پرسپوليس و استقلال «تهران» را ميخواهند
دربي زمين!
بحران ميزباني در تهران براي دو قطب بزرگ فوتبال ايران، پرسپوليس و استقلال به نقطهاي بحراني رسيده است. پايتخت كه سالها با تكيه بر ابهت استاديوم آزادي بار اصلي مسابقات ملي و باشگاهي را به دوش ميكشيد حالا در وضعيتي قرار گرفته كه براي برگزاري يك مسابقه ساده هم با چالشهاي زيرساختي دست و پنجه نرم ميكند.
اصرار هر دو باشگاه براي ماندن در تهران منطقي است، چراكه هواداران بيشمار و قراردادهاي تبليغاتي و سهولت در تردد همگي در گروی ماندن در پايتخت هستند، اما واقعيت اين است كه در حال حاضر تهران تنها يك ورزشگاه آماده براي ميزباني در سطح ليگ برتر دارد. ورزشگاهي كه امكان ميزباني از تماشاچيان را ندارد. سرخابيها پيش خودشان فكر كردند اگر قرار است بازيها بدون تماشاگر بماند، بهتر است در تهران و ورزشگاه اكباتان از رقبا پذيرايي كنند.
در چنين شرايطي فشار مضاعف روي يك چمن و يك مجموعه ورزشي نتيجهاي جز تخريب زودهنگام زيرساختهاي باقي مانده نخواهد داشت. راهكار نخست و بديهي مديريت دقيق تقويم مسابقات توسط مسوولان سازمان ليگ است. يك هفته در ميان بازي كردن دو تيم ميتواند يك راهكار باشد. مثلا پرسپوليس وقتي ميزبان است استقلال لزوما بايد در خارج از خانه بازي كند و برعكس. اين روش سادهترين روش براي جلوگيري از تداخل است هر چند برنامهريزيها از قبل انجام شده و از سمت ديگر برخي تيمها خودشان در تهران هستند و ورزشگاه اكباتان را به عنوان استاديوم خانگي خود معرفي كردند. در هفته پيش رو هر دو تيم سرخابي بايد در تهران بازي كنند و اين دو بازي به فاصله 48 ساعت در يك استاديوم برگزار خواهد شد.
بنابراين تصميمات مقطعي مشكل اصلي يعني استهلاك چمن را حل نميكند. بازي كردن دو تيم پرطرفدار روي يك چمن به صورت مداوم كيفيت فني بازيها را به شدت كاهش ميدهد. همانطور كه چمن ورزشگاه شهر قدس را خراب كرد و حالا اين استاديوم كه از چندي پيش دور از دسترس قرار گرفت تا 4 هفته ديگر قابل استفاده نيست.
راهكار دوم كه توسط هر دو تيم به صورت مقعطي مورد استفاده قرار گرفت، استفاده از استاديومهاي ساير شهرها بود. استقلال دو بازي قبلي خانگي خود را در ورزشگاه شهيد نصيري يزد انجام داد، اما بعد از اين استاندار يزد اظهار داشت كه اين زمين بايد تنها در اختيار تيمهاي استان يزد باشد! پرسپوليس هم گاهي راهي قزوين شده تا بازيهاي خود را آنجا انجام دهد. با اين حال چنين وضعيتي به دلايل مختلف از جمله هزينه و مخالفتها نميتواند طولاني مدت ادامه پيدا كند. از اين منظر مديريت همزمان پروژه بازسازي استاديوم آزادي بايد به صورت سه شيفته و بدون وقفه ادامه يابد، چراكه هر روز تاخير در آمادهسازي اين ورزشگاه ضرر مالي و معنوي هنگفتي به بدنه فوتبال ايران وارد ميكند. در اين شرايط، شايد زمان آن رسيده كه باشگاهها به جاي تكيه مطلق بر ورزشگاههاي دولتي، به سمت اجاره بلندمدت يا مشاركت در تكميل ورزشگاههاي نيمهتمام پايتخت حركت كنند. اخيرا گفته شده باشگاه استقلال براي در اختيار گرفتن استاديوم تختي با وزارت ورزش به توافق رسيده است. در نهايت بحران فعلي بايد درسي براي آينده باشد. پايتخت يك كشور با دو تيم بزرگ نميتواند تنها به يك ورزشگاه متكي باشد. سرمايهگذاري بخش خصوصي يا ورود مستقيم باشگاهها به بحث ورزشگاهسازي، تنها راه خروج دائمي از اين بنبست است. تهران براي ميزباني همزمان از سرخابيها به چيزي فراتر نياز دارد! به مديريت مدرن زيرساختها و تعامل. بدون تعامل اگر قرار است هر دو تيم در تهران بمانند حتما تقابلهايي بين دو باشگاه رخ خواهد داد. بنابراين با توجه به شرايط به وجود آمده به نظر ميرسد دربي جديد سرخابيها سر زمين باشد!