
فرهاد فخرآبادي
برگزاري مراسم انتخاب برترينهاي اخلاق فوتبال ايران بهانهيي شد تا پاي صحبتهاي آقاي مهدي دادرس مديرعامل سالهاي نه چندان دور پيكان برويم. درد و دلهاي دادرس در باب فرهنگسازي به عنوان يكي از مديران پرسابقه فوتبال ما ميتواند بازگوكننده برخي مسائل باشد. خود دادرس هم در مراسم بهترينهاي اخلاق در مشهد حضور داشت.
آقاي دادرس همانطور كه ميدانيد در ابتداي نام باشگاهها يك پسوند فرهنگي وجود دارد، يك مدير براي ايجاد فرهنگ مناسب و اخلاقمحور شدن باشگاه بايد چه اقداماتي انجام دهد؟
ما يك مقدار جزيرهيي مسائل را نگاه ميكنيم. ما بايد ببينيم جامعه ما به چه طرف خاصي دارد ميرود. قبل از اينكه برنامه نود نظرسنجي بگذارد من طي يك مطلبي در يك روزنامه ورزشي گفتم كه جامعه ما تقريبا رو به افول گذاشته است. شما ورزشگاههاي ما را نگاه كنيد، اصلا سابقه نداشته است چنين رفتاري؛ تقريبا 6 – 5 سالي ميشود كه باب شده و الان مثل يك فرهنگ شده است. ما ميگوييم فوتبال بايد جدا باشد از جامعه اما اصلا اينطور نيست. مربي، بازيكن، مدير همه جزيي از جامعه هستند. ما چون نتيجهمحور شدهايم موضوعات فرهنگي را راحت رد ميكنيم. من يك موضوعي را ميگويم شايد دوستان ناراحت شوند ولي حرف من را روشن ميكند. مثلا جاسم كرار و حركاتي كه در تراكتورسازي انجام داد. به جاي اينكه با بازيكن برخورد كنند نامهنگاري كردند، تا معاون رييسجمهور را تحت تاثير قرار بدهند و ايشان هم براي اينكه نشان دهد معاون است آمد بازيكن را بخشيد؛ پس ما عملا به يك بازيكن خطاكار داريم نمره ميدهيم. حالا ما ميبينيم اين بازيكن از آن باشگاه آمده و به باشگاه بزرگتري رفته، اولين سوال اين است كه چرا اين بازيكن را گرفتيد اين خودش نشان ميدهد كه شما اخلاق را زير پا گذاشتيد و از آن بدتر آقايان براي خودشيريني از اسم مقدس هوادار سوءاستفاده ميكنند و تلاش ميكنند محروميت بازيكن را كم كنند.
تفاوت شاخص فرهنگي فوتبال گذشته با حال چيست؟
در آن زمان هم اتفاقاتي ميافتاد اما خيلي كم بود. چرا؟ چون جامعه ما جامعه منزهتري بود، اخلاقيات بر ماديات بيشتر سنگيني ميكرد. اما الان همهچيز پولكي شده اما به نظر من بخشي از اين روند طبيعي است با پيشرفت تكنولوژي.
شاخصترين اقدامات شما براي فرهنگمحور شدن باشگاهتان در زمان مديريت چه بود؟
من هميشه كار تبليغي را با فرهنگي قاطي نميكردم. مثلا بعضي آقايان ميگويند ما سينه زني در باشگاه راه انداختيم. من به اين آقايان ميگويم سينهزني در فرهنگ ملت وجود داشته است، شما آمديد كار تبليغي كرديد. شاخصترين كار فرهنگي اين است كه به انسانها حرمت بگذاريم، دروغ نگوييم. من متاسفم براي رسانهها. هر كسي دروغ ميگويد بيشتر به او توجه ميشود. شما ببينيد برخي از اين آقايان مدير حرف دو روز قبلشان با امروز فرق دارد. صداقت كم شده است، هر حرفي را ميزنيم براي خوشايند رسانه، تماشاچي و... موقعي كه مدير دايم در حال دروغ گفتن باشد و به انسانها ابزاري نگاه كند چنين اتفاقاتي ميافتد.
شما طي سال 89 آيا مورد خاصي را به ياد داريد كه آن را نمونهيي از اخلاقمحوري بناميد؟
ما در يك شهرستان بازي داشتيم. بعد از گل يكي از مديران خوشحالي كرد چنان به او هجوم آوردند و با لحن بدي ما را مورد خطاب قرار دادند كه شرمآور بود. اما در مقابل موقعي كه همين تيم ميآيد تيم ما (سايپا) را ميبرد، كادر مديريت ميرود به تيم حريف تبريك ميگويد، اين خودش اخلاقمحوري است. من سه- چهار سال است به فدراسيون و سازمان ليگ پيشنهاد دادهام اما متاسفانه آقايان فكر ميكنند هر كسي پيشنهادي ميدهد بايد مقاومت كنند. به آنها گفتم كه يك بخشنامه تندي انجام شود كه كوچكترين تعرضي به تيم داوري، تيم حريف و... با شديدترين برخوردها مواجه شود. جالب است وقتي هم اتفاقي در شهرستانها ميافتد نيروي انتظامي و مسوولان پشت تيم ميزبان درميآيند. تماشاچيها در رشت 90 دقيقه به مازيار زارع فحش دادند اما هيچ برخوردي با آنها نشد. يك اتفاق جديدي هم افتاده براي تيم چوكا كه با داور آن كار را كردند. بايد مديرعاملش را محاكمه كرد. متاسفانه ما فقط به كارهاي روزمره افتادهايم و از همه بدتر مسوولان بالاتر ورزش ميخواهند دايم در فوتبال دخالت كنند، در حالي كه به اين آقايان مربوط نيست. من اين را نميگويم اين حرف فيفا است. به خدا اگر بفهمند ما را محروم ميكنند. بگذاريد فوتبال كار خودش را بكند. از بخت بد فوتبال آقايان آمدهاند و ول كن هم نيستند و تازه اظهارنظر هم ميكنند.
به عنوان آخرين سوال انتخاب شما براي برترين اخلاق دهه اخير كيست؟
به قول يكي از دوستان هر كسي بيشتر خلاف كند بيشتر ديده ميشود. البته ما براي انتخاب خوبها متري نداريم و هر كسي را كه دروغ ميگويد خوب فرض ميكنيم. براي برترينها در ذهن ندارم اما براي مثال محمدرضا طهماسبي، حسين معمار يا از قديميترها حميد عليدوستي، هادي نراقي و... البته هيچ كس به پرويز دهداري نميرسد؛ بزرگمردي كه قدرش را ندانستند و زير خاكش كردند.