• 1404 سه‌شنبه 21 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6259 -
  • 1404 سه‌شنبه 21 بهمن

«اعتماد» در گفت‌وگو با كوروش احمدي بررسي كرد

معماي ديدار زودهنگام نتانياهو با ترامپ

سفر شتابزده نتانياهو به واشنگتن با هدف هماهنگي راهبردي با امريكا در قبال پرونده ايران و افزايش فشار بر ترامپ انجام مي‌شود، اما تفاوت اولويت‌هاي استراتژيك واشنگتن و تل‌آويو و محدوديت‌هاي ناشي از معادلات سياست داخلي امريكا، توان تل‌آويو براي اقدام نظامي مستقل عليه ايران و تصاعد بحران را به‌طور قابل‌توجهي محدود مي‌كند

حديث روشني

بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير اسراييل، طي سفري قريب‌الوقوع چهارشنبه راهي واشنگتن خواهد شد تا با دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا در كاخ سفيد ديدار كند. اين سفر در حالي انجام مي‌شود كه تاريخ اوليه اين سفر، براي دو هفته بعد برنامه‌ريزي شده بود. همزمان دفتر نخست‌وزير اسراييل اعلام كرده كه محور اصلي اين ديدار، بررسي مذاكرات امريكا با ايران است. در بيانيه ادعايي دفتر بنيامين نتانياهو همچنين آمده كه «نخست‌وزير اين رژيم بر اين باور است كه تمامي مذاكرات تهران و واشنگتن بايد شامل محدود كردن برد موشك‌هاي بالستيك و پايان دادن به حمايت از گروه‌هاي موسوم به نبايتي در منطقه باشد» همزمان بنابر ادعاي مقامات امريكايي و رييس‌جمهور ايالات متحده مذاكرات غيرمستقيم امريكا و ايران در عمان احتمالا طي روزهاي آينده ادامه خواهد داشت. جمعه گذشته استيو ويتكاف فرستاده ويژه ترامپ، و جرد كوشنر داماد رييس‌جمهور امريكا، با مقامات ايراني در عمان ديدار كردند. ترامپ پس از پايان اين مذاكرات، آنها را «بسيار خوب» توصيف كرد و اعلام كرد كه مذاكرات بيشتري براي هفته آينده برنامه‌ريزي شده است. پيشتر نيز عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان آغاز اين دور از رايزني‌ها را خوب توصيف كرد. عراقچي اما در گفت‌وگو با شبكه الجزيره قطر تأكيد كرد كه در صورت حمله نيروهاي امريكايي به مواضع كشورمان، تهران نيز واكنش نظامي نشان خواهد داد. او همچنين اخيرا با اتخاذ مواضعي اعلام كرد ايران اين دور از گفت‌وگوها را حتي به تعبيري «فريب» نيز قلمداد خواهد كرد و نيروهاي مسلح بدون توجه به مذاكرات در آمادگي كامل هستند. اين در حالي است كه در فضاي منطقه‌اي، بريتانيا نيز براي تقويت امنيت، شش فروند جنگنده F-35B را به قبرس اعزام كرده تا به تايفون‌هايي كه بر فراز عراق و سوريه ماموريت دارند، بپيوندند. به ادعاي برخي ناظران اين اقدامات، انعكاسي از نگراني غرب نسبت به احتمال تشديد تنش‌ها و بروز درگيري گسترده در منطقه است. با اين همه و بنابر گزارش‌ها نتانياهو فهرستي از خواسته‌هاي اسراييل را با خود به واشنگتن مي‌برد. اين فهرست شامل توقف كامل برنامه هسته‌اي ايران، تعطيلي غني‌سازي اورانيوم و خروج تمامي اورانيوم غني‌شده از خاك ايران است. همچنين بازگشت بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و بازرسي‌هاي سرزده از سايت‌هاي مورد نظر نيز از ديگر مطالبات ادعايي اسراييل است. در حوزه موشكي نيز محدود كردن برد موشك‌هاي ايران به ۳۰۰ كيلومتر و تضمين عدم حمايت تهران از گروه‌هاي مقاومت از شروط اصلي اسراييل اعلام شده است. همزمان گيدئون ساعر، وزير امور خارجه اسراييل از موشك‌هاي بالستيك ايران به عنوان تهديدي عليه اسراييل، ديگر كشورهاي منطقه و حتي برخي كشورهاي اروپايي ياد كرد. حال نيز تحليلگران بر اين باورند كه سفر قريب‌الوقوع نتانياهو به واشنگتن و مذاكرات در عمان نشان‌دهنده تلاش امريكا براي مديريت همزمان دو فشار است: حفظ برتري ديپلماتيك بر ايران و پاسخ به نگراني‌هاي امنيتي اسراييل. با اين حال گروهي ديگر از ناظران معتقدند ايران خواسته‌هاي ادعايي اسراييل را فراتر از چارچوب مذاكرات هسته‌اي نمي‌پذيرد و از طرفي واشنگتن هنوز مشخص نكرده تا چه حد حاضر است بر شروط اسراييل پافشاري كند. از سوي ديگر، حضور ناو هواپيمابر «آبراهام لينكلن» و جنگنده‌هاي بريتانيا، پيام واضحي از آمادگي نظامي امريكا به تهران است و نشان مي‌دهد كه گزينه نظامي همچنان در صورت شكست مذاكرات، روي ميز باقي مانده است. به زعم اين گروه از تحليلگران اين دور از مذاكرات و ديدار نتانياهو با ترامپ، نمونه‌اي از پيچيدگي ديپلماسي منطقه‌اي و تلاش‌ها براي متوازن كردن منافع امريكا، اسراييل و ايران است؛ جايي كه تهديدات موشكي، فشارهاي ديپلماتيك و بازيگران منطقه‌اي همگي دست به دست هم مي‌دهند تا سرنوشت پرونده هسته‌اي ايران و امنيت خاورميانه را شكل دهند. در همين راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزيابي اهداف سفر قريب‌الوقوع نتانياهو به واشنگتن با كوروش احمدي ديپلمات پيشين كشورمان در نيويورك گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد:   كوروش احمدي ديپلمات پيشين در پاسخ به پرسش اعتماد درباره ارزيابي‌اش از سفر قريب‌الوقوع نتانياهو به واشنگتن و ديدارش با ترامپ گفت: در اين رابطه فكر مي‌كنم محور اصلي اين سفر به مذاكره بين ايران و امريكا مربوط مي‌شود. بر اساس گزارش‌ها، امريكايي‌ها، دست‌كم تا جايي كه من در سال‌هاي گذشته پيگيري كرده‌ام، در ۱۶ ژانويه گذشته براي اولين‌بار، چهار موضوع را به عنوان محورهاي مذاكراتي مطرح كردند. دو موضوع نخست به مساله هسته‌اي مربوط مي‌شود؛ يعني غني‌سازي و مواد غني‌شده با درصد بالا. دو موضوع ديگر نيز شامل برنامه موشكي و «گروه‌هاي منطقه‌اي» است. احمدي در ادامه خاطرنشان كرد: ماركو روبيو وزير امور خارجه امريكا نيز يك روز پيش از آغاز مذاكرات از چهار موضوع، يعني غني‌سازي، برنامه موشكي، گروه‌هاي نيابتي و نحوه برخورد با معترضان در ايران به عنوان موضوعات كه بايد مورد مذاكره‌ قرار بگيرد، سخن گفت. طرح چنين موضوعاتي، به‌نوعي ويژگي متمايز اين دوره از مذاكرات است؛ چراكه مذاكرات بهار گذشته صرفاً درباره غني‌سازي بود. از آن گذشته در دستورالعمل ترامپ در ۴ فوريه نيز تنها به موشك‌هاي بالستيك قاره‌پيما در كنار ساخت بمب (عبور از آستانه هسته‌اي) به عنوان خط قرمز پرداخته شده بود. در آن سند برنامه موشكي بيشتر در چارچوب تسليحات متعارف و محدوديت‌هاي عادي مطرح بود، نه به عنوان موضوعي ممنوع از نظر امريكا. در مجموع، مي‌توان گفت كه طرح دو موضوع اضافي، براي نخستين‌بار توسط امريكا به عنوان موضوعات مذاكره مطرح شده است. احمدي در ادامه اين گفت‌وگو تصريح كرد: البته ترامپ هيچگاه قبل و بعد از مذاكرات اخير از آن دو موضوع جديد سخني نگفته و صرفا بر برنامه هسته‌اي متمركز بوده كه منشأ نوعي سردرگمي و ابهام است و نشانه‌اي از نبود وضوح در سياست امريكا تلقي شود. گزارشاتي كه حكايت از طرح تنها موضوع هسته‌اي در مذاكرات مسقط دارد، نيز در اين رابطه مهم است و مي‌تواند موجب نگراني نتانياهو و تعجيل او در سفر به امريكا باشد. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان البته دلايل ديگري نيز مي‌توان براي سفر عجولانه نتانياهو ذكر كرد؛ نخست اينكه، اسراييل به‌شدت نياز به همكاري امريكا در صورت بروز رويارويي و مقابله با موشك‌هاي ايران دارد و از اين نظر آمادگي‌هاي لازم است كه مستلزم هماهنگي‌هايي از جمله در مورد زمان وقوع يك جنگ احتمالي است. دوم اينكه صرف‌نظر از مذاكراتي كه آغاز شده، تجربه گذشته نشان مي‌دهد كه مذاكره لزوما مانع بروز درگيري نظامي نمي‌شود. همان‌گونه كه در دوره قبل نيز پنج دور مذاكره برگزار شد اما نهايتا نتوانست از وقوع جنگ جلوگيري كند، اين‌بار نيز هرچند با احتمالي ضعيف نمي‌توان به‌طور كامل احتمال شكل‌گيري يك برخورد نظامي را در حين مذاكرات منتفي دانست. به باور احمدي البته برخورد نظامي الزاما هميشه ناشي از يك تصميم فكر شده در سطح روساي كشورها نيست؛ گاهي اشتباهات شناختي يا سوءمحاسبات مي‌تواند منشأ درگيري باشد. در شرايطي كه دو نيروي نظامي به‌صورت مستقيم در برابر يكديگر قرار دارند، همواره اين احتمال وجود دارد كه اشتباهي از سوي يكي از طرفين رخ دهد يا يك محاسبه نادرست شكل بگيرد. ممكن است يك طرف ريسك بالاتري را بپذيرد و طرف مقابل در واكنش به اين ريسك، اقدامي انجام دهد كه در نهايت به يك برخورد منجر شود. چنين برخوردي مي‌تواند در ابتدا محدود و كوچك باشد، اما به‌دليل واكنش‌هاي زنجيره‌اي نيروهاي عملياتي، از كنترل خارج شود. اين ديپلمات پيشين در ادامه به «اعتماد» گفت: نمونه‌اي از اين وضعيت را مي‌توان در ماجراي هفته گذشته مشاهده كرد؛ جايي كه درباره يك پهپاد ايراني ادعا شد در نزديكي ناو آبراهام لينكلن مشاهده و توسط پدافند امريكا ساقط شده است. اين اتفاق نشان مي‌دهد كه چنين سناريوهايي منتفي نيست. به‌علاوه، هرچند تجهيزات و امكانات نظامي كشورها امروز عمدتا مبتني بر فناوري‌هاي پيشرفته است، اما همين فناوري‌ها نيز در صورت بروز خطا در هدايت يا اشكالات فني مي‌توانند مشكل‌ساز شوند. به همين دليل، يكي از مهم‌ترين ملاحظاتي كه طرفين بايد در نظر داشته باشند، طراحي و اجراي سازوكارهايي است كه مانع بروز اشتباه و سوءمحاسبه شود. به اين خاطر گاه خط مستقيمي بين فرماندهان عملياتي يا روساي كشورهاي متخاصم برقرار مي‌شود. احمدي در ادامه اين گفت‌وگو با اشاره به دليل سوم تشريح كرد: به‌علاوه، در هر مقطعي از اين فرآيند مذاكراتي، ممكن است به دلايل عملياتي يا سياسي، اتخاذ تصميمي ضروري تلقي شود كه نتوان آن را به دو يا سه هفته بعد موكول كرد؛ چه از جانب ايران و چه از سوي امريكا. در چنين شرايطي، ضرورت تصميم‌گيري فوري نيز مي‌تواند يكي از عوامل جلو افتادن سفر بنيامين نتانياهو به واشنگتن در مقطع كنوني باشد. به گفته احمدي در مجموع، به نظر مي‌رسد دلايل فوق‌الذكر باعث شده تا نتانياهو به اين جمع‌بندي برسد كه در زمان صف‌بندي نيروهاي امريكايي و ايراني در برابر يكديگر و در جريان بودن مذاكرات نمي‌تواند تا زمان از پيش‌تعيين‌شده قبلي براي سفر به واشنگتن صبر كند و ترجيح داده است بلافاصله براي ديدار و گفت‌وگوي مستقيم با ترامپ در كاخ سفيد حاضر شود. احمدي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در خصوص اهداف نتانياهو از انجام اين سفر با توجه به در جريان بودن مذاكرات ميان تهران و واشنگتن تشريح كرد: سياست اسراييل در قبال ايران روشن است، اما نكته‌اي كه متأسفانه در داخل ايران كمتر به آن توجه مي‌شود اين است كه سياست اسراييل و سياست امريكا در قبال ايران كاملا يكسان نيست. ترامپ عمدتا به‌دنبال كسب يك دستاورد مشخص در حوزه هسته‌اي است و در شرايط كنوني، توقف يا تعليق غني‌سازي در ايران را به عنوان يك موفقيت در سياست داخلي خود قلمداد مي‌كند. ترامپ درصدد است اين دستاورد را در تقابل با دموكرات‌ها و دولت اوباما برجسته كند و نشان دهد كه برجام توافق خوبي نبوده و او توانسته توافق بهتري به دست آورد. در مقابل، تصور نمي‌كنم موضوعات منطقه‌اي و موشكي لزوما اولويت شخص ترامپ باشد. اين احتمال نيز وجود دارد كه اين دو موضوع به عنوان يك اهرم مذاكراتي و ابزار چانه‌زني براي نيل به هدف اصلي يعني تعليق غني‌سازي در مذاكرات مطرح شده باشد. به باور اين ديپلمات پيشين كشورمان چنين رويكردي مي‌تواند براي اسراييل و شخص نتانياهو نگران‌كننده باشد؛ چراكه اين نگراني وجود دارد كه ترامپ صرفا به‌دنبال تحقق همان هدف محدود مورد نظر خود باشد. در واقع، ميان سياست‌هاي امريكا و اسراييل در قبال ايران اختلاف وجود دارد. امريكا به‌دنبال تغيير رژيم (نظام) نيست؛ چراكه چنين سناريويي اساسا از طريق نيروي هوايي، قابل تحقق نيست. افزون بر اين، چنين مسيري مي‌تواند نظام سياسي ايران را به سمت واكنش‌هاي غيرقابل پيش‌بيني سوق دهد. ترامپ نيز تمايلي ندارد خود را به‌خاطر موضوعاتي كه نه در اولويت اوست و هيچگاه مورد تأكيدش نبوده و پايگاه راي‌ا‌ش نيز سخت با آن مخالف است، درگير بحران‌هاي پرهزينه و پيچيده كند. مساله موشكي و منطقه‌اي نيز مساله امريكا نيست و ظاهرا ترامپ معتقد است كه با توجه به تحولات بعد از 7 اكتبر اين موضوعات ديگر غيرقابل كنترل نيستند. اين تحليلگر مسائل سياست خارجي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره مختصات توافق احتمالي جديد و مشابهت‌هايش با برجام دوران اوباما و پيامدهاي چنين توافقي در ميان جمهوري‌خواهان گفت: واقعيت اين است كه اگر ايران بتواند ترامپ را به پذيرش اصل غني‌سازي متقاعد كند، عملا بدان معناست كه ايالات متحده به نوعي به برجام بازگشته است. چراكه محور اصلي و هسته مركزي برجام، ادامه غني‌سازي حداقلي در داخل ايران از يك‌سو و تعليق يا لغو بخشي از تحريم‌هاي ثانويه امريكا از سوي ديگر بود. حال اگر ترامپ حتي غني‌سازي در سطحي حداقلي را بپذيرد چه 3.67 درصد، چه يك درصد يا هر رقم ديگري تفاوتي نمي‌كند. چرا كه به واقع مساله اصلي نه درصد غني‌سازي، بلكه حفظ اصل و ساختار غني‌سازي در ايران است. اگر اين ساختار پذيرفته شود و تحريم‌هايي نيز در حد برجام يا كمتر يا بيشتر تعديل شود، مخالفان داخلي ترامپ در امريكا اين توافق را به عنوان «بازگشت به برجام» معرفي خواهند كرد. آنها مدعي خواهند شد كه با وجود برخي اصلاحات جزئي و تغييرات شكلي، ماهيت توافق تفاوتي با برجام ندارد. اين مساله مي‌تواند از منظر سياست داخلي امريكا و به‌ويژه در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره، براي ترامپ و جمهوري‌خواهان چالش‌برانگيز باشد. لذا، سياست داخلي امريكا در اين مقطع زماني نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند و مقامات ايراني نيز بايد به اين واقعيت توجه داشته باشند. به گفته احمدي اصولا هر مقام يا تيمي كه وارد مذاكره با امريكا مي‌شود، بايد يا شخصا يا با كمك چند كارشناس برجسته و باتجربه، درك دقيقي از معادلات سياست داخلي امريكا داشته باشد. چراكه اگر ترامپ بخواهد به نوعي به برجام يا آنچه كه «برجامِ اصلاح‌شده» يا «برجام 2» خوانده مي‌شود، بازگردد، چنين اقدامي در درون امريكا پيامدهاي سياسي خاصي خواهد داشت. در صورت بروز چنين اتفاقي، ترامپ با اين تناقض مواجه مي‌شود كه توافقي را كه پيش‌تر «بدترين توافق تاريخ بشر» ناميده بود، عملا احيا كرده است. اين مساله مي‌تواند او را در معرض حملات تبليغاتي قرار دهد و به نقطه ضعفي جدي در رقابت‌هاي سياسي داخلي امريكا تبديل شود. طبيعتا چنين رويكردي مي‌تواند موقعيت دموكرات‌ها را تقويت و جمهوري‌خواهان را در موضع دشوارتري قرار دهد.  اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» درباره توانايي اقناع يا عدم اقناع ترامپ توسط نتانياهو با هدف انعقاد توافقي جامع با ايران يا رويارويي نظامي گفت: به باور من، با توجه به تفاوت سياست‌هاي امريكا و اسراييل، ايران مي‌تواند در مذاكرات با تيم امريكايي و نمايندگان ترامپ، با جديت و تمركز بيشتري عمل كند. اگر هر دو طرف، يعني ايران و امريكا، در اين مذاكرات انعطاف‌هايي از خود نشان دهند و بتوانند درباره غني‌سازي به فرمولي برسند كه مورد قبول دو‌طرف باشد، اين امر مي‌تواند به‌نوعي به حل مساله ترامپ كمك كند. در چنين شرايطي، اين احتمال وجود دارد كه ترامپ چندان اعتنايي به سياست‌ها و خواسته‌هاي اسراييل نداشته باشد. از سوي ديگر، بايد به يك واقعيت مهم توجه داشت و آن اينكه اسراييل در مقطع زماني كنوني، بيش از هر زمان ديگري دست‌كم در چهار يا پنج دهه گذشته در سطح افكار عمومي امريكا با چالش و انتقاد روبه‌رو است. به گفته احمدي بر اساس نظرسنجي‌ها، حتي در درون حزب جمهوري‌خواه نيز، به‌ويژه در ميان جمهوري‌خواهان زير ۵۰ سال، بيش از نيمي از پاسخ‌دهندگان با سياست‌هاي اسراييل مخالفند. در ميان دموكرات‌ها اين مخالفت بسيار گسترده‌تر است و حدود ۶۰ تا نزديك به ۷۰ درصد آنها سياست‌هاي اسراييل را تأييد نمي‌كنند. افزون بر اين، جريان «ماگا» نيز لحن انتقادي آشكار و صريحي نسبت به اسراييل و تبعيت امريكا از سياست‌هاي اسراييل دارد. ترامپ نمي‌تواند اين واقعيت‌ها را ناديده بگيرد. او براي انتخابات ميان‌دوره‌اي به پايگاه رأي خود، به‌ويژه جمهوري‌خواهان زير ۵۰ سال، نياز دارد؛ گروهي كه بايد فعال شوند، تحرك داشته باشند، انرژي سياسي توليد كنند و رأي‌دهندگان را پاي صندوق‌هاي رأي بياورند. بخشي از همين پايگاه رأي، موضعي انتقادي نسبت به اسراييل دارد و اين مساله براي ترامپ يك ملاحظه جدي سياسي محسوب مي‌شود. در نتيجه، ترامپ در موقعيتي قرار دارد كه هم در بخشي از پايگاه رأي خود با انتقاد از اسراييل مواجه است و هم ناچار است اين حساسيت‌ها را در محاسباتش لحاظ كند. به همين دليل، بعيد است بتواند به‌طور كامل در مسيري حركت كند كه اسراييل خواهان آن است يا بي‌چون‌وچرا سياست‌هاي تل‌آويو را دنبال كند. احمدي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در خصوص سناريوهاي احتمالي حاصل از سفر قريب‌الوقوع نتانياهو به واشنگتن در رابطه با ايران تشريح كرد: من تصور نمي‌كنم اسراييل بتواند بدون موافقت و همراهي امريكا دست به اقدام نظامي عليه ايران بزند. اسراييل براي دفاع از خود در برابر توان موشكي ايران، به‌طور قطع به حمايت امريكا نياز دارد؛ چه در حوزه تسليحاتي، چه در زمينه امكانات عملياتي، اطلاعاتي و راداري. بخش قابل‌توجهي از توان نظامي اسراييل در چنين سناريويي، به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم به ايالات متحده متكي است. به همين دليل، انجام يك حمله نظامي عليه ايران بدون اجازه و همكاري كامل امريكا، عملاً ممكن نيست يا دست‌كم احتمال آن بسيار ضعيف و نزديك به صفر است. مساله اصلي اين نيست كه اسراييل به‌تنهايي توان اقدام نظامي دارد يا نه؛ بلكه پرسش اساسي اين است كه آيا مي‌تواند امريكا، و مشخصا ترامپ، را به سمت چنين تصميمي سوق دهد يا خير. به گفته اين تحليلگر مسائل سياست خارجي اسراييل تلاش مي‌كند از ظرفيت‌هايي كه در داخل ساختار سياسي امريكا دارد استفاده كند؛ از جمله فشار برخي سناتورها و چهره‌هاي بانفوذ جنگ‌طلب در كنگره مانند تام كاتن، ليندسي گراهام و ديگران. اين جريان‌ها مي‌توانند در مقاطعي بر فضاي تصميم‌گيري در واشنگتن اثر بگذارند و فشار سياسي ايجاد كنند. با اين حال، هرچه به انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره نزديك‌تر مي‌شويم، وزن جريان‌هاي انزواطلب و منتقد مداخله‌گري امريكا در خارج به‌ويژه در درون پايگاه رأي ترامپ و جنبش «ماگا» سنگين‌تر مي‌شود. در چنين فضايي، امريكا به‌طور فزاينده‌اي به مشاركت يك پايگاه رأي جوان، پرانرژي و فعال نياز دارد. هرچند سرمايه‌داران بزرگ و جريان‌هاي ثروتمند نفوذ مالي قابل‌توجهي دارند، اما در انتخابات پيشِ‌رو، نفوذ مالي عامل كم اهميت‌تري است؛ بلكه توان بسيج اجتماعي، انرژي سياسي و كشاندن رأي‌دهندگان به پاي صندوق‌ها اهميت بيشتري دارد. به گفته احمدي از اين منظر، تصميم‌گيري درباره اقدام نظامي عليه ايران به‌سادگي قابل پيش‌بيني نيست. مساله اصلي اين نيست كه نتانياهو تا چه اندازه خواهان چنين حمله‌اي است، بلكه اين است كه آيا در شرايط كنوني، توان و نفوذ كافي براي جهت‌دهي به تصميم ترامپ را دارد يا نه. به نظر مي‌رسد توازن قوا، برخلاف گذشته، ديگر به‌طور كامل به نفع اسراييل نيست و اين خود محدوديت‌هاي جدي براي گزينه نظامي ايجاد مي‌كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون