چگونه «ناوگان سايه» پوتين قاره سبز را خلع سلاح كرد؟
چهره پنهان رويارويي روسيه و اروپا!
آندري سولداتوف٭
ايرينا بوروگان٭٭
در نشست اكتبر باشگاه گفتوگوي والداي سوالي غيرمنتظره از ولاديمير پوتين پرسيده شد: «آقاي رييسجمهور، چرا اين همه پهپاد به دانمارك ميفرستيد؟» پوتين ابتدا اين موضوع را رد كرد و گفت كه پهپادي به «فرانسه، دانمارك يا كپنهاگ» نفرستادهاند، اما به همينجا بسنده نكرد. بلافاصله ادامه داد كه «آدمهاي عجيب و غريب زيادي» به ويژه جوانان، ميتوانند اين پهپادها را بر فراز اروپا به پرواز درآورند. او در پايان تاكيد كرد كه اين جوانان «هر روز» اين كار را خواهند كرد. در ميانه سپتامبر، چند فروند پهپاد - كه دستكم سه فروندشان مسلح بودند - وارد حريم هوايي لهستان شدند. لهستان براي نخستينبار از پايان جنگ جهاني دوم، جتهاي جنگنده خود را به هوا فرستاد و پهپادها را سرنگون كرد. سه روز بعد، روماني اعلام كرد كه يك پهپاد وارد حريم هوايي اين كشور شده است؛ اين نخستين مورد از زنجيرهاي از حوادث مشابه در روماني طي پاييز امسال بود. در اواخر سپتامبر، چندين فرودگاه دانمارك از جمله فرودگاه كپنهاگ به دليل ورود پهپادها براي دقايقي تا چند ساعت تعطيل شدند. در اوايل اكتبر، تنها چند روز پس از نشست والداي، پهپادهايي در نزديكي تاسيسات نظامي و فرودگاههاي متعدد در سراسر آلمان مشاهده شدند. چند روز بعد، نروژ پس از رويت پهپادها در حوالي فرودگاه اسلو، پروازهاي اين فرودگاه را براي مدت كوتاهي متوقف كرد. در نوامبر، مقامات بلژيك پس از مشاهده چندين پهپاد در نزديكي فرودگاه، حريم هوايي بروكسل را بستند. در هلند، پس از شناسايي پهپادها در نزديكي پايگاه هوايي ولكل - كه ميزبان يك اسكادران نيروي هوايي امريكا تحت ماموريت ناتو است - ارتش هلند با سلاحهاي زمين به هوا آنها را رهگيري كرد و ترافيك هوايي در جنوب كشور براي مدتي كوتاه به حالت تعليق درآمد.با وجود انكار كرملين، تقريبا هيچ مقام اروپايي اين مواضع را باور نميكند.
اما نكتهاي كه كمتر به آن پرداخته شده، زيرساخت لجستيكي است كه اين كارزار جديد جنگ هيبريدي را ممكن ميسازد. در بيشتر موارد، به نظر نميرسد روسيه پهپادها را مستقيما از خاك خود به پرواز درآورد. در عوض، همه شواهد نشان ميدهد كه مسكو به «ناوگان سايه» خود تكيه كرده است؛ يعني صدها كشتي متعلق به اشخاص ثالث كه تحت كنترل روسيه هستند، براي دور زدن تحريمها به كار گرفته ميشوند و اكنون مرتبا در آبهاي اطراف اروپا رفتوآمد ميكنند. همزمان با مشاهده پهپادها بر فراز حريم هوايي دانمارك، نفتكش «بوراكاي» - كشتياي با پرچم بنين كه در اوايل سپتامبر بندر پريمورسك روسيه را با محموله نفت خام ترك كرده بود - دقيقا در نزديكي سواحل دانمارك رديابي شد. اين كشتي پيشتر به دليل نقشش در دور زدن تحريمهاي نفتي روسيه، در ليست سياه بريتانيا و اتحاديه اروپا قرار گرفته بود. بلافاصله پس از حملات پهپادي، كماندوهاي نيروي دريايي فرانسه به كشتي هجوم بردند و كاپيتان چينيتبار آن را براي چند ساعت بازداشت كردند. امانوئل مكرون علنا اعلام كرد كه فرانسه نميتواند احتمال ارتباط اين كشتي با عمليات پهپادي را ناديده بگيرد، هر چند هنوز مدرك قطعي علني نشده است. كرملين در واكنش، اين اتهامات را «هيستري محض» خواند.
براساس گزارش تازه مركز تحقيقاتي دانماركي «دنواچ»، ماموران دريايي دانمارك در پاييز امسال چندين بار افرادِ داراي لباس نظامي روسي را بر عرشه كشتيهاي ناوگان سايه مشاهده كردهاند. گزارش تاكيد ميكند كه اين حضور نشاندهنده آن است كه مسكو «به احتمال بسيار زياد در حال استقرار نيروهاي خود بر روي نفتكشهاي تجاري است.» هنوز جزييات زيادي درباره چگونگي استفاده مسكو از اين ناوگان سايه در هالهاي از ابهام قرار دارد، اما يك واقعيت روزبهروز آشكارتر ميشود: آبهاي اطراف اروپا به صحنه اصلي كارزار روسيه و قاره سبز تبديل شدهاند. در همين زمينه، جان هيلي، وزير دفاع بريتانيا، روز ۱۹ نوامبر اعلام كرد كه چند هفته پيش يك كشتي نظارتي روسيه وارد آبهاي سرزميني بريتانيا است. اگر ادعاي اروپا درست باشد، بايد گفت براي روسيه، استراتژي جنگ هيبريدي دريايي مزاياي راهبردي متعددي دارد. استفاده از كشتيها به مسكو اجازه ميدهد بسيار نزديكتر به غرب اروپا شود. پرتاب حملات هيبريدي از روي عرشه كشتي - به جاي خاك يك كشور همسايه - براي ماموران روسي بهمراتب كمخطرتر و از نظر عملياتي سادهتر است. ناوگان سايه همچنين به طور ذاتي گزارهاي غيرشفاف است و اثبات ارتباط مستقيم اين فعاليتها با كرملين را براي دولتهاي اروپايي به شدت دشوار ميكند. ازسوي ديگر، كرملين ميتواند به تجربهاي طولاني و آزمايششده تكيه كند: از دوران اتحاد جماهير شوروي، مسكو هميشه از كشتيهاي تجاري و ماهيگيري به عنوان بخش كليدي عمليات اطلاعاتي خود در اروپا و ساير نقاط جهان استفاده كرده است و سرويسهاي اطلاعاتي روسيه هنوز پيوندهاي عميق و فعالي با صنعت دريانوردي اين كشور دارند. اگر رهبران اروپا ميخواهند جلوي جنگ هيبريدي پوتين را بگيرند، چارهاي جز اتخاذ سياستي بهمراتب قاطعتر و هماهنگتر در برابر ناوگان سايه ندارند.
پهپادها بر فراز دانمارك
تا پيش از پاييز ۱۴۰۴ (۲۰۲۵)، تمركز غرب روي كارزار جنگ هيبريدي روسيه در اروپا عمدتا به عمليات زميني معطوف بود. همانطور كه ما در فارن افرز به تفصيل مستند كرديم، در اوايل سال ۲۰۲۴ دستكم در ۱۵ كشور اروپاي غربي زنجيرهاي از آتشسوزيهاي مشكوك رخ داد كه ادعا شد روسيه در تحققش نقش داشته است. اين حملات همچنان ادامه دارند، هر چند با شدت و سرعت كمتري؛ احتمالا به دليل تقويت تدابير امنيتي در كشورهاي غربي.با اين حال، در تمام مدت جنگ اوكراين، سرويسهاي اطلاعاتي روسيه بهصورت خاموش و پيوسته در حال توسعه توانمنديهاي دريايي خود نيز بودهاند. از نظر جغرافيايي اين انتخاب كاملا منطقي است: بيشتر كشورهاي اروپاي غربي ساحل طولاني دارند و دريا هميشه نقطهاي آسيبپذير بوده كه ميتوان از آن سوءاستفاده كرد. علاوه بر اين، پس از حمله روسيه به اوكراين در سال ۲۰۲۲، اروپا صدها ديپلمات روس را اخراج كرد. همين امر انگيزه تازهاي به مسكو داد تا به سمت عمليات دريايي تغيير جهت بدهد؛ جايي كه نظارت و پيگيري بسيار دشوارتر است.نخستين حوزهاي كه فعال شد، خرابكاري زيرسطحي بود: از سال ۲۰۲۳ به بعد، شمار روبهرشدي از آسيبها و قطعيهاي كابلهاي برق، فيبر نوري و خطوط لوله گاز در درياي شمال و درياي بالتيك به كشتيهاي تجاري مرتبط با روسيه نسبت داده شد. از سال ۲۰۲۲، مسكو منابع هنگفتي را صرف خريد صدها كشتي دستدوم و قديمي - عمدتا تانكرهاي نفتي - كرده است كه مالكيت آنها به شركتهاي صوري در كشورهاي ثالث ثبت شده و از آنها براي دور زدن تحريمهاي غربي استفاده ميكند. برخي از اين كشتيها همچنان علنا به بنادر روسيه رفتوآمد ميكنند. اما چون طبق قوانين بينالمللي همه كشتيها موظفند فرستنده سيستم شناسايي خودكار (AIS) خود را روشن نگه دارند و موقعيتشان به صورت لحظهاي پخش شود، روسيه به تدريج روش «انتقال كشتيبهكشتي» در آبهاي بينالمللي را به اصليترين تاكتيك خود تبديل كرده است: تانكري كه تا نزديكي بندر روسيه رديابي شده، محمولهاش را به تانكر ديگري كه فرستندهاش خاموش است منتقل ميكند. حتي حجمهاي عظيم نفت خام را ميتوان در كمتر از ۱۲ ساعت بين دو كشتي جابهجا كرد. كشتيهاي فراساحلي كه ديگر هيچ ردپايي تا بنادر روسيه ندارند، سپس ميتوانند با كشتيهاي قانوني كه براي ماهها در آبهاي بينالمللي لنگر انداختهاند تركيب شوند؛ كشتيهايي كه طبق رويه معمول بازار، منتظر بالا رفتن قيمت جهاني نفت ميمانند تا بارشان را بفروشند. با گسترش سريع ناوگان سايه، بازي با مقامات اروپايي شدت گرفته است. تا امروز، اتحاديه اروپا تنها در صورتي كه دلايل محكمي براي نقض تحريمهاي نفتي وجود داشته باشد، دسترسي كشتيهاي دخيل در انتقال كشتي به كشتي را به بنادر خود ممنوع كرده است. اين اقدامات شايد صادرات نفت و گاز روسيه را دشوارتر كند، اما بعيد است كوچكترين تاثيري بر عمليات احتماي روسيه بگذارد كه اصولا نيازي به ورود به بنادر اروپايي ندارند. در حقيقت، پيشرفت فناوري پهپادهاي كوچك و ارزان، ارزش استراتژيك دريا را براي روسيه چند برابر كرده است. در اينجاست كه كشتيهاي ناوگان سايه به كار ميآيند: هم پناهگاه امن و قابلانكاري براي ماموران حرفهاي روسي فراهم ميكنند و هم به عنوان سكوي پرتاب ايدهآل براي پهپادهاي سبك و برد كوتاه عمل ميكنند. به اين ترتيب، ناوگان سايه از يك ابزار دور زدن تحريم به يكي از ستونهاي اصلي جنگ هيبريدي روسيه در اروپا تبديل شده است. پاول گودِف، از برجستهترين كارشناسان روسي در حوزه امنيت دريايي و سياست اقيانوسي (موسسه IMEMO وابسته به آكادمي علوم روسيه در مصاحبهاي كه اكتبر امسال توسط خبرگزاري دولتي اينترفاكس منتشر شد، با لحني صريح و بيپروا به تلاشهاي غرب براي مهار ناوگان سايه پاسخ داد. پيام او روشن بود: «انتقال كشتي به كشتي ادامه دارد و هيچكس نميتواند جلويش را بگيرد.» او با افزود كه حتي اگر اين كشتيها در بنادر اروپا، امريكا، بريتانيا و كانادا ممنوعالورود شوند، «وقتي نياز به سوخت يا آذوقه پيدا كنند، بندرهاي ديگري در جهان هست كه با كمال ميل پذيرايشان خواهند بود.»
ماموريت شوروي در دريا
گرايش مسكو به عمليات دريايي ريشهاي عميق و طولاني دارد. در تمام قرن بيستم، اتحاد جماهير شوروي از كشتيهاي غيرنظامي هم براي فعاليتهاي مختلف بهره ميبرد. تقريبا از همان نخستين سالهاي قدرتگيري بلشويكها، ماموران شوروي از كشتيهاي تجاري، باري و ماهيگيري براي انتقال نيروهاي خود در سراسر اروپا استفاده ميكردند. در دوران جنگ سرد نيز سرويسهاي اطلاعاتي شوروي به استفاده گسترده از ناوگان تجاري ادامه دادند. يكي از نخستين وظايف اولگ گورديفسكي - افسر كاگب - هنگامي بود كه در اواخر دهه ۱۹۶۰ در كپنهاگ مستقر شد. او در خاطراتش مينويسد: «وظيفه من اين بود كه ماموران اطلاعاتي را روي يكي از كشتيهاي بخار خط لوآور - لنينگراد جابهجا كنم. هر عمليات ترانزيتي با دقت فراوان برنامهريزي ميشد؛ لازم بود با كاپيتان كشتي مذاكره شود و گاهي حتي او را به عنوان مامور استخدام كنيم.» ناوگان تجاري همچنين مسير فرار اضطراري ماموران در خطر را تامين ميكرد. در همين دههها، شوروي زمينه را براي عمليات پيچيده دريايي نيز فراهم كرد. هنوز در سال ۱۹۳۸، يك زيردريايي پيشرفته در خليجي نزديك ولاديوستوك طي رزمايشي فوقمحرمانه به آب رفت كه طبق دستور رسمي، هدفش «پيادهسازي نيرو براي شناسايي و انجام خرابكاري در ساحل دشمن» بود. مقامات شوروي اين تمرين را كاملا موفق اعلام كردند. در جنگ جهاني دوم، اطلاعات شوروي به طور گسترده از زيردرياييها براي نفوذ عوامل به سواحل منطقه بالتيك استفاده كرد، هر چند بهاي سنگيني پرداخت: تنها در سالهاي ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲، سه زيردريايي هنگام تلاش براي پياده كردن نيروها در ساحل دشمن براي هميشه ناپديد شدند. شوروي خيلي زود به اين نتيجه رسيد كه كشتيهاي غيرنظامي ميتوانند ابزار ايدهآلي براي عمليات مورد نظر عليه اروپا باشند. در سال ۱۹۵۳، نيروي دريايي شوروي و اداره اطلاعات نظامي (GRU) واحدهاي ويژه دريايي را در ناوگانهاي اصلي كشور تاسيس كردند. اين واحدها كه با نام «نقاط اطلاعات دريايي» به روسيMRP شناخته ميشدند، در ناوگان درياي سياه و ناوگان بالتيك مستقر شدند و يكي از ماموريتهاي اصليشان، انجام عمليات خرابكارانه در سواحل دشمن بود. هر چند اين واحدها در طول جنگ سرد هيچگاه عليه اهداف غربي به كار گرفته نشدند، برنامه خرابكاري دريايي هيچ وقت از دستور كار اطلاعات شوروي خارج نشد. مركز اصلي آموزش اين نيروها، پايگاه مخفياي در جزيرهاي مصنوعي كوچك نزديك شهر اوچاكوف در درياي سياه بود كه در سال ۱۹۶۸ به طور قابلتوجهي گسترش يافت. در دهه ۱۹۷۰، دو رويه قديمي و آزمايش شده شوروي سرانجام با هم تلفيق شدند: استفاده از كشتيهاي تجاري براي مقاصد اطلاعاتي و برنامهريزي گسترده براي عمليات دريايي.همزمان با آغاز استخراج نفت و گاز در مقياس بزرگ در درياي شمال توسط كشورهاي ناتو - ازجمله بلژيك، دانمارك، هلند، نروژ و بريتانيا - سرويسهاي اطلاعاتي مسكو فرصت تازهاي ديدند. تيمي از غواصان و خرابكاران دريايي شوروي براي يك ماموريت تحقيقاتي اعزام شدند و گزارش نهاييشان كاملا روشن بود: از اين پس ميتوان از كشتيهاي غيرنظامي، در كنار زيردرياييها، به عنوان وسيلهاي موثر براي نفوذ مخفيانه به تاسيسات ساحلي كشورهاي غربي استفاده كرد. در سالهاي آخر اتحاد جماهير شوروي، همين پايگاه جزيرهاي مصنوعي نزديك اوچاكوف، آموزش نيروهاي واحد فوقمحرمانه «ويمپل»ِ كاگب را هم برعهده گرفت؛ يگان ويژهاي كه براي انجام عمليات مخفي و خرابكارانه در عمق خاك دشمن طراحي شده بود. در واقع، آموزش فعاليت دريايي شايد تنها حوزهاي بود كه GRU و كاگب با هم رقابت نميكردند و دانش و تجربهشان را به اشتراك ميگذاشتند.
فناوري پايين، اضطراب بالا
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي براي مدتي طولاني توان عمليات دريايي مسكو را تحت تاثير قرار داد. استقلال اوكراين در ۱۹۹۱ نيز ضربهاي سخت بود: هرچند ناوگان درياي سياه در كريمه همچنان دراختيار روسيه ماند، اما تيپ دريايي مستقر در جزيره مصنوعي اوچاكوف به نيروهاي دريايي تازهتأسيس اوكراين واگذار شد و عملا اين ظرفيت كليدي از دست مسكو خارج شد. با اين حال، دانش، تجربه و ساختار نهادي به طور كامل از بين نرفت. با به قدرت رسيدن ولاديمير پوتين و بازسازي سرويسهاي اطلاعاتي، گزينه خرابكاري بار ديگر به فهرست اولويتها بازگشت. پس از حمله تمامعيار به اوكراين - كه كرملين و دستگاههاي امنيتي آن را جنگ وجودي با كل غرب ميدانند - منابع عظيمي به احياي اين راهبرد اختصاص يافت. امروزه، مركز اصلي آموزش و عمليات دريايي روسيه، «نقطه اطلاعات دريايي» در منطقه كالينينگراد در درياي بالتيك است. اين بازگشت قدرتمند احتمالا با دو انتصاب كليدي تقويت شده است در سال ۲۰۱۸، ايگور كوستيوكوف، درياسالار با تجربه نيروي دريايي، به رياست GRU منصوب شد. در سال ۲۰۲۴، نيكولاي پاتروشف - متحد قديمي پوتين، رييس سابق FSB و شوراي امنيت ملي - به عنوان رييس «كالج دريايي روسيه» بالاترين نهاد هماهنگكننده فعاليتهاي دريايي دولت، انتخاب شد.اين تركيب نشان ميدهد كه عمليات دريايي بار ديگر به يكي از محورهاي اصلي استراتژي روسيه تبديل شده است.بهطور سنتي، سرويسهاي اطلاعاتي روسيه از هماهنگي ضعيف ميان سازمانهاي مختلف رنج ميبردند، اما در حوزه عمليات دريايي ظاهرا اين مشكل تا حد زيادي حل شده است. عمليات دريايي ذاتا مشترك و بينسازماني هستند و از دوران شوروي، سرويسهاي مختلف مسكو - از GRU و نيروي دريايي گرفته تا FSB - در دريا همكاري نزديك و موثري داشتهاند. نشانههاي امروز هم اين هماهنگي را تاييد ميكند: حضور همزمان كشتيهاي رسمي نظامي و جاسوسي روسيه (مانند كشتي نظارتي كه پاييز امسال خلبانان بريتانيايي را با ليزر هدف گرفت) در كنار تانكرهاي ناوگان سايه و مهمتر از آن، گزارشهاي متعدد از اسكورت مستقيم كشتيهاي جنگي روسيه براي ناوگان سايه در درياي بالتيك و حتي در كانال مانش طي شش ماه گذشته. آخرين قطعه اين پازل، برنامه پهپادي به سرعت در حال گسترش روسيه است. اين پهپادها نيازي به فناوري پيشرفته، دقت بالا يا حتي تسليحات سنگين ندارند؛ همين كه ديده شوند، فرودگاهها را براي ساعتها و گاهي روزها فلج ميكنند. در عين حال، جبهه عظيم و خونين اوكراين بهترين زمين تمرين ممكن را براي آموزش انبوه اپراتورهاي پهپاد فراهم كرده است؛ اپراتورهايي كه حالا تجربه واقعي نبرد دارند و ميتوانند از عرشه همان كشتيهاي سايه در آبهاي اروپا عمليات كنند.حتي در اين مرحله اوليه، نتايج كمپين روسيه قابل توجه و نگرانكننده بوده است. مسكو با بهكارگيري تعداد محدودي پهپاد، توانسته هوانوردي غيرنظامي را در چندين كشور اروپايي فلج كند و اين تهديد را مستقيما به زندگي روزمره مردم اروپا نزديكتر سازد. علاوه بر اين، پهپادها ميتوانند با پرواز بر فراز يا نظارت بر تاسيسات، پايگاههاي نظامي كليدي را مختل كنند - همانطور كه در حادثه نوامبر در پايگاه هوايي ولكل هلند مشاهده شد.براي خنثيسازي اين تاكتيك، دولتهاي غربي چارهاي جز تشديد اقدامات و گسترش عمليات ايستبازرسي در درياي بالتيك و شمال، و سرمايهگذاري كلان در حفاظت از فرودگاهها و ساير زيرساختهاي حياتي ندارند. با اين حال، نشانههاي دلگرمكنندهاي هم در حال ظاهر شدن است. طبق گزارش رويترز، پس از حمله پهپادي نوامبر در نزديكي فرودگاه بروكسل، مقامات بلژيكي فورا از تيمهاي ضدپهپاد بريتانيايي ، فرانسوي و آلماني - از جمله حدود ۲۰ متخصص نيروي هوايي سلطنتي بريتانيا با تخصص در اختلال سيگنال - درخواست كمك كردند. در ۲۰ نوامبر، مقامات اروپايي نيز در نشستي درباره اقدامات تازهاي بحث كردند؛ از جمله گسترش اختيارات براي سوار شدن بر كشتيهاي ناوگان سايه و وضع اشكال نويني از تحريمها عليه آنها. اما اين كشتيهاي مرموز كه اين روزها در نزديكي سواحل اروپا رفتوآمد ميكنند، ديگر صرفا ابزاري براي فروش نفت زير تحريم يا تامين مالي مجتمع نظامي-صنعتي روسيه نيستند. آنها اكنون به خودي خود يك تهديد مستقيم نظامي و اطلاعاتي به شمار ميروند. براي مقابله واقعي با اين خطر، اروپا بايد بپذيرد كه ناوگان سايه همين امروز در حال بيثبات كردن كشورهايش است و ممكن است فردا به عنوان پايگاه پشتيباني يا حتي نقطه آغاز عمليات نظامي گستردهتر عليه اين قاره به كار گرفته شود.
ترجمه: نوشين محجوب
٭ پژوهشگر ارشد غيرمقيم در مركز تحليل سياست اروپايي (CEPA) و از بنيانگذاران و سردبير وبسايت Agentura.ru (نهاد ناظر بر فعاليتهاي سرويسهاي مخفي روسيه)
٭٭ پژوهشگر ارشد غيرمقيم در مركز تحليل سياست اروپايي (CEPA) و از بنيانگذاران و معاون سردبير وبسايت Agentura.ru