• 1404 شنبه 8 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6201 -
  • 1404 شنبه 8 آذر

بررسي تطبيقي و اسطوره‌شناسانه «پري» در داستان روز شنبه هفت‌پيكر نظامي

چهره پنهان بشر

هما شهرام‌بخت

نظامي‌گنجوي، شاعر و حكيم بزرگ قرن ششم هجري، ازجمله شاعراني است كه شعر را نه تنها وسيله‌اي براي زيبايي‌شناسي زباني، بلكه ابزاري براي بيان معناهاي عميق عرفاني، فلسفي و اسطوره‌اي مي‌داند. در ميان منظومه‌هاي او، هفت‌پيكر جايگاه ويژه‌اي دارد، زيرا ساختار آن براساس هفت روايت و هفت روز هفته تنظيم شده است و هر روز را به يكي از «گنبدها» و يكي از همسران بهرام گور اختصاص مي‌دهد. داستان روز شنبه كه از زبان دختر پادشاه هند روايت مي‌شود، به‌ويژه از اين نظر اهميت دارد كه در آن، عنصر «پري» نقشي مركزي دارد و حضور او سبب مي‌شود مفاهيم اسطوره‌اي ديرپايي چون اغوا، دانش ممنوعه، وصال ناپايدار و بازگشت به جهان خاكي بازنمايي شوند.

نظامي در اين داستان از بن‌مايه‌هايي بهره مي‌گيرد كه از اساطير ايراني، هندي و حتي عربي به ميراث رسيده‌اند. پري در اين ميان نه فقط موجودي افسانه‌اي، بلكه نمادي از پيوند انسان با جهان مينوي و در عين حال گسست از آن است. 

هندوايراني

واژه «پري» در متون اوستايي به ‌صورت پئيريكا (pairikā) آمده و در آغاز معنايي منفي داشته است. زرتشت در ونديداد از پئيريكا به عنوان موجودي اهريمني ياد مي‌كند كه با آب، آتش و گياهان در ستيز است و مردان را از راه دين بازمي‌دارد (اوستا، 13). در يسنا و يشت‌ها، پئيريكا همپاي ديوان ذكر مي‌شود و چهره‌اي اغواگر دارد. اين تصوير بعدها، در دوران متاخرتر دگرگون و پري در فرهنگ مردمي ايران به موجودي نيك‌رو، مينوي و گاه ياري‌رسان بدل مي‌شود (بهار، 1393: سركاراتي، 1350: ).  از نظر زبان‌شناسي تاريخي، پئيريكا با واژه آپسارا سانسكريت هم‌ريشه دانسته مي‌شود؛ موجوداتي زنانه در ريگ‌ودا هستند كه با رقص و آواز خود ايزدان و انسان‌ها را مسحور مي‌كنند (Boyce, 1375). در متون هندي، آپساراها ارواح آب‌ها هستند و با باروري، زيبايي و اغواگري پيوند دارند. شباهت‌هاي ميان پري ايراني و آپساراي هندي نشان از ميراث مشترك هندوايراني دارد كه بعدها در قالب دو نظام ديني متفاوت ادامه يافته است. در دوره‌هاي پس از زرتشت، به‌ويژه در ادبيات پهلوي و سپس در فارسي ميانه، پري از جايگاه اهريمني فاصله مي‌گيرد و در شعر فارسي به نماد جمال و جذابيت بدل مي‌شود. فردوسي در وصف رودابه مي‌گويد: «پري‌چهره» و در آثار نظامي نيز واژه‌هايي چون «پري‌روي»، «پري‌چهر»، «پري‌زاده» با بار معنايي مثبت و زيباشناختي فراوان تكرار مي‌شود (نظامي، 1376).

تحليل داستان روز شنبه در هفت‌پيكر

داستان روز شنبه ماجراي پادشاه هند است كه با مردي سياه‌پوش روبه‌رو مي‌شود و از سر كنجكاوي راهي شهري مي‌شود كه همه مردم آن سياه‌پوش‌اند. در آنجا قصابي او را فريب مي‌دهد و در سبدي مي‌نشاند كه به آسمان مي‌رود. پادشاه در مكاني مينوي فرود مي‌آيد و با گروهي از پريان روبه‌رو مي‌شود. او دلباخته سرور پريان مي‌شود، اما وصال او ممكن نمي‌شود. درنهايت، با فريبي ديگر به جهان خاكي بازگردانده مي‌شود و درمي‌يابد كه مردم آن شهر همه قرباني همين فريب شده‌اند؛ از اين‌رو سياه‌پوش‌اند.

اين روايت، از نظر ساختار و مضمون با داستان‌هاي كهني چون حكايت «ده سياه‌پوش يك‌چشم» در هزار و يك شب و روايات سندبادنامه هم‌ريشه است (مارزلف،1384: 98). در همه اين داستان‌ها، قهرمان به دنيايي مينوي وارد مي‌شود، لذت وصال را تجربه مي‌كند و سپس به ‌سبب تخطي از مرزي ممنوع، به جهان مادي بازمي‌گردد. نظامي با نبوغ شاعرانه‌اش اين بن‌مايه عاميانه را به سطحي فلسفي و نمادين ارتقا مي‌دهد. پري در اين روايت نه صرفا اغواگر كه تمثيلي از «نفس برتر» است؛ ساحتي از وجود كه انسان در روياي خويش مي‌بيند، اما نمي‌تواند در آن بماند. سبدي كه پادشاه را به آسمان مي‌برد، استعاره‌اي است از «عروج روح» و پرنده‌اي كه او را حمل مي‌كند، همان نماد اسطوره‌اي روح در بسياري از سنت‌هاست. بازگشت پادشاه به زمين و سياه‌پوشي او، به معناي آگاهي از جدايي انسان از اصل الهي خويش است. اين تعبير با مفهوم «هبوط» در اسطوره‌هاي سامي و ايراني همپوشاني دارد.

پري به ‌مثابه نماد روان و ناخودآگاه جمعي

از منظر روانكاوي يونگ، پري را مي‌توان به عنوان يكي از چهره‌هاي «آنيمه» يا «جنبه زنانه روان مرد» تحليل كرد. آنيمه در ناخودآگاه جمعي، واسطه‌اي ميان جهان آگاهي و ناخودآگاه است و معمولا به شكل زني زيبا و فريبنده ظاهر مي‌شود كه مرد را به شناخت خويشتن فرا مي‌خواند (Jung, 1959). در اين روايت، پري همان آنيمه‌اي است كه پادشاه را به دنياي دروني‌اش مي‌برد و او را با «راز» و «وسوسه آگاهي» روبه‌رو مي‌سازد. اما چون قهرمان هنوز آمادگي تحمل روشنايي درون را ندارد، از وصال محروم و به جهان خاكي بازگردانده مي‌شود.

تكرار توصيه پري به صبر، يادآور سير تدريجي آگاهي در اسطوره‌هاي تحول رواني است. هر بار كه پادشاه بي‌تاب مي‌شود، از مرحله‌اي عبور نكرده بازمي‌گردد. از اين رو، پايان تراژيك داستان -سياه‌پوشي قهرمان- را مي‌توان نه شكست، بلكه نشانه تجربه نمادين «مرگ و تولد رواني» دانست؛ همان چيزي كه يونگ آن را فرآيند «فرديت‌يابي» مي‌نامد. از ديد ميرچا الياده، پري در اين داستان، نگهبان «مرز ميان دو جهان» است؛ او متعلق به حوزه «زمان مقدس» است، در حالي كه انسان در «زمان دنيوي» زيست مي‌كند (الياده، 1954). هر بار كه انسان به دنياي پريان وارد مي‌شود، در حقيقت به درون اسطوره گام مي‌گذارد و با ساختار تكرارشونده بازگشت و هبوط روبه‌رو مي‌شود. از همين رو، روايت نظامي را مي‌توان مثالي از بازنمايي «زمان دور اساطيري» در متن ادبي دانست.

تطبيق با بن‌مايه‌هاي اسطوره‌اي جهاني

بررسي تطبيقي نشان مي‌دهد كه مضمون دلباختگي انسان به موجودي مينوي در اسطوره‌هاي بسياري ديده مي‌شود: در اسطوره هندي «آپساراها»، در روايت ژاپني «يوكي‌اونا»، در داستان‌هاي اسكانديناوي «الف‌ها» و «پريان جنگلي». در همه اين روايت‌ها، ديدار ميان انسان و موجود فرازميني كوتاه، ممنوع و اغلب نابودكننده است. پريان به عنوان نماد زيبايي و معرفت برتر، انسان را به عبور از مرزهاي مادي فرا مي‌خوانند، اما قوانين كيهاني اجازه ماندن در آن جهان را نمي‌دهد. در هفت‌پيكر نيز نظامي همين مرز را با مهارتي شاعرانه تصوير مي‌كند. پري با وجود مهرباني‌اش، به وصال تن نمي‌دهد و تنها وعده فردا را مي‌دهد. اين «وعده فردا» همان آرزوي ازلي انسان براي بازگشت به بهشت گمشده است؛ آرزويي كه در فرهنگ‌هاي گوناگون با نمادهايي چون جام مقدس، درخت حيات يا زن مينوي تجلي مي‌يابد. همچنين نظامي با انتخاب «روز شنبه» -‌كه در تقويم ايراني و اسلامي روز آغاز و نيز روز زحل (سياره اندوه) است‌- به‌گونه‌اي هنرمندانه پيوند ميان اندوه و معرفت را برقرار مي‌كند. رنگ سياه در داستان، نه نشانه شر، بلكه رمز دانايي و تجربه باطني است؛ همان‌گونه كه در عرفان اسلامي، «سياهي شب» نماد سير درون و خلوت است (زرين‌كوب، 1372).

خوانش نمادين و اسطوره‌اي تازه

در خوانشي نو، مي‌توان پري را چهره‌اي از «اصل زنانه مقدس» در سنت ايراني دانست كه در دوران زرتشتي به حاشيه رانده شد. پري همان انرژي كيهاني مرتبط با آب، باروري و طبيعت است كه نظام پدرسالار ديني آن را به قلمرو اهريمني تبعيد كرد. در اين معنا، داستان روز شنبه بازتاب ناخودآگاه جمعي فرهنگي است كه در آن، عنصر زنانه كيهان دوباره سر برمي‌آورد.

پريان نظامي برخلاف ديوان يا جادوگران، نماد اغواگري منفي نيستند، بلكه دعوت‌كنندگان به شهود و راز هستند. پادشاه هند، نماينده عقل و سلطه مردانه است و پري، نيروي شهودي و سركش طبيعت. برخورد اين دو نيرو، همان كشاكش ميان فرهنگ و غريزه، آگاهي و ناخودآگاه است. از همين منظر مي‌توان گفت نظامي، برخلاف زرتشت كه پري را شر مي‌دانست، او را واسطه تجربه معرفت قرار مي‌دهد. از سوي ديگر، تحليل اسطوره‌شناسانه ژيلبر دوران (Durand, 1969) درباره «نظام‌هاي تصويري خيال» نشان مي‌دهد كه پري در ساختار خيال ايراني به حوزه «نظام شبانه اسطوره» تعلق دارد؛ جايي كه تصاوير زنانه، آب، آينه، رقص و پرواز بر جهان عقلاني چيره مي‌شوند. در داستان نظامي نيز تمام نشانه‌ها -سبد پرنده، شب، باده و رقص پريان- از اين نظام تصويري پيروي مي‌كنند و مخاطب را به قلمرو رويا و خيال راه مي‌برند.  داستان روز شنبه هفت‌پيكر نظامي، نمونه‌اي درخشان از آميزش ادبيات و اسطوره است. پري در اين اثر نه تنها يادگاري از اساطير باستاني، بلكه تجسمي از جست‌وجوي انسان براي شناخت خويش و بازگشت به اصل است. نظامي با نبوغي بي‌همتا، افسانه‌اي عاميانه را به روايتي فلسفي بدل مي‌كند كه در آن وصال پري، تمثيلي از آگاهي و جدايي از او، نشانه هبوط است.

در پرتو اسطوره‌شناسي نوين مي‌توان گفت پري نظامي، صورت فرهنگي آنيمه است كه در ناخودآگاه جمعي ايراني تجسم يافته؛ همان نيرويي كه انسان را از مرز عقل عبور مي‌دهد تا در آينه خيال، حقيقت وجود خويش را بازبيابد. پري از اهريمن به الهه بدل مي‌شود، از اغواگر به آموزگار و درنهايت از اسطوره به نماد روانشناختي جاودان. ‌نظامي در روايت روز شنبه، تصويري از سير انسان ميان دو جهان را ترسيم مي‌كند: جهان خاكي و جهان مينوي. پري، واسطه اين دو ساحت است و در آينه او، بشر نه روياي گمشده بهشت، بلكه چهره پنهان خود را مي‌بيند.

منابع  منتخب

٭ بهار، مهرداد. پژوهشي در اساطير ايران. تهران: آگه، 1393.

٭ سركاراتي، بهمن. «پري، تحقيقي در حاشيه اسطوره‌شناسي تطبيقي». سايه‌هاي شكار شده. نشر قطره، 1378.

٭ زنر، آر.سي. طلوع و غروب زرتشتي‌گري. ترجمه تيمور قادري، اميركبير، 1387.

٭ مارزلف، اولريش. تدبيرهاي داستاني در ادبيات عامه‌پسند. ترجمه فريبا شاملو صفوي، كتاب ماه هنر، 1384.

٭ زرين‌كوب، عبدالحسين. پير گنجه در جست‌وجوي ناكجاآباد. سخن، 1372.

٭ Jung, C. G. The Archetypes and the Collective Unconscious. Princeton University Press, 1959.

٭ Eliade, Mircea. Myth and Reality. Harper & Row, 1954.

٭ Durand, Gilbert. Les structures anthropologiques de l’imaginaire. Paris: Dunod, 1969.

٭ نظامي‌گنجوي. كليات نظامي‌گنجوي. تصحيح وحيد دستگردي، انتشارات نگاه، 1376.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون