شنبه، 28 آبان 1390 - شماره 2313
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت و گو با علي اكبر جوانفكر
اصولگرايان نفهميده‌اند قافيه سياست را باخته‌اند

چرا ملك‌زاده را 60 روز انفرادي بردند؟

چقدر آدم به خاطر مشايي دستگير شد

متكي و اژه‌يي بهتر است ساكت بمانند

كي وزارت اطلاعات در حوادث بعد از انتخابات دست ما بود؟


عكس‌ها: حجت سپهوند

گروه سياسي| صبا آذرپيك

مي‌گويد رك‌ترين مصاحبه‌اش را در چند سال گذشته انجام داده و مي‌خواهد تعارف‌ها را كنار بگذارد. مشاور مطبوعاتي احمدي‌نژاد صريح مي‌گويد ترسي از رييس مجلس و نمايندگان و كليت اصولگرايان ندارد چراكه آنها تيم احمدي‌نژاد را به خاطر سهم‌خواهي تحت فشار مي‌گذارند و اگر چوب لاي چرخ دولت نگذاشته بودند هيچ وقت كار به اين رك‌گويي‌ها نمي‌كشيد. مي‌گويد احمدي‌نژاد مايملكش را رو مي‌كند اما آنها هم بگويند چقدر ملك و املاك دارند. تاكيد دارد احمدي‌نژاد به خاطر منافع نظام هيچ وقت افشاگري نمي‌كند اما اصولگرايان مي‌ترسند كه مبادا چيزي رو شود چون مي‌دانند كه چه كرده‌اند. حرفش اين است كه امثال متكي و اژه‌يي به عنوان وزراي سابق احمدي‌نژاد بهتر است به جاي تهديد، ساكت باشند چون اگر پرده‌ها بيفتد... در مورد قاليباف هم شايد تندتر از بقيه صحبت كرد كه البته در بازنگري‌ها صلاح ديد حذف شود. مي‌گفت انفرادي ملك‌زاده يعني ظلم. از سقط جنين همسرش تا مشكلات جسمي وي در 60 روز انفرادي گفت. مي‌گويد بايد جواب ظلمي كه به مشايي و اطرافيانش رفته را بدهند. سوال مي‌كند مگر عليه ما سند نداشتند پس چه شد؟ رمال و جن‌گيرها، اختلاس، فساد مالي، چرا همه تهديدها توخالي درآمد؟ مصاحبه آرام شروع شد اما جوانفكر تاكيد داشت كه دوره سكوت گذشته. مي‌گفت احمدي‌نژاد نمي‌خواست ميدان را به اين سمت بياورد اما آنها خودشان بازي را شروع كردند. از روز اول هم با هم مشكل داشتند. اما حالا اصولگرايان ترس‌شان زياد شده. مي‌گفت دعواها زرگري نيست و اختلاف سر صندوق رياست‌جمهوري را نبايد پشت درهاي بسته حل كرد. مگر به راي مردم اعتماد ندارند.



براي خوانندگان روزنامه مهم است روايت شما را بشنوند؛ از اينكه در چه چيزي انحراف داشتيد كه به عنوان انحرافي از شما ياد مي‌كنند؟ چرا طي دو سال متهم شديد به جريان انحرافي؟

ماجراي جريان انحرافي به هفت ماه اخير باز مي‌گردد نه دو سال گذشته. من هم همين سوال را از آنها مي‌پرسم؛ يكي بين آنها پيدا شود و بگويد جريان انحرافي يعني چي؟ از چه چيزي منحرفيم؟ بله؛ ما از اين دوستانمان منحرفيم، از باورها و رفتارها و برداشت‌هاي آنها منحرفيم. ما آنها را قبول نداريم. رفتار و منش آنها را قبول نداريم و از آنها منحرفيم، اينها درست است و اگر منظورشان از جريان انحرافي انحراف از باورهاي خودشان باشد، تاييد مي‌كنيم.

اما يك زماني همان‌ها دست شما را در سياست گرفتند و بالا بردند. مي‌گويند بدون تعارف ما احمدي‌نژاد را احمدي‌نژاد كرديم.

خير، من رد مي‌كنم و چنين چيزي صحت ندارد. چه كسي چنين ادعايي را باور مي‌كند؟ آقاي احمدي‌نژاد از خود ظرفيت‌هاي بالايي را نشان داد و مردم هم از او استقبال كردند. البته آنها در ادعاهايشان آزاد هستند و هر ادعايي را مي‌توانند مطرح كنند اما مهم مردم هستند كه آيا اين ادعاهاي بي‌اساس را باور مي‌كنند يا خير؟

پس چرا سال 84 نمي‌گفتيد كه از آنها منحرفيد و قبول‌شان نداريد؟ يعني حالا كه كمك‌تان كردند به قدرت برسيد، راه‌تان را تغيير داديد؟

اين طور نيست. شما مي‌دانيد كه آنها در سال 84 دنبال فرد ديگري غير از آقاي احمدي‌نژاد بودند و هر كاري هم از دست‌شان برآمد انجام دادند كه آقاي احمدي‌نژاد رييس‌جمهور نشود. اين را همه مردم مي‌دانند. بعد از پيروزي آقاي احمدي‌نژاد بود كه آنها با ادعاي اصولگرا بودن، خودشان را به آقاي احمدي‌نژاد چسباندند. البته نتوانستند بچسبند و چسب‌شان ناچسب بود و از او جدا افتادند.

منش اصولگرايان را قبول نداريم و از آنها منحرفيم؛ مگر مالكيت كشور بين آقايان تقسيم شده و كشور شركت سهامي است كه از ما سهم مي‌خواهند؟

بعد انتخابات شروع كردند چوب لاي چرخ دولت گذاشتن؛ از ما سهم مي‌‌خواستند. احمدي‌نژاد كه مقبوليت دارد به آنها بدهكار نيست.

كدام فساد مالي ؟ مگر نگفتند ما رمال يا جن‌گير هستيم، چرا اثبات نكردند؟ مگر نگفتند 150 ميليون دزدي كرديم پس چي شد سندش؟

چطور به خاطر منافع نظام حاضرند التهاب ايجاد كنند حالا به خاطر همان منافع حاضر نيستند اگر سندي عليه ما دارند، رو كنند؟ از چه مي‌ترسند؟

چرا ملك‌زاده را 60 روز انفرادي بردند؟ چرا آزادش كردند؟ مشكل جسمي در انفرادي پيدا كرد. زنش سقط جنين كرد. چه كسي جواب اين ظلم را مي‌دهد؟

انفرادي قانوني است؟ جرم ملك‌زاده و بقيه افرادي كه از طيف ما گرفتند چه شد؟ دادستان بايد جواب افتراهايي كه به ما زد را بدهد.

كي وزارت اطلاعات در حوادث بعد از انتخابات دست ما بود؟ اگر بود كه با درخواست استعفاي مصلحي موافقت نمي‌كرديم. اژه‌يي هم وزير اطلاعات ما نبود.

مشايي بازجويي نشده اما ديگر نمي‌گذارند تحرك سياسي داشته باشد. چقدر آدم بيگناه به خاطر مشايي دستگير شده؛ براي چه؟ چون مشايي را مردم دوست دارند، تخريبش مي‌كنند؟

آقاي متكي و اژه‌يي بهتر است ساكت بمانند. عزتشان در سكوت‌شان است. اگر پرده‌ها بيفتد مردم خيلي چيزها را مي‌فهمند.

رييس‌جمهور با اژه‌يي مناظره كند كه چه؟ درست است رييس دولت با وزير اطلاعاتش مناظره كند؟ آقاي احمدي‌نژاد كه نمي‌تواند حرف‌هايش را بزند.

رييس‌جمهور سند رو نمي‌كند به خاطر منافع نظام، اما بپرسند آقاي احمدي‌نژاد و آنهاچقدر دارايي و مايملك دارند؟ واقعا رسيدگي شود نه اينكه برسند به آقاي x يا y ودوباره بگويند ولش كن.

از چه مي‌ترسند؟ در ستون طنز روزنامه ايران براي اينكه قافيه‌هاي شعر درست شود نوشته شد 140 هزار سند رو مي‌كنيم؛ وحشت كردند گفتند برويد جلوي روزنامه ايران بگيريد و اجازه ندهيد منتشر شود!

با من تماس گرفتند كه پذيرش استعفاي مصلحي را از روي ايرنا بردار گفتم شما كي هستيد؟ گفتند ما مي‌گوييم‌ برداريد و نظر آقا است. گفتم نظر آقا را بايد روابط‌ عمومي يا دفتر معظم له اعلام كنند و... گفتم نه همين كه ما مي‌گوييم! گفتم عمل نمي‌كنم. گفتند كه خودت بايد با دستگاه قضايي روبرو شوي و از فرداي آن روز فشارها شروع شد.

مطهري به احمدي‌نژاد راي داد؟ پس در تظاهرات موسوي چه كار مي‌كرد؟ توكلي و مطهري مي‌گويند ما حق داريم مصوبه خلاف شرع تصويب كنيم. اين نماينده‌ها مصاحبه‌هايشان ارزش دارد؟

آنها به فكر رياست‌جمهوري بعدند؛ كي احمدي‌نژاد خواست مدودف و پوتين ايراني بشود؟ آنها هنوز نفهميده‌اند كه قافيه سياست را باخته‌اند!

اما پشت‌تان بودند؟

ادعا مي‌كنند كه پشت‌مان بودند؛ خير نبودند. كار خودشان را كردند. حرف خودشان را زدند، مسير خودشان را رفتند و ادعاي خودشان را داشتند و آنها هيچ‌گاه همراه با دولت نبودند! كجا و چگونه همراهي كردند؟

پس چرا همان موقع عليه‌شان قد نكشيديد؟

دليلي نداشت كه روي افتراق‌ها انگشت بگذاريم؛ آن موقع اين كارها را نكردند و اين اتهامات بي‌اساس را به ما نزدند. ما هم به مصلحت و اهداف اساسي نظام و انقلاب نديديم كه روي آن مسائل انگشت بگذاريم. حالا براي اينكه دنبالش نرفتيم بايد مواخذه شويم؟ الان هم اينها هستند كه فضاي عمومي جامعه را مسموم كرده‌اند و ما ناگزير شده‌ايم در برابر آنها به طور شفاف اعلام موضع كنيم. اگر هم آنها الان روي مسائل بيخودي انگشت نمي‌گذاشتند، بحران درست نمي‌كردند و دايما چوب لاي چرخ دولت نمي‌گذاشتند، باور كنيد دليلي نداشت كه فاصله معني‌دار خودمان را با آنها بازگو كنيم و مشخص كنيم كه از جنس آنها نيستيم؛ خودشان خواستند و اين هم تبعاتش است.

سياست يعني همين؛ يك سري مطالبات داشتند و شما به آن مطالبات جواب نداديد. چرا؟

چه سهمي دارند؟ مگر مالكيت كشور بين افراد يا جريانات خاصي تقسيم شده است؟ مگر غير از مردم كسي صاحب كشور است؟ احمدي‌نژاد مي‌خواهد افرادي را انتخاب كند كه با او هماهنگ باشند؛ مديريت مملكت يك شركت سهامي كه نيست هركسي يك سهمي داشته باشد. اگر سهمي هست مربوط به نوكري و خدمت به مردم است. در نوكري مردم است كه بايد از يكديگر سبقت بگيريم، نه اينكه چوب لاي چرخ دولت بگذاريم. اينها چوب لاي چرخ دولت گذاشته‌اند. خب اين درست نيست. اينها بعد از انتخابات رياست‌جمهوري شروع به مساله‌سازي كردند. سهم مي‌خواستند و البته از منظر گروهي و حزبي هيچ سهمي برايشان قايل نبوده و نيستيم.

مگر غير از اين بود كه سال 84، دولت را از اصلاح‌طلب‌ها گرفتند و توقع نداشتند آن را به احمدي‌نژاد ببازند. شما اين بازي را به هم زديد ؟

آخر كجاي اصولگرايي اجازه مي‌دهد دولتي كه مورد تاييد رهبري و مردم است دايما برايش بحران درست كنند؟ برايش مساله درست كنند و نگذارند كار كند. اين همه سوال از رييس‌جمهور و وزرا در صحن مجلس با چه هدفي مطرح شده است؟ آنها براي اين رفتار بي‌سابقه چه جوابي دارند؟ آن ظلمي كه به مرحوم كردان كردند براي چه بود؟

شايد معتقدند كه براي مردم كار نمي‌كنيد؟

اگر اين اعتقاد را دارند پس مشكل آنها چيز ديگري است. رهبر معظم انقلاب؛ دولت احمدي‌نژاد را دولت كار و تلاش توصيف كرده‌اند. آنها اگر دولت را در خدمت مردم نمي‌دانند بهتر است بگويند كه با مقام معظم رهبري مشكل دارند و از ولايت فقيه تبعيت نمي‌كنند.

قدرت در دست شماست؛ سر قدرت در بدنه بالايي كشور دست آنها. از نگاه بسياري، احمدي‌نژاد نزاع با آنها را زود شروع كرد. چرا با آنها سر قدرت به تفاهم صوري نرسيديد؟ آنها زودتر از موعد احساس كردند كه رو دست خوردند و نگرانند رييس‌جمهور بعدي يكي از نزديكان احمدي‌نژاد باشد. پس واكنش‌هايي كه عليه شما مي‌كنند طبيعي است.

رييس‌جمهور را مردم بايد انتخاب كنند. اينطور نيست كه كساني پشت صحنه بنشينند و براي مردم رييس‌جمهور تعيين ‌كنند. آنها دارند اشتباه مي‌كنند. ما باورمان اين نيست كه از قبل، عده‌يي با هم زد و بند كنند و يك نفر را براي رييس‌جمهور شدن تاييد كنند. چنين رفتاري، ظلم به مردم و تضييع حقوق آنان است.

مگر همين محافظه‌كاران پشت پرده تصميم نگرفتند آقاي احمدي‌نژاد بماند و كسي را براي رقابت با وي نياوردند؟

خير، اين برداشت صد درصد اشتباه است. آقاي احمدي‌نژاد همانند سال 84 خودش كانديدا شد و بدون هيچ‌گونه پشتوانه حزبي و گروهي خود را به مردم معرفي كرد. در انتخابات سال 88 نيز آنها مي‌دانستند كه حريف آقاي احمدي‌نژاد نيستند لذا به صورتي گريزناپذير به حمايت از آقاي احمدي‌نژاد پرداختند. آقاي احمدي‌نژاد توانسته بود در سايه خدمات گسترده و بي‌سابقه به مردم و ارتباط نزديك با افكار عمومي، در دل مردم جا باز كند و آنها با وقوف به اين حقيقت، مرتكب اشتباه خود در سال 84 نشدند و فهميدند كه اگر فردي را وارد رقابت با آقاي احمدي‌نژاد كنند، دست به يك عمليات انتحاري زده‌اند كه‌ ‌اي‌كاش اين كار را مي‌كردند و امروز مردم تكليف خود را با اين جماعت روشن كرده بودند.

خب همين حرف‌ها را مي‌زنيد كه ناراحت‌شان مي‌كنيد. آنها تمام قد پشت سرتان بودند و رنجيدند از به قول خودشان ناسپاسي احمدي‌نژاد.

آن كسي كه ناسپاسي كرد ما نبوديم. آنها بودند كه قدر احمدي‌نژاد و دولت او را ندانستند. اگر بحث از ناسپاسي باشد بايد آنها را به چالش بكشيد. احمدي‌نژاد مقبوليت دارد و بدهكار آنها نيست.

اگر حرف مقبوليت بود كه موسوي هم مي‌توانست مقبوليت مردمي داشته باشد. اما سراغ موسوي نرفتند.

خير، ايشان مقبوليت نداشتند. نتيجه انتخابات هم اين رااثبات كرد. مقبوليت يعني اينكه ديدند آقاي احمدي‌نژاد با انجام سفرهاي استاني، در متن زندگي مردم حضور يافته و با آنان ارتباط صميمانه و نزديك برقرار كرده است. كشور در حال پيشرفت است و اين پيشرفت جلوي چشم مردم و در معرض قضاوت مثبت آنان قرار دارد. بنابراين مردم با انتخاب آقاي احمدي‌نژاد از او قدرشناسي كردند. موسوي هم قبل از انتخابات يك مقبوليت نسبي داشت كه قابل انكار نيست اما ايشان در دوره تبليغات انتخابات، رفتاري از خودش نشان داد كه به ايشان ضربه سنگيني وارد كرد؛ او مي‌خواست با ايجاد فضاي پرالتهاب و وارد آوردن اتهامات بي‌اساس به دولت و رييس‌جمهور، افكار عمومي را به سوي خودش معطوف كند و اين تنش و التهاباتي كه ايجاد كرد، نه تنها براي او سودي نداشت بلكه او را به اشتباه انداخت و پس از انتخابات رفتاري را از او شاهد بوديم كه نتيجه همان آدرس دادن‌هاي غلط بود.

اين اتهام را اصولگرايان به شما مي‌زنند و مي‌گويند يك فضاي پرتنش ايجاد مي‌كنيد و در تنش كارتان را جلو مي‌بريد. مي‌گويند جلوي مردم مظلوم‌نمايي مي‌كنيد.

نه، ما اين طور رفتار نمي‌كنيم. ما كار مي‌كنيم و كار هم كرده‌ايم. اگر يك دولت حزبي مثل دولت خاتمي بوديم، اين حرف‌ها خريدار داشت، زيرا دولت خاتمي دولت سياست ورزي بود و دولت احمدي‌نژاد دولت كار و تلاش. اين دوتا با هم قابل جمع نيست. يعني نمي‌شود وقت دولت و رييس‌جمهور به مجادلات و مباحث سياسي صرف شود و هم بشود براي كشور كار كرد. اگر قبول كنيم كه دولت آقاي احمدي‌نژاد براي كشور كار كرده است، پس بايد بپذيريم كه اين دولت تا حد ممكن از ورود به تنش‌ها و مجادلات سياسي اجتناب كرده است. ضمن اينكه دولت احمدي‌نژاد نماينده يك جريان سياسي نيست كه بخواهد جلوي مردم مظلوم‌نمايي كند، يك دولت برآمده از آراي مردم است و مردم نيز با او همراه و همدل هستند.

شما هم قدرت و هم ثروت در اختيار داريد.

نگوييد قدرت و ثروت در دست ماست، ما كي هستيم؟ قدرت و ثروت مال ملت است، اگر دولت نماينده يك جريان و گروه سياسي خاص بود شايد حرف شما مصداق پيدا مي‌كرد اما همه مي‌دانيم كه اين دولت، منتج از راي مردم است و به عنوان نماينده مردم امانت‌دار قدرت و ثروتي است كه صاحب و مالك واقعي آن مردم‌اند. بنابراين فكر مي‌كنم كه اين حرف منطق ندارد.

مگر رسانه‌ها و افراد شاخص‌شان حلقه‌ اول دولت را به فساد مالي متهم نمي‌كنند؟

كدام فساد مالي؟ مگر نگفتند ما رمال يا جن‌گير هستيم. چرا اثبات نكردند؟ چرا در برابر اتهاماتي كه به ما زدند كم آوردند و از صحنه فرار كردند؟ چرا آقاي ملك‌زاده را گرفتند ولي صدايش را درنياوردند كه براي چه گرفتند؟ چرا آزادش كردند و دليلش را براي مردم توضيح ندادند؟ مگر نمي‌گفتند150 ميليارد دزدي شده، پس چه شد؟ چرا به مردم حقيقت را نمي‌گويند و افراد را از اتهامات وارده مبرا نمي‌خوانند؟ كجاي اين رفتارها اسلامي است و با چه منطقي سازگاري دارد؟

مي‌گويند به خاطر منافع نظام رو نمي‌كنند.

عجب! به خاطر منافع نظام مي‌آيند در جامعه التهاب ايجاد مي‌كنند ولي به خاطر منافع جامعه حاضر نيستند سند بدهند؟ اتفاقا منافع نظام اينجا ايجاب مي‌كند كه بگويند. اينها كه ابايي ندارند، اگر سند داشتند حتما مي‌گفتند. ما مي‌گوييم دروغ مي‌گويند و جريان انحرافي يك چيز موهوم است. آقاي مشايي و احمدي‌نژاد زندگي‌شان پاك است. اگر راست مي‌گويند يك گروه مستقل و بي‌طرف تعيين شود و اجازه دهند از وضع زندگي و دارايي و اموال و املاك ما و آنها، به مردم گزارش داده شود.

آقاي ملك‌زاده از بازجويي‌هايش چه چيزي تعريف مي‌كرد؟

من صحبتي نكردم، به من گفته‌اند كه همسرش بر اثر رفت و آمد به زندان براي ديدن آقاي ملك‌زاده سقط جنين كرده است. چه كسي پاسخگوي اين اقدام است؟ آقاي ملك‌زاده بر اثر مدت مديدي كه در زندان انفرادي بوده دچار مشكلات جسمي و روحي شده است، چه كسي اين آسيب‌ها را جبران خواهد كرد؟

در طول زندان؟

بله، در طول زندان كه برايش پيش آمده است چه كسي پاسخگوي آن است؟

به نظر شما چه كسي بايد پاسخ بدهد؟

بالاخره كسي بايد پاسخگو باشد. ما اشكالي نمي‌بينيم كه دستگاه قضايي افراد را احضار كند و مورد بازپرسي قرار دهد اما همين كار هم بايد بر اساس قانون انجام شود. اينطور نيست كه چون ما مسووليتي داريم هركاري دل‌مان بخواهد مي‌توانيم انجام دهيم. هركس را بخواهيم مي‌توانيم احضار يا بازداشت كنيم. همه‌چيز بايد بر اساس قانون انجام شود.

مگر با ضابطه نبود؟

خير نبود، مگر زندان انفرادي قانوني است؟ كجاي قانون اين اجازه را مي‌دهد؟ وقتي متهم بازداشت مي‌شود حداكثر ظرف 48 ساعت بايد مشخص كنند كه به چه جرمي دستگير شده است. به وكيلش بايد اجازه بدهند كه در آنجا حضور داشته باشد. بگذارند با خانواده‌اش تماس بگيرد. آيا مي‌توان گفت كه برخي رفتارهاي صورت گرفته، از جنس انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده است؟ قطعا نيست! اين رفتارها را ما قبول نداريم، اينها را با صراحت گفتيم. امروز گفتيم و در آينده هم خواهيم گفت. ما براي استقرار و ثبات و دوام نظام جمهوري اسلامي ايران شهيد داده‌ايم، ملت ايران تمامي سختي‌ها و مرارت‌ها را تحمل كرده است. اين همه جانباز تقديم كرده است، هدف چه بود؟ آيا جز اين بوده است كه نظام اسلامي ايران بالنده‌تر از هميشه در پيش چشم جهانيان قرار بگيرد؟ ما ماموريت‌هاي بزرگ‌تري را بايد دنبال كنيم. چشم اميد ملت‌هاي مسلمان به انقلاب اسلامي دوخته شده است، بنابراين هر اقدامي كه وجهه نظام و انقلاب را مشوه كند و به آن آسيب برساند، محكوم است و بايد با آن مقابله شود. برخي رفتارها هيچ نسبتي با نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد و چهره نظام ما پاكتر از آن است كه اين رفتارها به آن نسبت داده شود. با شهامت در روزنامه ايران نوشتيم كه بگوييد چرا آقاي ملك‌زاده را با آن همه سر وصدا بازداشت و بعد از 40 يا 50 روز زندان انفرادي، بدون سر و صدا او را آزاد كرديد. مردم از بنده به عنوان روزنامه‌نگار انتظار دارند كه مطالبات آنها را از مسوولان كشور در هر رده‌يي كه هستند مطرح كنم و مراقبت كنيم كه انقلاب و نظام اسلامي از آسيب‌ها در امان بماند.

اما افرادي كه شما مي‌گوييد چرا اين كار را كردند جزو نظام هستند. تا اينجا انتقاد مي‌كنيد اماقدرت و توانايي داريد كه اين رفتارها را تغيير بدهيد؟

ما در موضع مطالبه‌گري هستيم. نبايد اجازه دهيم كه رفتارهاي غلط و آسيب زننده به اساس نظام و انقلاب ادامه پيدا كند. اين افراد هم نبايد بر ادامه رفتارهاي نادرست خود اصرار كنند. ما دوست نداريم آن افراد هم مرتكب چنين رفتاري بشوند. ما از اينكه ببينيم آن افراد تخلف مي‌كنند، ناراحت هستيم و توصيه مي‌كنيم كه رفتارشان را اصلاح كنند. ما مي‌خواهيم آنها در مسووليت‌هايشان بمانند و به مردم خدمت كنند، ما برخوردمان با آنها حذفي نيست بلكه اصلاحي است.

الان فشار از كجا به شما نزديك است؟ گفتند مشايي در 5- 4 ماه گذشته بازجويي شده؛ حالا دستگيري خواهرزاده‌اش. اين بازجويي‌ها نهايتا به كجا رسيد؟

من تا به‌ حال نشنيده‌ام كه آقاي مشايي بازجويي شده باشد. اگر شما اطلاعاتي داريد من ندارم.

مي‌گويند حساب خودتان پاك است اما يك طبقه سرمايه‌داري را ايجاد مي‌كنيد وابسته به خودتان براي آينده.

متاسفانه ‌حساب و كتاب لازم در كشور وجود ندارد. اگر ‌حساب و كتابي وجود داشت، كسي به خود جرات نمي‌داد اين‌طور صحبت كند و به دولت منتخب مردم اينطور تهمت بزند. خب بگويند كجاست؟ اينها دروغ است، متاسفانه كسي نيست رسيدگي كند وگرنه رييس ديوان محاسبات به خود جرات نمي‌داد كه اتهامات بي‌اساس را به دولت وارد كند. متاسفانه الان هم همه‌چيز دست آنهاست و آنها بايد رسيدگي كنند. مثلا سازمان بازرسي كل كشور، پايش را در يك كفش كرده كه مي‌خواهد موسسه مطبوعاتي ايران را كه يك موسسه خصوصي است، بازرسي كند. چرا؟ چون در سرمقاله روزنامه ايران، كاركرد سازمان‌هاي نظارتي مثل سازمان بازرسي كل كشور و ديوان محاسبات را درباره پرونده اخير فساد بانكي مورد سوال قرار دادم و از همان زمان آنها پايشان را در يك كفش كرده‌اند كه مي‌خواهند موسسه فرهنگي- مطبوعاتي ايران را بازرسي كنند. به آنها گفته‌ام كه ماهيت اين موسسه خصوصي است و مشمول قانون نظارت و بازرسي نمي‌شويم و مستندات ما اثبات مي‌كند كه آنها حق بازرسي ندارند اما آنها قانون را تفسير به راي و مصادره به مطلوب مي‌كنند و در روز روشن زور مي‌گويند. در ماجراي ويژه‌نامه خاتون هم ديديد كه چه ظلمي به ما شد؟ موجي از دروغگويي و تحريف را در كشور به راه انداختند و با نشر اطلاعات غلط و تحريك‌آميز، برخي از علما و فعالان سياسي را به موضعگيري واداشتند و كمتر از 8 ساعت نيز عليه ما اعلام جرم شد. اينها ظلم است. امام جمعه مشهد عليه دست‌اندركاران خاتون حكم محارب صادر كرد، اينها ظلم است و پايدار نمي‌ماند و ناحق است. در دادگاه مطبوعات اعلام كردم اين ظلم است. براي چه بايد مجازات شويم؟

تقريبا اين ادبيات را دارند گسترش مي‌دهند كه ما اگر حرفي عليه احمدي‌نژاد نمي‌زنيم و فعلا داريم سكوت مي‌كنيم و مشايي را به دادگاه نمي‌كشيم، براي اين است كه نگران هستيم احمدي‌نژاد داستان انتخابات 88 را تكرار كند. مثلا مطهري مي‌گويد به خاطر همان پرونده‌هاي درجه اول درباره برخي تخلفات بعضي مقامات كه در اختيار احمدي‌نژاد است، اصولگرايان مجبور به سكوت شدند.

چه ترسي دارند؟ آنها از خودشان وحشت دارند. آنها از اينكه مبادا مسائل‌شان رو شود وحشت دارند. مثلا در ستون طنز روزنامه ايران براي اينكه قافيه‌هاي شعر درست شود نوشته شد 140 هزار سند رو مي‌كنيم؛ آنها وحشت كرده بودند و موجي راه انداختند و حتي به رييس دستگاه قضا مراجعه كردند كه برويد اين مدارك را از روزنامه ايران بگيريد و اجازه ندهيد منتشر شود! آقاي رييس‌جمهور رييس كشور است و از خيلي مسائل اطلاع دارد اما بارها گفته كه حرف‌ها را در دلم نگه مي‌دارم و نمي‌توانم بسياري از حرف‌ها را بزنم. در مقابل مشاهده مي‌كنيم كه برخي از اين افراد، گستاخي را به نهايت رسانده و از مردم مي‌خواهند در سفرهاي استاني به استقبال رييس‌جمهور نروند!

از چه چيزي مي‌ترسند؟

از خودشان بايد بپرسيد كه از چه چيزي مي‌ترسند. مي‌ترسند از اينكه ببينند يكي خادم مردم است؟ سوابق ما و آنها را در بياورند و به مردم نشان دهند، بپرسند آقاي احمدي‌نژاد و آنها چقدر دارايي و مايملك دارند؟ گزارش آن را به مردم بدهند.

شما حاضريد اين كار را انجام دهيد و بگوييد كه يك مقام ارشدي در فلان جا تخلف مي‌كند؟ چنين جسارتي را داريد؟

چرا نه! اين يك وظيفه است. به عنوان مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور جزو كساني بوده‌ام كه مواضعم هميشه شفاف بوده و اين را همه اظهار مي‌كنند. البته مصالح و منافع نظام را همواره مد نظر داشته‌ام اما معتقدم كه نظام نبايد به منافع افراد گره بخورد. صدها نفر امثال بنده و بالاتر از بنده بايد قربان و صدقه اين نظام مقدس شويم. نظام جمهوري اسلامي ايران ريشه‌دارترين نظام مردمي در جهان است و ما حق نداريم آن را فداي خود و اهداف و اميال مان كنيم.

مردم عادي كه نمي‌توانند تك‌تك بروند و زمين‌خواري آقاي فلان را در بياورند، شما به عنوان يك مسوول اين كار را مي‌كنيد؟

ما مطالبه مي‌كنيم؛ همان آقايان كه به ما اتهام مي‌زنند، يك گروه مرضي الطرفين بگذارند تا اطلاعات مربوط به دارايي‌هاي مسوولان را در بياورند و به مردم گزارش كنند.

اين هم يك شعار تبليغاتي جديد است؟

مهم نيست كه شما اسمش را چه چيزي مي‌گذاريد، مهم اين است كه اين اتفاق بيفتد؟ اين حق قانوني و مطالبه درست مردم است كه يك گروه مستقل بيايد و اين كار را بكند. اما واقعا رسيدگي شود، نه اينكه برسند به آقاي x يا y دوباره بگويند ولش كن. آن چيزي كه مهم است حيثيت نظام است.

اگر اين كار را نكردند چه؟

اگر نكردند، اين مردم هستند كه تصميم مي‌گيرند. آنها مشخص مي‌كنند كه چه كسي در قدرت بماند و چه كسي را اجازه ورود به قدرت ندهند.

آيا دولت احمدي‌نژاد شهامت دارد كه بيايد و اين ليست آقايان را به رسانه‌ها بدهد؟ همان ليستي كه مي‌گفت هميشه در جيبم هست.

اين كار دستگاه قضايي است، شما چرا از آقاي احمدي‌نژاد مطالبه مي‌كنيد؟ آقاي احمدي‌نژاد ليست را به دستگاه قضايي داده است.

برخي مردم اين دعواهاي شما با محافظه‌كاران را باور ندارند. معتقدند اين دعواي زرگري است. آقاي مشايي آمده كه آراي خاكستري جامعه را جمع كند و مثلا تصميم بر اين بوده كه چرا امثال اصلاح‌طلب‌ها اين كار را بكنند، بهتر است كه يكي مانند مشايي اين كار را بكند.

اين چه تعبيري است؟ مشايي و در پي او دولت و همكاران نزديك رييس‌جمهور به شكلي ناجوانمردانه مورد حمله قرارگرفتند و حتي فرصت سخن گفتن و تحرك از آقاي مشايي سلب شده است و آن وقت شما اسمش را مي‌گذاريد دعواي زرگري. آراي خاكستري، آبي و هر رنگي كه شما بخواهيد اسم بگذاريد، بخشي از جامعه ما محسوب مي‌شوند و حق حيات و حرف‌زدن دارند و لزوما طرفدار موسوي نيستند. موسوي اشتباه كرد و مردم از او فاصله گرفتند ولي اينها هم نظر دارند و حالا ممكن است يك نفر پيدا شودكه بخواهد با اين آرا ارتباط برقرار كند، حق قانوني‌اش است؛ اينكه منفي نيست، نقطه مثبت است. چرا نبايد از درون نظام كسي ظرفيت جذب اين طيف از نيروهاي سياسي جامعه را داشته باشد؟ جلوگيري از اين كار به نفع كيست و چه كسي را خوشحال مي‌كند؟!

و از نگاه شما، مشايي با اين شيوه جديدش مي‌تواند آن دسته از مردم را جذب كند؟

من نمي‌گويم آقاي مشايي. ممكن است هركس ديگري اين كار را انجام دهد و اگر آقاي مشايي بتواند اين كار را انجام بدهد آيا بايد با او برخورد كرد؟ آيا بايد او را تخريب كرد؟ آيا بايد جلوي او را گرفت؟

اينكه براي تيم شما بد نشد؛ تمام تيتر رسانه‌ها و موج رسانه‌ها فعلا روي شما به عنوان جريان انحرافي است!

اين طور نيست! من حق زندگي دارم و مي‌خواهم در اين جامعه ادامه حيات بدهم. خانواده‌ام حق زندگي دارند. آنها گناهي ندارند. چرا عده‌يي زياده‌خواه با مطرح كردن يك داستان ساختگي به اسم جريان انحرافي، زندگي را بر خانواده بنده و امثال بنده تلخ كرده‌اند؟ اين ظلم است و بنده از حق خود و خانواده‌ام گذشت نمي‌كنم. بحث جريان انحرافي براي من شهرت ايجاد كرده ولي شهرتي كه زندگي را بر خانواده‌ام تلخ كرده است، چه ارزشي دارد؟

اين بخش شوخي بود؟

خير كاملا جدي است. شهرت به چه درد من مي‌خورد؟ من مي‌خواهم در اين جامعه زندگي كنم. خانواده‌ام را نمي‌توانم در عذاب نگه دارم كه مي‌خواهم كار سياسي كنم. اين شهرت چه اهميتي دارد، در حالي كه خانواده‌ام در عذاب هستند؟

آقاي مشايي احتمالا به دردش مي‌خورد. بويژه براي كانديدا شدن.

خير؛ براي ايشان نيز تحمل اين وضع سخت است. بعضي وقت‌ها اين احساس در انسان ايجاد مي‌شود كه پذيرفتن مسووليت ممكن است با گناه همراه باشد و فكر مي‌كنم كه آقاي مشايي هم همين احساس و باور را دارد.

چه گناهي؟

به خاطر دشمني با مشايي، ببينيد چقدر آدم بي‌گناه را بازداشت و زنداني كردند. چرا و به چه جرمي؟ چرا افرادي را تا 60 روز در زندان انفرادي نگه داشتند. چرا اين كار را كردند؟ بايد توضيح بدهند. با چه منطقي اين كار را كردند. آيا خدا از اين كار راضي است؟ قطعا راضي نيست. اينها ظلم است و البته مشايي هم از اين وضع ناراحت است.

گفتيد به مشايي اجازه تحرك سياسي نمي‌دهند.

مدت‌هاست جايي نمي‌رود و حرفي نمي‌زند. گفتند مصلحت كشور اين است كه مشايي سكوت كند و ما هم گفتيم چشم.

اين را خواستند از آقاي مشايي؟

ممكن است به ايشان توصيه شده باشد اما خودشان هم ملاحظه كرده‌اند. ببينيد نمي‌گذارند مشايي حتي وظايف قانوني‌اش را انجام دهد. مي‌گويند 30 تا پست و مسووليت دارد در حالي كه اينها دروغ است. رييس دفتر رييس‌جمهور هر كس كه باشد، بطور قهري عهده‌دار مسووليت‌هاي مختلفي مي‌شود، مثلا در كميسيون فرهنگي دولت هم عضويت دارد يا عضو هيات امناي فلان دستگاه هم هست و امثال آن. آيا او گناهي كرده است كه اين مسووليت‌ها را به انجام مي‌رساند در حالي كه بابت آنها هيچ حقوقي دريافت نمي‌كند؟

حرف‌شان اين است كه كابينه را تفكر مشايي مي‌چرخاند و مشايي براي همه كابينه تصميم مي‌گيرد.

اين توهين به وزرا و بقيه اعضاي كابينه است.

متكي كه حالا آمده بيرون رييس‌جمهور را متهم به دروغ‌گويي مي‌كند و مي‌گويد در يك خط حرف ايشان 24 دروغ بوده! مي‌گويد عليه ايشان حرف زيادي براي زدن دارد و چندين كلمه دروغ است.

به نظر شما اگر كسي در دولت بود و حرفي نزد و وقتي خارج شد عليه دولت شروع به حرف زدن كند، چه شخصيتي از خود در اذهان ايجاد مي‌كند؟ كسي كه وزير است، در مقابل كارهايي كه انجام مي‌دهد، مسوول است. آيا مي‌تواند بگويد من هيچ‌ كاره بودم؟ يا بگويد من كه در دولت بودم تحت فشار آقاي مشايي بودم ؟ اگر چنين حرفي را بزند، در واقع خودش را زير سوال برده و شخصيت خود را تخريب كرده است.

آقاي اژه‌‌يي رسما احمدي‌نژاد را به مناظره دعوت كرده؛ يعني احمدي‌نژاد و وزير اطلاعات سابقش با هم مناظره كنند؛ اين اتفاقات يعني كشيده شدن بازي به راند آخر؟

رييس‌جمهور به خاطر تعهداتش نمي‌تواند 60 تا 70 درصد حرف‌هايش را با مردم در ميان بگذارد، بنابراين شركت رييس‌جمهور در چنين مناظره‌يي، منطقي نيست. بنده پسنديده‌ نمي‌دانم كه يك رييس‌جمهور بيايد و برود با وزير اطلاعات خودش كه الان ديگر وزير اطلاعات نيست و يك مسووليت قضايي هم دارد مناظره بگذارد. مناظره بايد موضوعيت داشته باشد. مناظره بايد براي هدف مشخصي طراحي شود.

مردم مي‌پرسند چه خبراست؟ از صفارهرندي تا اژه‌يي يا متكي، هر كسي مي‌خواهد عليه احمدي‌نژاد شروع كند به حرف زدن. اين اتوبوس دولت كه ترمز نداشت بدجور به دست‌انداز افتاده و به آخر راه مي‌رسد.

آنچه رييس‌جمهور درباره ترمز گفتند مربوط به قطار بود نه اتوبوس و مربوط به انرژي هسته‌يي بود و نه مسائل سياسي. مسائل را با هم قاطي نكنيد. دكتر احمدي‌نژاد ديكتاتور نيست، يك فرد متدين، آزادانديش و پايبند به مباني مردم‌سالاري ديني است و نياز به گفتن نيست اما درباره آن افراد بايد خودشان پاسخگو باشند، چرا اين‌طور رفتار مي‌كنند. آيا دو روز دنيا اينقدر ارزش دارد؟ حالا آقاي احمدي‌نژاد يك كاري كرد و آنها را آورد بالا، بعد هم به خاطر عملكردشان به خاطر مناسبات سياسي‌شان، اعتماد احمدي‌نژاد از آنها سلب شد. مگر مي‌شود يك دولتي وجود داشته باشد كه هر كسي ساز خودش را بزند؟ وقتي در دولت افرادي بودند كه مي‌خواستند ساز خودشان را بزنند و اهداف سياسي خودشان را دنبال كنند، مشخص است كه جايشان در آن دولت نيست. وقتي آقاي رييس‌جمهور ديد كه عده‌يي دارند رفتارهايي مي‌كنند و واكنش‌هايي دارند و تصميماتي مي‌گيرند كه اختلال در روند حركتي دولت ايجاد مي‌كند مسلم است كه تصميم مي‌گيرند و كنارشان مي‌گذارند، اگر كنار گذاشت، آيا بايد بداخلاقي كنند؟

وزير‌هاي كليدي مانند اژه‌يي و متكي كه سازشان با ساز آقاي احمدي‌نژاد كوك نبوده براي چه انتخاب شدند؟

آيا واقعا سازشان كوك نبوده يا ضعف‌هاي عمده داشتند در مديريت‌هايشان. در دوره آقاي متكي در ديپلماسي خارجي واقعا داراي ضعف بوديم. چند تا از ديپلمات‌هاي ما رفتند و پناهنده شدند؟ آيا اين امر نشانه تسلط يك وزير بر دستگاه ديپلماسي است يا آنكه شيرازه كار از دستش در رفته است؟

متكي مي‌گويد من آنها را انتخاب نكردم و آقاي مشايي آنها را انتخاب كرد.

انتخاب سفرا و ديپلمات‌ها دست وزير امور خارجه نبوده؟ چه ‌كسي از ايشان اين حرف را مي‌پذيرد؟ چه كسي مي‌گويد دست ايشان نبوده، ايشان وزير خارجه بودند، همه سفرا را ايشان معرفي مي‌كنند و در هيات دولت تصويب مي‌شود و كارهايشان انجام مي‌شود. چه كسي مي‌گويد ايشان مسوول نبودند. ايشان در تصميمات ديپلماسي خارجي به طور مستقيم مسوول بودند.

پس چرا راست نمي‌گويند؟

شما برويد بپرسيد. آنها بايد صداقت از خودشان نشان دهند و اشتباهات خودشان را بپذيرند. چرا بداخلاقي مي‌كنند؟ عزت آقاي متكي و آقاي اژه‌يي در اين است كه الان سكوت كنند وگرنه اگر پرده‌ها برود كنار اشتباهاتشان را مردم مي‌فهمند. منش دولت اين نيست كه اشتباهات آنها را برملا كند.

آقاي احمدي‌نژاد اگر رياست‌جمهوري‌اش تمام شود يا به قول شما رييس‌جمهور نباشد و تعهد اخلاقي نداشته باشد، واقعا اينقدر براي كشور دلسوزي دارد كه بيايد و همه اين حرف‌هاي نگفته را بگويد؟

حالا نگفتن يا گفتنش بايد ببينيم نشانه دلسوزي هست يا نه. بايد بحث كنيم كه گفتن بعضي از حرف‌ها به نشانه دلسوزي و مصلحت كشور است؟ بالاخره ملاحظاتي هم در مديريت كشور وجود دارد و بايد همه اينها را در نظر گرفت. ما نبايد كشور را به هر بهانه‌يي به هم بريزيم و مردم را دچار آشفتگي خاطر كنيم و به همين دليل است كه به دوستان‌مان توصيه مي‌كنيم رفتارهاي غلط خود را كنار بگذارند. فضاي فكري و رواني جامعه بايد باز و آزاد باشد. بستن اين فضا به نفع هيچ‌كس نيست.

صادقانه‌تر با هم حرف بزنيم! مي‌گوييد چرا تيم احمدي‌نژاد را مي‌گيريد و مي‌بريد انفرادي!نمي‌خواهيم مشابه‌سازي كنيم، اما الان بسياري از اصلاح‌طلب‌ها و مردان سياسي دولت خاتمي براي همان نقد‌هاي دلسوزانه در وضع مشابهي هستند. چرا اينها را آن موقع نگفتيد؟ همان موقع كه در ميدان وليعصر حاميان آقاي احمدي‌نژاد آمدند و درگير شدند و آن اتفاق‌ها پيش آمد، آن همه بازداشتي. از روزنامه‌نگار تا... افرادي كه هنوز يك روز مرخصي نيامده‌اند. شما ممكن است الان بگوييد قوه قضاييه دست شما نيست ولي وزارت اطلاعات كه دست شما بود...

وزارت اطلاعات دست ما بود؟ اگر دست ما بود آقاي احمدي‌نژاد استعفاي آقاي‌مصلحي را قبول نمي‌كرد. كجا وزارت اطلاعات دست آقاي رييس‌جمهور بود اگر بود كه آقاي مصلحي را بركنار نمي‌كردند!

دوران انتخابات دوران آقاي اژه‌يي بود.

آقاي اژه‌يي هم با ما نبود. يك اتفاقي در كشور افتاد كه نبايد مي‌افتاد، آقاي موسوي يك رفتاري كرد كه نبايد مي‌كرد، مقام معظم رهبري توصيه كردند و ايشان را فرا خواندند به رعايت مصالح كشور. رفتارهاي تحريك‌آميز آقاي موسوي باعث شد يك عده به خيابان‌ها بيايند و درگيري ايجاد كردند، در اين درگيري‌ها بسياري از بچه‌هاي بسيجي و پليس كتك خوردند و زخمي شدند. مگر نشدند؟ خب اين اتفاق افتاد، طبيعي است كه عده‌يي بازداشت مي‌شوند و ممكن است در يك جايي‌ تر و خشك با هم بسوزند. اصلاح‌طلبان مرتكب اشتباهات بزرگي شدند و اين اشتباهات را بايد در جاي خودش بررسي كرد اما حاضر نيستيم به خاطر اشتباهاتشان سر اينها را ببرند و بگويند اينها شايسته هر برخوردي هستند! من چنين چيزي را نمي‌گويم! قبول دارم كه در تصميم‌گيري و رويكردهايشان اشتباه كردند كه اين در جاي خودش قابل طرح و بررسي است، اما اين بحثي را كه شما فرموديد اينطور پاسخ مي‌دهم كه وقتي التهاب مي‌شود، وقتي تشنج و آشوب مي‌شود ممكن است بعضا افراد بي‌گناه هم هدف برخورد قرار ‌گيرند و عده‌يي آسيب ببينند.

الان اصولگرايان به شما اتهام مي‌زنند كه ولايت‌مداري‌تان زيرسوال رفته.

آنها توضيح دهند كه چه اشكالي به كار ما وجود داشته است و چرا پايبندي ما به ولايت زير سوال رفته؟ ما كه پاي ولايت ايستاده‌ايم و كوتاه هم نمي‌آييم و همه آسيب‌ها را هم داريم تحمل مي‌كنيم. اما اگر بخواهيم درباره ولايتمداري صحبت كنيم من به آنها مي‌گويم كه ولايتمداري چيزي جز حركت كردن پشت سر رهبري نيست و البته مردم بهتر مي‌توانند تشخيص دهند كه پشت سر رهبري چه كساني قرار دارند. آنهايي كه جلوتر از رهبري حركت مي‌كنند، نمي‌توانند خود را ولايتمدار بخوانند و ديگران را از دايره ولايت خارج بنامند.

اصولگرايان حرف شما را نمي‌زنند. بي‌تعارف مي‌گوينداحمدي‌نژاد براي نخستين بار 11 روز با رهبري قهر كرد. مي‌گويند آقاي خاتمي هم اين‌طور نايستاد كه من مي‌خواهم اين وزير عوض شود.

رييس‌جمهوري كجا جلوي رهبري ايستاده بود؟ احمدي‌نژاد سپر بلاي رهبري است. از رهبري قهر نكردند. در بحث آقاي مصلحي شامگاه روز 28 فروردين با من تماس گرفته شد و گفتند نامه حكم رييس‌جمهور درباره مشاورت آقاي مصلحي و پذيرش استعفاي ايشان را از خبرگزاري ‌برداريد. گفتم چرا بايد اين كار را انجام دهم. گفتند ما به شما مي‌گوييم بايد‌ برداريد. گفتم شما كي هستيد؟ گفتند ما مي‌گوييم ‌برداريد. گفتم به چه مناسبت بردارم؟ گفتند ما مي‌گوييم و نظر آقا است. گفتم نظر آقا را بايد روابط‌ عمومي يا دفتر معظم‌له اعلام كنند يا در سايت بيايد و خود آقا بگويند و ما قطعا اطاعت مي‌كنيم. گفتند نه همين كه ما مي‌گوييم بايد عمل كنيد! من گفتم عمل نمي‌كنم. گفتند كه خودت بايد با دستگاه قضايي روبرو شوي كه من هم گفتم عيبي ندارد و از فرداي آن روز فشارها شروع شد. من تابع ولايت هستم كه ايستادم و اجازه ندادم برخلاف نظر اعلام شده از طرف رهبري چيزي را در خبرگزاري نظام اعلام كنند يا آنهايي كه رفتند بلافاصله از قول آقا به دروغ خبر حكم حكومتي مقام معظم رهبري براي آقاي مصلحي را منتشر كردند در حالي كه رهبر معظم انقلاب هيچ حكمي را صادر نكرده بودند.

شما از فرصت‌ها استفاده كرديد، در صورتي كه مي‌دانستيد آنها درست مي‌گويند و نظر آقا چيست؟

نه، من از كجا مي‌دانستم؟ مگر رهبري با من و شما تعارف دارند. هر موقع لازم باشد اعلام مي‌كنند. رهبري عزيز در تاريخ 31 فروردين ماه نامه‌يي را خطاب به آقاي مصلحي صادر فرمودند كه بلافاصله در ايرنا و روزنامه ايران منتشر كرديم. من حتي به آن افرادي كه به من زنگ زده بودند گفتم بنويسيد تا من انجام ‌دهم. مگر نمي‌گوييد نظر آقاست، پس بنويسيد تا من انجام دهم اما حاضر نشدند بنويسند. حالا مردم قضاوت كنند كه چه كسي تابع ولايت است و هزينه آن را مي‌پردازد و چه كساني جلوتر از رهبري حركت كرده و براي تحميل اراده و خواست خود به ديگران تلاش مي‌كنند.

شما تابو‌شكني كرديد؟

نه! كار آنها غلط است. كار درست را من انجام دادم. آنها كار غلط را كردند وقتي آقا چيزي نگفتند. به چه حقي خبر بي‌اساس مربوط به حكم حكومتي معظم‌له را منتشر كردند در حالي كه هيچ حكمي از سوي ايشان صادر نشده بود. در 28، 29 و 30 فروردين‌ماه حكم حكومتي وجود نداشت؟ حكم حكومتي تاريخ دارد. 31 فروردين ماه اعلام كردند. مگر ما مجاز هستيم قبل از اينكه آقا حكمي را صادر كنند، خبر آن را منتشر كنيم؟

پس مي‌گوييد لج‌بازي و استفاده از فرصت نبود؟

من هزينه كار درست را دادم. كار من اصولي و منطقي بود. من گفتم براي من تاييد رسمي بدهيد تا خبر پذيرش استعفاي مصلحي و انتصاب او به مشاورت رييس‌جمهور را از خروجي ايرنا حذف كنم اما آنها حاضر نشدند چنين كاري بكنند، بنابراين بنده نمي‌توانستم اعتماد كنم زيرا ملاك خبر ايرنا سايت رسمي رياست‌جمهوري بود كه اين خبر را حذف نكرده بود. ما معتقديم بايد قانون و ضابطه اعمال شود. يك عده‌يي مي‌خواهند اراده و خواست خودشان را به نام رهبري تمام كنند كه بايد مراقب آنها باشيم و ما هميشه نگران آنها هستيم كه بخواهند نظرات خودشان را به نام رهبري جا بيندازند و ما اين را قبول نداريم و بايد مراقبت كنيم. اگر مراقبت كرديم و اجازه نداديم در خارج از چارچوب‌‌هاي نظام كاري صورت بگيرد، اين هوشمندي است و نبايد به خاطر آن مواخذه شويم.

اگر اين اتفاق دوباره بيفتد شما همين رفتار را خواهيد داشت؟

قطعا همين‌طور است و راسخ‌تر و قاطع‌تر از گذشته اين كار را انجام مي‌دهم. اگر نظر رهبري عزيز براي بنده قطعيت پيدا نكند قهرا نبايد به آن تن بدهم. فكر مي‌كنم مردم و تاريخ هم از بنده چنين انتظاري دارند. معتقدم رسانه‌هايي كه اين كار را كردند بايد محاكمه شوند و بگويند با چه مجوزي اين خبر را منتشر كردند. حكم حكومتي در آن زمان وجود خارجي نداشت.

اما به قول امثال مطهري، شخص احمدي‌نژاد همين كار را انجام مي‌دهد چراكه در سال‌ 86 يا 87 هر وقت مي‌خواست كارش را پيش ببرد مي‌گفت آقا پشت من هست، آقا هم نظرش همين است.

احمدي‌نژاد تنها رييس‌جمهوري است كه از آقا كمترين هزينه را كرده و به ندرت اتفاق افتاده كه در جايي از اعتبار و جايگاه رهبري خرج كند. هميشه براي رهبري آورده داشته و از رهبري نيز هيچ هزينه‌يي نكرده است. بدون ترديد اين از افتخارات احمدي‌نژاد است.

در مصداقي آقاي مطهري در سال 88 در گفت‌وگو با ضميمه «اعتماد» مي‌گويد امثال ما با چشماني گريان به احمدي‌نژاد راي داديم چون نظر رهبري بر احمدي‌نژاد بود.

آقاي مطهري به آقاي احمدي‌نژاد راي داد؟ اگر به آقاي احمدي‌نژاد راي داده بود در تظاهرات آقاي موسوي چه‌كار مي‌كرد؟ آقاي مطهري به آقاي احمدي‌نژاد راي نداد. آقاي مطهري چهره‌ شناخته‌شده‌يي نبود اما اسم ايشان در فهرست نامزدهاي حامي احمدي‌نژاد در انتخاب مجلس قرار گرفت و ايشان به مجلس راه پيدا كرد اما بعدا نمكدان را شكست و عليه آقاي احمدي‌نژاد و دولت ايشان شروع به فضا‌سازي و تبليغات مسموم كرد.

رييس يكي از كميسيون‌ها در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گفت مشروح مذاكرات مشايي با امير عمان را داشتيم كه در آنجا مشايي به امير عمان پيغام‌هايي را مي‌دهد تا براي مذاكره بدهد به امريكا و مي‌گفت وقتي من مشروح اين مذاكرات را ديدم كه آقاي مشايي چه چيزهايي به امير عمان گفت به عنوان يك ايراني خجالت كشيدم... اصولگرايان مي‌گويند اينها مصداق ساز ناكوك شما با ولايت است.

آقاي احمدي‌نژاد طي 6 يا 7 سال گذشته يقه امريكا را در خود امريكا گرفته و رسوايي امروز دولت امريكا در داخل اين كشور به ميزان قابل توجهي مرهون روشنگري‌ها و افشاگري‌هاي آقاي احمدي‌نژاد با استفاده از تريبون‌هاي امريكايي بوده است. از نظر ما هيچ پشت پرده‌يي وجود ندارد. آن آقايي كه چنين چيزي را مطرح مي‌كند بهتر است سند اين مذاكرات را منتشر كند. چرا حرف‌هاي بي‌ربط مي‌زنند. مشروح مذاكرات را اعلام كنند، اينها كه حد و مرزي قايل نيستند، بيايند بگويند مشروح مذاكرات چه بوده است؟ البته اگر چنين سندي وجود مي‌داشت، آنها تا به حال منتشر مي‌كردند.

17 ماه مذاكرات با امريكا از شهريور 88 تا اسفند 89؛ ادعايي است كه مشاور اوباما هم مطرح مي‌كند درباره تلاش احمدي‌نژاد براي مذاكره و شكستش.

خير، مذاكراتي نداشتيم، مگر مي‌شود مذاكراتي بدون نظر رهبري داشته باشيم؟ اولا چنين حرفي نبوده، دوما اگر بوده بايد منتشر كنند، چرا دروغ مي‌گويند اين از آن دسته اتهامات بي‌اساس است كه مي‌زنند و خرجي هم برايشان ندارد. هيچ مذاكره‌يي آقاي مشايي با امريكا نكرده است. مگر مي‌شود در كشور كسي بدون اجازه رهبري مذاكره‌يي كند. چنين چيزي صحت ندارد. اين هم مثل هزاران دروغ ديگر است كه به آقاي مشايي نسبت داده‌اند.

فكر مي‌كنيد اين دروغ‌ها تا كي ادامه پيدا مي‌كند.

اين را بايد از آنها بپرسيد كه تا كي مي‌خواهند ادامه دهند. آنها هنوز نفهميده‌اند كه قافيه سياست را باخته‌اند.

يعني آقاي احمدي‌نژاد قافيه را نمي‌بازد واصرار دارد بازي قدرت را با اصولگرايان ادامه بدهد و برود سراغ گزينه مدنظرش براي رياست‌جمهوري آينده؟

ما به فكر رياست‌جمهوري نيستيم و مي‌خواهيم در فرصت باقي مانده به كار و خدمت ادامه دهيم. اين مردم هستند كه تشخيص مي‌دهند چه كسي در خط احمدي‌نژاد است و چه كسي نيست. كسي حق ندارد خواست و اراده خود را به مردم غالب كند.

شايد مردم اين حرف شما را باور كنند اما اصولگرايان سنتي كه قدرت از دست‌شان رفته، بايد باور كنند كه شما قدرت را رها مي‌كنيد و مي‌رويد؟

ما همين الان هم حاضريم تحويل بدهيم و برويم. ما آمديم كار كنيم. اگر اجازه دهند كار را به سرانجام مي‌رسانيم و تحويل مي‌دهيم و مي‌رويم و اگر اجازه ندهند و بخواهند در روند فعاليت دولت اختلال ايجاد كنند، اين مردم و رهبري عزيز هستند كه تصميم مي‌گيرند. ما از روز اول گفته‌ايم كه براي ماندن نيامده‌ايم. آن دوره‌يي كه مردم به ما اعتماد كردند را مي‌خواهيم كار كنيم آيا اين اشكالي دارد؟

يك بار هم در ايام فاطميه گويا قرار بود آقاي احمدي‌نژاد استعفا بدهند. به قول خودشان كارشكني‌ها زياد شده بود. آن طرفي‌ها هم حتي تا چيدن دولت موقت بعدي جلو رفته بودند. پس چه شد كه كار به استعفا نكشيد؟

كسي كه براي خدمت آمده تا آخرش مي‌ماند. تا شهادت مي‌ماند. اگر بتوانيم كار كنيم ادامه مي‌دهيم و اگر نتوانيم كار كنيم كه بايد از رهبري اجازه بگيريم. اينجا تصميم‌گيري با رهبري و مردم است و كسي كه پيرو ولايت است با ولايت هماهنگ مي‌شود.

شما كه اين همه حرف از مردم و ولايت مي‌زنيد آقاي احمدي‌نژاد چيزي غير از اين را نشان مي‌دهد.

چه كار مي‌كنند؟

حدود 2 يا 3 ماه طرح سوال از احمدي‌نژاد، آمدن احمدي‌نژاد، ماده 233 كردن تخلفات احمدي‌نژاد، اينكه آقاي احمدي‌نژاد چرا نص صريح مقررات را اجرا نمي‌كند و اينقدر خودش چوب لاي چرخ مجلس مي‌گذارد، شده حاشيه‌هاي نهادي مثل مجلس كه بايد قانون‌گذاري كند! از طرف ديگر هماورد سياسي كه احمدي‌نژاد با قاليباف دارد سبب شده تا پول مترو را ندهد يا پول يارانه؛ مي‌گويد محسن هاشمي را ‌برداريد تا پول بدهم به حمل و نقل عمومي مردم اما آخرش هم اين كار را نمي‌كند! همه سوال‌شان اين است كه آقاي احمدي‌نژاد اسمش اين است كه با مردم است، مردمي كه در مترو تهران له مي‌شوند يا مردمي كه ميليارد‌ها تومان از بيت‌المال آنها صرف هر دقيقه مجلسي مي‌شود كه احمدي‌نژاد و حاشيه‌هايش، متن آن را تشكيل مي‌دهد؛ اين پول‌ها صرف بگومگوي سياسي مي‌شود بعد چطور مي‌گوييد اصل براي شما مردم است و بس!

مردم به رييس‌جمهورشان اعتماد كردند و ثروت و قدرت در اختيارش قرار دادند. قضاوت‌تان ناشيانه است. اين مردم همان مردمي هستند كه به استقبال رييس‌جمهور مي‌آيند. آيا اينها مردم نيستند؟ اين همان مردمي هستند كه با رييس‌جمهورشان در انتخابات شركت مي‌كنند و راي مي‌دهند. آنها مردم نيستند؟ احمدي‌نژاد قدردان مردم است.

قدردان است، اما رييس دولت چطور حاضر مي‌شود مردم سختي و شلوغي‌هاي مترو را تحمل كنند ولي بودجه‌يي كه مصوب مجلس و حق‌شان هست را به آنها نمي‌دهد؟

احمدي‌نژاد پاسداري مي‌كند از امانتي كه مردم به او سپرده‌اند. چرا بايد پول را به كسي داد كه حاضر به حساب پس دادن نيست؟ احمدي‌نژاد دنبال آن نبود كه آقاي محسن هاشمي نباشد، دنبال اين بود كه حساب پس بدهد و بيايد بگويد پولي كه برديد چه‌كار كرديد، يا آقاي شهردار تهران آن پولي كه بابت تونل توحيد مصرف كرديد اينقدر هزينه نداشته و دست آخر هم معلوم نشد كه چقدر هزينه كردند. شفاف‌سازي بايد بشود و بايد حساب پول‌هايي را كه هزينه كرده‌اند پس بدهند. با پول‌هاي قبلي چه‌كار كردند. آيا اگر حساب بكشد مي‌شود ضد مردمي؟ احمدي‌نژاد مراعات مي‌كند كه پول درست هزينه بشود. ثروت و قدرتي كه از طرف مردم به دولت تفويض شده، جزو حقوق عمومي است و رييس‌جمهور بايد مراقبت كند كه از اين امانت مردم به درستي استفاده شود.

فكر نمي‌كنيد موضوعات را داريد خلط مي‌كنيد؟ شما حاضريد مردم تهران در سرما و گرما سختي بكشند چون با قاليباف در اداره شهر تهران اختلاف نظر داريد؟

خير، اين شما هستيد كه مسائل را داريد با هم خلط مي‌كنيد. آقاي قاليباف همان فردي است كه درباره دولت آقاي احمدي‌نژاد، اظهارنظر موهني كرد و يك وزير دولت را به عرق‌خوري متهم كرد. قاليباف بابت توهيني كه كرد بايد متحمل مجازات اسلامي مي‌شد و شما اسم اين را مي‌گذاريد اختلاف سياسي؟ دولت پول مردم را به مترو مي‌دهد و بايد مراقبت كند كه اين پول‌ها جاي ديگري هزينه نشود! آنها بايد حساب و كتاب پس بدهند.

گروكشي است.

گروكشي نيست. بايد به دولت حساب پس بدهند و بگويند كه پولي كه گرفتند چه كار كردند؛ اينكه روشن است.

مگر كشور دستگاه نظارتي و بازرسي ندارد كه به اين بهانه رسما مي‌گوييم به مردم تهران و حل و نقل‌شان پول نمي‌دهيم؟

اين حرف شما درست نيست. به گواه آمار و ارقام، بيشترين كمك را در طول تاريخ مترو دولت احمدي‌نژاد كرده است و دولت نبايد به شهرداري تهران پاسخ بدهد. شخصا فكر مي‌كنم كه شوراي شهر تهران بايد راه را باز كند و به فردي كه واقعا دلسوز شهر تهران باشد فرصت بدهد مديريت پايتخت را در دست بگيرد. متاسفانه شوراي شهرمان درجا مي‌زند. انتظار اين است كه شوراي شهر يك تكاني به خودش بدهد. قاليباف آدمي هست مثل بقيه آدم‌ها. ايشان چه رهاوردي براي شهر داشته‌اند؟ الان شهر تهران در نتيجه طرح‌هايي كه شهرداري اجرا مي‌كند، قفل شده است. شوراي شهر تصميم بگيرد كه يك فرد ديگري را بگذارد كه بتواند با دولت همكاري و تعامل كند و گره را باز كند.

خب مردمي كه اين حرف شما را مي‌شنوند نمي‌گويند ما را قرباني مي‌كنند تا قاليباف از شهردار بودن بيفتد؟

خير، مردم به شوراي شهر نگاه كنند. آنها رفتند روي آقاي قاليباف ترمز كردند. يك نفر ديگر را بگذارند. آقاي قاليباف كي هست؟ كسي كه در نيروي انتظامي بوده، چقدر تخصص در مسائل شهري دارد؟ يك فرد نظامي بوده است. ببينيد شهر پر شده است از موانع و ديواره‌هاي آهني و بتني، حاكميت تفكر نظامي در مديريت شهري، خودش را نشان مي‌دهد! اين درست نيست.

درباره مجلس هم همين طور تفسير مي‌كنيد؟

نماينده‌يي كه مي‌گويد ما حق داريم و مي‌توانيم قانون مخالف شرع و مخالف قانون اساسي وضع كنيم، در چه جايگاهي قرار دارد؟ آقاي توكلي، آقاي مطهري. خودشان گفتند كه مي‌توانيم مصوبات خلاف شرع و خلاف قانون اساسي داشته باشيم. آيا يك نماينده مجلس حق دارد چنين چيزي را بگويد و مجلس هم از خود واكنشي نشان ندهد؟ وقتي يك نفر چنين اعتقادي داشته باشد خلاف قانون اساسي است و بايد گفت مصاحبه‌اش چه ارزشي دارد؟

آقاي احمدي‌نژاد قانون اساسي را تعريف مي‌كند يا خود شما تعريف مي‌كنيد؟

نه، من تعريف نمي‌كنم. قانون اساسي تعريف‌شده است. در راس امور كشور، شرع و قانون اساسي قرار دارد اما آنها مي‌گويند مي‌توانيم قانوني تصويب كنيم كه خلاف شرع باشد. مجلس بايد واكنش نشان مي‌داد و مانع از تكرار اينگونه سخنان موهن مي‌شد. آيا بايد با نماينده‌يي كه اين ديدگاه را دارد برخورد شود يا اينكه بايد به دولت فشار بياورد كه چرا به نظر اين نماينده توجه نمي‌كني؟ اصلا نبايد هم به حرف‌هاي اين نماينده توجه كرد. براي اين نماينده نبايد ارزش قايل شد. كسي كه به شرع و قانون اساسي توجه نمي‌كند، فاقد منزلت نمايندگي است.

اظهارنظر انتخاباتي آيت‌الله موسوي‌خوئيني‌ها:
ليست نداريم، با شركت افراد هم مخالف نيستيم
دبيركل مجمع روحانيون مبارز ضمن اعلام اينكه جناح متبوعش در انتخابات آينده مجلس به صورت ليستي وارد نخواهد شد، به شايعات و خبرهاي گوناگون در رسانه‌هاي اصولگرا مبني بر حضور انفرادي اصلاح‌طلبان پاسخ داد. آيت‌الله سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها در پاسخ به كاربران سايت شخصي خود با بيان اينكه به تحريم انتخابات فكر نمي‌كنيم و شركت در انتخابات حق مسلم ما و همه شهروندان است، اظهار داشت: از آنجايي كه سليقه و تفسير جناب آقاي جنتي از جمهوري اسلامي تعيين‌كننده سرنوشت انتخابات است، از هم‌اكنون پيداست كه اكثر قريب به اتفاق اصلاح‌طلبان نمي‌توانند وارد انتخابات شوند و طبيعي است كه ما ليست انتخاباتي نخواهيم داشت و نمي‌توانيم در انتخابات شركت كنيم، ولي اگر افرادي از اصلاح‌طلبان مي‌توانند وارد عرصه انتخابات شوند و با هزار يا علي از زير تيغ آقاي جنتي بگذرند و شانس پيروزي نيز داشته باشند ما با شركت آنان مخالفتي نداريم. «ورود مهره‌هاي سفيد اصلاح‌طلبان»، «فعاليت‌هاي بدون سر و صداي انتخاباتي»، «جلسات منظم سران اصلاحات» و... از جمله تيترهايي هستند كه طي ماه‌هاي اخير در رسانه‌هاي اصولگرا در صدها مورد به چشم خورده و حتي در سخنان چهره‌هاي شاخص آن جناح هم شنيده مي‌شود. هفته گذشته منوچهر متكي دبيراجرايي جبهه متحد اصولگرايان در گفت‌وگو با خبرنگاران، حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را قطعي دانست. وي «رصد» تحركات اصلاح‌طلبان و به سمت عدم حضور انتخاباتي را به عنوان دلايل اين مدعا برشمرد و اعلام موضع درباره عدم حضور احتمالي اصلاح‌طلبان را موكول به روشن شدن اين تصميم كرد. دبيركل مجمع روحانيون مبارز همچنين با يادآوري اينكه جناح حاكم بسيار مايل است عده‌يي از اصلاح‌طلبان در انتخابات شركت كنند وتعدادي از آنان نيز با همت نيروهاي غيبي راي نياورند، هدف از اين اقدام را نمايش آزادي انتخابات و محروميت اكثريت آنان از ورود به عرصه انتخابات ذكر كرد تا سرفرازانه بگويند كه اصلاح‌طلبان راي نياوردند و مردم آنان را كنار زدند. در طول ماه‌هاي گذشته، چهره‌هايي همچون محمدرضا باهنر دبيركل جامعه اسلامي مهندسين و نجفقلي حبيبي دبيركل حزب موتلفه، بارها در سخنان خود بر زنده بودن جريان اصلاحات و ضرورت حضور آنان در انتخابات مجلس نهم تاكيد كردند و اين در حالي است كه اجازه برگزاري پيش همايش شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در روز عيد غدير داده نشد كه اخيرا از سوي سيدمحمد خاتمي به عنوان علامتي منفي در آستانه انتخابات قلمداد شد. موسوي‌خوئيني‌ها در ادامه مطلب خود، خطاب به دبير شوراي نگهبان گفته است كه روش‌هاي شما و لشكر گوش به فرمان شما ممكن است در كوتاه‌مدت نتيجه دلخواه شما را به بار بياورد ولي اين داستان هم مانند داستان انتخابات سال 88 درحافظه جامعه باقي مي‌ماند و در قلب و روح مردم به صورت عقده‌هاي متراكم انباشته مي‌شود و من نمي‌گويم چه خواهد شد ولي اين را مي‌توانم بگويم كه خدا را خوش نمي‌آيد.دادستان كل كشور در دوران بنيانگذار جمهوري اسلامي، سپس به دبير شوراي نگهبان توصيه كرد: براي حل مشكلات كشور بهتر از هر دارويي، پذيرفتن نتيجه آراي آزاد مردم است هر چند به گمان شما به زيان آنان باشد و امام خميني هم كه من و شما هرچه داريم از او داريم همين را فرموده است. از هنگام آغاز بحث‌هاي مربوط به انتخابات آينده مجلس، اصلاح‌طلبان شروط آزادي زندانيان، برچيده شدن فضاي امنيتي و برگزاري انتخابات آزاد با حضور ناظران و مجريان مستقل را به عنوان لوازم حضور در انتخابات مطرح كردند كه معتقدند تاكنون محقق نشده است؛ در واكنش به اين موضع‌گيري، برخي چهره‌هاي متنفذ اصولگرا، اصلاح‌طلبان را در حد تعيين اينگونه شروط ندانستند، هرچند كه برخي چهره‌هاي معتدل مانند آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني خواستار تحقق اين لوازم و پيش زمينه‌ها به عنوان «انتظارات دلسوزان» شدند.
در نگاه دوم وي‍ژه نامه امروز «اعتماد»
تشخيص مصلحت حذف مي‌شود؟

محمد هاشمي: مجمع بن بست شکن است

گفت و گو با بهمن آرمان
صندوق توسعه ملي و دولت غيرتوسعه‌يي

گروه اقتصاد| ستاره بختياري

او يك اقتصاددان و مدرس دانشگاه، طرفدار بازار و مخالف دخالت دولت در بازار است. دكتر بهمن آرمان در دولت خاتمي مشاور مظاهري وزير‌اسبق‌اقتصاد بود و شش سالي هم مديريت مركز مطالعات اقتصادي بورس تهران (1371-1376) را بر عهده داشت. وي را بايد يكي از طرفداران اقتصاد بدون نفت قلمداد كرد. او كه از اعضاي هيات امناي حساب ذخيره ارزي بود در گفت‌وگو با «اعتماد» برخلاف انتقادهايي كه از حساب ذخيره ارزي مي‌شد؛ از عملكرد اين حساب در مقايسه با صندوق توسعه ملي دفاع مي‌‌كند و معتقد است كه صندوق توسعه ملي با شيوه‌يي كه در پيش گرفته و با محدوديت‌هايي كه در سيستم بانكي وجود دارد راه به جايي نخواهد برد. او از اينكه دولت يك گرايش آشكار غيرتوسعه‌يي دارد نگران است و پيش‌بيني مي‌كند كه با توجه به آشنا نبودن اعضاي هيات امناي صندوق توسعه ملي به روش‌ها و استفاده از ادبيات و روش ديكته‌يي و دستوري اين هيات از مسير واقعي و توسعه‌يي خارج شده و در خدمت مباحث حاشيه‌ساز قرار گيرد.



شما جزو نخستين كساني هستيد كه به عنوان نماينده وزارت اقتصاد در هيات امناي حساب ذخيره ارزي پيشنهاد تشكيل صندوق توسعه ملي را مطرح كرده‌ايد؟ چرا در آن زمان پيگيري نشد.

نه، من مبتكر صندوق توسعه ملي نبودم اما همواره پيگير موضوع بودم و به خاطر دارم كه زماني درباره چگونگي هزينه كردن دلارهاي نفتي نامه‌يي را به وزير وقت صنايع و معادن آقاي دكتر طهماسبي نوشتم كه ايشان عليه من شكايت كردند و دو سال و نيم در دادگاه رفت و آمد داشتم. در آن زمان تبديل حساب ذخيره ارزي به صندوق در ميان اعضاي هيات امناي حساب تنها يك موافق داشت، وزير وقت اقتصاد؛ دكتر طهماسب مظاهري كه عضو هيات امناي حساب ذخيره ارزي بود تمايل به تبديل حساب به صندوق داشت لذا روي كاغذ به صورت دستي امضاي پنج تن از وزرا را گرفته بود و به من ماموريت دادند كه اساسنامه آن را تهيه كنم كه مدارك آن هم در بايگاني وزارت اقتصاد وجود دارد. با اين حال در زماني كه صندوق توسعه ملي در ماده يك قانون برنامه چهارم گنجانده شد متاسفانه به دليل موضع‌گيري‌هاي غيرعلمي و غيركارشناسي دكتر شيباني رييس كل بانك مركزي كه نمي‌خواستند كنترل حساب ذخيره ارزي را از دست دهند در كنار حمايت نكردن ساير وزرا از جمله صنايع و كشاورزي اين ماده به تصويب نرسيد و به شكل حساب ذخيره ارزي باقي ماند. تا اينكه در دولت نهم اين مساله مجددا مطرح شد و چون كابينه احمدي‌نژاد از يكپارچگي بيشتري نسبت به كابينه خاتمي برخوردار بود حساب به صندوق تبديل و قرار شد از نخستين سال برنامه پنجم اجرايي شود.

پرداخت تسهيلات از منابع موجود در صندوق توسعه ملي را چگونه مي‌بينيد؟

تا آنجايي كه اطلاع دارم به بهانه‌هاي مختلف از جمله عدم تهيه دستورالعمل اجرايي توسط مجلس و بسياري موارد ديگر تا همين امروز هم فعال نشده و حتي يك دلار هم از اين صندوق براي سرمايه‌گذاري‌هاي صنعتي پرداخت نشده است، در صورتي كه قيمت هر بشكه نفت تنها 20 تا 23 دلار بود. از سويي تا پايان آبان سال 86، 7/9 ميليارد دلار گشايش اعتبار براي بخش خصوصي و شبه‌دولتي انجام گرفت و بسياري از طرح‌هايي كه در حال حاضر افتتاح مي‌شوند ريشه در عملكرد حساب ذخيره ارزي دارد. البته با بر سر كار آمدن دولت نهم كه يك گرايش آشكار غيرتوسعه‌يي داشت همه‌چيز دگرگون شد به طوري كه به ياد دارم در همان زمان كه مسوول پروژه فولاد خرمشهر بودم و آلمان‌ها و ايتاليايي‌ها قرار بود آن كارخانه را بسازند و حتي كلنگ آن به وسيله وزير وقت بازرگاني آقاي ميركاظمي به زمين زده شد، قرار بود منابع آن از محل حساب ذخيره ارزي تامين شود كه متاسفانه هنوز هم ساخته نشده است.

در دوره‌يي كه فرموديد چه پروژه‌هايي نهايي شده بود؟

معتقدم كه هيچ‌وقت كارخانه يا واحد توليدي در ايران با پول نفت ساخته نشده و همه از طريق فاينانس يا وام بوده و نه دلار نفتي! ولي ما در طول برنامه سوم و آغاز به كار حساب ذخيره ارزي تا پايان برنامه كه در سال 84 بود توانستيم 2/6 ميليارد دلار از پول نفت را از هزينه‌هاي جاري دولت خارج كرده و به طرح‌هاي ماندگار و سودده تبديل كنيم. به خاطر همين موضوع هم صنعت در جاي‌جاي ايران رفته و طرح‌هايي هم كه در چند سال اخير به بهره‌برداري رسيده يا مي‌رسد هيچ‌كدام در دولت نهم يا دهم پايه‌ريزي نشده است. كارخانه سيمان نهاوند كه در سفر رييس‌جمهوري به استان همدان افتتاح شد يا سيمان غرب در كرمانشاه كه مي‌تواند در سال 100 ميليون دلار براي كشور صرفه‌جويي ارزي داشته باشد، همه طرح‌هايي بودند كه در آن زمان گشايش اعتبار شده‌اند. به ياد دارم كه در يكي از جلسات به يكي از كارشناسان آلماني گفتم كه ما در ايران در حال ساخت 60 كارخانه سيمان هستيم كه اين كارشناس ضمن اظهار تعجب گفت منظورتان 16 كارخانه سيمان است، كه به ايشان گفتم 60 كارخانه سيمان. وي اين اقدام را در اقتصاد بسيار موثر دانست و هم‌اكنون هم شرايط به گونه‌يي شده كه ايران به عنوان سومين توليدكننده سيمان در جهان شناخته مي‌شود كه براي كشوري مثل ايران رقم بالايي است و كسي تصور آن را هم نداشت. در آن ايام يك رانت 10 هزار ميليارد توماني در بازار سيمان وجود داشت و حتي بسياري مانع از ساخت و احداث كارخانه‌هاي جديد مي‌شدند.

سرمايه‌گذاري‌هاي ميلياردي كه از آن صحبت كرديد، آيا به نتيجه رسيدند؟ چه سرنوشتي پيدا كردند؟

بايد بگويم كه بسياري از طرح‌هايي كه توسط حساب ذخيره ارزي توانستيم ارز به آنها اختصاص دهيم به علت عدم همكاري بانك‌ها و كارايي نداشتن بورس و اوراق بهادار در تامين منابع مالي آنها محقق نشد و بسياري از طرح‌ها حتي ماشين‌آلات‌شان وارد شده و سال‌هاست در گمرك يا محل كارخانه‌ها در فضاي باز نگهداري مي‌شود و سرمايه‌گذار نتوانسته است منابع مالي لازم را از سيستم بانكي يا بازار سرمايه جذب كند. براي مثال درباره سيمان ما براي 80 شركت سيماني گشايش اعتبار كرديم اما فكر نمي‌كنم بيش از 40 شركت موفق به دريافت تسهيلات شده و واحد خود را به بهره‌برداري رسانده باشند. ناگفته نماند كه تا پيش از اجراي اين طرح‌ها ظرفيت توليد ما 32 ميليون تن بود كه در حال حاضر به 70 ميليون تن رسيده است و تا پايان سال به 80 ميليون تن مي‌رسد؛ اما تعداد قابل توجهي از طرح‌ها به علت ضعف تامين منابع مالي از طريق بورس و كمبود منابع مالي سيستم بانكي موفق به دريافت وام نشدند. تسهيلات پروژه‌ها تامين نشد و اين پروژه‌ها روي زمين مانده‌اند.

درباره موجودي صندوق توسعه ملي ابهام وجود دارد، به نظر شما با توجه به بازگشت تسهيلات قبلي و واريزهاي جديد چرا موجودي به طور شفاف اعلام نمي‌شود؟

اظهارنظر اخير عضو هيات امناي صندوق توسعه ملي بسيار ناشيانه بود... براي اقتصاددانان هم تنها اين پرسش مطرح نيست كه موجودي حساب ذخيره ارزي چقدر است؛ بلكه مهم پرداخت توسط آن است. تا آنجايي كه اطلاع دارم عملا از سال 87 يعني سه سال پيش هيچ پرداختي از طريق حساب ذخيره ارزي به بخش خصوصي و توليد پرداخت نشده است و فرصت‌هاي غيرقابل جبراني را از كشور گرفت. صندوق توسعه ملي هم امسال شروع به كار كرده و طبق قانون بايد 20 درصد منابع ناشي از درآمدهاي نفتي به حساب صندوق ريخته شود كه نه تنها درباره آمار موجودي صندوق ملي توسعه هيچگونه شفافيتي وجود ندارد بلكه با وجود مصاحبه‌هايي هم كه مي‌شود رقم دقيقي درباره موجودي آن ديده نشد و مسوولان تاكيد دارند با توجه به تغيير درآمدهاي نفتي و حتي قيمت نفت نمي‌توانند موجودي آن را اعلام كنند در حالي كه بنده در زمان مسووليتم كه نماينده وزير اقتصاد در هيات امناي حساب ذخيره ارزي بودم به ياد دارم كه بانك مركزي هر سه ماه يك‌بار عملكرد حساب ذخيره ارزي را اعلام مي‌كرد كه از طريق دبيرخانه در اختيار رسانه‌ها قرار مي‌گرفت، اما از زماني كه دولت نهم شروع به كار كرد هيچ اطلاعي درباره مبلغ موجودي حساب ذخيره ارزي وجود ندارد. مساله عميق‌تر هم اين است كه با درآمد ارزي كشور كه در طول اين شش سال بايد بيشتر از 600 ميليارد باشد، نمي‌دانيم چه كار كرده‌ايم. اگر در زماني كه قيمت نفت در برنامه سوم بين 20 تا 30 دلار بود توانستيم 7/9 ميليارد دلار گشايش اعتبار كنيم پس نتيجه مي‌گيريم كه اين رقم مي‌تواند در شرايط فعلي شديدا افزايش يافته باشد چراكه نبايد فراموش كرد در اقتصاد ايران هر روز 200 ميليون دلار درآمد ارزي تنها از طريق نفت تزريق مي‌شود، بدون در نظر گرفتن صادرات فرآورده‌هاي نفتي و پتروشيمي و كالاهاي غيرنفتي.

منابع صندوق توسعه ملي در حساب‌هاي خارج از ايران نگهداري مي‌شود. اين موضوع با توجه به تحريم‌هاي اقتصادي براي كشورمان مشكل‌ساز نمي‌شود؟

اصولا ذخاير ارزي كشورها در خارج از كشور نگهداري مي‌شود چون اين يك واقعيت اقتصادي است و دوم اينكه كشورها از طريق به خدمت گرفتن مشاوران بين‌المللي گردش اين منابع را هدايت مي‌كنند. اين پول يا سودآوري دارد يا بهره دريافت مي‌شود كه توسط همه كشورها هم صورت مي‌گيرد؛ البته منابع صندوق توسعه ملي منافع ديگري هم دارد كه براي تامين منابع ارزي سرمايه‌گذاري‌هاي جديد به‌كار گرفته مي‌شود.

اگر بانك مركزي ايران تحريم شود تكليف منابع ارزي ما چه مي‌شود؟

اتفاقاتي كه در ليبي افتاد يا در سوريه در حال رخ دادن است، هشدار‌دهنده است. دولت‌هاي بزرگ اقدام به بلوكه كردن منابع ارزي سپرده‌گذاري شده آن كشورها نزد بانك‌هاي خود كرده‌اند. بنابراين بعيد نيست كه درباره كشور ما هم همين كار را كنند.

ضمن اينكه صحبت‌هاي غيررسمي وجود دارد كه درآمد نفتي ايران در چين و سيستم بانكي آن كشور نگهداري مي‌شود و مقداري از دارايي‌ها به مالزي رفته و بخشي هم به صورت طلا به ايران بازگشته است. اين پول بايد براي كشورمان درآمدزا باشد ولي اينكه تحريمي صورت گيرد؛ در واقع مربوط به ديروز و امروز نيست بلكه تحريم از سه سال پيش و با تحريم بانك صادرات شروع و تقريبا به تمام بانك‌ها گسترش يافته است و تبادل ارزي بين بانك‌هاي داخل با سيستم بانكي در ساير كشورها انجام نمي‌شود و با شرايط دشوار و هزينه‌هاي بسيار بالا انجام مي‌شود. براي مثال تهيه ماشين‌آلات يك كارخانه فولاد به ناچار از طريق تركيه بايد انجام شود كه همين امر هزينه‌هاي مبادلات ما را بالا برده است. از سويي هم بايد به اين نكته توجه داشت كه براي كشورهاي غربي حفظ بازارشان اهميت فراواني دارد و به همين دليل هم ايران بدون برخورد به مشكلي، از جمله بزرگ‌ترين وارد ‌كنندگان گندم، شكر و روغن خام نباتي است. در واقع كشورهاي غربي با سياست تحريم جلوي صادرات تكنولوژي را گرفته‌اند چون آنها جايگاهي را در جغرافياي كار خود براي ايران نديده‌اند. بنابراين غرب با تحريم شاهرگ اقتصادي ايران يعني تبديل دلار به بخش مولد را گرفته‌ است.

همان‌طور كه مي‌دانيد هدف اصلي تسهيلات ارزي صندوق توسعه ملي در واقع خريد ماشين‌آلات و واردات تكنولوژي است؟ با تفاسيري كه شما فرموديد چگونه‌ مي‌توان از اين تسهيلات در شرايط تحريم استفاده كرد؟

بدون شك اين مورد يكي از مشكلات ما است. با وجود اينكه گفته مي‌شود؛ كويت نخستين صندوق ذخيره ارزي را به وجود آورد اما در كشورمان تا مدت‌ها درآمد ناشي از صادرات نفت در بودجه عمومي كشور منظور نمي‌شد؛ به هر حال آخرين بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد كه موجودي صندوق ذخيره ارزي كويت به نام K. I. A از 300 ميليارد دلار هم فراتر رفته است كه با احتساب سود و درآمدهايي كه از رشد صنعت طلا كسب كرده است بيشتر هم شده است. كشور ما در اين ميان جزو آخرين كشورهايي است كه صندوق ايجاد كرده است. عمده سرمايه اين قبيل صندوق‌ها را مشاوران بين‌المللي اداره مي‌كنند اما اين وضع براي ايران متفاوت است و ايران خود به سرمايه‌گذاري نياز دارد.

درباره چگونگي استفاده از سرمايه‌هاي صندوق توسعه ملي در خارج از كشور چه نظري داريد؟

گفته‌اند اين پول‌ها در بازارهاي مالي بين‌المللي سرمايه‌گذاري مي‌شود و صندوق هم در حال حاضر به دنبال شركت‌هاي مشاور بين‌المللي است، در حالي كه اين مشاوران اكثرا امريكايي هستند. به اين معنا كه بانك‌هاي سرمايه‌گذاري عمدتا امريكايي‌اند كه بعيد به نظر مي‌آيد چنين همكاري‌اي با ايران داشته باشند. از سويي هم خود ما از دانش و توانمندي لازم براي ورود به بازار جهاني بهره‌مند نيستيم. اين ادعا از سوي عضو هيات امناي صندوق در حالي مطرح مي‌شود كه فكر مي‌كنم اين گزينه براي ما وجود ندارد و احتمالا به ناچار بايد پول را داخل ايران نگه داشته و منتظر كاهش تحريم‌ها باشيم. طبق آماري كه دارم بانك ملي فقط 4 ميليارد دلار طرح مطالعه شده و آماده در دست دارد كه مي‌خواهد به صندوق ارايه دهد كه اگر طرح‌هاي پتروشيمي را هم به آن اضافه كنيم مي‌توان نتيجه گرفت كه در حال حاضر بيش از 30 ميليارد دلار تقاضا وجود دارد كه بدون شك با وجود تحريم‌ها عملي نمي‌شود. براي مثال درباره پارس جنوبي فكر مي‌كرديم با فروش اوراق مشاركت مي‌توانيم پارس جنوبي را توسعه دهيم اما ديديم كه پول همه مشكلات را حل نمي‌كند چراكه خيلي از مواقع تكنولوژي را نمي‌توانيم با پول خريداري كنيم.

درباره اساسنامه فعلي صندوق توسعه ملي و تشكيلات نظرتان چيست؟ نگراني‌هايي كه درباره دخالت‌هاي دولت يا اختصاص منابع به طرح‌هاي دولتي وجود دارد را چگونه مي‌بينيد؟

در حال حاضر اركان صندوق توسعه ملي مشخص شده اما تحقق اهداف آن به ميزان اهتمام دولت باز مي‌گردد. اگر به گذشته بازگرديم؛ براي مثال به انتخابات دور اول و دوم احمدي‌نژاد بازگرديم ايشان به مردم قولي درباره ساخت كارخانه، راه‌آهن، آزادراه و زير كشت بردن زمين‌ها نداد يا درباره رشد اقتصادي هم صحبتي به ميان نياورده بودند. از آنجايي كه دولت توسعه‌يي بر سر كار نيست طبيعتا اركان صندوق توسعه ملي هم پيرو آن خواهد بود. همان‌گونه كه مشاهده مي‌كنيم هيچ‌يك از مقامات صندوق توسعه ملي هم درباره سرمايه‌گذاري براي توسعه اقتصادي سخني نمي‌گويند، چراكه نوع عملكرد به آنها ديكته شده است. آقايان هيات امنا توجه ندارند كه يك شركت قطري چرا در يك استاديوم يا باشگاه انگليسي سرمايه‌گذاري مي‌كند؟ اين كار را مي‌كند به اين خاطر كه كل جمعيت آن حدود يك ميليون نفر است؛ طبيعتا امكان سرمايه‌گذاري در اين اميرنشين وجود ندارد يا در كويت هم به همين ترتيب است. آنها بالاجبار در خارج از كشورهايشان سرمايه‌گذاري مي‌كنند اما ايران پتانسيل سرمايه‌گذاري بالايي دارد و صحبت از اين مسائل بازتاب‌دهنده انديشه غيرتوسعه‌يي است كه از شش سال پيش بر كشور حاكم شده است.

همان‌طور كه‌ مي‌دانيد بانك مركزي مستقل نيست. حال به اين ترتيب چگونه مي‌توان به اختصاص بهينه منابع به بخش‌هاي مختلف اميدوار بود؟ آيا صندوق هم مستقل خواهد بود؟

ايران نخستين كشوري در جهان بود كه حساب ذخيره ارزي داشت، به اين معنا كه از زمان رضا شاه تا شهريور 1320 درآمد ناشي از نفت وارد بودجه عمومي كشور نمي‌شد. اما از سال 1320 و پس از اشغال ايران از حساب ذخيره براي كارهاي اجرايي دولت برداشت كردند و 500 ميليون تومان آن زمان هم اوراق قرضه منتشر شد اما بعدها امريكايي‌ها كه در سياستگذاري‌هاي ايران سهيم بودند و توسعه سريع ايران را هم نمي‌پذيرفتند، از طريق مشاوران امريكايي تمام درآمد نفت را وارد بودجه عمومي كردند كه البته اين كار آنچنان هم زيانبار نبود چون كشورمان در مقطع سال 1356؛ 42 سنت از هر دلار نفتي را در كارهاي عمراني سرمايه‌گذاري مي‌كرد در حالي كه اين ميزان در حال حاضر به چيزي حدود 10 سنت رسيده است و اين به آن معني است كه از هر يك دلاري كه بايد به سرمايه‌گذاري اختصاص يابد 90 سنت آن در تنور مصرف مي‌سوزد. كشورهاي ديگري كه بعد از ما صندوق درست كردند شامل كويت، عربستان، نروژ و... بودند كه اصولا درآمد نفت و گاز وارد اقتصاد آنان نمي‌شود و در صندوق نگهداري و براي نسل‌هاي آينده سرمايه‌گذاري مي‌شود. اين صندوق‌ها در همه كشورها تحت كنترل دولت‌ها هستند. كس ديگري جز دولت نمي‌تواند نظارتي بر آن داشته باشد. اين كشورها موجودي صندوق را به شركت‌هاي متخصص اين كار واگذار مي‌كنند و آنها هم از طريق خريد هتل، بانك و غيره سرمايه‌گذاري مي‌كنند. درباره ايران هم همين‌طور است اما با اين تفاوت كه نسبت سرمايه‌گذاري به توليد داخلي پايين بوده و سهم صنعت در توليد ناخالص داخلي كه در اواخر دوره خاتمي به 16 درصد رسيده بود الان چيزي حدود 14- 13 درصد است. در حالي كه يك كشور را زماني صنعتي شده مي‌خوانند كه سهم صنعت در توليد ناخالص داخلي آن بالاي 25 درصد باشد، براي مثال تركيه كه جزو 20 اقتصاد بزرگ جهان است سهم صنعت آن 27 درصد است و در كشورهاي صنعتي اين سهم بين 30 تا 33 درصد در نوسان است. بنابراين با توجه به نياز ايران به سرمايه‌گذاري اولويت بايد ايجاد بنگاه‌هاي اقتصادي مولد باشد تا سهم صنعت در توليد ناخالص ملي از رقم حقارت‌آميز فعلي را به ميزان لازم برساند.

عناوين اين صفحه
اصولگرايان نفهميده‌اند قافيه سياست را باخته‌اند
ليست نداريم، با شركت افراد هم مخالف نيستيم
تشخيص مصلحت حذف مي‌شود؟
صندوق توسعه ملي و دولت غيرتوسعه‌يي
دعواي دولت و ديوان عدالت بر سر قليان بالا گرفت
تركيه، ايران و مدل پوتين- مدودف
اسلام‌گرايي در انقلاب‌هاي عربي

دعواي دولت و ديوان عدالت بر سر قليان بالا گرفت
 پس از گذشت بيش از دوماه از نقض مصوبه دولت مبني بر آزادي استعمال قليان در قهوه‌خانه‌ها توسط ديوان عدالت اداري، هيات وزيران قهوه‌خانه‌ها را از فهرست اماكن عمومي خارج كرد. اما ديوان نيز اعلام كرد دولت نمي‌تواند روي آراي صادره از هيات عمومي ديوان، مصوبه تصويب كند. در تاريخ 22 شهريور امسال هيات عمومي ديوان عدالت اداري، نامه‌ وزارت كشور در سال ‌86 را مبني بر اينكه «استفاده از قليان در قهوه‎خانه‎ها مجاز است و فرماندهي انتظامي فقط از ارايه قليان با تنباكو‌هاي اسانس‌دار در قهوه‌خانه‌ها جلوگيري كند» غيرقانوني دانست و آن را ابطال كرد. ولي پس از مدت دو ماه از اين راي صادر شده، وزارت كشور اين بار كليات قانون را تغيير داد. به نحوي كه صبح چهارشنبه 26 آبان ماه سال جاري پايگاه اطلاع‌رساني دولت اعلام كرد: بر اساس ماده 7 آيين‌نامه اجرايي قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات و براي حفظ سلامت عمومي بويژه محافظت در مقابل استنشاق تحميلي دود محصولات دخاني، استعمال اين مواد در اماكن عمومي ممنوع است كه با توجه به خروج قهوه‌خانه‌ها از شمول اين آيين نامه، ‌استعمال مواد دخاني در قهوه‌خانه‌ها از اين پس مجاز است. بر اساس اين گزارش، وزيران عضو كميسيون امور اجتماعي و دولت الكترونيك بنا به پيشنهاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و به استناد ماده 18 قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات، آيين‌نامه اجرايي قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات را اصلاح كرد.  اما در همين رابطه و در واكنش به اين اقدام دولت حجت‌الاسلام محمد جعفر منتظري در گفت‌وگو با مهر درباره مصوبه اخير دولت درباره رفع ممنوعيت استعمال قليان در قهوه‌خانه‌ها گفت: دولت نمي‌تواند روي آراي صادره از هيات عمومي ديوان مصوبه تصويب كند. البته ما منتظر هستيم تا اين مصوبه به ديوان عدالت ابلاغ شود.


تركيه، ايران و مدل پوتين- مدودف
عليرضا خامسيان

بعد از نشست آقاي احمدي‌نژاد با برخي حاميان انتخاباتي‌اش و شدت گرفتن تحركات انتخاباتي منسوبين دولت مجددا بحث پياده‌سازي مدل روسي پوتين - مدودف توسط رييس دولت احيا شد. به عنوان نمونه رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در گفت‌وگو با سايت خبرآنلاين ضمن تحليل سخنان احمدي‌نژاد تاكيد كرد: «سخنان آقاي احمدي‌نژاد، تماما انتخاباتي و سياسي است و او به دنبال پياده‌سازي مدل روسي پوتين - مدودف در ايران است». جالب آنكه اخيرا در كشور تركيه هم چنين بحثي در محافل سياسي- رسانه‌يي اين كشور مطرح شده است. مانند روزنامه «مليت» كه در مقاله‌يي تحت عنوان «آيا گل و اردوغان جابه‌جا مي‌شوند؟» به فرمول جابه‌جايي ديميتري مدودف رييس‌جمهور روسيه با ولاديمير پوتين نخست‌وزير اين كشور و واگذاري قدرت از سوي مدودف به پوتين در انتخابات آتي روسيه اشاره كرد و نوشت اين روند به دقت و از نزديك از سوي آنكارا دنبال مي‌شودچونكه در آنكارا در ذهن هركس اين سوال وجود دارد كه آيا اتفاق مشابهي نظير آنچه در روسيه رخ مي‌دهد، در تركيه نيز خواهد افتاد يا نه؟ اين روزنامه يادآور شد كه تفكر جابه‌جايي بين اردوغان و گل با هدف استمرار حاكميت 9 ساله حزب عدالت و توسعه در عرصه سياسي تركيه از ديدگاه اين حزب هر روز جاذب‌تر مي‌شود. البته در ايران به دليل فقدان احزاب قدرتمند امكان پياده‌سازي چنين روشي توسط حزب متبوع دولت وجود ندارد ولي از آنجا كه جريان منسوب به دولت طي ساليان اخير با تجهيز امكانات خاص وارد كارزار انتخابات شده است تلاش براي احياي مدل پوتين - مدودف آنچنان دور از ذهن نمي‌تواند باشد. در روسيه بعد از قدرت پوتين، مدودف كه وابسته و دست‌پرورده پوتين بود، روي كارآمد.

در مقطع فعلي هم براي نهادينه كردن قدرت در جناح خود، هراز چندوقت يك‌بار نمايش قهر و فاصله گرفتن از يكديگر را نشان مي‌دهند تا جريانات ديگر اسير ترفندهاي آنها شده ويكي از گزينه پوتين - مدودف را كه دراصل يك آش همگن در دوظرف متفاوت هستند، انتخاب كنند تا پوتين ومدودف باهمگرايي فرصت طلبانه، جشن رقابت برسر معشوقه قدرت بگيرند. در ايران البته بسياري معتقدند مهم‌ترين طرح آقاي احمدي‌نژاد و ياران او براي رياست‌جمهوري آينده الگو‌برداري از چنين روشي است و بعضي سخنان اطرافيان ايشان نيز بر اين ادعاها صحه گذاشته است. به‌نظر مي‌رسد با توجه به روش و منش آقاي احمدي‌نژاد ملاك‌هايي مبناي قضاوت و انتخاب جانشين او خواهد بود.

ملاك‌هايي علاوه بر شاخص‌هاي عمومي كه در سخنراني‌هاي رسمي خود مي‌گويد. مهم‌ترين اين شاخصه «احمدي‌نژادي» بودن است كه مطمئنا آقاي احمدي‌نژاد در حلقه نزديكان خود به دنبال چنين فردي است. بسياري از ناظران عرصه سياست كشور بر اين باور هستند كه گزينه مورد وثوق آقاي احمدي‌نژاد رييس دفتر او يعني اسفنديار رحيم مشايي؛ كسي كه به تصميم‌گير اصلي در عزل و نصب‌هاي كلان دستگاه‌هاي اجرايي بدل شده است. به‌نظر مي‌رسد كه يك عمليات جايگزيني و به اشتهار رساندن آقاي مشايي در حال انجام است.


اسلام‌گرايي در انقلاب‌هاي عربي
محمد فرازمند

نخستين انتخابات آزاد و عادلانه در بهار عربي ماه گذشته ميلادي در تونس برگزار شد. مصري‌ها نيز اين روزها آماده مي‌شوند تا در روزهاي پاياني ماه جاري ميلادي، دومين انتخابات آزاد عربي را پس از سقوط ديكتاتورها تجربه كنند. تونسي‌ها كه در مبارزه عليه استبداد و به زير كشيدن حاكم مادام العمر، پيشگام اعراب بودند در مرحله نظام‌سازي و برگزاري انتخابات آزاد نيز پرچمدار خيزش‌هاي دمكراسي‌خواهانه خاورميانه هستند. ادبيات احزاب تونسي برنده انتخابات، يك بار ديگر نشان داد كه «انقلاب ياسمين» نام برازنده‌يي براي خيزش مردم اين كشور بوده است. حزب اسلامگراي النهضه بي‌سرو صدا و با رفتاري متواضعانه 4/41 درصد كرسي‌هاي پارلمان را به دست آورد؛ پارلماني كه وظيفه مهم تاسيس نظام آينده، نوشتن قانون اساسي و اداره امور كشور را در دوره انتقالي به عهده خواهد داشت. دو حزب ديگري كه بعد از النهضه بيشترين كرسي‌ها را به خود اختصاص داده‌اند نيز گرايش‌هاي معتدل سياسي دارند. «حزب كنگره براي جمهوري» و «حزب دمكراتيك گفت‌وگو براي كار و آزادي... كه گرايش‌هاي چپ و ليبرال ميانه‌رو دارند به اتفاق النهضه حدود دوسوم كرسي‌هاي مجلس موسسان را به دست آورده‌اند. اظهارات رهبران اين سه حزب و مشي ميانه رو و اعتدالي آنها اميدها نسبت به آينده اين كشور كوچك عربي شمال آفريقا را افزايش داده است. راشد غنوشي رهبر اسلامگرا و كهنه‌كار حزب النهضه به عنوان يك اسلامگراي باسابقه در گفت‌وگو‌ها و مصاحبه‌هاي متعدد خود درصدد است تصويري روشن، خردورزانه، تجددگرا و انساني از مانيفست سياسي اسلامگرايان تونسي ارايه دهد. سخنان غنوشي و مباني ارايه شده توسط او به قدري در جهان عرب تازگي دارد كه برخي ناظران امور بين‌الملل با توجه به ذهنيت‌هاي كهنه از باورهاي اسلامگرايان بنيادگرا احتمال مي‌دهند كه سخنان غنوشي و ساير رهبران النهضه يك تاكتيك سياسي براي فرونشاندن هراس‌ها از پيروزي اسلامگرايان باشد و بيم آن دارند كه در ادامه كار آنها پس از قبضه قدرت به انديشه‌هاي بنيادگرايانه و نفي دمكراسي و آزادي‌هاي مدني بازگردند. اما نگاهي جامع‌تر به سير تطور انديشه‌هاي سياسي و اجتماعي اخوان المسلمين كه حزب النضهه نيز بخشي از آن است نشان مي‌دهد كه سخنان و مواضع پيرمرد اسلامگراي تونسي نتيجه منطقي اين سير تطور فكري است. يكي از محوري‌ترين سخنان غنوشي پس پيروزي در انتخابات بدين مضمون بود كه حزب او تلاش نخواهد كرد تا حكومت را وسيله تغيير شيوه زندگي مردم قرار دهد. اين دريافت كاملا مغاير با نگرش اسلامگرايي سلفي‌ است كه نخستين كاركرد حكومت را پرداختن به ظاهر جامعه و اجراي حدود مي‌داند. تونس و مصر كشورهايي هستند كه اقتصادشان متكي به توريسم است. شايد طبيعي باشد كه زمامداران آينده اين كشورها مانند همتايان اسلامگراي خود در تركيه نگران باشند كه رفتار آنها باعث قطع درآمد‌هاي كشور و منبع ارتزاق مردم نشود. گرچه ريشه تحول فكري اسلامگرايان تجددخواه عرب را صرفا نبايد دغدغه‌هاي اقتصادي دانست اما ترديدي نيست كه محيط و واقعيت‌هاي سياسي اجتماعي و اقتصادي كشورها در تحول فكري اسلامگرايان بي‌تاثير نبوده است. سخنان معتدل و تجددطلبانه غنوشي را اگر با سخنان مصطفي عبدالجليل رهبر شوراي انتقالي ليبي مقايسه كنيم تاثير فضاي فرهنگي و محيط سياسي، اجتماعي و اقتصادي بر افكار آنها بيشتر روشن مي‌شود. عبدالجليل روز اعلام آزادسازي ليبي براي مطمئن ساختن اسلامگرايان كشورش از اجراي شريعت، مساله مهم‌تري از آن پيدا نكرد كه تاكيد كند قانون منع تعدد زوجات لغو خواهد شد. ليبي گرچه در همسايگي تونس قرار دارد اما داشتن ذخاير عظيم نفتي اين امكان را به قذافي داده بود كه جامعه اين كشور را بسته نگاه دارد و در جهت اهداف سلطه‌جويانه خود به جاي ترويج هنجارهاي مدني همان ساختارهاي سنتي قبيله‌يي را حفظ كند. لذا ملاحظه مي‌كنيم كه رنگ و بوي اسلامگرايي در ليبي سنت‌گرايانه‌تر و متمايل به سلفي‌گري و ضدتجددخواهي است. بين تجربه تونس و ليبي بايد به مصر اشاره كرد. مصر در دهه‌هاي اخير همزمان زادگاه تجددخواهي اسلامي در شكل اخواني و همچنين مركز سنتگرايي در شكل سلفي بوده است. بر خلاف تونس كه جز النهضه حزب اسلامگراي مهم ديگري در انتخابات شركت نداشت در مصر سلفي‌ها حضور گسترده و پر رنگي دارند آنها ده‌ها مسجد و مدرسه را در كنترل خود دارند و از كمك‌هاي مالي نهادهاي رسمي و غيررسمي عربستان برخوردارند. انتخابات 28 نوامبر در مصر نقطه عطفي در رقابت بين اسلامگرايي تجددخواه و اسلامگرايي بنيادگراخواهد بود. اگر قبل از سال 2011 در هر كشور عربي به اسلامگرايان چه سنتگرا و چه متجدد فرصت حضور در انتخابات داده مي‌شد به خاطر آنكه تنها صداي متفاوت و مخالف حاكميت بودند، امكان پيروزي آنها زياد بود كما اينكه در الجزاير و غزه، اسلامگرايان بنيادگرا در انتخابات پيروز شدند. اما اكنون در كشورهايي كه از سلطه اقتدارگرايان خارج شدند؛ در يك انتخابات آزاد و عادلانه، مردم در كنار گزينه‌هاي ديگر امكان انتخاب بين تجددخواهان يا سنتگرايان اسلامگرا را نيز خواهند داشت. انتخابات مصر نقطه عطفي در رقابت بين اسلامگرايي تجددخواه و اسلامگرايي سنتگرا خواهد بود. سنتگرايان مصري آشكارا مي‌گويند كه شركت آنها در انتخابات به خاطر اعتقاد به دمكراسي نيست آنها نيز گرچه نظام شورايي را نظام ايده‌آل اسلامي مي‌داند ليكن برخلاف غنوشي و همتايان اخواني‌اش در مصر و تركيه دمكراسي را نزديك‌ترين نظام به نظام شورايي نمي‌دانند. اگر نتيجه انتخابات تونس در مصر تكرار شود و حزب اسلا‌مگراي «آزادي و عدالت» كه توسط اخوان‌المسلمين تاسيس شده و رويكردي سكولار نسبت به كاركرد دولت دارد، بتواند حدود 50- 40 درصد كرسي‌ها را از آن خود كند كه به نظر مي‌رسد دور از دسترس نخواهد بود، آنگاه بايد به صورت جدي‌تر به تجربه اسلامگرايي تجددخواه در تحولات آينده منطقه نگريست. شواهد و قراين نشان مي‌دهد كه اخواني‌ها در سوريه و يمن نيز شانس زيادي براي پيروزي در انتخابات‌هاي آزاد دارند. تصور اينكه در آينده نزديك شبكه‌يي از احزاب تجددخواه اسلامگرا در مصر، تونس، يمن و سوريه قدرت را در دست بگيرند، دور از ذهن نيست. اين شبكه در كنار حزب عدالت و توسعه تركيه كه كارنامه درخشاني در زمامداري خردمندانه ارايه كرده قطب جديد قدرت و سياست و انديشه سياسي در جهان اسلام و خاورميانه خواهد بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام