جنجالهاي پيش از موعد دربي
آيا فوتبال ارزش اين همه تنش را دارد؟
هنوز بيش از يك هفته تا آغاز يكي از حساسترين ديدارهاي فوتبال ايران، يعني دربي پايتخت، باقي مانده است اما فضاي پيرامون اين مسابقه از مدتها پيش به جاي تمركز بر تاكتيك و آمادگي فني به ميدان جنگ اظهارات تند و اتهامات متقابل تبديل شده است. درحالي كه پرسپوليس با پيروزي دشوار مقابل شمس آذر سه امتياز مهم كسب كرد حواشي اين بازي هم از ديد رسانهها پنهان نماند، مانند بسياري از مسابقات ديگر ليگ برتر اشتباهات داوري در ديدار شمس آذر و پرسپوليس نيز به ضرر هر دو تيم رخ داد اما اين پايان ماجرا نبود. بلافاصله بعد از بازي فعالان رسانهاي و مديران دوطرف شروع به فضاسازي كردند كه البته با برخورد چكشي اركان قضايي فدراسيون مواجه شدند. همين حالا كه اين گزارش نوشته ميشود اين تنشها ادامه دارد. تنشي كه اكنون شاهد آن هستيم نمايشي از يك الگوي تكراري در فوتبال ايران است كه پيش از هر دربي يا بازي مهم به اوج ميرسد. در اين مورد خاص به محض سوت پايان بازي پرسپوليس و بعد از اظهارات كارشناسان داوري توپخانه طرفين فعال شد! روز بعد اظهارنظر كنايهآميز ريكاردو ساپينتو، سرمربي استقلال در نشست خبري پيش از ديدار با فولاد مبني بر اينكه «داور يك برد به پرسپوليس هديه داد» آتش زير خاكستر را دوباره شعلهور كرد. اين اظهارات بلافاصله با واكنش شديد هواداران و رسانههاي منتسب به پرسپوليس مواجه شد كه در مقابل يادآوري كردند كه در جام حذفي تيم استقلال از داوري به نفع خود سود برده و سر تيم پادياب را بريدند! اين تبادل آتش كلامي زماني به اوج خود رسيد كه سخنگوي پرسپوليس و يكي از اعضاي هياتمديره استقلال به دليل اظهارات تند و مستقيم عليه باشگاه رقيب با محروميتهايي ازسوي كميته انضباطي مواجه شدند. اينانلو، مدير پرسپوليس در مورد داوري دربي اظهار نگراني كرده بود و علي نظري جويباري درخواست كرد داور خارجي براي دربي درنظر گرفته شود! كه البته همانطور كه گفته شد هر دو طرف با محروميت موقت مواجه شدند. اين محروميتها نشان ميدهد كه مرز ميان اظهارنظر ورزشي و اتهامزني شخصي تا چه حد در فضاي فعلي فوتبال ما مخدوش شده است. اما نكتهاي كه در اين ميان گم شده نگاهي واقعبينانه به شرايط عمومي جامعه است. ما در كشوري زندگي ميكنيم كه مردمش روزانه با چالشهاي بسيار جديتري دست و پنجه نرم ميكنند. آلودگي هوا، كمبود بارشها و بحرانهاي زيستمحيطي و مهمتر از همه فشارهاي اقتصادي طاقتفرسا ذهن اكثريت جامعه را به خود مشغول كرده است. مردم به اندازه كافي انرژي رواني براي مديريت مشكلات واقعي زندگي ندارند. در چنين بستري، تبديل شدن فوتبال به ابزاري براي تخليه هيجانات منفي و دامن زدن به تنشهاي بيپايان نه تنها كمكي به حل مشكلات نميكند، بلكه فضاي عمومي را ملتهبتر ميسازد. آيا واقعا ارزش دارد كه تنها براي چند روز تيتر يك بودن يا كسب يك برتري رواني موقت اين حجم از انرژي و اعصاب جامعه را صرف كنيم؟ دربي بايد جشن فوتبال باشد نه ميدان جنگ هيجانات كاذب. همين حالا بابت خانه به دوشي دربي و برگزاري اين ديدار مهم با حداقل امكانات و تماشاچي در يك شهر غير از تهران از اعتبار اين ديدار نمادين به اندازه كافي كاسته شده است. شايد بهتر باشد حداقل مديران دو باشگاه بيخيال مطرح شدن در فضاي هواداري بشوند و بيش از پيش تيشه به ريشه اين مسابقه نزنند. مسوولان و اهالي فوتبال بايد درك كنند كه آرامش جامعه از شور و هيجان مصنوعي اين رقابتها بسيار مهمتر است.