پنج شنبه، 26 آبان 1390 - شماره 2312
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
ميخ
مرداد 1390 ايران تهران


عكس: پيمان هوشمندزاده
هواي هم را داشته باشيم
حبيب رضايي

در زمانه‌يي هستيم كه «خلاقيت» به معني تام و تمام آن، در حصاري از سوءتفاهمات و سوءتعبيرها، سوءظن‌ها، خلاصه در كلكسيوني از «سوء»‌ها گرفتار آمده. حالا در اين وانفسا كه هردم از اين باغ، بري مي‌رسد... بيانيه از طرف خانه تئاتر صادر شده كه خود گوي سبقت را از همه آن كلكسيون‌داران كج‌بيني و مرزسازي، ربوده و اصلا مشخص نيست با كدام خردجمعي يا فردي و موقعيت‌سنجي، اين زمان را براي بروز آن همه بغض و نظرتنگي مناسب ديده‌اند، اماهرچه بوده و هركه بوده نياز به «اهدنا الصراط المستقيم» را بيش از پيش تجلي داده است. دوست استاد بزرگوار يا بزرگواران ناديده و نويسنده يا نويسندگان اين مرقومه، با كدام متر و معيار و داغ، مي‌توانيد اينچنين با قاطعيت هنرمنداني را «تئاتري» بناميد و هر كه جز اين مي‌بينيد را، ممنوع‌الورود!! كدام ماه‌گرفتگي يا نشان پنهان، شما را اينچنين مطمئن مي‌سازد از اين ياركشي و بيگانه‌سازي؟ صرف بازي در نمايش، (فارغ از كيفيت) يعني حكم به اهلي بودن در خانواده تئاتر؟ و تنها به خاطر نبودن آمادگي يا نداشتن پيشنهاد درخور و به دنبال آن، نيافتن فرصت براي حضور روي صحنه تا به امروز، يعني نااهل و تبعيدي بودن تا ابد از منظر خانه تئاتر؟ سروران، بهتر از اين حقير مي‌دانند كه «امنيت شغلي» بحثي فراگيرتر از اين تعابير بغض‌آلود است. پس هر كدام از تئاتري‌ها به قول شما (كه صاحب اين قلم هم اتفاقا جزو اين تيم خواهد بود) اگر يك بار هم ناپرهيزي كرد و به سراغ سينما يا سريال رفت بايد طرد شود و تبعيد، كه مثلا شايد اسرارمگو، باز گفته است؟ بگوييد تا ما هميشه شاگردان عرصه ادب و انصاف (كه آموخته‌ايم اينها، داشتن‌شان، نخستين اصل روي صحنه بودن است)، ياد بگيريم كه ما هم قبيله‌يي فكركينم، خودي نا خودي و نخودي صدا بزنيم و زمين خلاقيت را سيم خاردار بكشيم و پاي سند موهوم اين زمين، كه لابد، موجود است، با 10 انگشت مهر (به ضم ميم) و با صد صدا، ادعاي مهر (به كسر ميم) كنيم. دريادلي و مهرباني صحنه تئاتر يعني همين؟، پس قبول است كه از اين پس هركه بنا بر تشخيص، انتخاب يا حتي بد حادثه، سال‌هاي عمر خود را در سالن‌هاي ريز و درشت تئاتر گذرانده، (بازگو يا فارغ از كيفيت و تاثيرگذاري) اگر فرصتي هم دست داد كه عرصه ديگر نمايش، يعني تصوير و سينما را نيز، بيازمايد، بعضي از دوستان اهل آن يكي خانه، (خانه سينما) كه باز يا با تشخيص يا انتخاب يا بدحادثه، تا امروز فقط امكان هنرازماي در پرده سينما يا صفحه تلويزيون را داشته‌اند، بيايند وتابلوي ايست، ورود ممنوع دست بگيرند و اهل تئاتر را مانع شوند؟ كه چه شده؟ وا هنرا وا سينه چاكا، كه نفوذي داريم از دشمنان همسايه، اين تئاتري‌ها آمده‌اند ما سينمايي‌ها را كنار بزنند و بيكار كنند، چون كه لابد بايد باور كنيم جا كم است و خلاقيت به تعداد نيست، پس بايد بترسيم چيزي از اين قبا و خلعت تنگ، به ما نرسد؟!اين رسم ناخوشايند، اساتيد، پيامد حتمي بيانيه شما‌ستولي شما هم مي‌دانيد كه اين راهش نيست سروران. گستره بي‌مرز خلاقيت و هنر، تنها يك عيار دارد آن‌ هم ماندگاري‌ايست. كه نخستين قدم آن پذيرش اثر توسط مخاطب و بقاي آن در زمان است و بس. بياييد آن بازيگري را كه تا به امروز به هر دليل امكان سفر به سرزمين بي‌مثال تئاتر را نداشته، و حالا باز به هر دليل اين شانس يا ضرورت را يافته كه خود را به چرخه آزمون صحنه مزين كند، با روي گشاده پذيرا باشيم كه بخل و خساست از صحنه و ذات هنر، به دور است پس عيب خود را، خصوصيت تئاتر جا نزنيم. خانه‌يي و خانواده‌يي اگر هست كه هست، صاحبانش، مخاطبان و مردمان بهره‌ گيرنده از آنند، نه ما يا شما. ما و شما سروران - بي‌مناقشه در اين مثل- نهايتا چون يك متولي يا خادم مسجد و امامزاده، مسوول هدايت و راهنماي اهالي و مراجعين هستيم، نه صاحبخانه و عيارسنج. اينكه ديوارها را بلندتر كنيد، به معني حمايت از اهالي نيست كه خود مرتب درحال رفت و آمدند.، پس بهتر آنكه رسم ميزباني _كه ايراني‌ها شهره بوده‌اند به آن- نيك به جا آوريم، به هر بازيگري كه – به واسطه همين عنوان، خويشاوند هميم- و بر آستان صحنه، قدم گذاشته، لبخندي هديه كنيم و اگر با اسپند و عود هوايش را نداريم، دست‌كم با تنگ‌نظري و تهمت نيز، تيره و تارش نسازيم. اگر اهل بود و لايق، كه مي‌ماند و اهلي خانه مي‌شود و اگر حضورش و كار روي صحنه‌اش عيار و جلاي لازم را نداشت قطعا كسي سراغي بعدا از او نخواهد گرفت و خود از همان دركه آمده، برمي گردد. نگارنده به ياد ندارد كه دوستان خانه تئاترنشين، براي يكي از اعضاي جوان و ثابت صحنه‌هاي تئاتر كه در ديار غربت بر تخت بيمارستان با غول سرطان در نبرد بود و هست - يعني مجيد بهرامي عزيزمان- حتي در حد يك بيانيه، ابراز نگراني كرده باشند. خانه تئاتر بهتر نيست كه پيگير حال عزيزان موجود و تا همين ديروز فعال خود، باشد تا اينكه نگراني بي‌مورد خود را با تابلوي «ظرفيت تكميل است» به شكلي نامناسب، منتشركند؟«بازيگري» اصل است و اساس. حال چه صفحه كوچك تلويزيون باشد چه تالار و صحنه بزرگ تئاتر يا پرده نقره‌اي. مهم كيفيت محصول است. هيچ تضميني هم براي هيچ‌كدام نبوده و نيست كه صرفا چون فقط در وادي هنر «كار» مي‌كنيم پس هميشه مقبول و «ماندگار» هم خواهيم بود. بگذاريم زمان و مردمان، اجازه اقامت يا حكم تبعيد را به بازيگر ابلاغ كنند. نظارت استصوابي را به اهل سياست واگذاريم وبياييد ما كه به هرحال عنوان بازيگر را يدك مي‌كشيم محدوده جبري عرصه خود را، با چنين تحليل و تهاجم‌هاي تنگ‌نظرانه‌اي، تنگ‌تر و بي‌بركت‌تر، نكنيم و در اين كم هوايي، هواي هم را داشته باشيم. همين.
غيبت هنرمند يوناني در سمپوزيوم مجسمه‌
«آنتيموس ميرودياس»، هنرمند مجسمه‌ساز يوناني دعوت شده به سومين سمپوزيوم مجسمه سازي تهران در اين سمپوزيوم حضور نمي‌يابد.

به گزارش روابط عمومي سازمان زيباسازي شهر تهران، سيدمجتبي موسوي، دبير سومين سمپوزيوم مجسمه‌سازي تهران با بيان اينكه آنتيموس ميرودياس يوناني جزو پنج هنرمند دعوت شده براي حضور در اين سمپوزيوم بود، گفت: اگرچه تلاش بسياري براي حضور اين هنرمند مجسمه‌ساز نام آشناي يوناي صورت گرفت اما به دليل عدم صدور ويزاي آنتيموس ميردوياس، وي موفق به شركت در سومين سمپوزيوم مجسمه سازي تهران نشد.
شمس و امر اجتماعي
به بهانه سالروز تولد شمس لنگرودي
حافظ موسوي

در يكصد سال گذشته اغلب شاعراني كه مقبول مردم ما واقع شده‌اند، شاعراني بودند كه شعرشان داراي گرايش اجتماعي بوده است. نيما، شاملو، اخوان، فروغ و آتشي بخش عمده‌يي از شعرهايشان خصوصا آنهايي كه سر زبان‌ها افتاده است، اشعاري اجتماعي بوده كه (سپهري در اين ميان واقعا يك استثناست) به عبارت ديگر سنگ بناي شعر نوي پارسي توسط نيما با رويكرد اجتماعي گذاشته شد و خود نيما يكي از موفق‌ترين شاعران زبان فارسي است كه امر اجتماعي را در شعر خود بازتاب داده است. البته درك نيما از شعر اجتماعي با دركي كه شعر اجتماعي را مترادف شعارهاي سياسي مي‌داند متفاوت است. نيما در نامه‌‌يي به شاملو اين نكته را يادآوري كرده كه وظيفه شاعر اين نيست كه در شعرش از اجتماع و مردم حرف بزند يا به نفع آنها شعار دهد. بلكه وظيفه شاعر اين است كه اجتماع و مردم را در شعر خود به سخن در آورد. يا به عبارت ديگر زواياي پنهان جامعه را در شعر خود عيان كند. من در اين خصوص در كتاب «پانوشت‌ها» در ارتباط با نيما و شاملو نكاتي را كه به نظرم رسيده است مطرح كردم و نيازي به تكرار آن نيست. درباره شمس لنگرودي هم كه در اين گفت‌وگو مورد نظر شماست بايد عرض كنم كه بخش عمده‌يي از شعرهايش بجز چند كتاب اخيرش، شعرهايي اجتماعي است. «در خاكستر و بانو»، «قصيده لبخند چاك‌چاك»، «جشن ناپيدا» و «باغبان جهنم»، اين رويكرد كاملا غلبه دارد. رويكرد ديگري كه در شعرهاي اخير شمس پررنگ‌تر شده در بخشي از شعرهاي او رويكرد عاشقانه و در بخشي ديگر نوعي رويكرد هستي‌شناختي است كه البته اينها منافاتي باهم ندارند. كما اينكه بخش بزرگي از بهترين شعرهاي شاملو، شعرهاي عاشقانه اوست. من در مقاله نسبتا مفصلي كه درباره چند كتاب اخير شمس نوشته‌ام، سعي كرده‌ام، رابطه پنهاني را كه بين شعر غنايي/ تغزلي و امر اجتماعي وجود دارد نشان دهم. (اين مقاله يكي دو سال پيش در فصلنامه گوهران چاپ شده است) اين نكته را هم بايد اضافه كنم كه غلبه دو گرايش نامبرده در چند كتاب اخير شمس به اين معنا نيست كه او نسبت به آنچه كه در جامعه مي‌گذرد بي‌اعتنا شده است. شعرهايي كه او در چند سال اخير در واكنش به وقايعي كه گذشت سرود، از جمله شعرهايي بودند كه بازتاب بسيار گسترده‌يي يافت.
كاناپه
رفتن جن در اقتصاد
خوابيدن بختك بر سياست!

پوريا عالمي

محسن خليلي عراقي، كه استثنائا ربطي به سياست ندارد و به آبگرمكن بوتان ربط دارد و ريشش سفيد است، آمد روي كاناپه نشست و گفت: «در قديم وقتي كسي مريض مي‌شد او را كتك مي‌زدند تا جن از بدنش بيرون برود و خوب شود. اين همان كاري است كه امروز با توليد انجام مي‌شود.»گفتيم نمرديم يكي آمد و حرف دلش را ريخت روي داريه. اما چند تا نكته جني.

نكات اجنه

ما نفهميدم جن دقيقا كجا رفته. توي توليد؟ توي توليدكننده؟ توي مصرف‌كننده؟ الان كي را دارند كتك مي‌زنند كه جن ازش دربيايد؟ الان توليدكننده زير چك و لگد است؟ مصرف‌كننده زير مشت و مال است؟ «توليد» زير اين شتري است كه در خانه بورس و كشاورزي و معادن و شيلات و فرهنگ و اقتصاد و چي و چي نشسته بوده و حالا آمده و روي توليد نشسته است؟اگر واقعا جن رفته باشد توي توليد و جاهاي ديگر چي؟ آيا آن موقع ما نادم و پشيمان نمي‌شويم كه با جن‌گيرها و دعانويس‌هاي منسوب به جريان شترسواري كه دولا دولا نمي‌شود بد برخورد شده و نبايد دستگير مي‌شدند؟ جدني و واقعني عرض مي‌كنم. شايد واقعا جن رفته توي چرخ صنعت و اقتصاد مملكت و بايد واقعا آينه گرفت جلوش و اوراد خواند و كندر دود كرد كه جن بي‌مروت بكشد بيرون و برود. اگر واقعا بختك افتاده باشد و خوابيده باشد روي اقتصاد ما، چه كار بايد بكنيم؟ آيا آن موقع به صرافت اين نمي‌افتيم كه كاش شايعه‌هاي دور و بر اسفنديار رحيم‌مشايي جامه واقعيت بر تن مي‌كرد و مشايي مجهز به طلسم‌شكن اقتصادي و باطل‌السحرهاي ديپلماسي داخلي و خارجي داشت. جدني و واقعني مي‌گويم. نكته ديگر هم اينكه اگر باز هم فرضيه جني شدن اقتصاد را درست بدانيم، آيا موقعش نشده كه به قزوين رفته و خدمت چند آينه‌بين كاربلد برسيم و از آنها بخواهيم در آينه ببينند اين 3000ميليارد تومان الان كجاست؟در ضمن اين همه اكابر راست سنتي و راست افراطي و راست مدرن و راست چپكي و راست كجكي و راست متمايل و راست ناراست و راست روراست و راست راست و راست سرراست و ديگر طيف‌هاي سياسي محافظه‌كار مي‌خواهند پايداري كنند و هي پافشاري مي‌كنند اكابر و اصاغر راست با هم دوست شوند و متحد، خب نمي‌شوند. زوركي كه نيست. شايد براي اينها هم دعايي چيزي گرفته باشند. پيشنهاد ما اين است كه حالا كه تا قزوين مي‌رويم تا آينه‌بين 3000ميليارد تومان را پيدا كنيم، يك تك پا هم تا ساوه برويم تا دعانويس وردي بنويسد كه مهر محافظه‌كاران به دل هم بيفتد و به اتفاق و اتحاد برسند. اين هم از اين. يك مشكل هم حضور اصلاح‌طلبان (كدام اصلاح‌طلبان؟ ما نمي‌دانيم.) در انتخابات پيش رو است. يعني يك طوري شده كه با دست پس مي‌زنند كه اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس شركت نكنند، از آن طرف با پا پيش مي‌كشند كه اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات شركت نكنند مردم بيايند به كي راي بدهند؟ براي حل اين مشكل محافظه‌كاران هم ما پيشنهاد مي‌كنيم حالا كه تا قزوين براي آينه‌بين و تا ساوه براي دعانويس مي‌رويم يك سر هم برويم تا يزد تا يك رمال هم رمل بيندازد و ببيند مي‌تواند اصلاح‌طلبان را طلسم كند كه طلسم اختيار شوند و هر وقت گفتند بيايند وسط و هر وقت گفتند بروند كنار و صداشان هم درنيايد. يك مشكل ديگر روزنامه‌نگاران هستند كه انتقاد مي‌كنند و مو را از ماست مي‌كشند و اصلا مراعات نمي‌كنند و كارشان استخوان در گلوي عملكرد مسوولان است. براي حل مشكل روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي پيشنهاد مي‌كنيم حالا كه تا قزوين براي آينه‌بين و تا ساوه براي دعانويس و تا يزد براي رمال مي‌رويم تا مشكلات مملكت را حل كنيم، يك سر هم به يك شهر بين راه بزنيم و يك فال‌بين درست و درمان پيدا كنيم كه يك دعايي چيزي بنويسد يا چيزي بدهد چيزخور كنيم روزنامه‌نگاران را كه جز در منقبت رفتار مسوولان و جز در حلوا حلوا كردن گفتار قشنگ دولتمردان ننويسند. يعني طوري چيزخور شوند كه كور محبت شوند و جادوي عشق. طوري كه هيچ جادوگري نتواند طلسم‌شان را بشكند. بله. اين طوري كه روزنامه‌نگاران گزارش لاو استوري بنويسند و سرمقاله از نوع «من رو با خودت ببر فقط همين»، ديگري در مملكت مشكلي گزارش نمي‌شوند و همه‌چيز گل و بلبل مي‌شود.
عناوين اين صفحه
ميخ
هواي هم را داشته باشيم
غيبت هنرمند يوناني در سمپوزيوم مجسمه‌
به بهانه سالروز تولد شمس لنگرودي
رفتن جن در اقتصاد
رعايت انصاف در رابطه با خدا و مردم
نمايشگاه عكس‌هايي از محمدعلي سپانلو
مستند «تهران پايتخت ايران است» ساخته كامران شيردل
دعوت از اعضاي چاووش براي كنسرت محمدرضا لطفي
حضور گالري «اثر» با شش هنرمند در نمايشگاه هنر استانبول
بيش از 8 هزار پايان‌نامه قرآني توسط بانوان قرآن‌پژوه تدوين شده است

رعايت انصاف در رابطه با خدا و مردم
با خدا و مردم- چه در رابطه خود و چه با خويشان نزديك، و هر آن كس از مردم زير فرمانت كه گرايش خاصي به او داري- انصاف را رعايت كن، و گرنه دست به ستم خواهي آلود! و هر كه بر بندگان خدا ستم كند، نه با ستم‌ديده كه با خدا درگير شده است. و هر كه با خدا درآويزد، خداي منطقش را فرو مي‌كوبد و تا مرگ يا بازگشت، در جايگاه ستيز با هدا خواهد بود.

فرهنگ آفتاب (فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهج‌البلاغه)، عبدالمجيد معاديخواه


نمايشگاه عكس‌هايي از محمدعلي سپانلو
نمايشگاه عكس‌هايي از محمدعلي سپانلو به بهانه 71سالگي اين شاعر و مترجم از روز جمعه (27 آبان‌ماه) در گالري «آن» افتتاح مي‌شود. در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه كه شامل عكس‌هايي از دوران مختلف زندگي سپانلو است و به كوشش يارتا ياران برگزار مي‌شود، محمود دولت‌آبادي، جواد مجابي و. . . حضور خواهند داشت. اين نمايشگاه از ساعت 17 روز جمعه در گالري آن به نشاني ميدان ونك، ميدان شيخ بهايي، خيابان سئول، شماره 4 افتتاح مي‌شود.


روايت انقلابي از جنوب شهر
مستند «تهران پايتخت ايران است» ساخته كامران شيردل
يك – تصاويري از بر و بچه‌هاي جنوب شهر ديده مي‌شود. تصاوير دور و نزديكند. روي اين تصاوير صداي خانم معلم مدرسه شنيده مي‌شود. خانم معلم ديكته مي‌گويد؛ از روي كتاب و درباره تهران. تهراني كه آن سال‌ها شاه داشت و يك بخشي از كتابش را به كل اختصاص داده بودند به توصيفاتش و اينكه چقدر همه‌چيز خوب است و فلان. از اين طرف هنوز بچه‌هاي قد و نيم قد با سر و وضعي نا به سامان ديده مي‌شوند. خانم معلم هم ول كن نيست و همان‌ها كه در كتاب است را مي‌خواند و بچه‌ها مي‌نويسند. و بعد صداي خانمي شنيده مي‌شود كه از خدمات سازمان متبوعش سخن مي‌گويد. اينكه چقدر براي سامان دادن اوضاع وخيم محله‌هاي فقيرنشين و جنوب تهران تلاش شده است و آمار ي ارايه مي‌كند كه اصلا اوضاع خوب است. اما ما هنوز همان تصاوير دردناك مي‌بينيم. صدا با تصوير همخوان نيست. همين دروغ عجيب سوژه اصلي فيلم است. و فيلمساز با تحكمي انقلابي و در عين حال حفظ شيطنت‌هاي خاص خود «تهران پايتخت ايران است» را ساخته است.

دو – كامران شيردل مستندساز شناخته شده، و به واقع يكي از مهم‌ترين سينماگران موج نو سينماي ايران است. او با ساخت مستندهاي اجتماعي و با شكل و شمايل خاص خود توانست جرياني منحصر به فرد را در جريان سينماي مستند ايران ايجاد كند و فيلم‌هايي را توليد كند كه تا هنوز هم از ماندگارترين آثار سينماي مستند ايران باشد. «اون شب كه بارون اومد» شيردل توانست به انتخاب مجله «سايت‌اند ساند» يكي از 10 جواهر ناشناخته سينماي مستند جهان هم باشد. او اين اقبال را داشته تا تنها مستندساز ايراني باشد كه در بسياري كشورهاي مهم و صاحب سينماي جهان برايش بزرگداشت برگزار شود و فيلم‌هايش را به نمايش بگذارند. بختي كه در ايران كمتر براي او در نظر گرفته شد و بداقبالي او و ما كه عمده كارهايش با نسخه‌هاي كم كيفيت و بي‌كيفيت موجود است، و برخي انگار نيست و نابود شده‌اند. فيلم‌هاي شيردل كه عموما تاريخ پيش از سال 57 را بر خود دارند، عموما مهر توقيف حكومت طاغوت را بر خود ديدند. هر فيلم او با بي‌مهري سازمان فرهنگ و هنر مواجه مي‌شد. همين «تهران پايتخت ايران است» و «قلعه» كه توليدي تقريبا همزمان دارند، هر دو توقيف شدند. يكي در ميانه راه كه باعث شد، فيلم چندين سال بعد با عكس‌هايي از كاوه گلستان از شهر نو تكميل شود. سكانس پاياني فيلم هم به يادماندني است؛ زني كه تا به حال گزارشش را با جديت مي‌خوانده مي‌پرسد: «خوب بود؟» و دوربين وارد غاري در جنوب شهر تهران مي‌شود كه هروئيني‌ها و گرسنگان خوابيده‌اند و از نور دوربين و دوربين صورتشان را بر مي‌گردانند. اين تصويري است كه شايد هيچگاه از ذهن بيننده‌اش خارج نشود.

سه – كامران شيردل پس از «تنهايي اول» كه در كيش ساخته شد و تاكنون مستند نساخته است. پروژه‌يي در دست ساخت داشت كه آنهم به دلايلي از در نيمه‌هاي راه از توليد بازماند و هنوز پرونده‌اش باز است. «تهران پايتخت ايران است» در سال 44 ساخته شد، و تا سال 59 فرصت نمايش نداشت، فيلم به سرعت توقيف شد. اين فيلم 18 دقيقه‌يي در سال 59 در نخستين جشنواره سينمايي جمهوري اسلامي ايران به نام «ميلاد» به نمايش درآمد. كراكو، مسكو، لايپزيك، فلورانس و كلكته ديگر شهرهايي بودند كه پذيراي فيلم شيردل شدند. به غير از اينها و در اين سال‌هاي اخير در بيشتر بزرگداشت‌هايي كه براي شيردل برگزار شده نمايش داده شده است.


دعوت از اعضاي چاووش براي كنسرت محمدرضا لطفي
تمام نوازندگان و خوانندگان دو گروه عارف و شيدا در دوران چاووش، از طرف محمدرضا لطفي براي شب كنسرتش دعوت شدند. به گزارش ايلنا، بهراد توكلي (مدير برنامه محمدرضا لطفي) با اعلام حضور نوازندگان و خوانندگان دو گروه عارف و شيدا در دومين شب كنسرت محمدرضا لطفي توضيح داد: «محمدرضا لطفي براي همدلي بيشتر با هنرمندان كانون چاووش شخصا با فرستادن نامه، به كنسرت گروه بزرگ همنوازان شيدا؛ اين گروه را در تاريخ 26 آبان جاري دعوت كرده است.» كنسرت گروه بزرگ همنوازان شيدا به سرپرستي و آهنگسازي محمدرضا لطفي 25 تا 27 آبان ساعت 21 در سالن نمايشگاه به صحنه مي‌رود.


حضور گالري «اثر» با شش هنرمند در نمايشگاه هنر استانبول
گالري اثر در ششمين نمايشگاه هنر استانبول، آثاري از عليرضا آدم‌بكان، آزاده رزاق‌دوست، بابك روشني‌نژاد، سميرا عليخانزاده، رضا لواساني و احمد مرشدلو را به نمايش مي‌گذارد. نمايشگاه هنر استانبول يكي از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين رخدادهاي هنري تركيه است كه طي چهار روز از فعاليت خود گالري‌هاي اثرو هما از ايران، مجموعه‌داران و هنرمندان كشورهاي مختلف را ميزباني مي‌كند. اين نمايشگاه از سوم تا ششم آذرماه در مركز همايش و نمايش استانبول، ساختمان روملي، سالن لطفي كردار برگزار مي‌شود.


دكتر احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي:
بيش از 8 هزار پايان‌نامه قرآني توسط بانوان قرآن‌پژوه تدوين شده است
دبير همايش بين‌المللي بانوان قرآن‌پژوه اظهار كرد: بانوان قرآن‌پژوه ما بعد از انقلاب به اندازه‌يي كار كرده‌ و در زمينه‌هاي قرآني پيشرفت كرده‌اند كه در هيچ يك از كشورهاي اسلامي نظير و مانندي براي آن پيدا نمي‌شود. حجت‌الاسلام دكتر احمد احمدي، دبير همايش بين‌المللي بانوان قرآن‌پژوه گفت: هم‌اكنون بيش از 8 هزار پايان‌نامه قرآني از بانوان قرآن‌پژوه جمع‌آوري شده است. وي عنوان كرد: هر سال تعدادي از بانوان اهل‌سنت نيز كه در زمينه قرآني فعاليت مي‌كنند به اين همايش دعوت و تجليل مي‌شوند و آنان فعاليت‌هاي قرآني خود را ارايه ‌دهند و در اين مسير تشويق و ترغيب ‌مي‌شوند. وي اظهار كرد: سال ‌آينده ميلادي نجف اشرف به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام معرفي شده كه از همه كشورهاي اسلامي در اين شهر مقدس حضور پيدا مي‌كنند و ما نيز مجموعه پايان‌نامه‌هاي قرآني را كه منتشر شده به صورت لوح فشرده به آنجا خواهيم برد. دبير همايش بين‌المللي بانوان قرآن‌پژوه عنوان كرد: تاثير بانوان بعضي مواقع از آقايان بيشتر است، به تعبير ديگر مرد از دامن زن به معراج مي‌رود، همچنين تاثيري كه تربيت كودك در سلامت يك منطقه دارد، بسيار با اهميت است.

تجليل از 25 فعال قرآني

دبير علمي همايش بين‌المللي بانوان قرآن‌پژوه از تجليل 25 بانوي قرآن‌پژوه در نهمين دوره اين همايش در روز 26 آبان‌ماه با حضور رييس مجلس شوراي اسلامي خبر داد. حجت‌الاسلام محمد عبداللهيان، دبير علمي همايش بين‌المللي بانوان قرآن‌پژوه با اعلام اين مطلب افزود: در نهمين همايش بين‌المللي بانوان قرآ‌ن‌پژوه كه امروز برگزار مي‌شود، از هشت نفر از بانوان فعال قرآني در رشته‌هاي هنري از سراسر كشور و هشت نفر از مفسران، پژوهشگران و مدرسان قرآن كريم و چهار نفر از رشته‌هاي حفظ، قرائت، داوري و مربيگري مسابقات قرآن كريم تجليل مي‌شوند. حجت‌الاسلام عبداللهيان گفت: 5 نفر نيز از برگزيدگان بين‌المللي از كشورهاي كانادا، هند، تونس و دو كشور آفريقايي در اين همايش حضور پيدا مي‌كنند. در اين همايش دكتر«علي لاريجاني»، رييس مجلس شوراي اسلامي، به عنوان ميهمان ويژه حضور پيدا مي‌كند و «محمدباقر قاليباف»، شهردار تهران نيز به ايراد سخن مي‌پردازد. وي گفت: مكان برپايي اين همايش همچون سال گذشته، سالن برج ميلاد است كه اين همايش در روز پنج‌شنبه، 26 آبان‌ماه از ساعت 8 تا 15 برگزار مي‌شود. وي اضافه كرد: در اين دوره از همايش بانوان قرآن‌پژوه نيز با همكاري خبرگزاري ايكنا، ويژه‌نامه «رايحه» به انعكاس اخبار و مصاحبه‌ با كارشناسان و نفرات برتر اين همايش اختصاص يافته كه مانند سنوات گذشته در روز برپايي همايش توزيع خواهد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام