فشارهاي روحي و استرس در جامعه ايران
زينب روشنگر
در ايران بسياري از مردم تحت فشارهاي روحي و استرسهاي روزمره هستند. زندگي شهري، مشكلات اقتصادي، بيكاري، تورم و دغدغههاي مربوط به مسكن و هزينههاي زندگي باعث ميشوند افراد دچار اضطراب و خستگي شوند. اين فشارها ميتواند به شكل بيخوابي، بيحوصلگي، سردرد، احساس نااميدي و حتي افسردگي ظاهر شود و توانايي مردم براي انجام كارهاي روزمره و شركت در فعاليتهاي اجتماعي را كاهش دهد. اگر از نگاه نظريه كاركردگرايي دوركيم به اين مساله نگاه كنيم، سلامت رواني مردم بخشي از نظم اجتماعي است. وقتي افراد دچار استرس و فشار روحي زيادي باشند، كاركرد طبيعي جامعه مختل ميشود. آموزش و يادگيري در مدارس و دانشگاهها با مشكل مواجه ميشود، بهرهوري كاري كاهش پيدا ميكند و مشاركت اجتماعي ضعيف ميشود. به اين ترتيب، فشار رواني نه تنها به فرد آسيب ميزند، بلكه بر كل جامعه اثر منفي ميگذارد. از سوي ديگر، نگاه ماركس نيز ميتواند به تحليل اين مساله كمك كند. ماركس معتقد بود اختلاف طبقاتي و نابرابري اقتصادي باعث ايجاد تضاد و فشار در جامعه ميشود. وقتي افراد احساس ميكنند امكانات و فرصتهاي برابر ندارند و زندگي سخت است، استرس و ناراحتي آنها افزايش مييابد. بنابراين فشار روحي مردم تنها نتيجه مشكلات فردي نيست، بلكه با ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه مرتبط است. حمايتهاي اجتماعي نقش بسيار مهمي در كاهش فشارهاي روحي دارند. وقتي افراد در خانواده، مدرسه و جامعه احساس كنند كه تنها نيستند و كسي به آنها كمك ميكند، اضطراب و استرسشان كاهش پيدا ميكند. والدين نقش كليدي در اين حمايت دارند. آنها ميتوانند با گوش دادن به مشكلات فرزندان، تشويق به صحبت كردن، آموزش مهارتهاي مقابله با استرس و ايجاد محيطي امن و محبتآميز به كاهش فشار رواني كودكان و نوجوانان كمك كنند. حضور فعال والدين و ايجاد ارتباط نزديك با فرزندان باعث ميشود آنها اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده و احساس كنند در برابر سختيها تنها نيستند.
براي كاهش اين مشكلات، علاوه بر حمايت خانوادگي، افزايش دسترسي به مراكز مشاوره و رواندرماني، كاهش فشارهاي اقتصادي، ايجاد فرصتهاي شغلي مناسب و كاهش فاصله طبقاتي نيز ضروري است. اين اقدامات به مردم كمك ميكند كمتر نگران آينده خود باشند و سلامت رواني جامعه بهبود پيدا كند. با تركيب حمايت اجتماعي، برنامهريزي اقتصادي و خدمات روانشناسي، جامعه ميتواند دوباره به تعادل و نشاط برسد و مردم احساس كنند كه بخشي از يك جامعه سالم و هماهنگ هستند.
دانشجوي دكتري جامعهشناسي فرهنگي