يكشنبه، 4 تير 1391 - شماره 2426
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
نخستين حراج هنر تهران با 2ميليارد و 150 ميليون تومان فروش برگزار شد
اهل كاشانم، روزگارم بد نيست، تكه ناني دارم، خرده هوشي...
سهراب هنوز هم گران است


نخستين حراج آثار هنري تهران عصر جمعه، دوم تيرماه، در هتل پارسيان آزادي در حضور جمعي هزار و 300 نفره برگزار شد، با هياهو و شلوغي و چكش مشكي و رضا كيانيان؛ با سهراب سپهري و پرويز تناولي و محمد احصايي و افشين پيرهاشمي و كلي نقاشي‌خط و مراسم و غيره. 73 اثر از 70 هنرمند در اين حراج چكش خوردند؛ وظيفه‌يي كه رضا كيانيان بر عهده گرفت تا حراج مايه‌هايي از خنده- به شيوه رسوم-داشته باشد. در صدر فهرست فروش، طبق معمول پيش‌بيني‌ها اثري بدون عنوان از سهراب سپهري قرار گرفت تا هنرمند محبوب خريداران در ايران 190 ميليون تومان به فروش رود. سپهري هنوز به واسطه تصوير دراماتيك و رمانتيكش محبوب‌القلوب است و طبعا در ايران گران مي‌فروشد كه فروخت. هنرمندان محبوب در حراج‌ها بر اساس پيش‌بيني‌ها موفق بودند؛ محمد احصايي، پرويز تناولي، افشين پيرهاشمي و علي شيرازي. همچون هميشه نقاشي‌خط‌ها محبوب بودند. اصولا اين‌گونه هنري به دلايلي متعدد محبوب و همواره پرفروش بوده‌اند. اول از همه اين باور غالب هنوز در اذهان هست كه اين‌گونه هنري مختص ايران است و مايه‌هاي ايراني دارد. از طرف ديگر آنچه بارها درباره ويژگي خط فارسي مي‌گويند، انحناهاي اين خط، منجر به خلق جلوه‌هاي زيباي بصري مي‌شود و اين، آن چيزي است كه در اين حراج فراوان پيدا مي‌شد. با قياس آثار به فروش رفته مي‌توان پي برد كه آثاري به فروش بالاتر رسيدند كه از سال‌ها پيش هم در حراج‌هاي ايران همواره گران بودند.

در نتيجه هنرمنداني ديگر چون سيراك ملكونيان، آيدين آغداشلو يا حسين كاظمي هيچ‌كدام بالاتر از قيمت پيش‌بيني شده‌شان به فروش نرفتند. آنچه در اين حراج به روشني معلوم بود، هم تمايل حراج‌گذاران و هم خريداران به آثار چشمگير با وجهه تزييني بالا بود. در مجموع در نخستين حراج تهران اتفاق عجيبي نيفتاد، آثار هنرمندان تقريبا با همان قيمت‌هاي قابل پيش‌بيني‌شان به فروش رسيدند كه از يك طرف حاصل قيمت‌گذاري منطقي حراج‌گذاران و از طرف ديگر حاصل تمايلات طبيعي خريداران بود كه براي هر اثر كم و ‌بيش قيمت منطقي‌اش را پرداختند. در بخش عكس اثري از عباس كيارستمي در صدر جدول نشست و 36 ميليون تومان فروخت. پس از اين عكس كه تصوير يك گاو بود، عكسي از رضا كيانيان دوم شد كه احتمالا به خاطر حضور خود كيانيان پشت تريبون حراج بود. او عوايد فروش از عكسش را به فصلنامه «هنر فردا» و به خود حراجي اختصاص داد. اما آثار جوانان در اين حراج نشانگر اين بود كه باز هنرمندان محبوب‌تر همان‌ها بودند كه قبلا هم در اين حراج‌ها خوب به فروش مي‌رفتند. پويا آريان‌پور، افشين پيرهاشمي، احمد مرشدلو، شهريار احمدي، بيتا وكيلي و... اما دستاوردهاي اين حراج نيز قابل ذكر است. برگزاري نخستين حراج هنري در تهران با نظارت بهتر از حراج‌هاي فرنگي قابل تامل و مهم است و اميدبخش كه اين فرصت باعث شود تا تهران نيز لااقل به مركزي براي فروش آثار هنري تبديل شود. از طرف ديگر عمده آثار هنري ارائه‌شده در اين حراج‌ها از كيفيت خوب و قابل تاملي برخوردار بودند و بايد اذعان داشت كه قيمت بالا به طور طبيعي بيانگر كيفيت ارزش هــنري يك اثر نيست ولي آثار ارائه‌شده همگي با كيفيت و از آثار مهم هنــرمندان‌شان بودنــد. قيمت‌گذاري‌ها منطقــي بود و آثار به فــروش رفته نيز با قيمت‌هــايي معقول به فروش رسيدند. در مجموع اين حراج اتفاقي مهم در هنر ايران بود و شكلي جديد به بازار هنري ايران داد كه مي‌توان اميدوار بود تاثيري خوب بر آينده هنر ايران بگذارد. اين حراج‌‌ها به رشد هنر ايران كمك و آينده هنرمندان ايران را تا حد زيادي تضمين خواهد كرد.

هفت سال پس از سوم تير 84 جدايي‌ها ادامه دارد
كلهر، دانش جعفري، پور محمدي، صفار هرندي، محسني اژه?يي، متكي ميركاظمي، وزيري هامانه، فرشيدي، كاظمي و ...
قطار دولت خالي از ياران قديمي
گروه سياسي|مهدي قديمي

روز گذشته و در حالي كه روزنامه دولتي ايران در سرمقاله خود به مناسبت سوم تير، روز بازگشت قطار انقلاب به ريل اصلي را گرامي داشته بود، محمود احمدي‌بيغش از نمايندگان حامي دولت در گفت‌وگويي به انتقاد از دوستان سابق و منتقدان فعلي دولت احمدي‌ن‍ژاد پرداخت و گفت: تعجب مي‌كنم از دوستاني كه روزي با دولت همكاري داشتند اما بعد از قطع همكاري، تا اين اندازه منتقد شدند. اين عضو شوراي مركزي جبهه پايداري، با اشاره به مصاحبه انتقادي اخير حجت‌الاسلام علي ثمري، مشاور سابق احمدي‌نژاد، رييس ستاد قرارگاه راهبري عمار و دبير سابق هيات عالي گزينش كل كشور تصريح كرد: اين دوستان قبل از هر انتقادي، گذشته خود را مرور كنند، ظاهرا فراموش كردند آنها نيز عضوي از همين دولت بودند و به دلايلي از قوه مجريه خارج شدند، اگر نقدي به عملكرد دولت داشتند چرا در زمان تصدي‌گري خود مطرح نمي‌كردند؟ احمدي‌بيغش با تاكيد بر اينكه دولت از نقد‌هاي منصفانه و سازنده استقبال مي‌كند، ادامه داد: اگر نقد اين افراد از روي عقده‌هاي شخصي نباشد، دولت انتقادشان را مي‌پذيرد، اما مساله اين است كه اين مدعيان در زمان همكاري‌ خود با دولت شهامت انتقاد نداشتند. سخنان احمدي‌بيغش پاسخي است به حجت‌الاسلام ثمري، مشاور سابق احمدي‌نژاد. او در گفت‌وگوي خود با فارس درباره يادداشت اخير رييس‌جمهور در وبلاگ‌ ‌شخصي‌اش مبني بر اينكه علت جدايي دوستان سابق، عدالت بوده است، اظهار داشت: بايد فرصتي فراهم شود تا نمونه‌هايي از اين عدالت‌خواهي و عدالت‌طلبي كه احمدي‌نژاد از آن تعريف كرده و دم مي‌زند، تشريح شود تا مردم خود قضاوت كنند كه اين‌ مسائلي كه احمدي‌نژاد مطرح مي‌كند عدالت است يا خير؟ثمري ادامه داده است متاسفانه برداشتي كه احمدي‌نژاد از عدالت دارد عين همان برداشت‌هاي انحرافي است كه از ولايت، دين و مرجعيت دارند؛ از اين‌رو چون مقام معظم رهبري فرمودند بايد مدارا شود، ما فعلا بناي جواب دادن نداريم.اما نگاهي به ياران احمدي‌نژاد از آغاز فعاليت در انتخابات سال 84 تاكنون نشان مي‌دهد كه افرادي نظير حجت‌الاسلام ثمري در قطاري كه دولت مدعي بازگرداندن آن به ريل اصلي است، كم نبوده‌اند

ياراني كه هر يك پس از پياده شدن از اين قطار لب به انتقاد از لوكوموتيوران و مسافران قطار گشودند و حالا اين سخنان احمدي‌بيغش مي‌تواند همه آنها را شامل شود. مروري بر نام‌هاي كساني كه در زمان حضور در جمع دولتمردان، انتقادي از اين مجموعه نداشتند و بررسي مواضع آنها پس از جدايي از دولت در هفتمين سالگرد انتخاب احمدي‌نژاد به رياست قوه مجريه، مخاطبان احمدي‌بيغش را بهتر مشخص مي‌كند.


كلهر، مدافع فرهنگي


مهدي كلهر هفت سال پيش در چنين روزهايي به عنوان مدافع سياست‌هاي فرهنگي احمدي‌نژاد در مناظرات تلويزيوني حاضر شد و با ظاهر خاص خود، نظرها را جلب كرد. او پس از استقرار دولت نهم در راس امور اجرايي كشور، مشاور احمدي‌نژاد شد اما به مرور از جرگه ياران جدا ماند و در نهايت هم از قطار دولت پياده شد اما شايد بتوان كلهر را تنها چهره‌يي دانست كه در زمان حضور در بدنه دولت هم، از آنچه به نظرش غلط بود، انتقاد مي‌كرد. كلهر در مصاحبه‌يي كه اسفندماه سال 88 با خبرگزاري مهر داشت، انتقادات خود را اين‌گونه مطرح كرد: عملكرد دولت نهم فضاي انتقاد دارد. دولت نهم بيشتر به سمت آسفالت كردن و جاده و كارخانه‌سازي رفت و از مقوله فرهنگ غافل شد. به عنوان مثال كاري روي قانون مطبوعات صورت نگرفت. روزنامه‌نگار نبايد فضاي رعب و ترس داشته باشد و بايد از امنيت شغلي برخوردار باشد. چه معني دارد وقتي اشتباهي در يك رسانه رخ مي‌دهد كل آن رسانه به تعطيلي كشيده مي‌شود. اين قانون نياز به بومي‌سازي دارد. تايپيست و خانواده او را نبايد با جرم سردبير تنبيه كرد. اگر من و شما بخواهيم كار رسانه‌يي انجام دهيم بايد از امنيت كافي برخوردار باشيم. چرا روزنامه‌نگاري ناپايدارترين شغل در كشور است. چرا در ايران بايد با قطع حقوق، نفس تفكر روزنامه‌نگار را بريد. تيم فرهنگي دولت دهم را موفق نمي‌دانم. مدير هنري ميز و صندلي نيست. شناخت عرصه مخاطب و توانايي‌هاي مختلف است. هنوز هم معتقد هستم از ديد بسياري از مسوولان و بزرگان كار هنري و فرهنگي نوعي زنگ تفريح است نه يك كار مهم و جدي. او در آن گفت‌وگو، درباره حوادث بعد از انتخابات هم اظهارنظري متفاوت با همه حاميان و حتي منتقدان دولت داشت وگفت: بنده حرفم را راحت مي‌زنم. بنده راجع به انتخابات هم حرفم را راحت زدم. من معتقدم بايد از بدنه اجتماعي موج سبز تشكر كرد. اين بدنه احساس كرد در مملكت فساد است و خودش را به خطر انداخت. آنكه مي‌آيد، بيانيه مي‌نويسد بر اساس يكسري باور اين كار را مي‌كند و اين حتي اگر باور غلطي باشد، بسيار با ارزش‌تر از آن كسي است كه براي سلامت خود ساكت مي‌نشيند و چيزي نمي‌گويد. كلهر كه مدافع سياست‌هاي فرهنگي احمدي‌نژاد بود پس از جدايي از دولت تنها به نقد سياست‌هاي فرهنگي اكتفا نكرد و از سياست‌هاي اقتصادي و طرح‌هايي نظير مسكن مهر هم انتقاد كرد. او در سال 89 و پس از جدايي از دولت بر اشكالات قانوني و كارشناسي قراردادهاي مسكن مهر تاكيد كرد و گفت: «در دولت نهم برخلاف قانون، پروژه مسكن بعضا بدون مناقصه به افراد سازنده واگذار شد.» كلهر همچنين نسبت به اينكه بعضي صاحبان مسكن با وجود اينكه تاكنون چندين ميليون پول بابت مسكن خود پرداخت كرده‌اند اما نمي‌دانند منزل‌شان كجاست، ابراز تاسف كرد و درباره شهرك خوابگاه‌سازي كه در دنيا منسوخ شده و در مسكن مهر دنبال مي‌شود، سخن گفت.

كاظمي، وزير رفاه

پرويز كاظمي، وزير رفاه و تامين اجتماعي دولت نهم هم يك سال پس از آغاز به كار اين دولت از جمع ياران احمدي‌نژاد جدا شد. او هم پس از جا ماندن از قافله دولت در انتقاد از سياست‌هاي دولت نهم گفته بود: «نرخ تورم از مرز 20 درصد عبور كرده، قيمت مسكن دوبرابر شده و بيكاري هم غوغا مي‌كند، آيا با يك مشت كلي‌گويي و شعارهاي بي‌محتوا اشتغال ايجاد مي‌شود؟ آيا عدالت برقرار مي‌شود؟»



دانش‌جعفري، وزير اقتصاد

داوود دانش‌جعفري، نخستين وزير اقتصاد دولت احمدي نژاد بود كه در روز توديع خود تند‌ترين انتقادات را از دولت به زبان جاري كرد؛ انتقاداتي كه با گذشت چند سال بهتر مي‌توان درباره صحت يا عدم صحت آنها قضاوت كرد. او در روز توديع خود درباره معضلات دولت نهم و ايرادات تفكر اقتصادي اين دولت گفت: «نسبت به تجربه گذشته كشور يا آدم‌هايي كه تجارب خوبي داشتند نظر مثبتي وجود نداشت و حداقل اين بود كه با ابهام به آن نگريسته مي‌شد. اين در حالي بود كه هنوز نقشه راه براي آينده موردنظر نيز آماده نشده بود. بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي در تورم يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سوال بود. به برنامه چهارم به عنوان سندي لازم‌الاتباع نگاه نمي‌شد، اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نمي‌شد. در مسائل جاري و اجرايي دستگاه‌هاي وابسته، ما همواره شاهد فعاليت گروه‌هاي فشار بوديم كه سعي مي‌كردند با اطلاع‌رساني غلط حركت امور را در جهت موردنظر خود تغيير دهند. در موارد زيادي پيامك‌هاي دسته جمعي قبل از رسيدن حكم به ما دريافت مي‌شد. در حالي كه در موارد زيادي به اقتصاد كشور آسيب مي‌رساندند.



وزيري‌هامانه، وزير نفت


سيدكاظم وزيري‌هامانه هم يكي از وزراي اخراجي دولت نهم بود. او كه در اين دولت به عنوان وزير نفت از مجلس راي اعتماد گرفته بود، درباره ماجراي انتصاب و عزل خود گفته است: «من در دولت‌هاي گذشته مسووليت‌هايي را در وزارت كشور برعهده داشته‌ام، تا اينكه در دوره رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد پس از اينكه سعيدلو راي نياورد من سرپرست وزارت نفت شدم. بعد از مدتي به درخواست رييس‌جمهور و راي اعتماد نياوردن و انصراف دادن برخي افراد در اين وزارت، از من درخواست شد تا در مسووليت وزارت نفت قرار بگيرم كه پس از مدتي با تن ندادن به انتصابي نادرست در صنعت نفت از اين وزارت اخراج شدم.»وزيري‌هامانه در انتخابات مجلس نهم كانديداي ورود به پارلمان شد و در ايام انتخابات، ستاد او با انتشار اطلاعيه‌يي توضيح داد: «مهندس وزيري از فشارهاي تحميل‌شده از سوي آقاي احمدي‌نژاد و اختلاف ديدگاهي با او سخن گفته و افزوده: آقاي احمدي‌نژاد نظراتي داشته كه او از نظر فني – تخصصي شرعا به خود اجازه نمي‌داده آنها را پياده كند.»

فرشيدي، وزير آموزش و پرورش


محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش دولت نهم هم در سال 86 از كابينه استعفا كرد. او هم در انتخابات مجلس نهم به عنوان نامزد اصولگرايان وارد عرصه شد. فرشيدي اسفندماه سال گذشته و در بحبوحه انتخابات درباره چگونگي ورود به دولت نهم گفت: بنده راجع به اين موضوع اطلاعي ندارم ضمن آنكه در همه دوره‌ها موضوع آموزش و پرورش را رصد مي‌كردم و درباره نقش و جايگاه آموزش و پرورش مطالب و ديدگاه‌هاي خود را در قالب مقاله به روزنامه‌ها ارائه مي‌كردم. او همچنين در پاسخ به اينكه علت بركناري شما از وزارت آموزش و پرورش چه بود، گفت: من هم متوجه نشدم كه علت بركناري چه بود. اما به ياد دارم آقاي ثمره‌هاشمي مدام دنبال من مي‌گشت و با تماسي كه برقرار كرد خواست با وي ديدار و گفت‌وگو كنم. وقتي به سراغ وي رفتم ديدم صحبت كردن براي او سخت است، به وي گفتم خبري كه مي‌خواهي بدهي سخت‌تر از خبر مرگ كه نيست و وقتي خبر بركناري مرا اعلام كرد گفتم پس ديگر از فردا در مسووليتي كه برعهده گرفته‌ام، حاضر نخواهم شد.


پورمحمدي، وزير كشور

مصطفي پورمحمدي هم پس از آنكه از وزارت كشور در دولت نهم بركنار شد، به صف منتقدان اين دولت پيوست. اما انتقادات او در دوران دولت دهم رنگ و بوي جدي‌تري به خود گرفت و در ماه‌هاي گذشته به واسطه مطرح شدن پرونده‌هاي فساد مالي كه رد پاي دولتي‌ها هم در آن به چشم مي‌خورد، پورمحمدي از موضع رييس سازمان بازرسي كل كشور انتقادات و هشدارهاي بيشتري را متوجه دولت كرده است. او سال گذشته در جمع فعالان اقتصادي استان تازه تشكيل شده البرز با بيان اينكه اينجا آمده‌ام تا خواسته شما را از دولت پيگيري كنم تا آنها به تعهدات خود عمل كنند، گفته بود: شما مي‌دانيد كه در حال حاضر دولت از ما خوشش نمي‌آيد و نسبت به بنده نيز حساسيتش بسيار زياد است ولي من ناچار هستم كه از حقوق عامه دفاع كنم. پورمحمدي از مسوولاني كه منكر انحراف و فساد در كشور هستند، ‌انتقاد كرد و گفت: خواهش مي‌كنم در فضاي كشور كمتر از اين حرف‌ها زده و ادعا شود كه تخلف نشده و نمي‌شود، انحرافي رخ نداده، فسادي نبوده است. نه مردم حوصله شنيدن آن را دارند و نه ما به عنوان دستگاه نظارتي جالب مي‌دانيم كه اين ادعاها در كشور مطرح شود.


صفارهرندي ، وزير فرهنگ و ارشاد


صفارهرندي هم كه با سابقه فعاليت در روزنامه كيهان و سپاه پاسداران به عنوان بازوي فرهنگي دولت وظيفه اجراي سياست‌هاي فرهنگي اصولگرايانه در دولت نهم را بر عهده داشت، در واپسين روزهاي كار اين دولت بركنار شد و براي ساقط نشدن كابينه به حضور خود در جلسات هيات دولت ادامه داد. او در دوران فعاليت دولت دهم همواره از سياست‌هاي اين دولت انتقاد كرده و اخيرا هم پيش از خطبه‌هاي نمازجمعه قم، گفته بود: «طرف مي‌آيد و براي پيروي نكردن از ولي فقيه بازي درمي‌آورد و براي طفره رفتن از فرمان نايب امام زمان(عج) به دروغ به امامت ولي‌عصر(عج) توسل مي‌جويد و مي‌گويد وقتي ما خود امام زمان(عج) را داريم به حجت و نايب او نيازي نداريم. تو غلط كردي؛ تو بي‌سر و پا و بي‌مقدار از معرفت و بي‌مقدار از ايمان و بي‌مقدار از تقوا.»


محسني‌اژه‌يي، وزير اطلاعات

محسني‌اژه‌يي هم در واپسين روزهاي كار دولت نهم از وزارت اطلاعات كنار گذاشته شد و اداره اين وزارتخانه در ايام پرتنش پس از انتخابات را شخص محمود احمدي‌نژاد بر عهده گرفت. محسني‌اژه‌يي پس از آن در جايگاه دادستان كل كشور و سخنگوي قوه قضاييه انتقادات خود از تخلفات برخي دولتمردان را بيان مي‌كرد. او در پرونده فساد مالي سه هزار ميلياردي هم نسبت به سخنان احمدي‌نژاد واكنش نشان داد و گفت: «اين نكته باعث تاسف است كه برخي افراد به جاي اينكه براي فساد بزرگي كه صورت گرفته است از مردم عذرخواهي كنند و بگويند چه زمينه‌يي بوده كه موجب اين مساله شده است و همچنين در معرفي افراد خاطي و ارائه اسناد، به قوه قضاييه كمك كنند، به فرافكني اقدام و در مصاحبه‌هايشان ادعا مي‌كنند كه همه مظنونان را شناسايي كرده‌اند.»


متكي، وزير امورخارجه

منوچهر متكي يكي از معدود وزيران دولت نهم بود كه در دولت دهم هم جايگاه خود را حفظ كرد. اما در نهايت عزل پر حاشيه او در سنگال، نقطه پايان همكاري‌اش با دولت احمدي‌نژاد بود. متكي پس از آن عزل سكوت پيشه كرد، اما گاهي اوقات به بيان انتقادات خود از دولت دهم مي‌پردازد. او در اين باره با دفاع از سياست‌هاي ديپلماسي دولت نهم گفته است: «احساس مي‌كنيم از اواخر دولت نهم و ورود به دولت دهم ترديدهايي طي اين مسير به وجود آمد، لذا بر دولت هست كه اين ترديدها را برطرف كند و در قول و فعل بر تداوم سياست‌هاي درستي كه آغاز شده بود و خروج ديپلماسي از انفعال و ورود به يك ديپلماسي فعال بود، تاكيد كند و ابهامات ايجاد شده را مرتفع سازد. بيش از اين نمي‌توانم توضيح بدهم.»


ميركاظمي، وزير بازرگاني – وزير نفت


مسعود ميركاظمي هم در دولت نهم وزير بازرگاني بود و در دولت دهم به مصدرنشيني در وزارت نفت، ارتقاي درجه يافت. اما سرانجام سال گذشته از اين مسند كنار گذاشته شد. او كه حالا در جمع اصولگرايان به مجلس نهم راه يافته است، در روزهاي گذشته به انتقاد از عملكرد دولت در هدفمند‌سازي يارانه‌ها پرداخت و گفت: «من از همان ابتدا با شيوه فعلي اجراي قانون هدفمندي موافق نبودم و معتقد بودم هر هفت محور بايد با هم اجرايي شود. نمي‌شود پولي به مردم داده شود و مردم با آن پول در همين نظام بانكي موجود كالا خريداري كنند. اين روند بازار را به هم مي‌ريزد. اينكه يك ماه بر قيمت ارز كنترلي نشود موجب مي‌شود طرح هدفمندي در اجرا پس‌روي كند.»


يك سال بعد، ايستگاه آخر


به هر تقدير دولتي كه به زعم حاميانش، قطار انقلاب را به ريل اصلي آن بازگردانده، تاكنون از نگاه همقطاران خود چنين كاستي‌هايي داشته است؛ كاستي‌هايي كه احمدي‌بيغش معتقد است اگر گويندگان آن صداقت داشتند، بايد پيش از خروج از دولت آنها را به زبان مي‌آوردند. اما اين قطار يك سال ديگر به ايستگاه پاياني خواهد رسيد و آن وقت بايد ديد كه آيا همقطاران فعلي، پس از پايان عصر قدرت باز هم به حمايت از اين قطار و لوكوموتيورانش خواهند پرداخت يا در هشتمين سالگرد سوم تير، شاهد اضافه شدن دولتمردان امروز به منتقدان دولت دهم خواهيم بود.
استانداري: بيمه خسارت سوءمديريت را ندهد
انتشار برگ‌هاي جديد بيمه‌يي از پرونده «متروگيت»
مترو: دولت به بيمه فشار مي‌آورد
باز بيمه، باز مترو، باز دعواهاي دولت، باز اسناد فراوان، باز افشا و افشا. پرونده متروگيت را پاياني نيست. اين‌بار، مسوولان مترو گفته‌اند از دست بيمه ايران به قوه قضاييه شكايت مي‌كنند كه چرا با فشار دولت، هر روز اين دست و آن دست مي‌كند و حق و حساب مترو را به خاطر سيل 27 فروردين نمي‌دهد. معاون استانداري تهران هم كه در اين مواقع، نماينده دولت محسوب مي‌شود به «اعتماد» مي‌گويد اصلا مسوولان بيمه او را نمي‌شناسند و هيچ فشار و نامه و تلفني در كار نبوده، هر چند استانداري باز هم تاكيد دارد آب‌گرفتگي در مترو، به خاطر سوءمديريت شهرداري است و نبايد هيچ پولي بابت خسارت به مترو پرداخت شود؛ سيلي كه چهار ايستگاه خط 4 متروي پايتخت را در خود گرفتار كرد و نزديك به 21 ميليارد تومان خسارت مستقيم به اموال مردم زد. اكنون نامي از يك بيمه دولتي در پرونده «متروگيت» به ميان آمده كه همزمان پرونده فساد مالي چند ميلياردي، در دادگاه رسيدگي مي‌شود؛ پرونده‌يي كه يك طرف ميز متهمان آن را مسوولان ديروز و امروز استانداري تهران اشغال كرده‌اند.

اكنون شركت بهره‌برداري متروي پايتخت دست به انتشار اسنادي زده كه نشان مي‌دهد تمام تجهيزات و ايستگاه‌هاي مترو شامل قرارداد بيمه مي‌شود، از تجهيزات الكترونيكي تا واگن قطارهاي شهري.

مسوولان بيمه ايران نيز به «اعتماد» مي‌گويند قرارداد متروي تهران، شامل سه بخش است و در بخش خسارت به ابنيه و تاسيسات ايستگاه‌ها، موضوع سيل مطرح نشده كه به خاطر آن خسارت بدهند.

اين حرف و حديث‌هاي متناقض، چنان فضا را بر ناظران مبهم و آشفته كرده كه معلوم نيست انتشار اسناد كامل قرارداد مترو با بيمه ايران ابهامي را از پرونده «متروگيت» پاك كند.

سياوش سعيديان، عضو هيات‌مديره و معاون فني شركت بيمه ايران در گفت‌وگو با «اعتماد» تاكيد دارد هنوز ابهامات زيادي درباره پوشش بيمه‌يي مترو، واگن‌ها، ابنيه، تاسيسات و نحوه پرداخت حق بيمه و پيش‌پرداخت مترو وجود دارد، ولي او تاييد مي‌كند برآوردهاي اوليه نشان مي‌دهد بيمه ايران، بيش از 85 ميليارد ريال، به شهرداري نخواهد پرداخت، هر چند به گفته سعيديان، در حال حاضر اگر پرداختي صورت گيرد، علي‌الحساب است و بايد منتظر كامل شدن پرونده بيمه مترو ماند. در اين ميان محمودي، معاون عمراني استاندار تهران نيز تاكيد دارد كه قرارداد بيمه چيزي درباره «سوءمديريت» نگفته و بايد از مسوولان بيمه پرسيد چرا دارند بالاي آب‌گرفتگي پول مي‌دهند، چون اين آب‌گرفتگي، سيل تلقي نمي‌شود. محمودي در گفت‌وگو با «اعتماد» توضيح مي‌دهد: «ظرفيت كانال ميانرود 80 مترمكعب آب است و در روز سانحه، تنها 36 مترمكعب آب در كانال جريان داشت. براي همين، ما فكر مي‌كنيم آب‌گرفتگي مترو، سيل نيست و ناشي از سوءمديريت مديران شهرداري تلقي مي‌شود. براي همين، تاكيد مي‌كنيم اگر مسوولان بيمه، به مترو پول بدهند، بايد فردا پاسخ قانع‌كننده‌يي براي نهادهاي نظارتي و بازرسي داشته باشند.»



اين بيمه، پول نمي‌دهد


با وجود اين دلايل، مديرعامل شركت بهره‌برداري مترو در انتقاد از عملكرد بيمه‌يي كه جبران خسارات اين وسيله نقليه را متعهد شده، مي‌گويد: پس از آبگرفتگي بخش‌هايي از ايستگاه 4 متروي تهران و برآورد 21 ميليارد تومان خسارت، شركت بيمه تنها حاضر به پرداخت هشت ميليارد خسارت واگن‌ها شد كه اين پرداخت نيز قطعي نيست.

علي‌محمد قلي‌ها تاكيد مي‌كند قرار بوده بيمه ايران بلافاصله پس از حادثه خسارت مترو را پرداخت كند، اما اين اتفاق رخ نداده و اين بيمه به بهانه بررسي‌هاي كارشناسانه هر هفته پرداخت چك‌ها را به تعويق انداخت.

وي از موضع متناقض شركت بيمه با قرارداد منعقد شده خود با مترو سخن مي‌گويد: «پس از تاخير در پرداخت‌ها بيمه وارد مرحله جديدي شد و اعلام كرد قسمت‌هايي از مترو شامل بيمه سيل نبوده است، اما بر اساس اسناد ما تمام ماشين‌آلات بيمه بوده و بيمه‌گزار مبلغي اضافي براي الحاقيه خسارت سيل به قرارداد بيمه پرداخت كرده است. طبق اين اسناد هر ايستگاه تا 11 ميليارد و 700 ميليون تومان بيمه بوده است، اين بيمه شامل خسارت نيز بوده و شركت بيمه بايد تمام خسارات ما را پرداخت كند.»

با اين حساب، مترو مي‌تواند تا دينار آخر خسارتي را كه برآوردي معادل 21 ميليارد تومان داشته، زنده كند. ولي واقعيت اين است كه هنوز تا لحظه تنظيم اين گزارش، ريالي به حساب مترو، واريز نشده. بيمه‌يي‌ها مي‌گويند طبيعي است در قرارداد و حوادثي كه ابهام وجود دارد، زمان كافي در اختيار كارشناسان براي برآورد و تاييد پرداخت خسارات قرار گيرد.

سعيديان، معاون فني بيمه ايران به «اعتماد» توضيح مي‌دهد بر اساس اسناد و مدارك موجود، بيمه ايران، در سه نوع بيمه‌نامه، مترو و تجهيزاتش را بيمه كرده است: اول، قراردادي است كه شامل ماشين‌آلات پيمانكاري مانند قطارها و لوكوموتيوها مي‌شود كه سقف تعهدات بيمه در اين بخش، 200 ميليارد ريال است، يعني اگر خسارت بيشتر شود، قابل پرداخت نيست.

دوم، بيمه‌نامه سازه‌هاي تكميلي است كه شامل ابنيه، ايستگاه‌ها و تونل‌ها مي‌شود و اين بيمه‌نامه همراه با پوشش سيل است. قرارداد سوم شامل بيمه‌نامه پوشش ماشين‌آلات ثابت و ايستگاه‌ها و تجهيزات مستقر در ايستگاه‌ها از قبيل ريل و سوزن، برق و روشنايي، پله‌برقي‌ها، آسانسورها، دستگاه‌هاي تهويه، مخابرات و اتاق فرمان و ساير موارد است كه اين نوع بيمه، فاقد پوشش بيمه سيل است. چون بيمه‌گزار (شركت مترو) اين را نخواسته و ما نمي‌توانيم بابت سيل يا آب‌گرفتگي در اين بخش چيزي را بپردازيم. وي تاكيد مي‌كند ارزيابي اوليه بيمه نشان مي‌دهد 85 ميليارد ريال خسارت قابل پرداخت است كه اين مبلغ 90 درصد خسارات قابل پرداخت به مترو را تشكيل مي‌دهد.



بهانه‌هايي از جنس بيمه


مسوولان مترو مي‌گويند بيمه‌يي‌ها، هر روز براي ندادن پول خسارت، بهانه‌هاي جديدي آورده‌اند. به گفته مدير بهره‌برداري مترو، تاريخ چك پرداخت حق بيمه بهانه تازه‌يي براي شركت بيمه بود كه اين خسارات را پرداخت نكنند. قلي‌ها توضيح مي‌دهد: پرداخت‌هاي قرارداد جاري از تاريخ 30 بهمن سال 90 تا يك روز قبل از آب‌گرفتگي مترو بوده است كه در مجموع بيش از يك ميليارد و 300 ميليون تومان به شركت بيمه پرداخت كرده‌ايم كه تاريخ آخرين چك ما 26 فروردين‌ماه بود كه شركت بيمه ادعا كرد اين چك پس از آب‌گرفتگي به بيمه پرداخت شده است. براي بررسي بيشتر بدون آنكه به ما اطلاعي داده شود يك‌طرفه كارشناس رسمي دادگستري انتخاب كردند اما ما باز با حسن نيت با شركت بيمه همكاري كرده و اسناد مالي و نرم‌افزارها را در اختيار كارشناس رسمي قرار داديم و سرانجام حق به شركت بهره‌برداري مترو داده شد و اعلام شد تاريخ چك 26/01 بوده است.»

اين مقام وابسته به شهرداري، با ظرافت، سخن از «جريان انحرافي» به ميان مي‌آورد و فشارهايي كه اين جريان براي نپرداختن حق و حساب خسارت در مترو به بيمه وارد مي‌كند: «فشارهاي زيادي از سوي جريان انحرافي در دولت به بيمه ايران وارد مي‌شود تا حق خسارت ما را پرداخت نكنند.»

او تاكيد دارد: «خطوط آب گرفته 21 ميليارد تومان خسارت ديده كه بيمه بايد با كسر حق فرانشيز خود مابقي را پرداخت كند.»به گفته اين مسوول حمل و نقل، در صورتي كه بيمه طرف قرارداد متروي تهران، يعني بيمه ايران، خسارت‌ها را «تمام و كمال» پرداخت نكند، رسالت ديگري در انتظار مترو است: «اطلاع‌رساني به بيمه‌گزاران»

قلي‌ها رسالت جديد مترو را اين‌طور تشريح مي‌كند: «اين‌طور اميدواريم كه شركت بيمه ايران در رعايت اصول حرفه‌يي بيمه سريعا خسارت را به صورت تمام و كمال پرداخت كند، در غير اين صورت با وجود شكايت در مراجع ذي‌صلاح قضايي به تمامي بيمه‌گزاراني كه سرمايه‌هاي خود را در اختيار شركت‌هايي گذاشته‌اند كه با فشارهاي سياسي عده‌يي خاص ممكن است در مواقع ضروري خسارت را كه حق طبيعي است دريافت نكنند اطلاع‌رساني مي‌كنيم تا حداقل دارايي‌ها و سرمايه‌هاي خود را با ساير شركت‌هاي بيمه‌يي بيمه كنند.»

در مقابل، استانداري تهران به «اعتماد» مي‌گويد مسوولان شهرداري دچار سوءمديريت هستند و به همين خاطر مشكلات خود را فرافكني مي‌كنند. محمودي، معاون استاندار درباره فشار استانداري بر بيمه تاكيد مي‌كند: «هيچ فشار، يا تلفن يا مكاتبه‌يي در بين نبوده و ما مكررا در مصاحبه‌هاي خود گفته‌ايم نبايد به خاطر سوءمديريت شهرداري، پول سهامداران و بيت‌المال براي خسارت مترو پرداخت شود.»

متروگيت، وارد فاز جديدي شده، پرونده‌ها به صفحات روزنامه‌ها راه يافته‌اند و همه تلاش مي‌كنند تا دولت و افكار عمومي را قانع كنند كه حق با آنهاست. اين قصه هنوز سر دراز دارد.
بالاترين ركورد فروش آثار هنري در تاريخ ايران
پرويز كلانتري

دو ميليارد و 150 ميليون تومان، فروشي است كه در حراج روز جمعه 2 تيرماه در هتل آزادي صورت گرفت. نمايشگاه روز دوشنبه همزمان با روز مبعث در هتل آزادي با تعداد 73 اثر از 70 هنرمند برجسته معاصر ايران افتتاح شد؛ نمايشگاهي كه در فضايي باشكوه و بسيار زيبا و مناسب ترتيب داده شد و تا روز جمعه 2 تيرماه ادامه داشت. حضور جمعيت در سالن حراج بسيار بالاتر از رقم پيش‌بيني بود. بسياري از آنها تا آخر مجلس كه ساعت‌ها طول كشيد، ايستاده بودند. البته كساني هم از خارج از ايران دعوت شده بودند و در جريان حراج كساني هم تلفني احتمالا از خارج از ايران خريد مي‌كردند. لذا اين رويداد مهم تاريخي از نقطه‌نظرهاي گوناگون به شرح زير قابل بررسي است.

1- توجه به آثار هنرمندان معاصر ايران

2- ظهور خريداران و مجموعه‌داران جديد

3- انتشار نشريات گوناگون در قلمرو هنرهاي تجسمي از جمله نشريه بسيار نفيس هنر فردا كه به موزه‌هاي جهان ارسال مي‌شود.

4- بازگشايي گالري‌هاي جديد با ورودي بزرگ و گنجايش مناسب براي آثاري با ابعاد بسيار بزرگ. همه‌اينها نشانه‌هاي رشد فرهنگي جامعه در سطح آفرينش هنر و عرضه و تقاضاي آن هستند.

ظهور اين همه هنرمند با سليقه‌هاي گوناگون كه آثارشان خريداران و مشتاقان فراوان دارد، سبب سرمايه‌گذاري و توجه مجموعه‌داران به اين‌گونه آثار شده است. در اين حراج 64 اثر فراتر از رقم پيشنهادي به فروش رفته است و همه آثار فروخته شد كه در نتيجه همه صاحب‌نظران را غافلگير كرد.

به نظر مي‌رسد هنر معاصر ايران داراي ظرفيت‌هاي بالقوه فراوان است كه خوشبختانه مجموعه‌داران بخش خصوصي با سرمايه‌گذاري و معرفي آن به جهان نقش مهمي را داشته‌اند.

فراموش نكنيم كه توسعه پايدار در گرو فعال شدن بخش خصوصي است. در اين گونه موارد بخش خصوصي مي‌تواند بار سنگيني را از دوش دولت بردارد. لذا جا دارد از برگزاركنندگان اين نمايشگاه و حراج كه عملكردشان بسيار هوشمندانه و كارشناسانه بوده است، تشكر كرد. اين رويداد مهم تجربه بسيار مفيدي بوده است در عرصه معرفي هنر معاصر ايران به مجموعه‌داران داخلي و سرمايه‌گذاراني كه در نمايش اين آثار در خارج از ايران نقش دارند.
عناوين اين صفحه
سهراب هنوز هم گران است
قطار دولت خالي از ياران قديمي
مترو: دولت به بيمه فشار مي‌آورد
بالاترين ركورد فروش آثار هنري در تاريخ ايران

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام