زمان به سرعت در گذر است از تاريخ درس بگيريم
رضا فضلعلي
در عصر پيشرفت علم، صنعت و ارتباطات، اگر لحظهاي غفلت كنيم، بدون ترديد ناظر پيشرفت ديگران و حداقل ضرر آن درجا زدن جامعه خواهد بود. بنا بر نظر جيمز روزنا هر حادثهاي حتي ظاهرا تصادفي، كوچك و بياهميت در جهان علتي دارد كه باعث ايجاد حوادثي خواهد شد. لذا آشكار يا پنهان در تمامي بحرانها، پاسخي به عملكرد مديران است كه در عين بينظمي، نظمي در آن نهفته است كه بايد پاسخي منطقي و عقلاني به آن داده شود، در غير اين صورت بحران به تدريج عميقتر و گستردهتر ميشود. از اينرو به باور من دي ماه 1404 بحران زماني رخ ميدهد كه افراد يا گروههايي، باورها و اهدافشان با يكديگر در تضاد باشد و نه متفاوت. تعامل و همگرايي و دوري از دشمني، خشونت و شنيدن صداي مخالف سبب حل يا كاهش بسياري از مشكلات خواهد شد؛ اما اگر در زمان مناسب، پاسخ مناسبي داده نشود، همانگونه كه در اين چند روز ديديم چه اتفاقي خواهد افتاد و چه هزينههاي گزافي در داخل و خارج را حاكمان بايد متحمل شوند. در هر جامعهاي، اختلافنظر و سليقه وجود دارد، ليكن اهميت موضوع در اين است كه اختلافات و كشمكشها نبايد با درگيري، ويرانگري، تخريب، شايعه، افترا، حذف فيزيكي و شخصيتي همراه باشد. در حقيقت آشوب و اعتراض در جهت تغيير وضع موجود زماني آشكارتر ميشود كه بين بازيگران اثرگذار و مردم، وفاق كمرنگ شده باشد.
البته نبايد تخريب اموال عمومي مانند آتش زدن درمانگاه، آمبولانس، ماشين آتشنشاني، اتوبوس و... را اعتراض ناميد، لذا هدف آن گروه افراطگرا يا آموزش ديده از عوامل دشمن نيز در كنار معترضين كه دست به اقداماتي هنجارشكنانه ميزنند را بايد جدا كرد كه بدون ترديد اكثريت معترضين نيز با اين شيوه رفتار مخالف بوده و هستند. در سالهاي اخير تقريبا در بسياري از نقاط ايران، اعتراضات كوچك و بزرگي ديده شد. بنا بر شواهد موجود نويسنده در يادداشتي در همين روزنامه، احتمال اعتراضات را بدون محكوم كردن فرد يا گروه خاصي، پيشبيني كرده بود. اما موضوع اصلي در اين است كه به چند درصد از آن اعتراضات پاسخي منطقي داده شد؟ متاسفانه در دولتهاي گذشته، هيچ كدام از مديران، نقاط ضعف در اداره كشور را نه تنها بر زبان نميآوردند، بلكه قبول هم نداشتند؛ ليكن در چند روز ابتدايي اعتراضات، وزير كشور، دبير شوراي عالي امنيت ملي، كارشناسان صدا و سيما، بسياري از صاحبنظران و حتي تصويب قانوني توسط مجلس شوراي اسلامي، آشكارا حق اعتراض را براي افراد در مواردي همچون: عدم مديريت، افزايش رانت، فساد، تورم، گراني و نابساماني اقتصادي در حوزههاي گوناگون را براي مردم قائل شدند. آيا اين حق را پيشينيان نميديدند يا نميشنيدند؟! به راستي چند مسوول در بين مردم شريف و البته خسته از نابسامانيها خارج از جلسات در ساختمانهاي دولتي، بدون واسطه رو در روي مردم به خيابان رفتند و به درددل آنان گوش دادند.
براي كنترل هر بحراني در ابتدا بايد مولفههايي همچون هويت، طبقه اجتماعي، سطح سواد، قوميت، مذهب، زبان، جنسيت و مكان جغرافيايي، افراد كه چه تعريفي از «خود» و «مخالف» خود دارند، مشخص شود. براي نمونه نيازهاي يك بانوي تحصيلكرده شاغل يا بيكار با خانم خانهدار مجرد يا ازدواج كرده، در يك استان گرمسير مرزي يا در يك روستا يا در مركز يك استان يا در حاشيه شهرها زندگي كند، نيز تفاوت دارد؛ در عين حال اهدافشان، باورهايشان، تقاضاها يا شيوه رسيدن به آرزوها و حتي پاسخ به رفتار ديگران نيز متفاوت خواهد بود. امروزه رسانهها ميتوانند جنگها، جنبشها، اعتراضات و بحرانهاي جوامع را بهگونهاي شروع، گسترش يا پايان يافته، نشان دهند، مثال بارز آن انعكاس اخبار ايران در تلويزيونهاي فارسي زبان ماهوارهاي كاملا نشان داد كه چگونه در بحرانهاي سالهاي 1388-1398- 1401 و 1404 توانستند هزينههاي چالشهاي موجود را براي دولتها در ايران افزايش دهند. فراموش نكنيم زماني كه آنان را دشمن ميناميم، نبايد گلايهاي نيز داشته باشيم، زيرا كار دشمن تخريب و تضعيف است. متاسفانه بر اين باورم برنامههاي صدا و سيما در چند روز ابتدايي تمامي بحرانها بهگونهاي بوده كه انگار در كشور هيچ اتفاقي نيفتاده و همه چيز عادي است، به همين دليل بود كه بسياري از افراد، اخبار را از ماهواره دنبال ميكردند؛ آنها نيز به صورت حرفهاي با سوار شدن بر اين موج فراخوانها و اخبار مورد نظرشان را گزينشي و به راحتي منعكس كردند.
شايد الان كه اعتراضات ظاهرا كنترل شده، در آينده نزديك حتي عدهاي نيز از رسانه ملي براي انعكاس اخبار نيز تشكر كنند، ولي آيا واقعا اخبار به موقع منعكس شد تا ديگر نياز به مراجعه به ماهوارهها نباشد؟ آري، هيچ عقل سليمي نميتواند خشونت، افراطگرايي، تخريب و كشتار را مانند تمامي جوامع بپذيرد. ليكن آنچه امروز از نگاه نويسنده اهميت دارد، تعدادی سوار بر اين موج فقط از عوامل دشمن بودند؟ مگر در جنگ 12روزه افرادي خودفروخته در ردههاي مختلف وجود نداشت، مگر بسياري از ايشان را مردم به نيروهاي امنيتي معرفي نكردند؛ مگر مسوولان كشور از پشتيباني و وفاق همين ملت قدرداني نكردند. هنوز هم هر روز در صدا و سيما اعلام ميشود كه در شهرهاي مختلف تعدادي از عوامل خارجي و جاسوس با انواع سلاح توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدهاند، سوال اصلي اينجاست كه در زمان ورود اين افراد و گروهها، نيروهاي اطلاعاتي كجا و مشغول به چه كاري بودند كه ايشان با اين توانايي، وارد ايران شده و سازماندهي شدند؟ مديران بايد در عمل قبول داشته باشند كه اعتراض حق قانوني و شرعي آحاد ملتي است كه به شما راي ميدهند، در بزنگاههاي تاريخ پشتيباني آب و خاك را در برابر دشمنان ميكنند. در چند روز با افزايش قيمت ارز، طلا، بنزين و ديگر مسائل باعث شد تا اعتراضات از لحاظ جغرافيايي، گروه سني افراد، به دليل عدم تحقق وعدهها، نسبت به سالهاي گذشته را با گستردگي بيشتري شاهد باشيم. تاكيد ميكنم كه خشونت به هر دليلي مجاز نيست؛ ليكن اعتراض به تورم، كاهش ارزش پول ملي، بيكاري، فساد گسترده، كمبود دارو، عدم مديريت در ذخاير آبي يا توليد گاز، برق و چالشهاي هر روزه ترافيكي، آلودگي هوا، تعطيليهاي مكرر يا موضوعاتي همچون موتورسواري بانوان در سالهاي متمادي نام اعتراضي را يدك مي كشد ، عدم توجه به نيازهاي جامعه است، زيرا پويايي جامعه براي انسان سالم، آزاد و كارآمد سبب افزايش توسعه پايدار است. به همين دليل بايد همه عوامل وجود چالشها را ديد، نه اينكه فقط عاملهاي مطلوب مورد نظر خودمان را مشاهده و مطرح كنيم. لذا با چنين عملكردهايي اگر پيوند ذهني، بين آنچه شهروندان ميانديشند و ميخواهند و اقدامات منتخبين، گسستي ايجاد شود. براي كرامت انساني و رفع نيازهاي بحق ملت، دولتمردان براي ادامه بايد مسووليتپذير و عدالتمحور باشند تا شاهد تكرار چنين حوادث تلخي نباشند. آنچه امروزه ملت بزرگ و نجيب ايران را رنج ميدهد، عدم پاسخگويي است. اين باورهم بايد كاري كرد كه جامعه با خودآگاهي در جهت وفاق و تفاهمي واقعي و فراگير تا حد ممكن كمتر آسيب ببيند. همانگونه كه ملتي كه در فراخوان محكوميت تخريب اماكن عمومي مردم بسياري شركت كردند، جداي از مغرضين، تعداد معترضيني كه از عصبانيت شنيده نشدنها، به كف خيابان آمدند نيز كم نبودند. امروز غرب با تمام قواي نظامي در اطراف آبهاي ايران مستقر شده است و كسي نميداند كه براي حمله آمده يا جهت نشان دادن قدرت و تحميل خواستههايش در مذاكرات احتمالي آينده وارد منطقه شده، ليكن به خوبي معلوم است كه اگر مديران صداقت و تصميمهاي عقلاني را در عمل حتي به معترضين روزهاي گذشته نشان دهند، همين مردم همانند درگيري دوازده روزه در برابر دشمن خارجي از خاك و سرزمين خود دفاع خواهند كرد. بدون شك براي حل مشكل اساسي امروز كشور، راهي جز عبور از رفتارهاي شعارگونه تكراري به سوي كثرتگرايي و اجتماعمحوري در جهت اميد واقعي به آينده و تامين و رفاه مادي و معنوي جمعي نيست.
دكتراي علوم سياسي- مسائل ايران