• 1404 شنبه 25 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6261 -
  • 1404 شنبه 25 بهمن

روايت صدوبيست‌ودوم

درستكاري آقاي شوستر

مرتضي ميرحسيني

مجلسي‌ها اقتصاد را فراموش نكرده بودند. اصلا نمي‌شد آن زخم كهنه را كه نسل پشت نسل بدتر و دردناك‌تر مي‌شد از ياد برد. پس در نخستين گام، براي ساماندهي امور مالي و تنظيم دخل و خرج‌هاي دولت، تدبيري موثر به كار بستند. اوكانر مي‌نويسد: «از ديگر اقدامات مهم اين برهه كه به نوبه خود بسيار سازنده و مفيد بود، مي‌توان به استخدام يك مستشار مالي تبعه امريكا به منظور سروسامان دادن به اوضاع مالي كشور اشاره كرد. آقاي مورگان شوستر مامور اين كار شد و با تعدادي دستيار در سال 1911 وارد ايران گرديد و با شور و شوق بسيار مشغول رسيدگي به اوضاع آشفته وزارت ماليه شد.» البته شوستر كار آساني در پيش نداشت. نيروهاي ملي حمايتش مي‌كردند و پشت اصلاحاتش بودند، اما مشكل جاي ديگري بود. «كوشش در جهت اصلاح امور مالي ايران بيهوده و بي‌نتيجه بود، زيرا تلاش ديگر مستشارهاي فرنگي در اين زمينه چه قبل و چه پس از او نيز مايوس‌كننده و بي‌حاصل بود. دشوارهايي كه شوستر با آن دست و پنجه نرم مي‌كرد، عمدتا ناشي از واكنش‌ها يا كارشكني‌هاي ايرانيان نبود. چه در اين مورد او خود به ناتواني‌اش اذعان كرد و به حقايق مسلم شرايط سياسي هم گردن نهاد.» خارجي‌ها، به‌طور خاص روس‌ها و انگليسي مانعش شدند. «شوستر مبناي كار را بر عدم پذيرش حقوق ويژه و امتيازهايي نهاده بود كه پاره‌اي از كشورهاي بيگانه در ايران براي خود قائل بودند. او معتقد بود كه اگر بريتانيا و روسيه صلاح دانسته و قراردادي بين خود منعقد كرده‌اند و به موجب آن مناطق نفوذي در خاك ايران براي يكديگر تعيين نموده‌اند، موضوع فقط به خودشان مربوط است و دليلي ندارد كه ايران نيز چنين قراردادي را كه حتي درباره‌اش با او مشورت هم نشده است، به رسميت بشناسد.» حق با شوستر بود. اوكانر، منصفانه به اين حقيقت اعتراف مي‌كند. اما واقعيت‌هاي ديگري را نيز از قلم نمي‌اندازد. «آنچه او مي‌گفت كاملا ذهني بود و طرح آن در حقوق بين‌الملل و در محافل روشنفكري بحث‌هاي جالبي را پيش مي‌كشيد، اما متاسفانه در عمل كارساز نبود. هر چند شوستر اقدامات بريتانيا و روسيه را در ايران مردود مي‌شمرد، اما اظهاراتش درباره لزوم حفظ استقلال و حاكميت و تماميت ارضي ايران كاملا منطقي بود. مع‌الوصف حضور اين دو قدرت واقعيتي بسيار ناخوشايند و دردناك در اين منطقه توسعه‌نيافته بود، واقعيتي تلخ، توجيه‌ناپذير و غيرقابل ‌انكار. مختصر اينكه اقدامات خزانه‌دار كل جديد بدون پشتيباني وزراي مختار انگليس و روس بي‌نتيجه و نوميدكننده بود.» خلاصه كه شوستر به قول اوكانر «منافع و موقعيت انگليس و روس را در ايران ناديده مي‌گرفت و براي خود دردسرهاي بي‌مورد به وجود مي‌آورد.» كارش پيش نرفت. اصلاحاتش در همان نخستين گام‌ها متوقف ماند. دشمني روس‌ها را برانگيخت و آنان با فشار به دولت ايران و با تهديد به جنگ و بعد هم اشغال بخشي از خاك ما، باعث اخراجش شدند. «اين مساله و مشكلات ديگري كه الزاما از وظايفش ناشي مي‌شد، دست به دست هم داد و اوضاع را برايش دشوار ساخت. به هر حال رويدادهاي ناخوشايند بسيار به وقوع پيوست و سرانجام دولت ايران تحت فشار روس‌ها مجبور شد عذر او را بخواهد. شوستر در ژانويه 1912 ايران را براي هميشه ترك گفت.» بعدها كتابي نوشت به عنوان «اختناق ايران» و در آن، آنچه در دوره اقامتش در ايران ديده و شنيده بود، روايت كرد. نوشت: «دست‌هاي خارجي - روس و انگليس - بودند كه راه انقلاب ايران را بستند و مانع كاميابي اين كشور در رسيدن به اهدافش شدند.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون