چهارشنبه، 14 مرداد 1388 - شماره 2018
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
نگاهي به سخنان جنجالي مرد رويين تن دولت نهم
من از هيچ کس نمي ترسم

مونا قاسميان

«من از هيچ کس نمي ترسم، چون اگر مي ترسيدم از اين حرف ها نمي زدم.»

گفت وگوي خبري رئيس سازمان ميراث فرهنگي در کاخ گلستان-1387

اسفنديار دولت نهم همان طور که خودش مي گويد از هيچ کس نمي ترسد. به همين خاطر شايد بي دليل نباشد که به او لقب مرد رويين تن دولت نهم را دادند؛ مردي که با جملات تاريخي خود از تريبون دولت همانند رئيس جمهور ايران به عکس يک خبرگزاري ها تبديل شد. مشايي هم همانند احمدي نژاد نمي ترسد و شجاعانه از عقايد واقعي خود هرچند به نظر مقام هاي بالاي ديگر نظام خوش نيايد پايبند مي ماند. مشايي را مي توان يار ديرينه احمدي نژاد دانست؛ رئيس دولتي که حلقه دوستان و يارانش طي سال هاي اخير روز به روز کوچک تر شد و مشايي يکي از اين ياراني بود و هست که همچنان احمدي نژاد حاضر است، تا سرحد امکان پايش بايستد. اما مشايي چه گفت و چه کرد که مورد غضب روحانيون و هم حزبي هاي اصولگراي احمدي نژاد قرار گرفت. زماني که دولت نهم تشکيل شد مشايي سکان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را به دست گرفت. رياست مرد نترس و پرحاشيه بر سازماني منفعل، کافي بود که نام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بسيار بيشتر از دوره هاي گذشته تيتر روزنامه ها شود و در صدر اخبار خبرگزاري ها قرار بگيرد. «اسفنديار رحيم مشايي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري...» با اين جمله بود که مشايي و سازمان بارها تيتر يک روزنامه ها شدند و چهار سال بخشي از خوراک اخبار جنجالي رسانه ها را- چه اين طرفي و چه آن طرفي- تامين کردند. اما با همه اينها پارسال- سال 87- براي مشايي سال ديگري بود؛ سالي که هر روز فشار بر دولت براي حذف او بيشتر شد. اما احمدي نژاد توانست در برابر فشارها مقاومت کند و او را کنار خود نگه دارد؛ کاري که سال 88 از تکرار آن عاجز ماند. و اما حواشي و اخبار جنجالي مشايي و ميراث در چهار سال؛

سال 1384

در فيلمي مستند که تاريخ دقيق آن مشخص نيست، مشايي مي گويد؛ «دوران اسلام گرايي به پايان رسيده است. معنايش اين نيست که اسلام گرايي وجود ندارد يا رو به نضج نيست. نه. اسلام هست اما دوره اش به پايان رسيده. الان دوره اسب سواري تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشود. دين عندالله اسلام، اما روند تحولات به اين سمت نيست که بشر مسلمان بشود تا به حقانيت برسد... اين دوره تمام نشده. بلکه رو به پايان است.»

4 آذر ؛ در افتتاحيه نمايشگاه گردشگري کشورهاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي، که در شهر استانبول برگزار شد مشايي در مراسم افتتاحيه که با رقص و آواز زنان همراه بود، شرکت کرد. اين خبر بعد از يک سال به همراه ويدئوي مراسم در خبرگزاري ايرانيوز منتشر شد.

سال 1385

در اوايل تيرماه 1385، اسفنديار رحيم مشايي در گفت وگويي با روزنامه «صباح» چاپ ترکيه گفت استفاده از حجاب در ايران آزاد است، مشايي در پاسخ به سوال خبرنگار زن روزنامه صباح، که «آيا مي توانم روسري ام را بردارم؟»، گفته است؛ «بله، اينجا ايران آزاد است.» مشايي در ادامه گفته بود؛ «در ايران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هيچ فشاري از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمي شود. اين يک انتخاب کاملاً شخصي است. اگر شما در ايران از روسري و حجاب استفاده نکنيد هيچ مقام دولتي به شما تذکري نخواهد داد. البته شايد به شما بگويند اين کار برخلاف عرف و عادات ملي ما است و اگر استفاده کنيد بهتر است. ولي باز تاکيد مي کنم هيچ اجباري در کار نيست.»

سال 1386

13 آبان ؛ خبر لغو برگزاري جشن ملي نقش جهان در آستانه اجراي آن. دليل لغو اين جشن از سوي برخي منابع واکنش روحانيت به علت هزينه زياد اين جشن و يادآوري جشن هاي 2500ساله عنوان شد.

25آبان؛ فروش سر سرباز هخامنشي برخلاف نامه دادستاني و نمايندگان مجلس که اميدوار بودند مسوولان ميراث از حقوق قانوني کشور بر اساس مالکيت دولت ها بر اموال تاريخي محافظت کنند اما اين پرونده با شکست ايران مختومه شد.

4 شهريور؛ بعد از برگزاري اولين همايش فرصت هاي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري مشايي مدعي شد تقاضاي سرمايه گذاري چندين ميليارد دلاري در ايران به وجود آمده.

سال 1378

25 فروردين؛در همايش تجليل از خادمان سفرهاي نوروزي، مشايي در سخناني که براي اولين بار گفته مي شد، استفاده از رنگ سياه را مکروه دانست و تاکيد کرد جلوگيري از برپايي شادي اهانت به اسلام است. او همچنين در پاسخ به کساني که اهميت موضوع ساخت سرويس هاي بهداشتي بين راهي را براي درج در اخبار لازم نمي دانند، گفت؛ کسي که اهميت دستشويي بين راهي را نمي فهمد يا گداست يا عاشق.

9 خرداد ؛ در همايش تبيين سياست هاي دولت در توسعه صنعت گردشگري در سنندج مشايي در جمع سفراي خارجي حاضر در ايران که به دعوت سازمان ميراث فرهنگي، در شهر سنندج در کردستان جمع شده بودند يکي ديگر از جملات تاريخي خود را گفت. مشايي در آن جلسه، آذربايجان غربي، ايلام و کرمانشاه را متعلق به کردستان دانسته و اين قوم را برترين قوم ايراني ناميده بود.

29 تير؛ در همايش نوآوري و شکوفايي در صنعت گردشگري بود که اسفنديار رحيم مشايي سخن تاريخي و جهاني خود را بر زبان آورد؛«ايران امروز با مردم امريکا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست. اين افتخار است، البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمني ها در دنيا به ملت ايران صورت مي گيرد. ما مردم امريکا را از برترين ملت هاي دنيا مي دانيم.»

6 مرداد؛ معاون رئيس جمهور اظهارات پيشين خود درباره ساکنان سرزمين هاي اشغالي فلسطين را غيرسياسي خواند و تاکيد کرد در بيان دوستي ملت ايران، نام ملت بر ساکنان اين سرزمين نگذاشته است.

14 مرداد؛ به علت سخنان مشايي طرح تحقيق و تفحص نمايندگان از سازمان ميراث فرهنگي در دست بررسي قرار گرفت.

20 مرداد؛ در جلسه خبري در کاخ گلستان بود که مشايي نه تنها از واکنش نمايندگان و روحانيت ترسي به خود راه نداد بلکه با تاکيد دوباره گفت؛ «بنده به حرف هايم افتخار مي کنم و آنها را اصلاح نمي کنم بلکه هزار مرتبه ديگر نيز تکرار مي کنم که ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست که چون اعتقاد و آرمان هايمان انساني است در بين توده هاي مردم در دنيا دشمني نداريم. مردم ايران با مردم امريکا فرقي ندارند. ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم امريکا و اسرائيل.»

23 مرداد ؛ 200 نماينده مجلس با امضاي بيانيه يي ضمن محکوم کردن اظهارات اخير رئيس سازمان ميراث فرهنگي، از رئيس جمهور خواستار برخورد جدي شدند.

24 مردادماه ؛ اين بار فشارها بر مرد نترس دولت بيشتر شد و مشايي طي نامه يي به رئيس مجلس نوشت «در جهان امروز اسرائيل منفورترين واژه يي است که مترادف نژادپرستي، خيانت، خشونت، مکر و فريب است.» (البته بعدها مشايي در گفت وگويي اين گفته خود را يک تاکتيک سياسي اعلام کرد)

31 مرداد؛ مشايي در برابر شايعه استعفاي خود به علت فشار نمايندگان و روحانيت در حاشيه ثبت ملي آيين هاي نيمه شعبان در حالي که در بين ده ها دوربين داخلي و خارجي احاطه شده بود، اظهار داشت؛ «خدمتگزار ملت هيچ گاه استعفا نمي دهد،»

13 شهريور؛مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس از حضور مشايي در اين کميسيون به علت اظهارات اخير او پيرامون مسائل قومي در شهر سنندج خبر داد. از آن سو احمدي نژاد هم که هيچ گاه پشت مشايي را در برابر فشارها خالي نکرده بود، درباره سخنان جنجال برانگيز مشايي گفت؛ «حرف آقاي مشايي حرف دولت است. ملت ما و ملت ها با مردم مشکلي ندارند. ما براي رژيم صهيونيستي نه دولت قائليم و نه ملت. ما اصولاً آن را به رسميت نمي شناسيم. ضمن احترام به همه کساني که اظهارنظر کردند به خصوص نمايندگان عزيز مجلس و با تشکر از حساسيتي که نشان دادند و درست هم هست، اما در اينجا اظهار مي کنم رحيم مشايي مظلوم واقع شد، زيرا وي هيچ گاه واژه «ملت اسرائيل» را به کار نبرد و به کار نبرده است.

29 شهريور؛ تنها کسي که توانست به کشمکش ميان دولت و مجلس خاتمه دهد مقام معظم رهبري بود. ايشان در خطبه هاي نماز جمعه تهران براي پايان دادن به اين غائله گفت؛ «يک نفر پيدا مي شود درباره مردمي که در اسرائيل زندگي مي کنند يک اظهارنظري مي کند، البته اين اظهارنظر، اظهارنظر غلطي است. اينکه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر نقاط دنيا دوستيم اين حرف درستي نيست، حرف غيرمنطقي است. مردم اسرائيل مگر چه کساني هستند؟ همان کساني هستند که غصب خانه، غصب سرزمين، غصب مزرعه و غصب تجارت به وسيله همين ها دارد انجام مي گيرد. سياهي لشگر عناصر صهيونيست همين ها هستند. حالا کسي حرفي مي زند اشتباه، عکس العمل هايي هم در مقابل آن نشان داده مي شود. خب مساله را بايد تمام کرد. اينکه يک روز يک نفر از اين طرف بگويد، يکي از آن طرف بگويد، يکي اين جور استدلال کند، يکي از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست. اين التهاب آفريني است. حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمهوري اسلامي و موضع دولت جمهوري اسلامي هم اين نيست.»

30 شهريور؛ در واکنش به سخنان آيت الله خامنه يي، رحيم مشايي در نامه يي خطاب به ايشان نوشت؛ «با احترام به استحضار مي رساند نظر به بيانات روشنگر حضرتعالي در خطبه هاي امروز نماز جمعه تهران که مانند هميشه فصل الخطاب بوده و خواهد بود، اينجانب ضمن اعلام تبعيت کامل خود از ديدگاه آن حضرت در موضوع مردم سرزمين هاي اشغالي تاکيد مي نمايد که به عنوان سربازي کوچک در دولت خدمتگزار تمامي مساعي خود را در چارچوب سياست هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران که از سوي حضرت ولي امر مسلمين تعيين و تبيين مي گردد، به کار خواهم بست. بديهي است که موضع اينجانب در موضوع مبارزات ملت مظلوم فلسطين و رژيم غاصب و جنايتکار اشغالگر چنان که در سخنراني ها و مصاحبه هاي فراوان از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، آشکارا بيان کرده ام، ادامه مبارزات حق طلبانه مردم فلسطين و بازپس گيري سرزمين هاي اشغالي است.»

15 مهر؛ معاون رئيس جمهور در مراسم افتتاحيه نخستين جشنواره برترين هاي صنعت گردشگري با بيان اينکه ملائکه مرتب در عرصه کشور در حال پرواز هستند، گفت؛ «پس اين همه قدرت، شجاعت و جسارت از کجا مي آيد و اين همه قلب هاي استوار و محکم چطور شکل گرفته اند؟ براي همان فرياد، شعر، ترانه و سرود فرشتگان است،»

18 آبان؛ در دومين مراسم فرصت ها سرمايه گذاري در صنعت گردشگري با حضور مشايي مراسم حمل قرآن به شيوه يي کردي با حضور 12 زن با لباس محلي، همراه با دف انجام شد.

22 آبان ؛ آيت الله صافي گلپايگاني از مراجع عظام تقليد در درس خارج فقه خود، «اهانت و جسارت» به ساحت مقدس قرآن کريم در همايش اخير سازمان گردشگري را به شدت محکوم کرد و با تسليت اين «مصيبت» به حضرت ولي عصر و همه علاقه مندان دين و اسلام و کشور و نظام، هشدار داد.

24 آبان؛ آيت الله مکارم شيرازي نيز وارد ماجرا شد و به شدت از اين همايش انتقاد کرد. مکارم شيرازي در ديدار جمعي از طلاب، دانشجويان و سپاهيان گفت؛ «مملکت دارد به کجا مي رود؟»

25 آبان ؛ در نهايت به دليل فشارها بر سازمان ميراث فرهنگي که خواهان استعفاي مشايي بودند، «مهدي جهانگيري» معاون سرمايه گذاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عنوان برگزارکننده اين همايش استعفا داد.

4 آذر؛مشايي در سخنراني در چهارم آذرماه تولد حضرت مسيح را به شرکت کنندگان تبريک گفت. پس از پايان سخنراني مشايي و وجود همهمه يي که بين حضار روي داد مجري برنامه گفت؛ بر اساس تاريخ هجري قمري اين روز با ميلاد مسيح در تقويم ميلادي که چهارم دي ماه است، مطابقت دارد و نام آن حورالارض است.

سال 1388

27 فروردين؛ ادغام سازمان حج و زيارت با سازمان ميراث فرهنگي در شوراي عالي انقلاب با موافقت رئيس جمهور صورت گرفت.

3 ارديبهشت؛پس از اين ادغام کشمکش ميان مسوولان سازمان حج و سازمان ميراث فرهنگي اوج گرفت6 ارديبهشت؛ در حالي که مسوولان سازمان حج و زيارت اين ادغام را غيرقانوني مي دانستند، طي حکمي علي ليالي از سوي مشايي به عنوان رئيس جديد سازمان حج و زيارت معرفي شد.

8 ارديبهشت؛ اين ادغام با مخالفت ري شهري و در نهايت با دخالت رسمي رهبري لغو شد.

27 تير؛ مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور در دولت دهم معرفي شد که با واکنش تند جريان اصولگرا و تعدادي از روحانيون همراه شد. پس از اين انتخاب آيت الله ناصر مکارم شيرازي مرجع تقليد شيعه تصدي او را نامشروع اعلام کرد. محمدحسين ابوترابي فرد نايب رئيس اول مجلس از دستور رهبري براي برکناري مشايي و استفاده نکردن از او در هيچ پستي خبر داد. سيداحمد خاتمي نماينده مجلس خبرگان و امام جمعه تهران برکناري مشايي را آزمون ولايتمداري احمدي نژاد خواند. حسين شريعتمداري در يادداشت هاي خود اين بار مشايي را يکي از عاملان انقلاب مخملي دانست و اين انتخاب احمدي نژاد را فراتر از کج سليقگي عنوان کرد.

27 تير؛ رهبر انقلاب در نامه يي به احمدي نژاد انتصاب مشايي را برخلاف مصلحت دولت و موجب اختلاف و سرخوردگي ميان علاقه مندان احمدي نژاد ديد و لازم دانست انتصاب مزبور ملغي و کان لم يکن اعلام شود.

30 تير؛ پس از دستور رهبري شايعه استعفاي مشايي در برخي محافل مطرح شد. مشايي در پاسخ به استعفاي خود گفت؛ بايد شايعه استعفا را تکذيب کنم . بنده به جناب آقاي رئيس جمهور قول همکاري در اين مسووليت را داده ام و لذا استعفا معنا ندارد.

31 تير؛ احمدي نژاد هيچ واکنشي به مخالفان نشان نداد. مراسم توديع و معارفه مشايي در سازمان ميراث فرهنگي با حضور احمدي نژاد تشکيل شد. در حالي که دامنه مخالفت ها هر روز زيادتر مي شد، احمدي نژاد گفت؛ يکي از افتخارات من در زندگي و يکي از نعمت هايي که خدا به من داده آشنايي با اين برادر پاک اسفنديار رحيم مشايي است. ايشان مانند يک چشمه زلال است و يک ذره غش ندارد و هماني است که نشان مي دهد. احمدي نژاد در پاسخ به اينکه برخي به من مي گويند چرا اينقدر نسبت به ايشان اهتمام و علاقه داريد، گفت؛ به هزار دليل. يکي از دلايل آن اين است که وقتي با ايشان مي نشينيد و گفت وگو مي کنيد، گويي با خود نشسته ايد؛ فاصله يي نيست و يک آيينه شفاف است. متاسفانه برخي ايشان را نمي شناسند، متاسفانه.

3 مرداد ؛ پس از انتشار عمومي نامه دستور رهبري مبني بر عزل مشايي، او در نامه يي به احمدي نژاد کناره گيري خود را از اين مسووليت اعلام کرد. در اين نامه آمد؛ در پي صدور نامه مقام عظماي ولايت که امشب از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش شد کناره گيري خود از مسووليت معاون اول رئيس جمهوري را به استحضار مي رساند. پيشتر نيز که ملاحظه فشارها به آنجناب - که به ويژه با توجه به مسووليت هاي سنگين اداره کشور - بر حقير بسيار دشوار بود درخواست واگذاري اين مسووليت را از حضرتعالي داشتم. در هر حال با قلبي مالامال از عشق به ايران عزيز و نظام جمهوري اسلامي، ضمن آرزوي پيروزي هاي بيشتر و بزرگ تر براي ملت شريف ايران، خود را همواره سرباز دولت مردمي، عدالت جو و مهرورز جنابعالي و نظام ولايي دانسته و در مسير اسلام و انقلاب از هيچ تلاش و خدمتي دريغ نخواهم کرد.

3 مرداد ؛ احمدي نژاد درنهايت نتوانست به مخالفت با عزل مشايي ادامه دهد و پس از هفت روز با استعفاي او موافقت کرد. احمدي نژاد در اين نامه خطاب به رحيم مشايي تاکيد کرد؛ با تقدير فراوان از بزرگواري و پذيرش مسووليت معاونت اولي که علي رغم ميل شخصي جنابعالي و با اصرار اينجانب انجام شد مجدداً تاکيد مي نمايم که شما را انساني خودساخته، مومن و دلباخته حضرت ولي عصر(عج) و با تعهدي عميق و آگاهانه به خط نوراني ولايت و مباني جدي اسلامي و خدمتگزاري توانمند و صديق به ملت الهي و عزيز ايران مي شناسم. طي يک هفته اخير نيز اميدوار بودم با رفع برخي تبليغات منفي فشارها و جوسازي هاي بعضي رسانه ها و جريان هاي سياسي، دولت بتواند از خدمات شما در جايگاه معاون اولي برخوردار بماند. با پذيرش کناره گيري شما از مسووليت مذکور مطمئن هستم همواره در خدمت ملت و انقلاب اسلامي خواهيد بود.

3 مرداد؛ احمدي نژاد پس از موافقت با استعفا و نه عزل مشايي در نامه يي به رهبر معظم انقلاب از اجراي دستور ايشان مبني بر کناره گيري رحيم مشايي خبر داد. در اين نامه نوشته شد؛ ضمن ارسال رونوشت نامه کناره گيري مورخه 2/5/88 جناب آقاي مهندس اسفنديار رحيم مشايي از معاونت اولي، به استحضار مي رساند که مرقومه مورخه 27/4/88 حضرتعالي به استناد اصل 57 قانون اساسي اجرا شد.

4 مرداد؛ در حالي که همه مخالفان مشايي با ورود رهبري توانستند او را از کابينه دولت دهم خارج کنند، احمدي نژاد چند ساعت بعد در حکمي اسفنديار رحيم مشايي را به سمت «مشاور و رئيس دفتر رئيس جمهوري» منصوب کرد. در قسمتي از اين نامه آمده؛ در آستانه ميلاد اسوه ايثار و شهادت حضرت امام حسين(ع) و ياران باوفايش و ضمن تقدير فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالي را که انساني مومن و فداکار و مورد اطمينان کامل هستيد به سمت «مشاور و رئيس دفتر رئيس جمهوري» انتخاب مي نمايم. هنوز داستان مشايي ادامه دارد؛ داستاني که با داستان دولت دهم گره خورده است. اين گره بازشدني است؟ آيا احمدي نژاد دست از مشايي خواهد شست؟ بايد منتظر ماند و ديد.

گذشته يي که به فراموشي سپرديم
نگون بخت ترين ملت دنيا، ملتي است که گذشته خويش را به فراموشي سپارد...

اين روزها، مرمت غيراصولي پل خواجوي اصفهان - که ارزشمندترين ميراث برجاي مانده دنياست - نگراني هاي زيادي را ميان اهل علم و فرهنگ و حتي اکثريت مردم اصفهان برانگيخت، چه خود به چشم ديديم پيرمردان و پيرزنان اصول مرمت ناخوانده و حتي بي سواد، که با چشم نگران، پلکان هاي تخريب شده و ماشين هاي سنگين مشغول در حريم اين اثر تاريخي، را مي نگرند و آشفته مي پرسيدند؛ «اينها چه مي کنند»، اگرچه از نظر مردم عامه، گنجينه ارزشمندي چون پل خواجو، بسان چشم مي ماند در پهنه صورت، که مبادا براي آراستن ابرو، ديده را کور نمايند و مبادا براي درآوردن مژه از چشم، انبر دندان کشي دست گيرند، اما صدافسوس که حافظان ميراث اصفهان و مسوولان ميراث فرهنگي، تخريب همزمان پلکان ها، استفاده از ماشين هاي سنگين در محدوده پايين دست پل و عدم رعايت اصل خدشه ناپذير «حفظ اصالت و سنديت طرح و ماده» در مرمت ها را عملي کاملاً طبيعي و مرسوم مي دانند و دردناک تر آنکه با دفاعي جانبدارانه، صحبت معدود مشاوران جوان و کم تجربه اين سازمان را به صحبت هاي متخصصان باتجربه و کارکشته اين مرز و بوم برتري مي دهند،

در اينجا چند سوال مطرح مي شود؛

1- در تاريخ آمده که در مکان فعلي پل خواجو در گذشته و حتي بنا بر شواهدي پيش از اسلام نيز پلي وجود داشته است که بعد ها پل خواجو در آن مکان بنا نهاده مي شود. اين خود نشان مي دهد در طبقه هاي زيرين بستر و حتي تا ده ها متر بالاتر از بالادست و پايين تر از پايين دست پل، احتمال وجود آثاري بسيار قديمي تر از پل عصر صفوي وجود داشت، چه بسا چنين هم شد و در جريان خاکبرداري ها، سنگ هاي حجاري شده و سنگ قبرهاي قديمي و نفيس کشف شد، پس چرا در محدوده حريم پل ماشين هاي سنگين مشغول به کار شدند؟، و چرا به برخي از سنگ هاي قديمي کشف شده که علامات حجاران قديم نيز روي آن بود در جريان عمليات اين ماشين هاي سنگين آسيب وارد مي شود؟،

2- چرا برخي از سنگ هاي پلکان ها به جاي مرمت، نوسازي و به جاي آنها سنگ هاي نو جايگزين شد؟ آيا به راستي ادعاي مسوولان سازمان مبني بر به سر آمدن عمر مفيد اين سنگ ها درست است؟ اگر عمر مفيد برخي از سنگ هاي پلکان ها به سر آمده و بايد نو شوند پس لازم مي نمود بناهاي سنگي روم باستان يا تخت جمشيد ايرانيان هزارباره نو شده باشد،، افزون تر آنکه چرا در مرمت پلکان ها طبق اصول مرمت، کار گام به گام انجام نمي شود و چرا همه پلکان ها به يکباره برچيده شد؟،

3- چرا سنگ هاي جديد استفاده شده در پلکان ها تفاوت هاي چشمگيري با ساير سنگ ها دارد؟، آيا گفته مشاوران جوان سازمان صحت دارد که اين تفاوت لازم است تا بازديد کنندگان دريابند اينجا مرمت شده است؟، اگر چنين است تا نيم قرن ديگر پل خواجو وصله وصله خواهد شد، ضمن آنکه مگر جزء اصول مرمت نيست که تا حد امکان نه تنها بايد شکل و ساختار اصلي اثر حفظ شود، بلکه ماده ساختماني و سازنده آن نيز بايد حفظ شود و اين به آن سبب است که ماده و مصالح سازنده اثر نيز داراي ارزش تاريخي و منتقل کننده اطلاعات و دانش ويژه دوران خود است.

4- چرا پيش از مرمت پل خواجو، آن گونه که در سراسر دنيا رسم است، همايش يا جلسه يي با حضور آزاد کارشناسان مختلف، صاحب نظران، مطبوعات و رسانه ها برگزار نشد که راه و روش هاي مرمت اين پل به بحث گذارده شده، اظهارنظرهاي مختلف مطرح و از نگراني ها کاسته شود؟،

بسيار مايه تاسف است که سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان با موضع گيري هاي اخير خود در برابر مطبوعات، خبرنگاران، رسانه ها و کارشناسان متخصصي که نظري متفاوت از نظر سازمان داشتند، جايگاه خود را تا آنجا تنزل داد که موجي از برچسب ها و تهمت ها را نثار مخالفين کند و علاوه بر عميق تر نمودن شکاف ميان اين قشر فرهيخته و سازمان، حتي ايشان را تهديد به شکايت هاي حقوقي کند،

اکثريت روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات در اصفهان بر اين باورند که اين خط و نشان کشيدن ها و تهديدهاي در وهله اول تحمل ناپذيري، عدم ظرفيت در پذيرفتن انتقاد و به تبع آن ناکارآمدي کساني را به نمايش مي گذارد که داعيه حفاظت از فرهنگ اين مرز و بوم را دارند و در وهله دوم سبب منزوي شدن بيشتر اين سازمان و ادامه خطاهاي گذشته در انجام پروژه هاي بعدي خواهد شد. اگر قلب تان براي ميراث اصفهان مي تپد ولو آنکه کسي از سر بي تجربگي اشتباهي را در نقد کارهايتان بروز مي داد، خرسند مي شديد و دستش را به گرمي مي فشرديد که؛ «آري... هنوز کسي هست که ميراث شهرش برايش مهم باشد و بر آن تعصب ورزد...» اگر قلب تان براي ميراث اصفهان مي تپد با تهديد به شکايت، به زعم خود اهالي مطبوعات و کارشناسان را از نقد کارها نمي رانديد، ضمن آنکه کارشناسان و اهالي مطبوعات نصف جهان نيز در صورت تکرار هرگونه شکايت (همچون شکايت هايي که در زمينه مترو صورت گرفت،)، از صف نقد کارها به صف مقابله به مثل، از طريق شکايت هاي قانوني، تغيير موضع داده و به صورت دسته جمعي از مسوولان اين سازمان به دليل اهمال و خطا در برخي از حيطه هاي اجرايي، شکايت خواهد کرد. روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات همچنان معتقدند که مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان مي توانند با احترام به سليقه هاي مختلف، از طريق ارتباط بيشتر با نخبگان و اهالي مطبوعات، فصلي جديد و به يادماندني را در زمينه حفاظت و مرمت گنجينه هاي ارزشمند اصفهان رقم زنند.
عناوين اين صفحه
من از هيچ کس نمي ترسم
گذشته يي که به فراموشي سپرديم
اولويت سازمان حج منافع مادي است نه سلامت مردم

دبير انجمن تورهاي زيارتي ايران؛
اولويت سازمان حج منافع مادي است نه سلامت مردم
با توجه به شيوع آنفلوآنزاي خوکي، از يکسو سازمان بهداشت جهاني و وزارت بهداشت ايران به محدوديت شديد يا حتي لغو سفر حج تذکر داد و از سوي ديگر کشورهاي زيادي اين سفر را به شدت کاهش داده يا لغو کردند؛ اما سازمان حج و زيارت ايران مدام بر اجراي هرچه بيشتر سفرهاي عمره تاکيد دارد تا جايي که اعلام کرد کساني که در اولويت هم نيستند مي توانند براي اعزام در ظرفيت هاي خالي شده اقدام کنند. دبير انجمن تورهاي زيارتي ايران در تحليل اين دوگانگي گفت؛ «گويا اولويت سازمان حج منافع مادي است، نه سلامت مردم.»

مجتبي احمدي در گفت وگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي اظهار داشت؛ «بنا بر آمار رسمي بيش از 70درصد از مبتلايان به آنفلوآنزاي نوع A موسوم به آنفلوآنزاي خوکي زائران اعزامي به عمره بوده اند.»

وي با اشاره به اينکه امکان ابتلا به اين بيماري در ساير کشورهاي منطقه به نسبت عربستان بسيار کمتر است، تصريح کرد؛ «با توجه به اينکه ماه رمضان اوج اعزام زائر به عربستان از تمام نقاط دنياست و گاه تعداد زائران در اين ماه از زمان حج تمتع هم بيشتر مي شود، اگر سلامت مردم در اولويت است بايد اعزام زائران در اين ماه به پايين ترين حد ممکن کاهش يابد.» احمدي افزود؛ «از آنجا که در سفرهاي عمره بحث مسائل اقتصادي و منافع مالي براي سازمان حج و زيارت مطرح است، در تصميم گيري براي لغو يا کاهش جدي سفرها تعلل مي شود.»

دبير انجمن تورهاي زيارتي ايران ادامه داد؛ «طي سال هاي گذشته به دليل حجم بالاي پرواز و اعزام پرتعداد زائر به عربستان سود سرشاري عايد سازمان حج و زيارت شده، حال چه ايرادي دارد براي حفظ سلامت مردم به مدت يک ماه هم شده اعزام زائران متوقف شود. اما به نظر مي رسد بيشتر جنبه هاي اقتصادي سفرهاي زيارتي مدنظر مسوولان سازمان حج قرار دارد تا جنبه هاي ديگر مثل سلامتي مردم.» وي گفت؛ «اين روزها در حالي که وزارت بهداشت بارها اعلام کرده است کودکان زير پنج سال، افراد بالاي 65 سال و ديگر گروه هاي پرخطر مانند زنان باردار اجازه اعزام ندارند، باز هم سازمان حج در اين رابطه مسامحه کرده و اين ابلاغيه را تمام و کمال اجرا نمي کند و با گرفتن تعهد از گروه هاي پرخطر و در معرض بيماري آنها را به عربستان اعزام مي کند.» احمدي افزود؛ «اين گونه مسامحه ها نشان دهنده اين است که هماهنگي ميان ارگان هاي دولتي ايران وجود ندارد چراکه وزارت بهداشت به عنوان متولي امر درمان کشور، دائماً بر نرفتن زائر به عربستان تاکيد مي کند ولي در مقابل سازمان حج وقعي به اين موضوع نمي نهد.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام