درباره فيلم متفاوت «خواب» ساخته ماني مقدم
جسارت در قصهگويي
محمدعرفان صديقيان
شايد بتوان شگفتانه جشنواره چهلوچهارم را «خواب» ساخته ماني مقدم دانست؛ فيلمي كه بستر روايي خود را بر ايدهاي متفاوت و جسورانه بنا ميكند و آن را در قالب فيلمنامهاي منسجم، ساختارمند و هوشمندانه به سرانجام ميرساند. با وجود ايده متفاوت، «خواب» از همان ابتدا نشان ميدهد كه با اثري صرفا تجربي يا بازيگوشانه طرف نيستيم، بلكه با فيلمي مواجهيم كه بهدنبال صورتبندي دقيق و البته خلاقانه يك ايده مركزي است. محور اصلي روايت در «خواب» بر اساس نوعي تعارض و دوگانگي بنيادين استوار است؛ فاصلهاي ميان آنچه در اختيار داريم و آنچه آرزوي دستيابي به آن را در سر ميپرورانيم.
فيلمساز براي كاهش اين شكاف و عينيتبخشيدن به خواست كاراكتر اصلي، به تضعيف مرز ميان دو جهان خواب و بيداري متوسل ميشود؛ مرزي كه در طول روايت بهتدريج فرو ميريزد و جاي خود را به نوعي همپوشاني ميان خيال و واقعيت ميدهد. اين انتخاب، علاوه بر كاركرد مضموني، به شكلگيري فرمي متفاوت نيز منجر ميشود و به واسطه آن، روايت از مسيرهاي متعارف فاصله ميگيرد.
«خواب» با تكيه بر همين دوگانگي، موفق ميشود جهاني يگانه خلق كند كه هم از نظر تماتيك قابلتامل است و هم از حيث بيان سينمايي تجربهاي تازه ارايه ميدهد. نتيجه، فيلمي است كه در ميان آثار جشنواره، هويت مستقلي پيدا ميكند و آن را ميتوان يكي از متفاوتترين تجربههاي سينماي ايران در سالهاي اخير دانست.
بهرغم آنكه سوژه محوري «خواب» ظرفيت بالايي براي تبديل شدن به يك كمدي موقعيت موفق داشت، اما ماني مقدم آگاهانه خود را از وسوسه حركت در مسيري امتحانپسداده دور نگه ميدارد و بهجاي آن، فيلمي با دغدغههاي اجتماعي، نگاهي كنايي و رگههايي پررنگ از فانتزي را مقابل دوربين ميبرد. اين انتخاب جسورانه باعث ميشود «خواب» از افتادن در دام شوخيهاي دمدستي و الگوهاي بارها مصرفشده و كماثر فاصله بگيرد و هويت مستقلي براي خود تعريف كند. فيلمساز ميكوشد با ايجاد موقعيتهايي غريب و مرزي، مخاطب را به تامل درباره شكاف ميان خواستهها و واقعيت زيست روزمره وادار كند. نتيجه، اثري است كه همزمان سرگرمكننده و معنادار جلوه ميكند و از دل فانتزي، نوعي نقد اجتماعي را پيش ميكشد.
شيوه طرحريزي روايت در «خواب» واجد جسارتي كمنظير است و فيلمساز در طراحي موقعيتهاي برخاسته از زيست دوگانه شخصيت ميان رويا و واقعيت، انتخابي آگاهانه و هوشمندانه دارد. اين مسير روايي، امكان بسط لايههاي معنايي متعددي را فراهم ميكند و به لحاظ ساختاري نيز به فيلم اجازه ميدهد از سطح روايت خطي فراتر برود. هرچند چنين رويكردي ممكن است مطابق با خوانشهاي ايدئولوژيزده و نگاههاي محافظهكارانه براي بخشي از مخاطبان خوشايند نباشد، اما همين انتخاب جسورانه است كه هويت مستقل اثر را شكل ميدهد. گزينش موقعيتهاي معاصر و ملموس از سوي كارگردان سبب شده تا فيلم از انتزاع صرف فاصله بگيرد و بار مفهومي خود را در پيوندي ارگانيك با زيست امروز به ثمر بنشاند. «خواب» از اين منظر نمونهاي قابل توجه از سينمايي است كه با اتكا به ريسكپذيري در روايت، معنا را در عوض لحني شعار زده، از دل موقعيت بكر، طراحي هدفمند و ساختار درست به مخاطب منتقل ميكند.
فيلمساز در قدم اول شيفته ايده اوليه خود نشده و توانسته ميان جهاني انتزاعي پرسوناژ اصلي و موقعيتهاي ابژكتيو برآمده از زيست شخصي او تعادلي قابل قبول و سنجيده برقرار كند. «خواب» هرچند بر بستري فانتزي و ذهني بنا شده، اما مقدم آگاهانه از افراط در بازيهاي فرمي و اغراق در بازنمايي جهان خيالي شخصيت پرهيز ميكند و اجازه نميدهد فرم بر معنا غلبه كند. اين خويشتنداري در اجرا باعث شده جهان فانتزي فيلم در پيوندي ارگانيك با واقعيت عيني شكل بگيرد و مخاطب بتواند با موقعيتها ارتباطي ملموس برقرار كند. در نتيجه، فيلم نه به دام انتزاعگرايي صرف ميافتد و نه به بازنمايي سطحي از خيال بسنده ميكند، بلكه تعادلي ميان اين دو ساحت برقرار ميسازد كه به انسجام كلي روايت و انتقال موثر مفاهيم آن كمك ميكند.
«خواب» در انتخاب بازيگر نيز عملكردي حسابشده و موفق دارد. حضور رضا عطاران، مريلا زارعي و هدي زينالعابدين نهتنها ميتواند تا حدي تضمينكننده موفقيت فيلم در گيشه باشد، بلكه از منظر دراماتيك نيز انتخابهايي درست و متناسب با مختصات نقشها به شمار ميآيد. رضا عطاران بار ديگر از قالب آشناي كمدي فاصله گرفته و در قالب نقش شخصيتي غيركميك، اجرايي خيرهكننده ارايه ميدهد. شيوهاي از نقشپردازي كه با اتكا به زبان بدن، نگاه و شيوه بيان ديالوگها، به خلق كاراكتري ملموس و باورپذير منجر شده است. مريلا زارعي نيز مطابق انتظار، حضوري مسلط و تاثيرگذار دارد و با حداقل اغراق، به غناي عاطفي روايت كمك ميكند.
هدي زينالعابدين هم پس از تجربه نقشهاي متنوع در سالهاي اخير، نشان ميدهد به بلوغ قابل توجهي در بازيگري رسيده و جايگاه خود را به عنوان يكي از مهمترين بازيگران جوان سينماي ايران تثبيت كرده است.
«خواب» در فضاي كليشهزده و محافظهكار اين روزهاي سينماي ايران، نمونهاي كمياب به شمار ميآيد؛ فيلمي كه جسارت تجربهگري را با نگاه دغدغهمند پيوند ميزند و نشان ميدهد كه هنوز ميتوان خارج از مسيرهاي امن و تكراري، به زبان سينما انديشيد.