نمايندگان ميتوانند استيضاح كنند و دولت هم موظف است، پاسخگو باشد و توضيح دهد. اما نه استيضاحكنندگان دنبال اعمال نظر خاص خود هستند و نه بايد باشند، و نه خداي ناكرده دولت بايد به دنبال حق جلوه دادن ناحق باشد.
هيچ فاصلهيي بين نمايندگان و دولت وجود ندارد. همه يكي هستيم و من به عنوان كوچكترين ملت ايران به همه شما ارادت دارم و همه شما را برادران ديني و ايماني خود ميشناسم.
مسائلي كه ميخواهم مطرح كنم ارتباطي به رابطه من و شما و دولت و مجلس ندارد. موضوعاتي كه مطرح ميكنم، مسائل كلان كشور است كه اگر به آنها بيتوجهي كنيم، موضوعات فراواني پيش ميآيد، از جمله موضوع استيضاح.
مشكلاتي ايجاد شده كه همه از آن در رنج هستيم، گفت: تنظيم روابط از مسير خود خارج شده است و بايد براي آن چارهانديشيد.
نميخواهم بگويم استيضاحكنندگان اشتباه ميكنند و ما درست ميگوييم يا اين حرف غلط است و آن حرف درست است. بحث من فراتر از بحث استيضاح است و دائم ميبينيم كه استيضاح و مساله پيش ميآيد و ميخواهيم همديگر را متهم كنيم و سوال اين است كه چرا بايد هم را متهم كنيم در حالي كه همه در يك جبهه هستيم. يك ماموريت داريم و همه يك كار را انجام ميدهيم. نميشود مجلس بگويد من خودم ميخواهم كاري را انجام بدهم و دولت هم بگويد من خودم ميخواهم كار كنم، اين موضوع نشدني است؛ چون يك مجموعه كامل هستيم و بايد تقسيم كار كنيم.
اينها ربطي به اين ندارد كه امروز چه كسي در اينجا دارد صحبت ميكند، چه كسي آنجا نشسته، چه كسي اين بالا نشسته و چه كسي در جاي ديگري نشسته است و بعضي مسائل سياسي و غيرسياسي كه دارد، دخالت ميكند و من مطمئنم كه اكثريت قاطع، بلكه همه نمايندگان مجلس در جريان آن نيستند كه من به بعضي از آنها اشاره خواهم كرد.
البته اين را بگويم كه من نميخواستم وارد اين مسائل بشوم. من همه تلاش خودم را كردم كه ورود نكنم. بالاخره شما ميدانيد كه دولت سه سال است كه تحت سنگينترين فشارهاست. همكاران پاك ما تحت سنگينترين تهمتها و افتراها بودند. همهچيز گفتند. چقدر احضار، برو و بيا و برخوردهاي گوناگون صورت گرفت؟ من سكوت كردم، تحمل كردم و همكاران را به تحمل وا داشتم.
همين الان شما ميدانيد كه بولتن چاپ ميكنند و در چند هزار نسخه آن را منتشر ميكنند كه سر تا پاي آن تهمت و افترا به دولت و همكاران پاك من است، اما ما همه اينها را تحمل كرديم و بالاخره اينها خواهند گذشت، اما در روند اداري يك كشور من ميدانم به جايي ميرسيم كه فردا خداي ناكرده به بنبست برميخوريم. ملت دارد آسيب ميبيند، لذا من چارهيي نديدم كه برخي از مسائل را در اينجا بگويم.
من از شما ميخواهم حوصله كنيد، مطالب را بشنويد و بعدا تصميم بگيريد.
ما سوگند خوردهايم كه اين اصول قانون اساسي را رعايت كنيم.
رييس ديوان تقاضاي ابطال مصوبه دولت را كرده است. در آنجا فقط آييننامهها و تصويبنامههاي دولت آمده است. چطور شما آمدهايد و نصب دولت را رد ميكنيد؟ پسفردا چطور دولت ميتواند در كشور كار كند؟ ماده 19 ديوان عدالت اداري نيز بيان كرده است.
اگر ما اجازه دهيم ديوان خارج از چارچوب قانون اساسي عمل كند، چطور ميتوانيم بعدا كشور را اداره كنيم؟
جلسه قبل ما خدمت شما آمديم و عرض ارادت كرديم، دوستيها را تقويت كرديم و پشتبند آن يك استيضاح درآمد. اشكالي ندارد ما بر سر عهد خودمان هستيم.
يك اشتباهي اتفاق افتاده و بايد آن را برطرف كرد. اگر حل نشود مشكلات ادامه دارد و هر روز ما با يكديگر درگير ميشويم و تنشي وجود دارد. رييسجمهور افزود: در كجاي اين اصل اجازه داده كه مصوبات دولت لغو شود؟ ما كاري به شخصي كه اينجا نشسته نداريم، اين بحثي حقوقي است. خواهران و برادران! اين جلسه در محضر خدا، تاريخ و ملت است. من دارم اكنون يك درد كشور را براي شما ميگويم. من امروز آمدهام براي شما درد دل كنم و براي حل مسائل كشور استمداد بطلبم.
كجاي اين اصل نوشته است رييس مجلس ميتواند مصوبات دولت و بخشنامههاي رييسجمهور را باطل كند؟ پرسش من از مردم، حقوقدانان و شماست.
دقيقا موضوع استيضاح از همين جاها سرچشمه ميگيرد. دولت يك مصوبه ميگذارد و لغو ميشود و نگوييد چون قانون است تو دهنت را ببند. من از شما عذر ميخواهم.
ما به قانون اساسي سوگند خوردهايم. پس همه كساني كه گوش ميدهند، بگويند از قانون چطور بيرون ميآيد كه نه تنها رييس مجلس بر دولت حاكم شده، بلكه بر كل مجلس هم حاكم شده است و اين غلط است و قانون اساسي ما اين نيست.
اگر بنا بود رييس مجلس بر دولت و بر مجلس حاكم شود، بايد با راي مستقيم انتخاب ميشد و به جاي رييسجمهور گذاشته ميشد و ميگفتند مستقيم مردم رييس مجلس را انتخاب كنند، نه اينكه رييسجمهور را انتخاب كنند.
همه محترم هستند و صحبت من فارغ از اشخاص است، بلكه يك بحث حقوقي است. اگر قرار است، قانون اساسي را عوض كنيم، قانون اساسي خودش راه تغيير خودش را نشان داده است كه بايد رهبري دستور دهند گروهي تشكيل شود و متن را تهيه كنند و بعد از تاييد رهبري به رفراندوم عمومي گذاشته شود.
مگر ميشود انتصابات دولت را با قانون و لغو مصوبات قطع كنيم و در اين صورت چه براي دولت باقي ميماند.
دولت ميخواهد مصوبات شما را در كشور اجرا كند و بالاخره اختيارات دولت چيست؟ وقتي عزل و نصبها هم از دست دولت گرفته ميشود، ديگر براي دولت چه ميماند، براي اداره كشور و اين يك بحث دردمندانه است.
بهتر است موضوعاتي را كه مطرح كردم، بررسي كنيم و راهحل ارائه دهيم در غيراينصورت اين اتهامزنيهاي متقابل ادامه خواهد داشت.
من ريشه درد كشور را خدمت شما ميگويم، همه بايد در چارچوب حركت كنند، پس به طور مثال اگر ديوان عدالت اشتباه كرد، من به چه كسي بايد شكايت كنم، در حالي كه راه بسته است و ميگويند به خود ما شكايت كن و من چطور به شما به خاطر جرم خودتان شكايت كنم؟
من نوكر ملت، نوكر همه و نوكر شما هستم، اما الان رييسجمهور اين كشور هستم و ميخواهم از حقوق اساسي ملت دفاع كنم.
ملت راي دادهاند و رييسجمهور انتخاب كردهاند. به ملت بگوييد رييسجمهوري كه ميخواهيد انتخاب كنيد، تحت امر رييس مجلس است و بگذاريد ملت راي دهند و اشكالي ندارد كه در اين صورت بايد قانون اساسي را از پايه اصلاح كنيم يا اگر بنا بر اين است كه ديوان عدالت در انتصابات دولت دخالت كند، مشكلآفرين خواهد شد و در تاريخ خواهد ماند و رفتارهاي ما را تحليل خواهد كرد.
بايد به قانون اساسي برگرديم. بايد مسائل را ريشهيي حل كنيم و بحث من اصلا دفاع از شخص آقاي مرتضوي نيست و من از يك روند بحث ميكنم و از حقوق اساسي حرف ميزنم.
يك نفر بالاخره بگويد كه دولت در اين كشور چهكاره است، سه قوه مستقل در كشور داريم و استقلال قوه مجريه در كجاست؟
وقتي همه مصوبات دولت به راحتي لغو ميشود، و انتصاباتش لغو ميشود، دولت چه كار بايد بكند؟ و به طور مثال معاوني بگذارد و بگويند نبايد بگذاري يا استانداري انتخاب ميكند و ميگويند نبايد اين اتفاق بيفتد كه همه اينها به ضرر كشور است.
كسي فكر نكند اگر اختيارات بيشتر و فوق قانون اساسي براي يك قوه گرفتيم، به نفع كشور ميشود يا به نفع ما ميشود.
آقاي مرتضوي هم فردي مثل همه افراد جامعه است و هزاران نفر در اين كشور مدير هستند و ايشان هم يكي از آنهاست، پس چرا اينقدر حساسيت وجود دارد؟
من ميخواستم نواري را بگذارم، شما ببينيد. اما برخي دوستان از جمله آقاي ابوترابي و ديگران آمدند پس گاهي ميگويند بگو، بگو و وقتي ميخواهيم بگوييم، ميگويند نگو، نگو. بالاخره ما بايد چه كار كنيم (لاريجاني در اين لحظه گفت: اگر چيزي را لازم ميدانيد، بگوييد تا چيزي نماند. چيزي را كه لازم ميدانيد، بگوييد و اگر نوار هم داريد، بگذاريد؛ چون اين مطلب را از صبح تا به حال داريد ميگوييد.)
من فكر ميكنم مسائلي در پشت صحنه ميگذرد كه نه نمايندگان و نه ما از آن خبر نداريم و وقتي در ميدان اداره كشور وارد ميشوند عناوين ديگري پيدا ميكنند و به دعواي من و شما تبديل ميشود در حالي كه ما با هم دعوا نداريم بلكه ميخواهيم با هم كار كنيم.
ملاقاتهايي اتفاق افتاده است و از رييس مجلس خواهش ميكنم كه تحمل كند، حتي اگر اين مسائل مربوط به نزديكان خودمان باشد پشت سر همين مسائلي كه امروز (در مجلس مطرح است) جرياناتي وجود دارد.
24 ساعت جلساتي برگزار شده است و بخشي را كه مسالهيي درست نميكند و نرمتر است، ميخواهيم پخش كنيم. دوستاني گفتند اجازه دهيد فضاي كشور آرامتر شود. من گفتم يك نسخه را به رييس محترم مجلس تقديم كنم و يك نسخه به روساي كميسيونها بدهيم.
(لاريجاني در ادامه گفت: خواهش ميكنم نوارتان را پخش كنيد كه بعدا نگوييد پخش نشده است. پخش كنيد. چيزي كم نگذاريد.)
اين نوار درباره جلسهيي بين فردي به نام فاضل لاريجاني و آقاي مرتضوي است كه ساعتها طول كشيده است و بخشي از اين گفتوگوها به همين مسائل ما برميگردد. حدود 20 دقيقه از اين جلسه را در اينجا پخش ميكنيم.
اين نوار در حدود 24 دقيقه است و هنوز تمام آن پخش نشده است. ميخواهم نكاتي از اين مطالب را كه در اين نوار وجود دارد بيان كنم.
بالاخره يك شخصي حرفهايي زده كه سند است. من بخشهايي كه نرمتر است، را آماده كردهام. همه نمايندگان محرماند و ما مخلص شما هستيم. دولت تحت فشار است با همين حرفهايي كه در همين نوار است، ما چطور بايد دفاع كنيم. شما بفرماييد ما همانطور عمل كنيم.
شخصي به نام فاضل لاريجاني با آقاي مرتضوي جلسه دارد. اخيرا تامين اجتماعي يك قراردادي ميبندد كه شركتهايي را به گروهي ميفروشد كه من به چند و چون آن كاري ندارم.
اينها صوت و تصوير است و نوارش هم مشخص است. 24 - 25 ساعت است. اگر رييس محترم مجلس صلاح ديدند ما 24-25 ساعتش را در اختيار شما ميگذاريم.
شيخالاسلامي يك آدم خدوم است كه در خدمت شماست. بحثها انجام شد. من به نظر مجلس احترام ميگذارم. استيضاح حق شماست، نظر حق شماست و هرچه نمايندگان مجلس تصميم بگيرند ما در خدمتتان هستيم. به قانون هم احترام ميگذاريم.