنيم؟
در امر كاهش نشتي و تلفات آب در شبكه انتقال آب شهري چه توفيقاتي داشتهايم؟ برنامه جدي براي آن چيست؟ در دستگاههاي دولتي و ساختمانهاي عمومي چقدر زيرساختهاي سبز جايگاه دارند؟ براي استفاده از آب باران و آبهاي خاكستري چه برنامهاي انجام شده است؟ براي انشعابات پرمصرف عمومي و خصوصي چرا از فناوري براي كنترل مصرف آنها استفاده نميكنيم؟ تا به تغيير رفتار آنها كمك کند.
آيا وقت آن نرسيده تا از تجربههاي موفق جهاني استفاده كنيم؟ تجربه مكانهايي كه تا آستانه روز صفر آبي پيش رفتند اما توانستند كاري كنند برايمان بايد ارزشمند باشد. تجربه شهرهاي رم در ايتاليا، كيپ تاون در آفريقاي جنوبي، بارسلونا در اسپانيا كه ميتواند سودمند باشد. اگر در كيپ تاون توانستهاند با طيفي از اقدامات ظرف مدت پنجهفته، مصرف آب شهري را حدود 30درصد كاهش بدهند حاكي از اين است كه حصول موفقيت در صورت برنامهريزي اصولي ميسر است؛ هرچند شرايط حاكم بر هر شهر و كشوري مختص خودش است و بايد در الگوبرداريها به جنبههاي تفاوت و تشابه توجه خاص داشت.
هرچند مشكل سرمايهگذاري جدي است و گاهي فراتر از حوزه آب و نياز به واكاوي و تجديد نظر دارد اما در كنار آن و مهمتر از آن، طرز تفكر بخش قابل توجهي از سياستگذاران و برنامهريزان و مديران ما است كه نياز به تغيير دارد. وقت آن است كه در سياستگذاري نهاد علم را ببينيم و دخالت دهيم؛ البته اگر دير نشده باشد.
عنصر آب و مسائل مرتبط با آن در بستر سامانههاي اجتماعي- بوم شناختي قابل تحليل هستند و از ويژگيهاي اصلي اين گونه سامانهها، درهم تنيدگي و پويايي است. لذا فرآيندها، روابط و تعاملات بين اجزاي آن سامانهها را نبايد ثابت و خطي فرض كرد و به كارگيري رويكردهاي جامع و آينده محور از اهميت حياتي برخوردار است.
وقت آن است كه در سياستگذاري و تدوين برنامهها و اجراي آنها، مشاركت حداكثري ذينفعان دنبال شود. البته كه تقويت همدلي و همراهي مردم يك ضرورت است اما براي تحقق آن بايد گفتوگوي راهبردي و سازنده با مردم را سرلوحه كار قرار داد؛ بايد نهادسازي كرد و نهادهاي اجتماعي موجود را تقويت كرد؛ بايد امكانات و تجهيزات سودمند براي صرفهجويي آب را ارزانتر در اختيار آنها قرار داد و برنامههاي آموزشي و ترويجي هدفمند و گسترده را جدي گرفت. تدوين و اجراي سياستهاي تشويقي در صرفهجويي آب هم ميتواند به پيشبرد كار شتاب بدهد. در اين صورت، ميتوان يقين داشت كه شهروندان هم به عنوان بازيگر و ذينفع اصلي با صرفهجويي و همكاري جانانه به برون رفت از بحران آب كمك خواهند كرد.
نكته مهم ديگر اين است كه برنامههاي توسعه اقتصادي و اشتغالزا زماني موثر و پايدار خواهد بود كه ظرفيت برد بومسازگانها را درنظر بگيريم و در يك كلام، آن برنامهها بر اصول آمايش سرزمين مبتني باشد. كاري كه ما نكرديم و نميكنيم و با ادامه مسير غلط، مشكلات توسعه نامتوازن و نابجا را نميتوان برطرف كرد. طبق تجربيات جهاني، انتقال آب بين حوضهاي از جمله راهحلهاي غالبا ناموفق در برخورد با اين گونه مشكلات هستند و به نوبه خود موجب بروز مشكلات جديدي در مناطق مبدأ خواهند شد.
در تكميل مباحث مورد اشاره در بالا، پيشنهادهاي زير بهطور خاص از جمله موارد لازم براي تقويت تابآوري بوم سازگانهاي شهري در برابر تنشهاي آبي هستند كه لازم است توسط سياستگذاران، برنامهريزان و مديران حوزه آب و ساير حوزههاي مرتبط بدانها پرداخته شود:
تجزيه و تحليل سياستهاي ملي كه بهطورمستقيم و غيرمستقيم مرتبط با آب هستند و بازنگري و تنظيم آنها بهدور از جهتگيريهاي سياسي و فشار صاحبان ثروت و قدرت. حذف و مديريت تعارض منافع در تدوين و بازنگري سياستها و قوانين مرتبط با آب ضرورت دارد. بدون ايجاد و تقويت نهادهاي مردم محور و تشكلهاي مختلف آببران توفيق در اين زمينه ميسر نخواهد شد.
اعمال آمايش سرزمين آبمحور در مقياس حوضههاي رودخانهاي. بارگذاري روي بوم سازگانها چه طبيعي و چه انسانساخت بايد با توجه به ظرفيتها و محدوديتهاي هر بومسازگان و در حد ظرفيت برد آن صورت بگيرد. نبود توجه به اين امر مهم، ريشه اصلي بسياري از نابسامانيها در حيطه منابع آب است.
اتخاذ مسير توسعه كم آببر و تلاش در جهت جدايي مسير رشد اقتصادي از مصرف زياد منابع آب.
برنامهريزي براي مساله آب با توجه به رويكرد همبست آب، غذا و انرژي صورت بگيرد. اين همبست را ميتوان به عنوان رويكردي براي ارزيابي، توسعه و اجراي سياستهايي كه بهطور همزمان بر امنيت آب، غذا و انرژي تأكيد ميكند، تعريف كرد.
در برنامهريزي و اقدام، انتخاب مقياسهاي زماني، مكاني، سازماني و موضوعي مناسب و متوازن براي تحقق مديريت جامع منابع آب از اهميت زيادي برخوردار است.
تدوين برنامه جامع اقدام متمركز براي مديريت كميت و كيفيت منابع آب (اضطراري و كوتاهمدت- ميانمدت - بلندمدت) با هماهنگي و همكاري بين دستگاهها و دانشگاهها و ارائه بستههاي اجرايي مشخص براي تصويب و اجرا در سطوح ملي و استاني.
تدوين و اجراي برنامه ويژه براي حفاظت و مديريت مشاركتي آبخيزهاي تامين آب در بالادست شهرها.
اهتمام جدي به برنامهريزي براي اجرا و گسترش روشهاي مختلف كشاورزي حفاظتي و هوشمند و تحقق الگوي كشت متناسب با شرايط آبي كشور در قالب يك طرح جامع.
تدوين و اجراي برنامههاي احياي اكولوژيك رودخانهها و فضاهاي شهري با محوريت شهرداريها و با همكاري دستگاههاي مرتبط.
با توجه به تغييرات و پويايي بوم سازگانهاي شهري و ساير بوم سازگانها، آينده پژوهي و تدوين سناريوهاي محتمل آينده ضرورت دارد.
در برنامهها و طرحهاي آبي تركيب زيرساختهاي خاكستري با زيرساختهاي سبز و راهحلهاي طبيعتمحور بايد به طور جدي گنجانده شود.
مكلف و پاسخگو كردن دستگاههاي متولي و همكار براي پياده كردن راهكارهاي سند سازگاري با كمآبي استانها كه در سالهاي اخير تدوين و مصوب شدهاند.
به راهكارهاي ارائه شده در متن سياستي حكمراني آب كشور و متن سياستي احيای منابع آب كشور با تأكيد بر آبخيزداري و آبخوانداري كه در اتاق فكر آب فرهنگستان علوم ايران تدوين شدهاند در عمل توجه جدي شود.
تقويت هماهنگيهاي درونسازماني در دستگاه متولي آب كشور و نيز ايجاد هماهنگي با ساير دستگاههاي مرتبط به ويژه سازمان مديريت بحران و شهرداريها به منظور تحقق فرماندهي و مديريت متمركز با تقسيم مسووليتها و وظايف و پاسخگويي نهادي.
تبيين و توزيع مسووليت مديريت منابع آب از بالا تا پايينترين سطح در جامعه. تقويت و ظرفيتافزايي نهادهاي اجتماعي براي مشاركت فعال و پيگيري منافع عمومي ضروري است.
فراهم كردن گفتوگوي راهبردي، تعامل سازنده و شفاف به منظور تغيير رفتار مصرفكنندگان در بخشهاي خانگي، كشاورزي و صنعت. قبل از هر اقدام وقوف كامل بر جديت و گستره مشكل آب و سپس آگاهيبخشي موثر از اهميت خاصي برخوردار است. براي اين امر، نهاد حرفهاي متولي ايجاد ارتباط مستقيم، مستمر و دوسويه با بدنه مردمي به منظور جلب اعتماد عمومي و استفاده از سرمايه و ظرفيت ارزشمند اجتماعي بايد تقويت شود. با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و رسانهاي و روايتگري صادقانه مساله آب در كشور و بهكارگيري نهادها و چهرههاي تأثيرگذار، بايد حس كمبود منابع آب را در جامعه ايجاد و مشاركت مردم را جلب كرد.
اصلاح نظام بودجهريزي براي ارتقاي اثربخشي طرحهاي مختلف در حوزه آب، كشاورزي و محيط زيست در بهبود شاخصهاي كميت و كيفيت آب و ساير شاخصهاي سلامت و تابآوري حوضههاي رودخانهاي. نظام بودجهريزي فعلي در مقياس حوضههاي رودخانهاي نبوده و در مواردي برنامهها و طرحهاي مختلف ممكن است با همپوشاني يا برعكس خلأهايي همراه باشد كه در نتيجه اثربخشي آنها را كاهش ميدهد. تلاش براي تحقق بودجهريزي مشاركتي با تاكيد بر آب ميتواند به نتايج مطلوب منجر شود.
گنجاندن احكام قانوني الزامآور براي مديريت مصرف و كاهش هدررفت آب در بودجه سال آينده و پس از آن كشور.
طراحي و معماري شهرها بايد آبمحور و سازگار با تغييرات آب و هوايي باشند. در اين موضوع شهرداريها بايد پاسخگو باشند و صرفا منافع مالي تعيينكننده مدل شهرسازي نباشد.
لزوم سنجش دقيق وضعيت و پايش اثربخشي برنامهها و اقدامات.
به كارگيري اهرم اعمال تعرفههاي آبي براي مصارف خارج از الگوي تعريف شده.
تركيب راهحلهاي مبتني بر فناوري با راهحلهاي انسانمحور. فناوري تنها بخشي از پازل است. هوشمندسازي و استفاده از فناوريهاي مديريت مصرف در بخشهاي مختلف كشاورزي، خانگي و صنعت ميتواند سودمند باشد.
دادن نقش جدي به بانوان در مديريت آب به ويژه در بخش خانگي اهميت خاصي دارد و براي فرهنگسازي به ويژه در بين كودكان حياتي است.
كاربست و ارتقاي دانش و تجربه بومي مديريت منابع آب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور براي سازگاري با كم آبي و احياي منابع آب.
كاربست روشهاي مختلف تغذيه آبخوانهاي كارستي و غير كارستي به منظور احياي منابع آبهاي زيرزميني. اين امر به ويژه با توجه به شرايط اقليمي ايران و نرخ تبخير زياد در بيشتر پهنه كشور از اهميت خاصي برخوردار است.
كشت گياهان شهري مقاوم به كمآبي و اعلام محدوديتهاي آبياري فضاي سبز به تناسب سطح تنش آبي.
جمعآوري آب باران به منظور مصارف غير شرب خانگي و آبياري فضاي سبز به ويژه از سطوح ساختمانهاي دولتي و عمومي براي كاهش فشار بر آب شهري.
تصفيه پسابها با استفاده از تصفيهخانههاي غيرمتمركز و پراكنده در مناطق مختلف و بازچرخاني آب به ويژه براي آبياري فضاي سبز.
افزايش عمرمفيد سدهاي مخزني از طريق كاهش رسوبات وارده پشت سدها با اجراي طرحهاي حفاظت آبخيزها.
شايان ذكر است كه در بين راهحلهاي پيشنهادي با توجه به چارچوب به كارگيري نقاط اهرمي براي مداخله در سامانهها، راهحلهاي ارزشمحوركه به شناخت مشكل و علل آن و قدرت تغيير رويكرد براي رويارويي با چالشهاي جديد مرتبط ميشوند داراي اولويت اول هستند. همچنين پيشنهاد ميشود براي پيشبيني ميزان اثربخشي اقدامات مختلف بر كميت و كيفيت آبهاي سطحي، زير قشري و زيرزميني، از رويكرد مدلسازي استفاده شود. از آنجايي كه ما به منابع آب سالم و پايدار نياز داريم، برنامهريزي براي رسيدن و حفظ تعادل بين آب سبز و آب آبي امري كليدي است و صرفا تاكيد بر يكي از آنها راهگشا نخواهد بود. بديهي است در خصوص موارد ذكر شده در بالا، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي كشور ميتوانند نقش مهمي ايفا كنند و شايسته است از توان آنها در كنار دستگاههاي اجرايي بهطور ماموريتگرا و هدفمند بهره برده شود.
اميد وافر داريم با ارزيابي سياستها و راهبردها و بهينهسازي آنها در يك بستر مشاركتي و نيز با حذف دخالت دستگاهها و اشخاص داراي تعارض منافع و نهادهاي غيرتخصصي در تدوين سياستها و برنامههاي ملي و استاني، شاهد رفع مشكلات و چالشهاي امنيت آبي، غذايي و زيستي كشور عزيزمان باشيم و شرمنده نسلهاي بعدي نشويم (انشاءالله) .
استاد گروه آبخيزداري دانشگاه علوم كشاورزي
و منابع طبيعي گرگان