نگاهي به فيلم «كارواش»به كارگرداني احمد مرادپور
صداي اعتراض مردم
اميرعباس رضايي|جشنواره امسال را بايد جشنواره تنوع ژانرهاي متنوع در سينماي ايران دانست. تنوعي كه سالها از آن خبري نبود و محصور بود در چند گونه محدود با لحنهاي شبيه بههم. در ميان اين تنوع اما فيلم سينمايي «كارواش» به غير از آنكه در ژانر و فرمي از تريلر معمايي ساخته شده، در مضمون و محتوا نيز اتفاقي تازه و نو دارد و شايد بتوان آن را اولين فيلم سينمايي با مضمون اقتصادي دانست. بعضي از مفاهيم بهدليل خاصيتشان، به سختي در قالب درام و قصه گنجانده ميشوند و يكي از آن مفاهيم، خود اقتصاد است. كلمه و معنايي سرد و سخت كه فهمش از منظر علمي صعب و شناخت و آسيبشناسي اثرگذارياش در جامعه نيازمند تورق و فهمي عميق است. «كارواش» اما در اين معنا فيلمي جسور است و به سراغ همين مفهوم صعب و سخت رفته است. فيلمي كه با تمركز بر اختلال در اقتصاد در سطح حكمراني و مقابله با فساد اقتصادي به ريشهشناسي آسيبهاي اجتماعي پرداخته است. يعني بهجاي نمايش و بازتاب اختلال و فساد اقتصادي در جامعه و ساختن فيلمي به اصطلاح اجتماعي، دست بر روي نقطهاي گذاشته علت اصلي معلول مشكلات اجتماعي و اختلاف طبقاتي و فقر در جامعه است. «كارواش» تريلري معمايي است كه به موضوع پولشويي و شكل آن ميپردازد. كلمهاي كه سالهاست در اخبار نامش را ميخوانيم اما دقيقا نميدانيم چيست و «كارواش» به ما نشان ميدهد كه پولشويي چيست، چگونه رقم ميخورد و چگونه ميتوان جلوي اين فساد اقتصادي كه باعث ناترازي، تورم و بههم خوردن بازار ميشود را گرفت. اين فيلم با تمركز بر پروندهاي واقعي، بهصورتي دراماتيك، ۹۰دقيقه قصهاي پرتنش را روايت ميكند و به داستان يك مامور مالياتي ميپردازد كه در مسير كشف يك فرار مالياتي سنگين، به شبكهاي از پولشويي ميرسد. فيلم مضموني به روز دارد و با حال و هواي اين روزهاي كشور و مشكلات اقتصادي گره خورده است. انگار كه فيلم ميخواهد علت وضعيت را نمايان كند و در دل روايتش، به نمايش فساد اقتصادي اكتفا نميكند و راهحل نيز ارايه ميدهد. فيلمي ملتهب كه به امكانهاي بالقوه موجود در ساختار حاكميت و دولت براي مقابله با فسادهاي كلان اقتصادي اشاره ميكند و در دل درام، اين امكانات بالقوه را بالفعل ميكند. فيلمي قهرمانمحور كه گويي صدايي از اعتراض مردم نسبت به وضعيت معيشت و اقتصاد است. «كارواش» را احمد مرادپور كه پيشتر او را به عنوان يك فيلمساز ژانر دفاع مقدس ميشناختند كارگرداني كرده است. گويي كه رزمنده ديروز حالا لحن و صداي قصه گفتنش را تغيير داده و حالا در ژانري تازه، همان مسير اعتقادي ديروزش را حالا در قالبي عدالتخواهانه نمايان كرده است. عباس نعمتي فيلمنامهنويس اثر نيز كه سالها با سريالهاي بسيار در روايت آسيبهاي اجتماعي تجربه كسب كرده است، در كارواش و بلوغي سينمايي، قصهاي فشرده و پر اتفاق را برگزيده و روايت كرده است. «كارواش» را شايد بايد متفاوتترين فيلم سينمايي جشنواره چهل و چهارم دانست. متفاوت ازاين منظر كه شبيه هيچ فيلمي نيست و پيشتر نيز شبيهاش ساخته نشده. در لحن لكنت ندارد و صدايش نميلرزد. صداي زمانه است و دغدغهمند است. شريف است و صريح. برنده است و ترميمگر. فيلمي كه در صورت درست ديده شدن و درك صحيح، ميتواند مسير تازهاي در سينماي ايران باز كند. فيلمي با روايتي كلاسيك و كارگردانياي فني، فيلمبردارياي معمايي و ميزانسنهايي در ظاهر ساده اما پيچيده كه با دو فاكتور قصهگويي و ريتم بالا، مخاطب را به دالاني از وقايع ميبرد و در انتها او را به سرانجام ميرساند. فيلم «كارواش» انذاري است نسبت به راههاي موجود براي مبارزه با فسادهاي اقتصادي، از تراستيها تا پولشويي، فيلمي كه به صاحبان قدرت يادآوري ميكند كه شما ميتوانيد با آنچه در اختيار داريد، براي مردم، با عزمي مصمم، به خاطر عدالت، جلوي مفاسد اقتصادي و مفسدين را بگيريد. «كارواش» تماشايي است، به خصوص براي مردمي كه سينما را نه در اطوارهاي فرمي و هايكپي كه براي قصه ديدن دنبال ميكنند.