• 1404 شنبه 8 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6201 -
  • 1404 شنبه 8 آذر

مديريت بحران و گذار از ابهام امنيتي در مذاكرات پاريس و اسلام‌آباد

ابراهيم متقي

نشانه‌شناسي رفتار ديپلماتيك ايران بيانگر اين واقعيت است كه كارگزاران حوزه سياست خارجي و عرصه راهبردي كشور تلاش همه‌جانبه‌اي به انجام مي‌رسانند تا زمينه «صلح‌سازي» و «ارتقاي ضريب امنيت ملي» را فراهم سازند. هرگونه امنيت‌سازي در شرايطي حاصل مي‌شود كه ايران بتواند زيرساخت‌هاي ادراكي و راهبردي لازم براي همكاري‌هاي چندجانبه را شكل دهد. مذاكرات مقام‌هاي سياست خارجي و راهبردي ايران در پاريس و اسلام‌آباد را مي‌توان نشانه‌هايي از جهت‌گيري ديپلماتيك و راهبردي براي مديريت بحران، صلح‌سازي، بهينه‌سازي قابليت‌هاي ايران و اجتناب از جنگ دانست. 

جهت‌گيري مذاكرات پاريس مربوط به پيدا كردن راه‌حلي به منظور نيل به توافق هسته‌اي خواهد بود؛ رويكردي كه در روند برگزاري اجلاسيه ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد مورد بحث قرار گرفت اما به نتيجه موثر و سازنده‌ منجر نشد. ديپلماسي ايران در نيويورك، نتايج متفاوتي را در روند ديدار با كارگزاران مختلف سياسي، ديپلماتيك و راهبردي به‌جا گذاشت. مذاكره با فرانسه مبتني بر «ابتكار عمل هسته‌اي ايران» بوده و مي‌توانست نقطه تعادلي رويكرد ايراني و جهان اروپايي درباره قابليت هسته‌اي ايران را منعكس سازد. 

علت اصلي وقفه در مذاكرات نيويورك و پيگيري ابتكار ديپلماسي هسته‌اي ايران را مي‌توان «بازي همه يا هيچ» ترامپ دانست. چنين الگويي از رفتار سياسي، ديپلماتيك و راهبردي هيچ‌گاه مطلوبيت لازم را در «مصالحه‌گرايي ديپلماتيك» براي حل و فصل موضوعات سياسي، دفاعي، امنيتي و راهبردي نداشته است. بازيگراني از‌جمله ترامپ كه همواره تلاش دارند تا «بازي با حداكثر سود» را در دستور كار قرار دهند، عموما در يك دوران تاريخي تاخيري از سازوكارهاي نظامي بهره گرفته و اين امر محدوديت‌هايي را براي صلح و امنيت جهاني به وجود مي‌آورد.

ضرورت‌هاي مديريت بحران ايجاب مي‌كند كه ايران الگوي كنش ارتباطي خود را با كشورهاي منطقه و قدرت‌هاي بزرگ بازتعريف نموده و سازوكارهاي مرتبط با «راهبرد صلح‌سازي و امنيت» را براساس قابليت‌هاي تاكتيكي خود و پيوند آن با نيازهاي ديپلماسي جهاني ارتقا دهد. هر يك از مذاكرات، بخشي از واقعيت راهبردي ايران در شرايطي محسوب مي‌شود كه نشانه‌هايي از تهديد مبتني بر يكجانبه‌گرايي در دستور كار بازيگران جهاني به ويژه ايالات‌متحده قرار گرفته است. هم‌اكنون چالش‌هاي امنيتي، بخشي از واقعيت‌هاي فراروي ايران در «عصر پساتجاوز» امريكا و اسراييل عليه ايران بوده كه امكان تصاعد آن نيز وجود دارد، بنابراين طبيعي است كه هرگونه كنش ديپلماتيك، بخشي از ضرورت‌هاي راهبردي كارگزاران سياسي، ديپلماتيك و امنيتي ايران تلقي ‌شود.

1-‌ضرورت‌ها، اهداف و نتايج ديپلماسي پاريس

فرانسه در زمره كشورهاي اثرگذار در تروييكاي اروپايي مي‌باشد. حساسيت فرانسه نسبت به قدرت و قابليت منطقه‌اي ايران به گونه‌اي است كه همواره آن كشور تلاش نموده تا نقش‌هاي راهبردي متفاوتي را در ارتباط با ايران ايفا كند. فرانسه داراي رويكرد و انگاره امنيتي متفاوتي در مقايسه با امريكا درباره موضوعات سياسي و امنيت خاورميانه‌اي است. سياست امنيت منطقه‌اي فرانسه در خاورميانه معطوف به موازنه‌سازي نقش ملي و منطقه‌اي ايران بوده است. چنين رويكردي به مفهوم كنترل قدرت دفاعي و امنيتي ايران در فضاي سياسي و پرتنش خاورميانه مي‌باشد. 

هرگونه راهبرد سياست خارجي فرانسه در ارتباط با قابليت هسته‌اي ايران معطوف به چندجانبه‌گرايي تروييكاي اروپايي بوده و در نتيجه كشورهاي ياد شده همواره تلاش داشته‌اند تا توانايي هسته‌اي ايران را كاهش داده و قواعد مبتني بر «پروتكل الحاقي» را در برنامه‌هاي هسته‌اي ايران اعمال نمايند. واقعيت آن است كه تمامي كشورهاي اروپايي همواره سعي دارند تا همگام با ايالات‌متحده، ايران را در وضعيت محدوديت و خلأ هسته‌اي قرار دهند. 

وزير امور خارجه فرانسه بر ضرورت شفاف‌سازي و اعتمادسازي هسته‌اي ايران تاكيد داشته و درنتيجه تلاش دارد تا زمينه اجراي شرايطي را فراهم آورد كه منجر به بازرسي كارشناسان آژانس از تاسيسات هسته‌اي ايران شود. بخش ديگري از راهبرد مقامات ديپلماتيك فرانسه همواره معطوف به خروج مواد غني‌ شده هسته‌اي با غناي 60 درصد از ايران بوده است. اگرچه رويكرد فرانسه در مقايسه با امريكا از انعطاف‌پذيري و تعادل ديپلماتيك بيشتري برخوردار بوده، اما تاكنون ديپلمات‌هاي فرانسوي تلاش موثري براي نيل به همكاري سازنده با ايران در مقياس جهاني نداشته‌اند. فرانسه در بسياري از مواقع سياست تداوم فشار عليه ايران و دنباله‌روي محدود از امريكا را در دستور كار قرار داده است.

نتايج حاصل از ديپلماسي هسته‌اي فرانسه به دليل عدم همكاري ترامپ، منجر به «تداوم ابهام ديپلماسي هسته‌اي» در ارتباط با ايران شده است. پيشنهاد مقامات ديپلماتيك فرانسه، حل و فصل هسته‌اي از طريق «انعطاف‌پذيري فزاينده» ايران بوده است. فرانسه تلاش دارد تا شكل جديدي از «توافق قاهره» را اعاده نمايد. واكنش زودهنگام به توافق قاهره طبعا چالش‌هاي جديدتري را براي ايران ايجاد خواهد كرد. در شرايط موجود، اين ذهنيت تاريخي و ديپلماتيك مورد توجه قرار مي‌گيرد كه آيا فرانسه و تروييكاي اروپا «گزينه‌ ابهام راهبردي» امريكا در ارتباط با جمهوري اسلامي را مورد پذيرش قرار مي‌دهند؟

رويكرد وزير امور خارجه ايران براي عبور از ابهام تاكتيكي امريكا و اسراييل معطوف به اعاده كنش ديپلماتيك با كشورهاي اروپايي بوده است. در روند مذاكرات نيويورك، مقامات فرانسوي انعطاف‌پذيري بيشتري در مقايسه با آلمان و بريتانيا داشته‌اند، به همين دليل است كه نگرش ديپلماتيك و سياست راهبردي ايران در راستاي تداوم مذاكرات هسته‌اي در پاريس بوده است. پرسش آن است كه پاريس چه نقشي را در ارتباط با ايران، امريكا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ايفا خواهد كرد؟

2- ديپلماسي در اسلام‌آباد

مذاكرات اسلام‌آباد بخش ديگري از ضرورت‌هاي كنش ديپلماتيك ايران براساس سازوكارهاي مديريت بحران بوده است. اگرچه پاكستان كشوري منطقه‌اي محسوب مي‌شود اما به دليل پيوندهايي كه با چين، عربستان و ايالات‌متحده دارد، از قابليت لازم براي اثربخشي امنيتي در محيط منطقه‌اي برخوردار است. علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در سفر به پاكستان با مقامات راهبردي آن كشور از‌جمله‌ «محمد عاصم مالك» مشاور امنيت ملي، رييس مجلس ملي پاكستان، وزير امور خارجه، نخست‌وزير و رييس‌جمهور پاكستان ديدارهايي را به انجام رساند. 

مذاكرات انجام شده براساس نشانه‌هايي از همكاري‌هاي منطقه‌اي و ضرورت‌هاي راهبردي براي صلح‌سازي بوده است. ايران و پاكستان در بخشي از حوزه جغرافيايي و ژئوپليتيكي آسياي جنوب غربي زندگي نموده كه طبيعي است در اين حوزه جغرافيايي نشانه‌هايي از ابهام امنيتي، نقش‌يابي گروه‌هاي تروريستي و مداخله بازيگران فراملي همواره چالش‌هاي امنيتي را افزايش داده است. پاكستان در سال‌هاي گذشته از طريق «همكاري‌هاي سازنده چندجانبه» توانست به سطح مشخصي از امنيت ملي و منطقه‌اي نايل شود.  اصلي‌ترين ديدار لاريجاني را مي‌توان مذاكره راهبردي با محمد عاصم مالك دانست. عاصم مالك كه رياست ضداطلاعات ارتش را عهده‌دار است، نقش موثري در طرح‌ريزي سياست‌هاي دفاعي، امنيتي و راهبردي پاكستان داشته است. تمايل متقابل مقام‌هاي راهبردي ايران و پاكستان از اين جهت اهميت دارد كه ديپلماسي نه تنها يكي از ابزارهاي اصلي امنيت ملي كشورها محسوب مي‌شود، بلكه بهره‌گيري از سازوكارهاي كنش ديپلماتيك مي‌تواند پشتيباني موثر براي اهداف راهبردي كشورها در دوران بحران و تهديدات فراگير منطقه‌اي تلقي شود.  جهت‌گيري راهبردي ايران و پاكستان، بهره‌گيري از سازوكارهاي دفاعي و امنيتي براي ارتقاي سطح همكاري‌هاي تجاري، سياسي، اقتصادي، امنيت مرزي و همچنان ارتباطات منطقه‌اي بوده است. در اين سفر دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران بر ضرورت به‌كار‌گيري سازوكارهاي معطوف به همكاري متقابل براي حل چالش‌هاي امنيتي تاكيد داشته است. در چنين ديدارهايي، طبيعي است كه هر كشوري نگراني‌هايي نسبت به الگوي رفتار سياسي طرف مقابل در شرايط بحران و تهديد دارد. در شرايطي كه دبير شوراي عالي امنيت ملي مفهوم «چك سفيد امضا» را در روند بهينه‌سازي روابط ايران و پاكستان مطرح مي‌كند، به معناي آن است كه اراده‌اي موثر و تعيين‌كننده براي ارتقاي قابليت‌هاي دفاعي و راهبردي دو كشور وجود دارد. لاريجاني تلاش داشت تا ضرورت‌هاي راهبردي ايران براي گسترش سطح كنش همكاري‌جويانه منطقه‌اي را براساس روابط دوجانبه با پاكستان و چندجانبه‌گرايي منطقه‌اي و بين‌المللي توصيف نمايد. پاكستان روابط ساخت‌ يافته‌اي با كشورهاي عربستان و چين دارد. ضرورت‌هاي راهبردي ايران و پاكستان ايجاب مي‌كند كه چنين سطحي از روابط دوجانبه به عرصه‌هاي چندجانبه براي مديريت بحران‌هاي منطقه‌اي تسري پيدا كند. 

به همان‌گونه‌اي كه واحدهاي سياسي از اهداف و منافع مشترك برخوردارند، طبيعي است كه ايران و پاكستان نيز داراي چالش‌ها و تهديدات مشتركي در محيط منطقه‌اي باشند. رويكرد ايران در روند كنش همكاري‌جويانه با پاكستان معطوف به حل و فصل چالش‌هاي امنيتي از طريق چندجانبه‌گرايي بوده است. چندجانبه‌گرايي نه تنها بخشي از سياست ايران براي گذار از بحران‌هاي منطقه‌اي محسوب مي‌شود، بلكه هرگونه روابط دوجانبه ايران با كشورهايي ازجمله پاكستان در شرايط مبتني بر چندجانبه‌گرايي به نتايج و مطلوبيت‌هاي بيشتري منجر مي‌شود. 

نتيجه 

سياست خارجي ايران همواره مبتني بر نشانه‌هايي از چندجانبه‌گرايي، گسترش روابط دوجانبه و حل و فصل چالش‌هاي منطقه‌اي از طريق ديپلماسي و اعتمادسازي بوده است. در شرايطي كه ايران با تهديدات امنيتي بيشتري ازسوي امريكا و اسراييل روبه‌رو شده است، طبيعي است كه حوزه ديپلماتيك و راهبردي ايران بايد از تحرك، اثربخشي، اعتمادسازي و كنش متقابل چندجانبه براي كنترل بحران و مديريت چالش‌هاي امنيتي استفاده نمايد.

ديپلماسي در شرايطي مي‌تواند به نتايج مطلوب و اثربخش منجر شود كه زمينه‌ نيل به اعتمادسازي فراهم شود. هر يك از كشورهاي پاكستان و فرانسه داراي اهداف، منافع و راهبردهاي امنيت منطقه خاص خود مي‌باشند. اگرچه دو كشور ياد شده نقش محوري در امنيت منطقه‌اي و سياست جهاني ندارند، اما از قابليت‌هاي مطلوبي براي بهره‌گيري از سازوكارهاي معطوف به ميانجيگري و مديريت بحران برخوردارند. علت اصلي آن را بايد در توانايي‌هاي پاكستان و فرانسه براي ارتقاي سطح چندجانبه‌گرايي در محيط منطقه‌اي و حل و فصل چالش‌هاي بين‌المللي از طريق الگوي كنش همكاري‌جويانه و ديپلماتيك دانست. 

مذاكرات پاريس و اسلام‌آباد در راستاي بهينه‌سازي عرصه كنش ديپلماتيك و راهبردي ايران انجام گرفت. جهت‌گيري اصلي مذاكرات پاريس را آينده قابليت هسته‌اي ايران شامل مي‌شود؛ به همان‌گونه‌اي كه ديپلماسي در اسلام‌آباد معطوف به ضرورت‌هاي امنيت منطقه‌اي به خصوص در شرايطي است كه حوزه‌هاي كنش دوجانبه مي‌تواند زمينه چندجانبه‌گرايي راهبردي را فراهم ‌‌سازد. هرگونه سازوكار اعتمادساز از طريق ديپلماسي دوجانبه، فضاي عمومي براي حل و فصل سازنده چالش‌هاي موجود و گذار از بحران را  به وجود مي‌آورد.استاد دانشگاه تهران

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون