رامتين جباري
از چهارشنبه 10 فروردين تا امروز، پنجشنبه 13 بهمن 90، حساب داربيهاي شهر تهران حتي از دست «داربيبازها» هم در رفته! همانهايي كه روزهاي يكسال را يكييكي ميشمارند و با قرعهكشي مسابقات ليگ، چشمهايشان فقط برق هفتهيي را ميگيرد كه استقلال و پرسپوليس به مصاف هم ميروند. حالا آنهايي كه جشن فوتبالشان تنها دو روز در سال بود، سال 90 را با هيجان و استرس «پنج» داربي خاطره ميكنند.
گرچه سهم نيمه سرخ از «جشنواره شهرآورد» ناكامي محض بود اما همه حس انتقام تلنبار شده براي امروز، شايد كابوس سال 90 را يكجا جبران كند. آخرين برد پرسپوليس در داربي، سالگردش همين فرداست! 14 بهمن 88 روزي بود كه پس از سريال تساويهاي اعصابخردكن و شكبرانگيز! شوت كاكرويي «كريم باقري»، داربي را به نام «پرسپوليسِ دايي» سند زد تا از سياسي بودن بيستوپنجمين مسابقه برتر باشگاهي فوتبال جهان و داربي اول آسيا، رفع اتهام شود.
داربيهاي سال 90 با ديدار برگشت ليگ دهم شروع شد و با تكرار نتيجه رفت، يك بر صفر به نفع استقلال ثبت شد تا پرويز مظلومي بند دوم قراردادش را براي ليگ يازدهم گارانتي كند. داربي دوم شش ماه بعد از آن، 25 شهريور برگزار شد تا اين بار هم استقلال براي سومين بار پياپي پرسپوليس را شكست دهد تا حبيب كاشاني مجبور به جدايي شود!
اگر از مساوي دو - دو (داربي 72) تورنمنت دوستانه سهجانبه تهران چشمپوشي كنيم، داربي 73 جايي است كه رويانيان بهشدت مقاومت كرد تا در روزهاي بحراني پرسپوليس، بار ديگر به چنگ رقيب ديرينه نيفتد؛ مقاومتي كه تهمانده انگيزه بازيكنان پرسپوليس را براي يك مسابقه حيثيتي به باد داد و 18 آذر 90 روزي بود كه پرسپوليس چهارمين شكست رسمي و پياپي را برابر «استقلالِ مظلومي» تجربه كرد و حميد استيلي را براي هميشه به خانه فرستاد!
امروز و بعد از 55 روز از شكست سه بر صفر، پرسپوليس بدون دايي و بدون استيلي، با زوج «رويانيان- دنيزلي» از رده هشتم به مصاف تيم صدرنشين ليگبرتر ميرود كه حالا بعد از جنگ تبريز يك جنجالي تمامعيار است. مصطفي دنيزلي با خاطره يك برد و يك تساوي از داربيهاي تهران، براي پيروزي در داربي 74 يك ماموريت ويژه دارد! از اطرافيان خبر ميرسد كه رويانيان به آقامصطفي سفارش كرده «استقلال را حتما ببر». پاداشهاي ويژه و وعدههايي از جنس « دست و دلباز» همه را براي برنده شدن، هوايي ميكند و اين همان چيزي است كه استقلال را ميترساند؛ رويارويي با يك تيم زخمي كه هيچ چيز براي از دست دادن ندارد!
استقلال در مقايسه با داربي 73، مجيدي، جباري، تيموريان و اميرآبادي را ندارد! يعني زننده دو گل از سه گل (مجتبي)، دهنده دو پاس گل (آندو و اميرآبادي) و فرهاد كه خطاي پنالتي روي او گرفته شد! از اين بازيگران اصلي آن روز استقلال، يكي در كرانههاي جنوبي خليجفارس با خاطرههايش سرگرم ليگ قطر است و سه تاي ديگر مصدوماند. خسرو حيدري غايب سرشناس داربي 73، امروز هم محروم است و مظلومي با تلسكوپ گاليله هم در «كهكشان راه آبي» ستارههاي جايگزين را پيدا نميكند؛ با اينحال روحيهاش براي داربي خوب است و در جستوجوي لقب تازهتري ميگويد: «بارسا از بردن الكلاسيكو و استقلال از بردن پرسپوليس سير نميشوند.» حتي اگر غيبت مجتبي پولتيك استقلال و سورپرايز امروز پرويز براي افندي باشد، دست او براي ستارهبازي خالي است.
پرسپوليس هم با مصطفي پاشا اگرچه حالش بهتر است اما از باختن استعفا نداد و براي از دست دادن شش امتياز، شش گل از ملوان و صنعت نفت خورد تا به اجبار تن به معرفي يك پديده دهد؛ «حسين هوشيار»! كه نخستين بار نامش همين پنجهفته پيش برابر همين استقلال و با پيراهن شهرداري ياسوج مطرح شد؛ دروازهبان شجاعي كه شايد تنها ترساش از حنيف عمرانزاده باشد و يك استاديوم آزادي پر كه با دو تجربه قبلياش قطعا متفاوت است! اگر دنيزلي امروز سنگر را به سنگربان گمنامش بسپارد، يعني براي فتح داربي دست از جان شسته و با رمز «يا مرگ يا پيروزي» در جستوجوي سپاه پرويز است؛ پرويزي كه نميخواهد تكيهگاه محكم داربيها و ركورد بينظيرش را با يك شكست از دست بدهد. او ميداند حافظه بلندمدت هواداران بهشدت ضعيف است و يك شكست همه شيريني چهار برد داربي را زهر ميكند. امروز ترس، برادر مرگ نيست، خودش است. ترس از بازيكنهاي محروم يا مصدوم، با ترس از يك فصل پر از ناكامي و شكست، تا اجبار براي استفاده از چهرههاي تازه! فرقي نميكند. ترس، از هر جنسي كه باشد، يك خاصيت ويژه دارد، جسارت را ميكشد، جاهطلبي را ميگيرد و دستها را براي تسليم به آساني بالا ميبرد؛ و «شك» كه به استقبال «ترس» ميرود، زانوها را خم ميكند و زانوهاي خمشده راحتتر ميشكند! پس شك كني باختي، كه در داربي شهر تهران هيچ چيز نهايي نيست حتي زماني كه نهايي به نظر ميرسد.