بازخوانی نارساییهای امروز، ارجاع غلط به گذشته مردود
دوم برای جامعه؛ هر حرکت اعتراضی باید هوشمندانه باشد تا استقلال کشور، دستاویز سوءاستفاده نشود. با صراحت میگویم هیچ بیگانهای، برای هیچ ملتی، خوشبختی و رفاه به ارمغان نیاورده است. حافظه تاریخی ما، مغولها، تیمورها و اسکندرها را از یاد نبرده است؛ میآیند، میسوزانند و میبرند. این قاعده تاریخ است، نه استثنای آن. از همینرو، استقلالی که انقلاب از آن سخن گفت و برایش هزینه داده شد، گوهری گرانبهاست. حتی با همه نارضایتیها، دلخوریها و نارساییها، نباید آن را فراموش کرد یا از دست داد. نقد اگر هست -که هست- باید معطوف به این پرسش باشد: چرا به اهداف انقلاب نرسیدیم؟ چرا عدالت و رفاه، آنگونه که شایسته بود، محقق نشد؟ چرا برخی پدیدهها، نگرانکننده شبیه دوران پیش از انقلاب شدهاند؟ به تعبیر روشن قانون اساسی، نمیتوان به نام استقلال، آزادی را محدود کرد و به نام آزادی، کمترین خدشهای به استقلال وارد ساخت. قانون اساسی، توازنی طلایی میان این دو برقرار کرده است. اصل نهم قانون اساسی، دقیقا بر همین نسبت تاکید دارد و بازخوانی آن، امروز بیش از همیشه ضروری است. انقلاب ما، انقلابی برای «استقلال و آزادی» بود؛ همراه با تلاش برای ایستادن در برابر مداخله بیگانگان و همچنین استقلال برای شکوفایی استعدادهای ملی. «آزادی» برای رشد، توسعه و برابری؛ هم در داخل و هم در تعامل با جهان. در همین ایام با سوگی درونی، باید با شجاعت بپذیریم که نارساییهایی از سوی همه ما رخ داده است. راه برونرفت، در آن چیزی است که میتوان آن را «مراقبت ملی» نامید؛ تامل فردی و جمعی، فراتر از غوغاسازیهایی که برای ما طراحی میشود.