
رومينا تيموري
هفتهنامه معروف اكونوميست در مقالهيي در شماره 22 تا 28 اكتبر خود به مساله فريب داور و پيروزي در مسابقات ورزشي بدون توجه به روح ورزش پرداخته است. نويسنده اين مقاله با آوردن مثالهاي گوناگوني از ورزشهاي مختلف به اين مساله اشاره ميكند كه ورزش امروزه دنيا به دليل جريان داشتن پول زيادي در آن، تبديل به يك مسالهيي شده است كه ديگر روح ورزش در آن حاكم نيست. ديگر خبري از پهلواني نيست و همهچيز به قهرماني بستگي دارد.
ورزشكاران هميشه به حضور داوران نياز دارند. در بازيهاي المپيك باستاني، داوران هر چهار سال يك بار از خانوادههايي يونانيتبار كه در منطقهيي به نام اليس فرمانروايي ميكردند و بازيهاي المپيك در آنجا برگزار ميشد، انتخاب ميشدند. داوران كه لباس بنفش ميپوشيدند به واسطه سختگيريهايي كه در آن دوره نسبت به عملكردشان ميشد، عملكرد مناسبي داشتند.
داوران امروز فاقد چنين رفتارهاي بازدارندهيي هستند و ورزشكاران حرفهيي در مسيري كه حتي به فكر اجدادشان هم خطور نميكرد، قدم نهاده و مرتكب خطا ميشوند. در سال 1947، استفان پاتر نويسندهيي انگليسي، به طرز تمسخرآميزي لغت «مهارت در بردن بازي، بدون تخلف از مقررات بازي (Gamesmanship) » را ابداع كرد تا چگونگي بردن بازي بدون تقلب را توضيح دهد (او پيشنهاد ميكند كه تمركز حريف را از بين بردن بهتر از داور را گمراه كردن است) .
درآمدهاي هنگفت ورزشكاران امروزي، مشوق آنها به بدرفتاري است. در نتيجه هدف بازيكنان مسابقه نيست و فقط براي سيستم بازي ميكنند، سيستمي كه منجر به اشتباه انداختن داور و گرفتن نتيجه دلخواه ميشود و در نهايت اين امر هدف اصلي ورزش را از بين ميبرد. كمتر كسي مشتاق است تا ببيند مسابقه فوتبال به مسابقه نمايشي نزول پيدا كرده است (مانند برخي از ورزشهاي كشتي).
مسابقههايي همچون دو و ميداني، دوچرخهسواري و موتورسواري كمتر نمايشي به نظر ميآيند. اما در فوتبال شيرجه رفتن يا دايوينگ كه ميتواند منجر به گرفتن پنالتي و تغيير چرخه بازي شود بسيار شايع است و بهنظر خطا ميرسد. اين، بدون شك سختترين تصميم داوري در تمام ورزشهاست. اگرچه قوانين، برخوردهاي فيزيكي را محدود ميكند اما بازيكنان به سادگي از آن بهره ميبرند و گاهي نيز از مقررات جراحت سوءاستفاده ميكنند يا به بياني ديگر بهراحتي تمارض كنند. در فوتبال امريكايي زماني بازيكني مجروح ميشود، زمان را نگه ميدارند تا بازيكن جديد وارد زمين ميشود و تيم بتواند بازي خود را دنبال كند. اما در ماه گذشته دو بازيكن از تيم نيويورك جاينتز در بازي بدون اينكه برخوردي با آنها شده باشد روي زمين دراز كشيده بودند. آنها در واقع از يك ناتواني رنج ميبردند. اما برخي ديده بودند كه مربي اين تيم بدون متوقف كردن بازي، تعويضها را انجام داد. در يك مورد فاحش در سال 2009، تام ويليامز بازيكن انگليسي راگبي، خون مصنوعي از دهانش بيرون پاشيد، بنابراين توانست بازيكني كه از زمين بيرون رفته بود را باز گرداند. بعد از برد راگبي فرانسه از ولز در 15 اكتبر، مربي ولز صراحتا اعلام كرد كه به دليل اخراج كاپيتانش عصباني بوده و به بازيكن خود اجازه تمارض داده اما اين عمل اصلا اخلاقي نبوده است.
براي فريفتن داور هميشه نياز به چنين كارهاي سختي نيست. در بيسبال، داورها قرار است تنها توپ و ضربههايي كه به آن وارد ميشود را اعلام كنند. ماه گذشته طبق بررسيهاي صورت گرفته كه توسط مايكل فاست منتشر شد چگونگي فعاليت بازيكنان گيرنده تحت تاثير زمين بازي توضيح داده شد. نتيجه آن شد كه داوران خطاي بيشتري از دريافتكنندههاي توپ در بيسبال كه دستكشها و سرشان را به سرعت تكان ميدهند نسبت به آنهايي كه دست و گردنشان را ثابت نگه ميدارند، ميگيرند.
مديران ورزشي آرزوي راههايي براي پيشبرد صداقت دارند. بهترين اهرم فشار آنها، فناوري است. در سال 2006 بعد از اينكه اجازه بازخواني فيلم بازيهاي تنيس داده شد، ديگر روي خط رفتن بازيكنان چه سهوا و چه عمدا متوقف شد. اما ويديو در ورزشهايي مثل فوتبال كه بازي ادامهدار است، غير عملي است، زيرا متخصصان براي تشخيص، بايد بازي را متوقف كنند كه اين امر غير ممكن است. بعضي از روساي ورزشي مثل فيفا، كه بدنه جهاني فوتبال را اداره ميكنند از چنين تجهيزاتي بطور كل اجتناب ميكنند.
شيوه ديگر، تنبيه بازيكنان هنگام بد رفتاري است. بازيكنان هاكي روي يخ اگر با آرايش ديده شوند بايد ظرف 2 دقيقه زمين را ترك كنند و اين تنبيه كمك كرده تا اين عمل را انجام ندهند. در مقابل، بازيكنان فوتبال تنها يك كارت زرد براي نخستين بيحرمتي خود ميگيرند (كه به معناي ترك زمين نيست) . در سال 2008 يك مقام رسمي NBA گفت: متمارضين جريمه ميشوند اما تا به حال چنين اتفاقي نيفتاده است. تناقض در اينجاست كه تنبيه كساني كه تمارض ميكنند ممكن است تيمها را تشويق به حركات نمايشي بيشتري كند.
خطاي فريمينگ (framing) در بيسبال كه نوعي تقلب محسوب ميشود، براي سالهاي متمادي قسمتي از بيسبال بوده است و تيمهاي زيرك با تشخيص بازيكناني كه در انجام اين عمل حرفهيياند، امتيازهاي مثبتي ميگرفتند. بطور مشابه، برخورد فيزيكي با بازيكن صاحب توپ مهارت ارزشمندي در بسكتبال است، تا حدي كه بازيكن حريف را تحريك ميكند تا ضربهيي بر بازيكني كه داراي توپ است وارد كند تا منجر به افتادنش شود و گل زدن تيم رقيب غير ممكن شود. البته تيم رقيب در عوض اين شيطنت، ضربه خطاي با ارزشي به دست ميآورد. طرفداران ورزش معتقدند شيطنتهايي از اين دست، بدتر از تمارضهاي موجود است.