پنج شنبه، 21 دي 1391 - شماره 2590
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: موسيقي
بررسي جايگاه موسيقايي صداي شاعر در آلبوم «ورن» به آهنگسازي كياوش صاحب نسق و صداي شاملو
موسيقي استعاره واژگان


آروين صداقت‌كيش


گنجاندن صداي «احمد شاملو»، نه در قالب مجموعه‌يي صوتي از دكلمه‌ها و به نيت شنيدن اشعار خود شاعر يا ديگري (چنان كه معمولا منتشر مي‌شد)، بلكه در درون يك مجموعه از قطعات آهنگسازي شده و به عنوان يك آفريده مستقل موسيقايي، پديده‌يي كمياب است كه در دل «ورن» مي‌توان با آن رودررو شد

اثر هنري را به سختي ممكن است بتوان خارج از چارچوب تاريخي‌اش، بريده و گسسته از روند تكوين، ننشسته و نامستقر بر نسبت با ديگر آثار آفريننده، خواند يا حتي بازخواني كرد. در گذر بي‌بازگشت و يك‌سورونده زمان اما، هنگامه‌هايي هست كه جريان آفرينش نه، كه سير ارائه اثر هنري واژگون مي‌نمايد. گاه به دلخواه هنرمند و گاه به جبر شرايطي برآمده از محيط، اثر‌ زاده شده به انتظار ديدار مخاطب مي‌ماند. حكايت مجموعه «ورن» نيز چنين است؛ ده،يازده سالي را در سكوت از سرگذرانده كه هم از چشم سبك‌شناسي آثار آهنگساز اهميت دارد و هم از ديد افق‌هايي كه در آن روزگار هنوز بر ديگر آهنگسازان گشوده نبود. اين مجموعه‌ از آثار «كياوش صاحب‌نسق» چنان است كه از يك سو اگر سير منطقي آثار آهنگساز را حتي در تخيل هم مجسم كنيم پيش از «زرمان» قرار مي‌گيرد، و از سوي ديگر رويكردش دست‌كم در يك مورد (رابطه موسيقي و دكلمه) با ديگر آثار روزگار ساخته شدنش، بسيار متفاوت مي‌نمايد. به همين دلايل است كه جا‌به‌جا شدن مكان اين اثرِ به‌خصوص بر خط تاريخي آثار يك آهنگساز اهميت ديگرگونه مي‌يابد و دست‌كم درخور يادآوري مي‌شود.

فارغ از آن نكته پررنگ (انتظار طولاني انتشار)، حضور صداي انسان، صداي انساني شاملو و نوع برخورد آهنگساز با اين ماده كار، به خودي خود اثر را به دو بخش جداگانه تقسيم كرده و قطعات همراه كلام را در موقعيتي متمايز از ديگران قرار داده و از همين رو جداگانه شايسته كاويدن است. از آن گذشته توجه به ويژگي‌هاي آثار منتشر شده در اين مجموعه (به‌ويژه كه بخشي از جورچين تاريخچه كار يك هنرمند است) در جايگاه يك حلقه پنهان از ديد عموم سزاوار بازبيني است تا روند دگرگوني آثار وي به شكلي روشن‌تر ترسيم شود.


صداي شاعر/موسيقي آهنگساز


گنجاندن صداي «احمد شاملو»، نه در قالب مجموعه‌يي صوتي از دكلمه‌ها و به نيت شنيدن اشعار خود شاعر يا ديگري (چنان كه معمولا منتشر مي‌شد)، بلكه در درون يك مجموعه از قطعات آهنگسازي شده و به عنوان يك آفريده مستقل موسيقايي، پديده‌يي كمياب است كه در دل «ورن» مي‌توان با آن رودررو شد. و نيز رودررو با اين پرسش كه؛ آيا چنين استفاده‌يي به مثابه تبديل جايگاه صداي شاعر و خود متن شعر از مركز توجه به يك ساز، يا به بيان ديگر بدل كردن گفتار به يك عنصر موسيقايي، در متن قطعه آهنگسازي شده است؟ يا تنها حكم همنشيني را دارد، اعم از اينكه ويژگي رسانه صوتي آن را تحميل كرده باشد يا آرزوي محال هم‌معنا كردن موسيقي با شعر.

مرسوم است كه دكلمه اشعار را با موسيقي (ساخته شده مختص آن يا منتخب) همراه مي‌كنند. در سال‌هاي دور و نزديك چندين اثر از اين دست منتشر شده‌اند كه جنبه‌هاي مختلف چنين برخوردي را مي‌نمايند. در نمونه‌هاي قديمي‌تر، موسيقي ملات ميان كار بود و خاموشي طبيعي صداي شاعر ميان دو شعر مجزا را پر مي‌كرد، يا گاهي همزمان انتها و ابتداي اشعار شنيده مي‌شد، يا گاهي هم همان شعر را خواننده‌يي به آواز مي‌خواند و دكلمه مقدمه‌يي مي‌شد بر يك قطعه‌ موسيقي باكلام يا برعكس. اما در نمونه‌هاي جديدتر مانند «اشعار لنگستن هيوز» با آهنگسازي «امير صادقي كنجاني» و تا حدي هم موسيقي «مردي كه لب نداشت» اثر «پيام جهانماني» -آنچنان كه در نوشته‌هايي جداگانه درباره هر يك اشاره كرده‌ام1- موسيقي فراتر از ملات است و گاه تا آنجا پيش مي‌رود كه پيچك‌وار بر تنِ متن مي‌پيچد و شعر را بخشي از اندام خود مي‌كند (و به ندرت صداي آن را نيز تغيير مي‌دهد).

در «ورن» نيز داستان، داستان كلام و موسيقي است، بنابراين هر چند اينجا منظور موسيقي باكلام، آواز يا مفهومي مشابه نباشد، اما در هر حال نمي‌توان به رابطه‌شان نينديشيد. تا پيش از گرايش‌هاي اخير، ضبط اغلب دكلمه‌ها با هدف ماندگار كردن صداي شاعر و خوانش ممتاز او (به‌ويژه از شعر خودش) صورت مي‌گرفت، بر اين اساس اگر هم ويژگي‌هاي صوتي (به مفهوم موسيقايي) در نظر باشد نخست و پيش از هر چيز موسيقي صداي شاعر است. بنابراين اگر موسيقي‌سازي (يا به ندرت آوازي) نيز به آن اضافه مي‌شد يكي از محدوديت‌هاي اوليه‌اش چيزي نمي‌توانست باشد جز مخدوش نكردن اين مولفه و هدفش نيز ساختن فضايي مي‌بود كه آهنگساز يا انتخاب‌كننده موسيقي در توافق با فضاي تصويري/كلامي شعر مي‌پنداشت. در حقيقت اين نگاه شعر و صداي شاعر را موضوعي از پيش آفريده شده و نسبت به موسيقي «قديم»، يا دست‌كم با اولويتي بالاتر به حساب مي‌آورد، بنابراين (احتمالا جز اندكي ويرايش كيفيت ضبط استوديويي) موسيقي‌دان نه لازم مي‌ديد و نه مجاز بود كه به آن دست بزند.2 از اين ديدگاه آن شي (شعر) اصل است و ديگر عناصر (از جمله موسيقي) در خدمت بيشتر كردن يا بازكردنش قرار مي‌گيرند.

بدين‌ترتيب مساله ممكن است بسيار ساده جلوه كند اما در جست‌وجوي هنرمندانه پهنه‌هاي ديگر است كه دشواري‌ها پديدار مي‌شوند. دشواري نخست هنگامي رخ مي‌دهد كه بخواهند از سازگاري ساده گامي فراتر بروند، آنگاه بايد به دنبال مولفه‌هاي تطابق گشت، آن هم تطابق غيركلامي‌ترين امر هنري (موسيقي) بر يك امر كلامي (شعر) . حال اگر آهنگساز در اين ميان باور نداشته باشد كه موسيقي مي‌تواند بار فضاي عواطف درون شعر يا از آن هم غامض‌تر بار معناي شعر را به دوش بكشد يا اصلا نخواهد به اين راه برود (ولو به عنوان يك تجربه منفرد)، آنگاه ناچار يكي از راه‌هاي اندكش آنست كه توجه را به سطح صوتي كلام معطوف كند.

باري، چنانچه آهنگسازي پله‌ها راتا اينجا پيموده باشد صداي شاعر ناگزير برايش عنصري موسيقايي مي‌شود. پوييدن اين راه جز رسيدن به آن دوراهي كه موسيقي كلام را به كام خود فروبكشد يا خود به كام كلام فرو برود، چاره‌يي باقي نمي‌گذارد و جز در مواردي خاص، حداكثر نفوذ آهنگساز بر آن عنصر تازه موسيقايي شده (صداي شاعري كه شعر مي‌خواند)، در انتخاب و شايد اندكي هم تغيير جنس صدا تجلي پيدا مي‌كند. پس آهنگساز بايد تصميم بگيرد كه كدام راه را بپيمايد؛ آيا شعر خوانده شده را از آن موسيقي خود سازد و بدون توجه (يا با توجه اندك) به معناي كلامي، به آن بتازد (از ديد موسيقايي جراح‌وار در ريخت‌شناسي خود صدا تغييري به وجود بياورد يا موقعيتش را دگرگون كند) يا موسيقي را در خدمت شعر قرار دهد (به معنايي جز بازنمايي يا تقويت آنچه در شعر مي‌گذرد). راه‌حل دوم راهي است كه كياوش صاحب‌نسق در آلبوم «ورن» براي همراهي موسيقي‌اش با صداي شاملو در نظر گرفته است.

اگر چه قرار گرفتن آن دو سروده شاملو با صداي خودش در يك بسته‌بندي از قطعاتِ‌سازي تا حدودي شرايط حضور آن دكلمه‌ها را دگرگون مي‌كند (و از اين نظر نادر است) اما همچنان در معرض انتخاب‌ها و مسائل مربوط به رابطه موسيقي با دكلمه باقي خواهد ماند. رابطه‌يي كه در نبود ترجمان موسيقايي واژه به واژه شعر (يا حتي ترجمان گنگ‌ و كلي‌ واحدهاي بزرگ‌تر) -كه غيرممكن است- يا گرايش به بازنمايي فضاي كلي عواطف موجود در شعر، ديگر به سختي مي‌توان آن را رابطه كلام و موسيقي به معنايي كه تاكنون در نوشتارهاي موسيقايي به كار برده مي‌شد به حساب آورد، بلكه به صورت رابطه صداي شاعر- صداي موسيقايي دگرگون مي‌شود. به اين ‌ترتيب تنها سطح صوتي واژگان براي شكل دادن به كنش و واكنش با موسيقي باقي مي‌ماند؛ به عنوان منبعي از زير و بم‌ها و رنگ صوتي كه در انحنا و آهنگ كلام نهفته است، يا منبعي از كشش‌ها و تاكيد‌ها كه در وزن كلام جاي گرفته است.

پيمودن راه نخست، چنان كه در آلبوم‌هاي مورد اشاره‌ ديده‌ايم، منجر به اين مي‌شود كه صداي گوينده در جايگاه يك عنصر موسيقايي قرار گيرد و به شكلي در موسيقي تنيده شود كه پيش از اين به كنايه آن را «يك گام مانده تا تلقي آوازگونه از صداي دكلمه شده» وصف كرده‌ام؛ و گذشتن از راه دوم – چنان كه در دو قطعه «در جدال با خاموشي» و «در آستانه» مي‌شنويم- سرانجام موسيقي را به بخشي از شعر تبديل مي‌كند و عناصر موسيقايي تداوم سطوح صوتي طبيعي واژگان زبان مي‌شوند.

انجام اين كار نه با تقليد صرف و ساده‌لوحانه شكل و وزن هر كلام آنچنان كه گاه در شيرين‌كاري‌هاي طنزآلود موسيقيدان‌ها ديده‌ايم و هر شنونده فارسي زبان آن را بي‌درنگ درمي‌يابد بلكه با استعاره‌يي پيچيده، گذر كرده از ذهن هنرمند موسيقيدان، تلقي او از محتواي صوتي اين واژه‌ها و تغييرات ريخت‌شناختي‌شان است كه صورت مي‌پذيرد. استعاره‌يي موسيقايي در آن قطعات در لحظه ادا شدن واژه و پس از آن جاري است، اين استعاره‌يي است كه در حوزه معنا روي نمي‌دهد (زيرا موسيقي بار چنين مشابهت و جانشيني‌اي را نمي‌تواند كشيد) بلكه استعاره‌يي است مربوط به محتواي صوتي، يعني ساختارهاي موسيقايي ماننده (مُشبه‌بِه) ساختارهاي صوتي كلامي مي‌شوند. چنين استعاره‌يي امري ويژه در خود دارد و آن اينكه به عكس استعاره‌هاي معمول كه همگي در حوزه كلامي پديد مي‌آيند، سرشتي غيركلامي دارد. نبايد پنداشت كه استعاره‌هاي ياد شده تنها محدود به سپهر سخن هستند، آنها چنان چيره و همه‌گيرند كه حتي اگر امري از آن جنس در هنرهاي ديداري در تخيل آوريم هنوز كم و بيش متعلق به همين حوزه (كلامي) مي‌ماند. اما استعاره مورد بحث ما استعاره‌يي بسيار دوردست است. از آن جهت دوردست كه آنچه موسيقي به آن مانند شده و جايگزينش شده، از حوزه كلامي است؛ حوزه‌يي كه مي‌دانيم چه شكاف عميقي ميان آن و ساختارهاي موسيقايي برپاست. و باز از آن جهت دوردست كه برخلاف برخي استعاره‌هاي شناخته شده در زبان، نيازي به حذف يا پنهان ساختن «مانند» (مُشبه) نيست چرا كه ابهام و تيرگي (اگر نگوييم «نبودن») معناي موسيقايي ذاتا آن را خارج از دسترس مي‌سازد، به قدري كه حتي همنشيني بي‌درنگ اين دو (واژه‌يي كه شاملو ادا مي‌كند و ساختاري كه در موسيقي رقم مي‌خورد) نيز چيزي از سنگيني بار استعاري موسيقي نمي‌كاهد و تيرگي سرشتين آن را روشن نمي‌سازد.

ممكن است بينديشيم دوردست شمردن استعاره ياد شده، بر پايه دلايل بالا، از آغاز خطا يا بدتر از آن فريبي منطقي است، زيرا گفته بوديم كه ساختارها مشابه هم مي‌شوند بي‌آنكه قصد اندركنش معنا در بين بوده باشد، پس بايد دوردست بودن را – اگر هست- در ارتباط ميان ساختارهاي صوتي جست نه ميان سپهر غيركلامي موسيقي و زبان كه ذاتا حوزه كلام است. يعني بايد پيوند تركيب استعاري را در وزن و ملودي و انحنا و رنگ صدا جست. حتي در آن صورت هم وضعيت تفاوتي نخواهد كرد چراكه ساختارهاي موسيقايي بدون فروافتادن به وادي پيش‌پاافتادگي، توان كمي براي تشابه كامل با آواهاي زبان دارند. بررسي ريزبينانه‌تر متن دو قطعه همراه كلام اين مجموعه نيز اين نظر را تاييد مي‌كند كه خواسته يا ناخواسته برآمد كار آهنگساز استعاره‌يي دوردست است.

سخن از به كارگيري واژگان استعار‌ي براي شرح موسيقي بسيار گفته شده و نمونه‌هاي آن فراوانند، اما استعاره موسيقي بر كلام امري است كه به سختي مي‌توان راهي براي آن جست و به همان نسبت نمونه‌هاي آن نيز اندك‌اند. دو قطعه كياوش صاحب‌نسق را از زمره همين نمونه‌هاي نادر بايد به شمار آورد كه راهي براي آن امر دشوار مي‌نمايند در ساحت صدا.

جورچينِ سبك در گذر زمان

جامعه موسيقي آغاز راه كياوش صاحب‌نسق را با «لالايي زير آوار» به ياد دارد كه مجموعه‌يي بود رنگارنگ از تجربه‌هاي متفاوت او و در پي آن، دو مجموعه ‌تك‌نوازي پيانو، مبتني بر رابطه گونه‌هاي مختلف بداهه‌پردازي در موسيقي جاز و ايراني. لالايي زير آوار را بايد مرحله نخست از تجربه‌هاي آهنگساز به شمار آورد، كه قطعاتش دربردارنده برخي گرايش‌هايي است كه بعدا در آثار وي تكميل شدند. و نيز دو آلبوم ديگر را مي‌توان از يك سو از نگاه فرآيندهاي موسيقايي، روش گسترش قطعات و پنداشت از بداهه‌پردازي، و از سوي ديگر از بابت تمركز بر تكنوازي پيانو از بقيه جدا كرد. اينها مجموع قطعاتي هستند كه بخشي از دستاوردهاي كياوش صاحب‌نسق در فاصله سال‌هاي 1997 تا 2003 (1376 تا 1384) در ميان آنها به چشم مي‌خورد.

مجموعه زرمان با فاصله‌يي چند ساله منتشر شد و آثاري متعلق به سال‌هاي 2004 تا 2007 را در بر دارد. بلوغ و جاافتادگي زبان موسيقايي موجود در شش قطعه آلبوم3، براي كساني كه تنها از طريق منتشر شده‌ها با آثار آهنگساز آشنا بودند تاريخچه كارش را چنين نقش مي‌زد كه تجربه‌هايي در سال 1376 انجام شده و ادامه نيافته است يا به بيان ديگر شكافي را ميان دو دوره به نمايش مي‌گذاشت. سپس آهنگساز با دگرگوني در روند كار هنري دو مجموعه متفاوت آفريده و با فاصله چهار سال ناگهان به بلوغي در بيان موسيقايي دست يافته است آن هم در شيوه‌يي مبتني بر پنداشت خاص از زمان و گسترش مصالح موسيقايي كه فقط گرايش‌هاي نخستين‌اش را در نخستين مجموعه منتشر شده مي‌توان يافت. با انتشار ورن سيماي تاريخي تحول بيان موسيقايي كياوش صاحب‌نسق كه گويي جورچيني بود با يك قطعه افتاده يا زنجيري بدون يكي از حلقه‌هاي مهمش، كامل‌تر مي‌شود. به اين ‌ترتيب شنونده پيگير درمي‌يابد راهي كه لالايي زير آوار را به زرمان مي‌پيوندد، يك ايستگاه مهم ديگر به نام «ورن» هم داشته است، شامل آثاري (اغلب) از سال‌هاي 1999 تا 2003.

آثار منتشر شده در مجموعه ورن از ديدگاه سبك‌شناختي رابطه نزديكي با زرمان دارند. در هر دو آثاري با آن روش آشناي سرند و پالايش كياوش صاحب نسق، ساختار پيش رونده‌يي كه بريده بريده خود را مي‌نمايد و رندانه تن به نمايش كامل نمي‌دهد، برش‌هايي كه حتي اگر در متن قطعه بخشي مداوم و خطي هم وجود داشته باشد (همانند خط سه تار در قطعه كو يا تا حدودي بخش‌هايي از تريوي زهي الكتروآكوستيك در «جدال با خاموشي») مسلط‌اند و جريان در گذر زمان را مدام به چالش مي‌طلبند. همان دلمشغولي زمان موسيقايي (كه قبلا در نوشتار ديگري به طور مفصل به آن پرداخته‌ام) در اينها هم به چشم مي‌خورد. گذشته از شباهت‌هاي سبكي و قرار گرفتن در دسته‌بندي‌هاي خاص آثار كياوش صاحب‌نسق، وجود قطعات موسيقي الكترونيك و الكتروآكوستيك در اين مجموعه يادآور بخشي از فعاليت‌هاي اين آهنگساز است كه بعد از نخستين آلبومش رد پايي از آنها در انتشارات به چشم نمي‌خورد.

و سرانجام تركيب مسائلي كه گفته شد با عقب و جلو شدن تاريخ انتشار آلبوم‌ها بازيگوشانه انسان را به انديشه وامي‌دارد كه شايد اين كنايه‌يي باشد بر علاقه خود كياوش به بازي هنرمندانه با محور زمان در متن كارهايش (شايد حتي واكنش خدنگ زمان به كار او)، مانند يك گروتسك پيچيده كه در متن آن، ناگهان هنجارهاي اثر به زندگي عادي آمده و آهنگساز مرز ميان زندگي و كار هنري‌اش را محو شده مي‌يابد و گرفتار جهان آفريده خود مي‌شود.

پي‌نوشت‌ها:

1- به ترتيب با عنوان‌هاي «شناور بر درياچه‌يي از موسيقي» و «تبسم خشكيده بر لبان موسيقي» هر دو منتشر شده در هفته‌نامه آسمان.

2- از نظر دور نكنيم كه همه اينها ممكن است برساخته نوع كار و مناسبات شاعر و آهنگساز باشد و كمتر دلايل زيباشناختي را دربرگيرد.

3- در دو نوشته جداگانه با عنوان‌هاي «لحظه‌هايي در سكوت زير آوارها» (فرهنگ و آهنگ شماره 12) و «سرگشته در تو در توي زمان» (روزنامه اعتماد) به ترتيب؛ به دسته‌بندي و سبك‌شناسي مقدماتي سه آلبوم نخست، و بررسي مجموعه زرمان از منظر به كارگيري فن غربال و تصفيه (سرند و پالايش)، تجزيه طيفي و تاثير آن بر نمود زمان موسيقايي پرداخته‌ام.

آذرماه 1391
دبير جشنواره
در جشنواره موسيقي فجر امسال صرفه‌جويي کرده‌ايم
بيست‌وهشتمين جشنواره موسيقي فجر در شش سالن و با حضور 57 گروه موسيقي، 25 بهمن تا يک اسفند ‏ برگزار خواهد شد.‏

به گزارش ايسنا، دبير جشنواره موسيقي فجر تاکيد کرد: مهم‌ترين بخش جشنواره در سال جاري بخش ‏استعدادهاي جوان و نسل ديگر است که جوانان با استعداد را در نظر مي‌گيرد. خوشبختانه تاکنون توانسته‌ايم ‏تعدادي از اين جوانان را که 17 نفر هستند زير پوشش بنياد ملي نخبگان قرار دهيم.‏حسن رياحي يادآور شد: اين جوانان همان هنرمنداني بودند که طي جشنواره‌هاي گذشته نمره بالايي آورده و ‏داراي امتياز هستند.‏او همچنين گفت: جشنواره موسيقي فجر امسال خلاصه‌تر بوده و در آن صرفه‌جويي کرده‌ايم. بنابراين امسال ‏جشنواره در شش سالن برگزار خواهد شد.‏

طي نشستي خبري‌ که صبح 19 دي ماه براي تشريح جزييات بيست و هشتمين جشنواره موسيقي فجر برگزار ‏شد، حسن رياحي در سخناني گفت: مقدمات جشنواره بيست و هشتم را از ارديبهشت ماه کليد زديم و از رامين ‏صديقي درخواست کرديم براي بخش بين‌الملل در کنار ما باشد.‏دبير جشنواره با بيان اينکه حدود 70 گروه پيشنهاد شرکت در بخش جنبي جشنواره را داشتند، گفت: به دليل ‏محدوديت‌ها‌، توانستيم تعدادي از اين گروه‌ها را انتخاب کنيم در حالي که بخش فيلم به جشنواره امسال اضافه ‏شده و در کنار دوستان‌مان در موسيقي پاپ نيز هستيم.‏

رياحي درباره هيات داوران جشنواره گفت: هيات داوران به خصوص در بخش آهنگسازي صاحب نظر بوده ‏و در بخش رقابتي شاهد حضور آنها خواهيم بود.‏

وي درباره بخش تجليل جشنواره گفت: منصور نريمان، شريف لطفي و احمدعلي راغب از هنرمنداني هستند ‏که در جشنواره مورد تجليل قرار خواهند گرفت.‏

علي ترابي ، مدير اجرايي بيست و هشتمين جشنواره موسيقي فجر درباره گروه‌هاي شرکت‌کننده در اين ‏جشنواره گفت: متاسفانه برخي از گروه‌هاي موسيقي با رسانه‌ها مصاحبه کرده‌اند و از اجرايشان در جشنواره ‏فجر خبر داده‌اند اما بايد بگويم ما هنوز قرارداد نهايي را با گروه‌ها نبسته‌ايم و امکان جابه‌جايي وجود دارد.‏ترابي درباره شرکت‌کنندگان بخش پاپ جشنواره امسال گفت: احسان خواجه‌اميري، بابک جهانبخش، فرزاد ‏فرزين، سيروان خسروي، مازيار فلاحي و محسن يگانه هنرمنداني هستند که در بخش پاپ بيست و هشتمين ‏جشنواره موسيقي فجر حضور دارند.‏دبير جشنواره در پاسخ به سوالي مبني بر عدم حضور پيشکسوتان در جشنواره امسال گفت: پيشکسوتان روي ‏چشم ما جا دارند. بنده شخصا با چند نفر از آنان تماس گرفتم اما متاسفانه خيلي از آنها روي فرم نيستند و ‏بعضا در بيماري به سر مي‌برند. براي مثال خودم با همايون خرم ، هوشنگ ظريف و فرهنگ شريف تماس ‏گرفتم اما آنها ترجيح دادند شاگردان‌شان در جشنواره شرکت کنند.‏‏‌در بخش ديگري از اين نشست،‌ علي ترابي در سخناني گفت: جشنواره فجر امسال بر خلاف نظرات برخي ‏رسانه‌ها که نوشته بودند جشنواره در سکوت است امسال زودتر از زمان ممکن فعاليتش را شروع کرد و ‏فراخوان ما ارديبهشت ماه يعني سه ماه زودتر از روال معمول منتشر شد.‏دبير اجرايي جشنواره با بيان اينکه هنرمندان از بخش رقابتي بسيار استقبال کردند، بيان کرد: به خاطر مسائل ‏و محدوديت‌ها در زمينه بودجه نتوانستيم در بخش جنبي مانند سال گذشته عمل کنيم اما استعدادهاي درخشان، ‏نسل ديگر، موسيقي پاپ، بخش بين‌الملل و فيلم زيرمجموعه‌هاي جشنواره را تشکيل مي‌دهند.‏رييس انجمن موسيقي ايران درباره فعاليت‌هاي انجام شده کنوني براي برگزاري جشنواره بيست و هشتم ‏توضيح داد: کارهاي اجرايي جشنواره انجام شده‌اند و تالار وحدت، سالن رودکي، خانه هنرمندان، پژوهشگاه ‏فرهنگ و ارتباطات، سالن همايش‌هاي برج ميلاد و فرهنگسراي ارسباران ميزبان جشنواره بيست و هشتم ‏خواهند بود.‏ترابي از حضور 11 استان کشور در جشنواره فجر خبر داد و افزود: شرمنده بسياري از گروه‌ها شديم که ‏تقاضا داشتند در جشنواره شرکت کنند اما به دليل محدوديت‌ها نتوانستيم ميزبان گروه‌ها باشيم. بنابراين هيات ‏داوران هم تعدادي از اين گروه‌ها را انتخاب کرد.‏او اعلام کرد: جشنواره موسيقي فجر در 10 سانس و شش روز با حضور 57 گروه غيرتکراري ميزبان ‏مخاطبان خواهد بود و با چند استان ديگر هماهنگ شده تا ميزبان جشنواره باشد.‏در بخش ديگري از اين نشست، مدير بخش بين‌الملل بيست و هشتمين جشنواره موسيقي فجر در سخناني گفت: ‏جشنواره در بخش بين‌الملل سياست سال گذشته را ادامه خواهد داد و کيفيت در اين بخش حرف اول را مي‌زند.‏رامين صديقي همچنين گفت: امسال در بخش بين‌الملل گروه‌هاي سطح بالا حضور دارند و سعي کرديم يک ‏نگاه چند وجهي داشته باشيم. تعدادي از هنرمندان نامدار به جشنواره دعوت شده‌اند و با اغلب گروه‌ها به توافق ‏رسيده‌ايم اما تعداد گروه‌ها کاهش پيدا کرده‌اند.‏او از حضور کوارتت تارکوفسکي، گارسيا فونس، يک پيانيست هلندي و گروه آيرين خبر داد و گفت: در اين ‏جشنواره ميزبان گروه‌هايي از شمال اسپانيا،‌ آلمان،‌ فرانسه، هند و هلند خواهيم بود.‏صديقي درباره بخش فيلم جشنواره امسال نيز گفت: امسال بخش نمايش مستند را به رياحي دادم که خوشبختانه ‏با آن موافقت کرد، بنابراين طي اين شش روز ميزبان سه فيلم ايراني و سه فيلم خارجي خواهيم بود.‏مدير بخش بين‌الملل جشنواره اظهار کرد: در بخش فيلم‌هاي خارجي مذاکرات نهايي شده است و در خصوص ‏کپي‌رايت بايد مجوزها گرفته شوند. اين فيلم‌ها از سويس، هلند و آلمان انتخاب شده و موضوع فيلم‌ها درباره ‏زندگي آهنگسازان بنام و يک فيلم درمورد موسيقي آييني جهان اسلام است.‏علي ترابي نيز در اين‌باره به خبرنگاران گفت: بابت تلاش‌هاي ميرزماني در زمينه جشنواره فجر تشکر ‏مي‌کنم. دلايل استعفاي ميرزماني مشکل جسمي‌اش بود که در زمان مديريتش تشديد شد و بنده نيز از بابت ‏بيماري او اظهار نگراني داشتم.‏مدير سابق دفتر موسيقي ارشاد همچنين گفت: صندلي مديريت دفتر موسيقي صندلي داغ است و در ارشاد هيچ ‏سمتي وجود ندارد که به اين اندازه اقشار مختلف از او انتظار داشته باشند. شايد اگر ميرزماني کنسرت آخر را ‏با سراج نمي‌داد، برايش درگيري پيش نمي آمد اين نشست را 20 روز پيش برگزار مي‌کرديم تا او هم در اين ‏نشست حضور داشته باشد.‏ترابي تاکيد کرد: ميرزماني در زمينه جشنواره موسيقي فجر کوتاهي نکرد.‏
عناوين اين صفحه
موسيقي استعاره واژگان
در جشنواره موسيقي فجر امسال صرفه‌جويي کرده‌ايم
لالايي زير آوار
«لحظه ناب» گروه خورشيد تقديم به خسرو آواز ايران

اجراي آثار كياوش صاحب نسق در تالار رودكي
لالايي زير آوار
سيامك انوري

روز جمعه ششم بهمن ماه در تالار رودكي شاهد اجراي آثار كياوش صاحب نسق به همت نوازندگان جوان و توانا در قالب اركستر مجلسي نوفه متشكل از نوازندگاني جوان و توانا خواهيم بود. آشنايي دوستداران موسيقي مدرن با اين آهنگساز معاصر روي صحنه با اجرايي از اثر تاثيرگذار و متفاوت وي «لالايي زير آوار» شروع شد. قطعه‌يي براي اركستر، كر و نوارمغناطيسي كه به بهانه زلزله رودبار و شمال خراسان نوشته شده بود و مهر ماه سال 1376 توسط كر و اركستر سنفونيك تهران به رهبري نصير حيدريان راستي، رهبر تواناي ايراني مقيم اتريش و با هدايت موسسيان رهبر كر در تالار وحدت به اجرا در آمد. از آن اجرا تا امروز و بدون در نظر گرفتن قطعات وي كه در خارج از ايران توسط اركسترهاي مختلف در سراسر دنيا نواخته شد، مي‌توان به انتشار 5 سي دي «لالايي زيرآوار»، «…و اينجا در سكوت»، «لحظه‌ها»، «زرمان» و آلبوم در شهريور منتشر شده وي «ورن» در اين 15 سال اشاره كرد. سال 1386 با برگزاري قطعات كوارتت زهي 4 نسل از آهنگسازان ايراني در فرهنگسراي نياوران توسط كوارتت آني- كوارتتي با نوازندگي بانوان ارمني - در سه شب به عنوان دبير، برگزاركننده و آهنگساز در كنار 10 آهنگساز ايراني ديگر به اجراي كوارتت «ورن» پرداخت. با برگشت وي در سال 1384 از اتريش در مقام مدرس و پژهشگر در دانشگاه تهران، هنر، سوره، آزاد و هنرستان موسيقي به آموزش دروس اصلي رشته آهنگسازي پرداخت كه در مقام استاد راهنما تا به حال مي‌توان به بيش از 40 پايان نامه فوق ليسانس و ليسانس اشاره كرد.

جز اين دو اجرا آثاري از وي توسط اركستر يارآوا يا در قالب نواخته‌هايي براي ساز تنها توسط نوازندگاني مستقل در اين سال‌ها به اجرا در آمده كه از آن جمله‌اند قطعه «آگنوزي» يا «ندانستگي» كه به سفارش انجمن فلوت ايران براي مسابقه فلوت نوشته شد يا مرغ آمين براي پيانوي تنها.

اجراي پيش رو در 6 بهمن ماه در تالار رودكي بدون شك نخستين اجراي مستقل و يك‌باره تمام اين آثار در قالب يك برنامه واحد است كه تا به حال در ايران از اين آهنگساز توسط اركستري ايراني به اجرا در آمده است. در حين تمرينات صاحب نسق توان نوازندگان جواني كه در اجراي اين آثار تلاش مي‌كنند را بسيار ستوده و آماده‌سازي قطعات توسط آنان را با بهترين اجراهاي همان قطعات در خارج از كشور مقايسه كرد و در آخر با اشاره به اينكه باور اجراي اين آثار در داخل ايران را بسيار دور از ذهن مي‌ديده، با دلگرمي و اطمينان به قطعاتي اشاره كرد كه براي هركدام از اين نوازندگان به خاطر برخورد حرفه‌يي و متواضع ايشان خواهد نوشت. وي اميدوار است كه اين كنسرت را در آينده بسيار نزديك دوباره تكرار كند و در اين راستا رايزني‌هايي مثبت انجام شده كه امكان دوباره به روي صحنه بردن اين اركستر را بسيار زياد مي‌كند. نكته آخر اينكه كوارتت زهي ورن براي نخستين توسط كوارتت ايراني شهرزاد با چهار بانوي نوازنده به روي صحنه تالار رودكي اجرا خواهد شد. بنياد رودكي، آوا خورشيد و مركز موسيقي بتهوون به عنوان برگزاركننده اين شب است.


«لحظه ناب» گروه خورشيد تقديم به خسرو آواز ايران
آلبوم لحظه ناب به خوانندگي حسين‌رضا اسدي و آهنگسازي مجيد درخشاني از سوي انتشارات موسسه فرهنگي هنري نواي شبديز به بازار موسيقي عرضه شد. اين آلبوم دربرگيرنده 19 قطعه از ساخته‌هاي مجيد درخشاني در جواب آواز، چهارمضراب، رنگ و تصانيفي با عنوان‌هاي سرود باران، زندگي، سپهر كبود و عشق تو است كه در دستگاه همايون و ماهور بر اساس اشعاري از عمرخيام، رضي الدين آرتيماني، مهدي اخوان ثالث، فريدون مشيري، هوشنگ ابتهاج (سايه)، محمدرضا شفيعي كدكني، رفعت سمناني، صابر امامي و لايق شيرعلي اجرا شده است. در اين اثر تكنوازاني چون شاهو عندليبي (ني)، جمشيد صفرزاده (سنتور)، مهرداد ناصحي (كمانچه و قيچك آلتو)، بهزاد حسن‌زاده (كمانچه)، عليرضا دريايي (كمانچه) و مجيد درخشاني (تار) به هنرنمايي پرداخته‌اند و آنچنانكه در بروشور اين آلبوم ذكر شده اين اثر به خسرو آواز ايران تقديم شده است! ديگر اعضاي گروه خورشيد كه در تهيه آلبوم به نوازندگي پرداخته‌اند: حميد خوانساري (عود)، رادمان توكلي (تار)، زهرا رنج‌پور و سارا مهرافشا (دف)، سپهر لاجوردي (تار)، سحركمالوند (رباب)، شاهين صفايي (بم تار)، شهريار نظري (دف)، شيما شاه‌محمدي (قيچك آلتو)، صبا طبخي (تار)، عليرضا گرانفر (سنتور)، كامران يعقوبي (تنبك)، محمد عنايتي (دايره وبندير)، مهدي بصيرت‌منش (قيچك باس) هستند.

حسين‌رضا اسدي خواننده گروه خورشيد كه آلبوم لحظه ناب نخستين اثر منتشر شده وي محسوب مي‌شود متولد 1360 شهرستان دلفان است. در معرفي كارنامه او نوشته شده است: «وي از كودكي زمزمه كردن آواهاي سرزمين مادري را آغاز كرد و از همان ايام در گروه سرود مدرسه فعاليت موسيقايي خود را به عنوان تكخوان شروع كرد. از دوران تحصيل در مقطع متوسطه

از طريق آثار صوتي موجود به فراگرفتن آواز اصيل ايراني پرداخت. پس از آن، همزمان با تحصيل در دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي تهران شروع به فراگيري صداسازي و رديف نزد حميدرضا نوربخش كرده و سپس مدتي شيوه آواز زنده‌ياد اقبال آذر را نزد استاد رامبد صديف آموخت. پس از آن به محضر استاد شجريان راه يافت و همچنان در حال يادگيري تكنيك و شيوه آوازي نزد ايشان مي‌باشند.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام